نویسنده = سمیه امیرتیموری
اقتصاد محیط زیست

بررسی تأثیر تخریب محیط ‏زیست بر امنیت غذایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آذر 1404

https://doi.org/10.22034/envj.2025.533160.1521

نگار قاسمی، سمیه امیرتیموری، محمد رضا زارع مهرجردی، حمیدرضا میرزایی خلیل‌آبادی

چکیده مقدمه: در حال حاضر، تأمین امنیت غذایی پایدار که یکی از اساسی‌ترین الزامات توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی در سطح ملی و بین‌المللی محسوب می‌شود، با تهدیدات متعددی روبه‌رو است. افزایش روزافزون جمعیت، بهره‌برداری بی‌رویه و ناپایدار از منابع خاک، آب و انرژی، و شدت گرفتن تغییرات اقلیمی، از مهم‌ترین عواملی هستند که نه‌تنها تعادل زیست‌محیطی را بر هم زده‌اند، بلکه مسیر دستیابی به اهداف توسعه پایدار را نیز با چالش‌های عمیقی مواجه کرده‌اند. در این میان، نقش تخریب محیط‌زیست ناشی از فعالیت‌های انسانی، به‌ویژه انتشار گازهای گلخانه‌ای، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر کاهش کیفیت و کمیت تولیدات کشاورزی، بیش از پیش مورد توجه محققان و سیاست‌گذاران قرار گرفته است. انتشار این گازها نه‌تنها موجب گرم‌تر شدن زمین و بروز پدیده‌هایی نظیر خشکسالی، سیلاب و تغییر الگوهای بارشی شده‌اند، بلکه شرایط اقلیمی پایدار مورد نیاز برای تولید غذا را نیز مختل کرده‌اند. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر تخریب محیط‌زیست، با تمرکز خاص بر انتشار گازهای گلخانه‌ای، بر امنیت غذایی (تولید غذا) در کشورهای عضو گروه D8 انجام گرفته است.
مواد و روش‏ ها: برای تحلیل تجربی، مدلی اقتصادسنجی با متغیر وابسته شاخص تولید غذا و متغیرهای مستقل شامل زمین‌های کشاورزی، رشد جمعیت، انتشار گازهای گلخانه‌ای (به‌عنوان شاخص تخریب محیط‌زیست) و تورم مواد غذایی طراحی شد. به ‏منظور برآورد پارامترهای مدل، روش داده‌های تابلویی مورد استفاده قرار گرفت. ابتدا، مانایی متغیرها از طریق آزمون لوین، لین و چو (LLC) بررسی و سپس، با توجه به نامانایی یکی از متغیرها، آزمون هم‌انباشتگی کائو برای تأیید وجود رابطه بلندمدت به‌کار گرفته شد. در نهایت، بر اساس آزمون‌های F لیمر و هاسمن، مدل مناسب (اثرات ثابت) انتخاب و با روش GLS برآورد گردید. داده‌های مورد نیاز برای دوره زمانی 1994 تا 2023 از بانک جهانی استخراج شد.
نتایج: یافته‌های تحقیق نشان داد که متغیرهای تورم مواد غذایی و زمین‌های کشاورزی تأثیر مثبت و معناداری بر شاخص تولید غذا دارند؛ به‌طوری‌که افزایش یک واحدی زمین‌های کشاورزی منجر به افزایش 1186/0 واحدی شاخص تولید غذا می‌شود. همچنین با یک واحد افزایش در تورم مواد غذایی، شاخص تولید غذا 0194/0 واحد افزایش می‌یابد. در مقابل، رشد جمعیت و تخریب محیط‌زیست تأثیر منفی و معناداری بر شاخص تولید غذا دارند. هر واحد افزایش در رشد جمعیت، شاخص تولید غذا را به میزان 9712/14 واحد کاهش می‌دهد و افزایش یک واحدی در انتشار گازهای گلخانه‌ای سبب کاهش 2817/0 واحدی شاخص تولید غذا می ‏شود.
بحث: نتایج تحقیق مؤید آن است که تخریب محیط‌زیست به‌عنوان یک عامل تهدیدکننده، ظرفیت تولید غذا را در کشورهای عضو D8 کاهش می‌دهد. افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای و پیامدهای آن نظیر تغییرات اقلیمی، خشکسالی و گرم شدن کره زمین، مستقیماً امنیت غذایی را به خطر می‌اندازد. همچنین، رشد سریع جمعیت بدون توسعه متناسب زیرساخت‌های کشاورزی و منابع طبیعی، فشار مضاعفی بر سیستم‌های غذایی وارد می‌کند. از سوی دیگر، افزایش قیمت مواد غذایی می‌تواند به‌عنوان یک مشوق اقتصادی، کشاورزان را به تولید بیشتر ترغیب کند. بر این اساس، سیاست‌گذاری هوشمند در چهار محور اصلی شامل حفاظت از زمین‌های کشاورزی، مقابله با تخریب محیط‌زیست، مدیریت رشد جمعیت و تقویت انگیزه‌های اقتصادی، برای ارتقای ظرفیت تولید غذا در این کشورها ضروری است.

اقتصاد محیط زیست

بررسی رابطه بین مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر و تخریب محیط زیست

دوره 10، شماره 90، زمستان 1404، صفحه 15-30

https://doi.org/10.22034/envj.2025.485997.1427

مهسا شجاعی ‏فر، سمیه امیرتیموری، محمد رضا زارع مهرجردی

چکیده مقدمه: در دهه‌‏های اخیر، فعالیت‌های انسانی به‏‌طور قابل توجهی به محیط‌زیست آسیب وارد کرده است و در حال حاضر، انتشار گازهای گلخانه‏‌ای و گرم شدن کره‏ی زمین از مهم‏ترین مسائل زیست محیطی هستند. استفاده از انرژی‏‌های فسیلی سهم عمده‏ای در انتشار گازهای گلخانه‌‏ای و در نتیجه تخریب محیط زیست توسط بشر داشته است. با توجه به نقش انرژی‌های تجدیدپذیر در کاهش انتشار آلاینده‌ها و در نتیجه کاهش تخریب محیط‌زیست، استفاده بیشتر از این انرژی‌‏ها توجه کشورها را به خود جلب کرده است. لذا، در این مطالعه به بررسی رابطه بین مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر و تخریب محیط زیست (شاخص ردپای اکولوژیک) در 38 کشور با درآمد متوسط رو به پایین طی دوره زمانی 1997 تا 2020 پرداخته شده است. 
مواد و روش‌‏ها: بدین منظور از سیستم معادلات همزمان و روش حداقل مربعات سه مرحله‌ای (3SLS) استفاده شد. به‏‌منظور تخمین سیستم معادلات همزمان، اول مانایی متغیرها بررسی و برای پرهیز از رگرسیون ساختگی با استفاده از آزمون کائو، هم انباشتگی معادلات مورد بررسی قرار گرفت. سپس با استفاده از آزمون هاسمن، انتخاب از بین دو روش تخمین داده‎های ترکیبی صورت گرفت. پس از آن، آزمون اریب همزمانی به‌‏منظور بررسی وجود همزمانی بین متغیرهای درون‌زا انجام شد و در نهایت به‏‌منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، سیستم معادلات با استفاده از روش 3SLS برآورد گردید. آمار و اطلاعات لازم از سایت شبکه جهانی ردپا و پایگاه اطلاعات و آمار بانک جهانی برای دوره زمانی 2020-1997 جمع‏آوری شد. 
نتایج: نتایج تجربی نشان داد که بین تخریب محیط زیست و مصرف انرژی‏‌های تجدیدپذیر یک رابطه منفی وجود دارد و با افزایش یک واحدی مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر، ردپای اکولوژیک 0071/0 کاهش می‌یابد. با افزایش یک واحدی متغیرهای سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، شهرنشینی، نوآوری‌های تکنولوژیک و رشد اقتصادی، میزان مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر به‌‏ترتیب 78/0،  32/0، 06/0 و 33/9 واحد کاهش می‏‌یابد. میزان مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر با افزایش یک واحدی در متغیر رانت منابع طبیعی، 34/0 واحد افزایش می‌یابد. یک واحد افزایش در متغیرهای تولید محصولات زراعی، شاخص تولیدات دامی، شاخص توسعه مالی سبب افزایش 0022/0، 0042/0 و 0107/0 واحدی ردپای اکولوژیک خواهد شد. با افزایش یک واحدی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، ردپای اکولوژیک 023/0 واحد کاهش می‏‌یابد.
بحث: نتایج نشان داد که با افزایش مصرف انرژی‌‏های تجدیدپذیر می‏‌توان کیفیت محیط زیست را بهبود بخشید. بخش مالی، منابع را به بنگاه‌هایی تخصیص داده که منجر به افزایش پسماندهای صنعتی، انتشار آلودگی‏‌ها و در نتیجه تخریب محیط‌زیست شده است. بخش کشاورزی از طریق پرورش دام، آمونیاک موجود در کودها در مزارع کشاورزی، تالاب‌های فاضلاب‌های دامی، ذبح حیوانات گوشتی، تولید ذرت و پروتئین سویا، پالایش قند، فرآوری پشم و موارد دیگر سبب ایجاد آلودگی و تخریب محیط زیست شده است. سرمایه‏‌های خارجی می‌‏تواند تخریب محیط زیست را با تسهیل توسعه فن‏آوری‏‌های مدرن دوستدار محیط زیست کاهش دهد. افزایش بازدهی منابع طبیعی به مردم انگیزه می‌دهد تا از آن‌ها به‏طور مؤثر و کارا استفاده کنند و مصرف انرژی‏‌های تجدیدپذیر را افزایش می‏‌دهد. لذا هدایت سرمایه‌گذاری‏‌های مستقیم خارجی و نوآوری‌های تکنولوژیک به سمت استفاده بیشتر از انرژی‌‏های تجدیدپذیر، افزایش بازدهی منابع طبیعی، هدایت منابع ملی به سمت فعالیت‏‌ها و تکنولوژی‏‌های سازگار با محیط زیست، افزایش بهره‌‏وری تولید محصولات زراعی و دامی و استفاده از فن‏‌آوری‏‌های سازگار با محیط زیست در بخش کشاورزی می‏‌تواند به کاهش تخریب محیط زیست کمک نماید.