نویسنده = رسول زمانی احمدمحمودی
آلودگی آب

بررسی اثرگذاری دستگاه مکانیزه ضدعفونی کننده آب با استفاده از اشعه فرابنفش بر آب خروجی مزرعه پرورش ماهی قزل آلای رنگین‌کمان

دوره 8، شماره 81، پاییز 1402، صفحه 30-43

https://doi.org/10.22034/envj.2023.401372.1300

رسول زمانی احمدمحمودی، اسماعیل پیرعلی خیرآبادی، حسین رحیمی پردنجانی

چکیده مقدمه: آبزی­‌پروری شامل تکثیر و پرورش گیاهان آبزی، جانوران و سایر موجودات برای اهداف تجاری، تفریحی و علمی می‌­باشد که امروزه توجه زیادی را به خود جلب کرده است. با این‌­حال، توسعه­‌ی کنترل نشده­ی آن مانند هر فعالیت تولیدی دیگر اثرات مخربی بر محیط‌زیست داشته و لذا حذف آلاینده‌­های آب امری مهم محسوب می‌­گردد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرگذاری دستگاه مکانیزه ضدعفونی­‌کننده آب با استفاده از اشعه فرابنفش (UV) با دوزهای مختلف بر کاهش میکروارگانیسم‌­های آب خروجی مزارع پرورش ماهی قزل­‌آلای رنگین­‌کمان بود. هم­چنین کارایی این دستگاه در غیرفعال کردن پاتوژن­‌ها، در دبی‌­ها و میزان کدورت­‌های مختلف آب مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‌­ها: مکان اجرای طرح مورد مطالعه در یک مزرعه‌ پرورش ماهی قزل­‌آلای رنگین‌­کمان با ظرفیت 30 تن واقع در شهرستان کیار در 30 کیلومتری مرکز استان چهارمحال و بختیاری بود. دستگاه UV با دوز­های مختلف (60، 120، 180 و 240 mW/cm2 milliwatt- = joule) روی آب خروجی کارگاه پرورش ماهی، با کدورت­‌ها و دبی­‌های مختلف (5/2، 5، 10، 15، 20 و 25 لیتر بر ثانیه) تابیده شد. سپس نمونه‌­برداری از آب کارگاه قبل و بعد از نصب دستگاه گندزدایی UV انجام شد. میانگین شمارش کلی­فرم کل و کلی­فرم مدفوعی، قارچ و مخمر هر کدام با سه تکرار محاسبه شد. به منظور بررسی تغییرات درصد حذف میکروارگانیسم‌­ها در دوزهای مختلف UV از رگرسیون پروبیت (Probit) در محیط نرم‌­افزار SPSS در سطح آماری 001/0 استفاده شد. رسم نمودارها با استفاده از نرم‌افزار  Microsoft Excel 2016 انجام گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که افزایش دبی آب و کدورت آب، باعث کاهش راندمان حذف میکروارگانیسم‌­های هدف می‌­شود. هم­چنین با افزایش دوزUV، درصد حذف کلی­فرم کل، کلی‌فرم مدفوعی، قارچ و مخمر افزایش پیدا می­‌کند به­‌طوری­‌که در دوز  mJ/cm256 میزان کلی فرم­ کل، کلی‌فرم مدفوعی، قارچ و مخمر به­‌ترتیب 7/1، 2/3، 7/0 و 86/0 log کاهش یافت در­حالی­‌که در دوزهای  mJ/cm2 185و 167 تراکم کلی­فرم کل و مدفوعی 23 برابر و تراکم کلنی­‌های قارچ و مخمر بین 7/0 تا 6/1 log کاهش پیدا کرد. در دوز حدود  mJ/cm2 100 الی 120 تقریباً حذف کامل کلی­فرم کل، کلی­فرم مدفوعی و قارچ­‌ها صورت گرفت، ولی برای حذف کامل مخمر­ها بسته به میزان دبی آب و کدورت آب، به‌­طور قابل ملاحظه­‌ای به دوزهای بیشتری از اشعه UV احتیاج است (تا حداکثر mJ/cm2 240). همچنین نتایج رگرسیون پروبیت نشان داد در دوز mJ/cm2 50/40،  mJ/cm22/20، mJ/cm2 31/30، و  mJ/cm2 36/14 به ترتیب پنجاه درصد جمعیت مخمر (001/0 P<،16Z=)، قارچ (001/0 P<،5/13Z=)، کلی­فرم مدفوعی (001/0P<،77/22 Z=) و کلی­فرم کل (001/0 P<، 8/6Z=) حذف خواهد شد.
بحث: به­‌طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که در دوز mJ/cm2 20 حذف تدریجی میکروارگانیسم‌­ها شروع می­‌شود و در دوز­های بالاتر ازmJ/cm2  120 از شدت حذف میکروارگانیسم‌­ها کاسته می­‌شود. بنابراین تابش دوزهای اشعه فرابنفش متناسب با کیفیت آب مزارع پرورش ماهیان، می‌­تواند باعث حفظ سلامت سیستم و به تبع آن افزایش بهره­‌وری گردد. اطلاعات به­‌دست آمده از این طرح می‌­تواند برای سیستم‌­های تجاری تصفیه آب و سیستم‌­های مداربسته آبزیان مفید باشد. مطالعات بیشتری برای کارائی حذف ویروس­‌ها در آب توسط اشعه فراینفش نیاز است.  احداث حوضچه رسوب­‌گیر و فیلتر کردن آب با روش‌­های مختلف مانند استفاده از فیلترهای شنی قبل از استفاده از اشعه فرابنفش به­‌منظور کاهش بار ذرات معلق در آب و افزایش کارآیی دستگاه ضدعفونی­‌کننده پیشنهاد می­‌شود.

کمی سازی تأثیر انتشار کهور آمریکایی (Prosopis juliflora) بر پوشش گیاهی بومی در جنوب ایران

دوره 7، شماره 77، پاییز 1401، صفحه 1-12

https://doi.org/10.22034/envj.2022.159953

فاطمه ایزدی، عاطفه چمنی، رسول زمانی احمدمحمودی

چکیده پیشینه و هدف: یکی از مهم­ترین گونه­ های گیاهی مهاجم ایران، درخت کهور آمریکایی (Prosopis juliflora) است که گستره­ بزرگی از جنوب و جنوب شرق ایران را تحت کنترل خود در آورده است. اثر این گونه به حدی است که کهور آمریکایی، گونه غالب و در مواردی تنها گونه درختی در بیشتر اکوسیستم ­های ساحلی جنوب ایران بشمار می ­آید. صرف نظر از تخلیه آب­ های زیر زمینی به عنوان تنها منبع آب شرب جوامع محلی و از بین بردن غذای دام­، ساده سازی اکوسیستم به تنها یک گونه درختی، زنگ خطر جدی برای از دست روی تعادل آن و بروز اثرات جدی اقتصادی و اجتماعی است.  با توجه به اهمیت مدیریت درختان کهور آمریکایی در جنوب ایران، این تحقیق به شناسایی گستره­ی انتشار درختان کهور آمریکایی با استفاده از پردازش تصاویر ماهواره­ای پرداخته است.
مواد و روش ها: از میان 45 گونه ­ی شناسایی شده از جنس Proposis، تعداد کمی از آن­ ها مخصوصاً کهور آمریکایی به عنوان گونه ­های مهاجم شناخته می­ شوند. این گیاه در اروپا به عنوان تهدید کننده ­ترین گیاه مهاجم شناخته می­ شود. در فهرست قرمز اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست، از کهور آمریکایی به عنوان یکی از 100 گونه­ ی مهاجم تهدید کننده دنیا نام برده شده است. در این مطالعه، منطقه ­ای به وسعت 1850 کیلومتر مربع در حد فاصل دو شهر سیریک تا جاسک کهنه مورد بررسی قرار گرفت. برای تهیه نقشه پوشش درختی منطقه، از پردازش سلول-مبنای تصاویر ماهواره لندست 8 (سنجنده OLI) استفاده شد. واحدهای اراضی (نواحی با پوشش خاک و گیاه همکن) با بهره­ گیری از پردازش شی­گرای تصاویر ماهواره لندست 8 تولید گردید. در آخر، طبقات غالبیت کهور آمریکایی نسبت به سایر درختان در هر واحد محاسبه و تغییرات تراکم تاج پوشش هر طبقه با استفاده از شاخص­ گیاهی سنجنده مودیس در یک دوره 20 ساله مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بر اساس نتایج حاصل، 13417 هکتار از منطقه مورد مطالعه توسط انواع درختان پوشیده شده است. طبقه درختان کهور آمریکایی به عنوان دومین طبقه درختی وسیع (وسعت 3991 هکتار، 29 درصد از کل پوشش درختی) با توزیعی ناهمگن و اغلب در نواحی با خاک­ های سبک و شور موجود در مسیر آبراهه ­ها قرار گرفته­ اند. مناطقی با غالبیت شدید کهور (بیش از 60 درصد)، معادل 11 درصد وسعت منطقه دیده شد که بیشتر در قسمت­ های مرکزی منطقه قرار دارند.
 بحث: نتایج حاصل از طبقه­ بندی تصاویر ماهواره ­ای نشان داد که نواحی به شدت اشغال شده توسط درختان کهور آمریکایی بیشتر در امتداد رودخانه­ ها و مسیل­های اصلی است که از ارتفاعات شرقی به سمت آب­ های تنگه هرمز امتداد یافته است. بدین ترتیب، نزدیکی به رودخانه­ها و آبراهه­ ها را می­توان به عنوان یکی از مهم­ ترین عوامل محیطی مؤثر در شیوع این درختان در نظر گرفت. در نواحی با غالبیت شدید درختان کهور آمریکایی، انتظار می­ رود تا زیست توده گیاهی افزایش چشمگیری داشته باشد. در این مطالعه، اعداد بالای NDVI در واحدهای طبقه 4 نیز گویای این مطالب است. با این حال، نکته قابل توجه، نرخ افزایشی مقادیر متوسط این شاخص گیاهی در طول 20 سال گذشته در واحدهای طبقه 4 است که هم اکنون نیز با سرعت بالایی در حال افزایش و متوسط NDVI آن از سال 2017 میلادی از مقدار 5/0 عبور کرده است. این امر نشان­دهنده­ی روند رو به رشد گسترش کهور آمریکایی در منطقه و حتی در نواحی است که در طول دهه ­های پیش میزبان این گونه مهاجم بوده­اند.

سنجش نگرش ساکنان شهری در زمینه مدیریت مواد زائد جامد شهری (مطالعه موردی شهر شهرکرد)

دوره 7، شماره 76، تابستان 1401، صفحه 1-11

https://doi.org/10.22034/envj.2022.151267

رسول زمانی احمدمحمودی، نسرین قرهی، سمیرا بیاتی، حجت الله خدری غریب‌وند، مهناز امینی، فاطمه اسدی

چکیده پیشینه و هدف: مدیریت مواد زائد جامد شهری در قرن اخیر به یک مسأله مهم محیط زیستی تبدیل شده است. مطالعه حاضر برای سنجش نگرش و آگاهی مردم در ارتباط با مدیریت پسماند شهری در شهرکرد انجام شده­ است. مواد زائد جامد در شهرکرد اغلب شامل زباله­ های خانگی، تجاری، صنعتی، ساختمانی و زراعی می­ باشند. این زباله ­ها به­ صورت غیرتفکیک شده دفن می­شوند و درصدی از زباله ­ها بدون هیچ­گونه مدیریتی باقی می­ مانند. از آن ­جا که کارخانه بازیافت در استان چهارمحال و بختیاری وجود ندارد، بسیاری از پسماندها ­که ارزش اقتصادی بالایی دارند، بدون بهره از بین می ­روند. با توجه به نقش تأثیرگذار مدیران و برنامه­ ریزان شهری و استانی، با کمی تأمل و قبول نقش افراد جامعه در چرخه مدیریت می ­توان بسیاری از مشکلات مربوط به مراحل بعدی سیستم دفن پسماند را به حداقل ممکن کاهش داد.
مواد و روش ­ها: به­ منظور انجام این مطالعه از روش ترکیبی (روش‌های میدانی، کتابخانه‌ای و اسنادی، تحلیلی و توصیفی) استفاده شد و شهر به سه ناحیه تقسیم و در هر ناحیه به­ طور تصادفی پنجاه پرسشنامه توزیع شد. روایی پرسشنامه‌ها توسط متخصص در زمینه مواد زائد دانشگاه­ های علوم پزشکی کشور و پایایی آن توسط تست آلفا کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. در نهایت تجزیه و تحلیل داده­ های حاصل از این پرسشنامه­ ها با استفاده از نرم­افزار Excel و SPSS نسخه 19 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون همبستگی، تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور بررسی تأثیر جنسیت بر میزان مشارکت از آزمون T مستقل و تأثیر تحصیلات و ساختار سنی بر میزان مشارکت از آزمون ANOVA استفاده شد.
نتایج: با توجه به میزان آلفای کرومباخ برابر 87/0، سوالات مطرح شده در پرسشنامه­ ها از روایی خوبی برخوردار بودند. بیشترین تعداد پاسخ ­دهندگان به پرسشنامه ­ها از نظر سنی در بازه 40-25 سال (3/53 درصد)، از لحاظ سطح تحصیلات دارای مدرک فوق­ دیپلم و کارشناسی (3/55 درصد) بودند. هم­­چنین 7/50 درصد از پاسخ ­دهندگان را بانوان و 3/ 49 درصد را آقایان تشکیل دادند. نتایج نشان داد بین میزان تحصیلات و میزان آگاهی افراد در رابطه با مدیریت مواد زائد جامد ارتباط معنی­ داری وجود دارد
(کای اسکور، 05/0>p). درحالی­ که بین سن و جنسیت و میزان آگاهی افراد ارتباط معنی ­داری وجود ندارد (کای اسکور، 05/0<p). نتایج توزیع فراوانی پاسخ مردم در خصوص مواد زائد جامد نشان داد که تقریباً 97 درصد افراد آگاهی کامل از تفاوت بین زباله­ های خشک و تر دارند. میانگین نمره آگاهی در این بررسی 98/ 0± 88/31 (میانگین ± خطای استاندارد) از 68 امتیاز بود که با توجه به این امتیاز میزان آگاهی مردم متوسط برآورد شد.
بحث: نتایج بیانگر این است که در ارتباط با موضوع خاص مواد زائد جامد شهری باید آگاهی ­رسانی و آموزش­ های بیشتری صورت گیرد، با این وجود در این مطالعه با افزایش سطح سواد و آگاهی مردم، مسائل محیط­ زیستی و به ­طور خاص مواد زائد جامد را بهتر می­ توان مدیریت کرد. برنامه­ ریزی ­هایی به­ منظور تغییر رفتار و نگرش خانواده ­ها و تقویت دانش مردم ضروری است. در این راستا پیشنهاد می­ شود متولیان و مسؤولان امر آموزش چهره به چهره، بهره­ گیری از فناوری­ های آموزشی مناسب و رسانه ­های گروهی برای ارتقاء فرهنگ عمومی در رابطه با مواد زائد جامد را مورد توجه قرار دهند.

ارزیابی کیفیت آب رودخانه های حوزه آبخیز بهشت آباد با استفاده از روش های مختلف (با تاکید بر آبیاری)

دوره 7، شماره 75، بهار 1401، صفحه 29-39

https://doi.org/10.22034/envj.2022.149131

رسول زمانی احمدمحمودی، احسان فتحی، سمیرا بیاتی، زینب اکبری

چکیده به­منظور ارزیابی مناسب بودن کیفیت آب برای مصارف شرب و کشاورزی شاخص­های مختلفی استفاده می­شوند. هدف از این مطالعه بررسی کیفیت آب رودخانه‌های حوزه آبخیز بهشت‌آباد برای اهداف آبیاری است. برخی پارامترهای کیفی آب در 4 ایستگاه انتخابی به­طور ماهیانه طی فصول بهار و تابستان 1392 و 1398 با استفاده از روش استاندارد اندازه‌گیری شدند. سپس نسبت جذب سدیم، کل جامدات محلول و سدیم کربنات باقی­مانده، درصد سدیم محلول، نسبت کلی، شاخص نفوذپذیری و نسبت جذب منیزیم محاسبه شدند. طبق نتایج، کیفیت آب ایستگاه­ها از نظر شاخص نفوذپذیری با مقادیر کمتر از 80 میلی­گرم بر لیتر در وضعیت خوب، از نظر نسبت کلی با مقادیر کمتر از یک و از نظر درصد سدیم محلول با مقادیر کمتر از 200 در وضعیت مناسب بودند. از نظر سختی کل آب رودخانه­ها سخت، از نظر کل مواد محلول در آب، شیرین و از نظر نمایه­های سدیم کربنات باقی­مانده، درصد سدیم محلول، نسبت کلی، شاخص نفوذپذیری و نسبت جذب منیزیم وضعیت مناسبی داشتند. کیفیت آب طبق شاخص­های کیفیت آب در سال­ 1398 نسبت به سال 1392 تغییری نداشت. طبق نمودار ویلکاکس آب این رودخانه­ها در طبقه C2S1 و مناسب برای مصرف کشاورزی و طبق نمودار پایپر در گروه بی­کربنات- منیزیم- کلسیم و رده آب­های با سختی موقت قرار داشتند. به­طور کلی کیفیت آب این رودخانه‌ها از نظر کشاورزی تقریباً قابل قبول و برای آبیاری مناسب بودند.