نویسنده = مژگان احمدی ندوشن
آموزش محیط زیست

شناسایی رفتارهای تعدیلی و سازشی شهروندان اصفهان در مواجهه با جزایر حرارت شهری

دوره 9، شماره 84، تابستان 1403، صفحه 20-1

https://doi.org/10.22034/envj.2024.427294.1322

مسعود مطهرنژاد، مژگان احمدی ندوشن

چکیده مقدمه: با توسعه مناطق شهری و شهرنشینی، تغییرات قابل‌توجهی در پوشش زمین، زیرساخت‌ها و تراکم جمعیت رخ می‌دهد که باعث تغییرات در آب ‌و هوا و اقلیم محلی می‌شود. این فرایند که به عنوان اثر جزیره گرمایی شهری شناخته می‌شود و به صورت عمده مسؤول گرمایش شهری است. ساکنان شهری نقش مهمی در رویارویی با چالش‌های گرمایش شهری و پرداختن به اثر جزیره گرمایی شهری دارند. به ‌عبارت‌ دیگر، اقدامات جمعی تک‌تک ساکنان شهری تأثیر تجمعی بر گرمایش شهری دارد. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و مقایسه رفتارهای تعدیلی و سازشی انسان‌های شهر اصفهان در مواجهه با جزایر گرمایی است.
مواد و روش‌ها: برای جمع­آوری اطلاعات از شهروندان، از روش اتفاقی- تصادفی استفاده شد و تعداد 100 فرد از جمعیت شهر اصفهان برای این مطالعه انتخاب شدند. از افراد شرکت‌کننده خواسته شد تا اطلاعات ادراک خود از تغییرات اقلیمی، میزان دسترسی به زیرساخت­‌های شهری و همچنین رویکردهای فردی مواجهه با دمای بالای تابستان را بیان کنند. میزان نزدیکی به زیرساخت‌های شهری به­ خصوص شبکه حمل و نقل شهری و پارک­‌های سبز و همچنین رتبه اتخاذ دو دسته رفتارهای کاهش‌دهنده و سازگارشونده با دما در مقیاس لیکرت جمع‌آوری شد. پس از جمع­‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه و اطمینان از روایی و پایایی آن، آمار توصیفی اطلاعات برای تفسیر بهتر نتایج استفاده شد. از مدل رگرسیون خطی به منظور بررسی فاصله زمانی افراد از زیرساخت­‌های شهری و رتبه­‌ی اتخاذ رفتارهای متناسب با آن استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که بیش­ترین تعداد افراد (29 نفر) در فاصله سنی بین 38 تا 48 سال قرار داشتند. متوسط زمان رسیدن به اولین ایستگاه اتوبوس و مترو برای افراد موردنظر برابر با 65/21 دقیقه و به اولین پارک‌ شهری برابر با 35/20 دقیقه به­ دست آمد. از بین رتبه‌­های به ‌دست ‌آمده قطع اتصال وسایل برقی که از آن‌ها استفاده نمی­‌گردد با متوسط 83/2 بالاترین عدد متوسط رتبه بین عوامل کاهش­‌دهنده دما در بین ۱۰ سؤال این زمینه را به خود اختصاص داد. همچنین استفاده از لباس‌­های سازگار با دما مانند کلاه، پوشیدن لباس‌­های متناسب با دما و ماندن در خانه در ساعات بسیار گرم روز از جمله عواملی بودند که بالاترین رتبه‌­های اختصاص‌یافته از عوامل سازگارشونده با دما را به خود اختصاص دادند. نتایج رگرسیون خطی نیز نشان داد که نزدیکی به زیرساخت­‌ها به شکل معنی­‌داری بر رتبه­‌هایی که شهروندان به رفتارهای انطباقی می­‌دهند اثرگذار است.
بحث: بر اساس نتایج این مطالعه، عملکرد بهینه افراد و بهبود اتخاذ روش‌های مقابله با دما در فصل تابستان به مجموعه‌ای از رویکردها چه در سطح فرد چه در سطح طراحی خانه و المان‌های مختلف آن و چه در زیرساخت‌های شهری که فرد با آن سروکار دارد نیاز است. اصفهان یکی از شهر­های خشک و نیمه‌خشک در مرکز ایران است که در سال‌های اخیر با مشکلات متعدد محیط‌زیستی به‌ خصوص کمبود آب و افزایش دما در فصول گرم مواجه بوده است. این امر موجب شده تا تلاش‌های بی‌شماری برای افزایش تطابق با دما توسط گروه‌های اجتماعی و مدیریتی از بخش برنامه‌ریزی شهری تا شهروندان صورت بگیرد. چنان­چه فعالیت‌های صحیحی در خصوص انطباق با دمای افزایش‌یافته شهر صورت بگیرد می‌توان انتظار داشت تقابل با افزایش دما در سال‌های آینده با کم­ترین هزینه‌های محیط‌زیستی پذیرد. گرچه، بدون توجه به ادراک و شناخت شهروندان از این پدیده و عدم تلاش برای بهبود آن این امر بسیار دشوار است. 

آموزش محیط زیست

شناخت ترجیحات زیبایی شناختی و تمایل به پرداخت ساکنین اصفهان برای استفاده از پارک‌های شهری

دوره 9، شماره 83، بهار 1403، صفحه 76-96

https://doi.org/10.22034/envj.2024.414452.1312

ربابه الله دادی هفشجانی، مژگان احمدی ندوشن

چکیده مقدمه: پارک‌­ها در یک شهر وظایف متعدد اجتماعی و اکوسیستمی را بر عهده دارند و به شهروندان کمک می­‌کنند تا به صورت آسان در زمان کوتاهی از زندگی شهری فاصله گرفته و حضور در طبیعت را احساس کنند. از این رو مدیریت یکپارچه پارک‌های شهری باید بر افزایش مطلوبیت پارک­‌ها با استفاده از اجزای طبیعی متمرکز باشد. هدف اصلی این تحقیق، کسب دانش و شناخت ترجیحات زیبایی شناختی و تمایل به پرداخت ساکنین اصفهان برای استفاده از پارک‌های شهری بود.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، شش پارک صفه، ناژوان، غدیر، هشت‌­بهشت، لاله و قلمستان انتخاب و نظرات 150 بازدید کننده به روش نمونه­‌گیری در دسترس از طیف­های مختلف شهروندان تحلیل و بررسی شد. پس از طراحی و جمع‌­آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته و اطمینان از روایی و پایایی آن، آمار توصیفی اطلاعات برای تفسیر بهتر نتایج استفاده شد. اطلاعات دسترسی به پارک در طبقات زمان رسیدن به پارک، زمان مراجعه در هفته، وسیله مورد استفاده برای رسیدن به پارک و اشخاص همراه طبقه‌­بندی شد. برای جمع‌­آوری پاسخ‌­ها در هر زمینه، از مقیاس لیکرت ­پنج ­تایی استفاده شد. همچنین برای بررسی تفاوت بین نظرات گروه‌­های مختلف از تحلیل واریانس ANOVA استفاده شد. در این مطالعه، یک شاخص مطلوبیت برای اندازه‌­گیری میزان تمایل افراد به حضور و استفاده در پارک طراحی گردید.
نتایج: در این تحقیق، کم­ترین درصد حضور بانوان در پارک صفه و ناژوان که در حاشیه شهر حضور دارد مشاهده شد. افراد جوان در گروه سنی 18 تا ۲۵ سال با 28/24 درصد، فراوان‌ترین جامعه سنی بازدیدکننده از پارک بودند. از بین پارک­‌های منتخب، پارک صفه و سپس پارک هشت‌بهشت به ترتیب با 13/40 و 73/38 دقیقه طولانی­‌ترین متوسط زمان دسترسی به پارک را داشتند. نتایج نشان داد که نوع پارک و مکان قرارگیری آن بر انتخاب وسیله سفر اثرگذار است. پارک صفه با بیش از ۴۰ درصد بازدیدکنندگان و پارک هشت‌بهشت با بیش از ۳۸ درصد بازدیدکنندگان در رتبه‌های اول و دوم استفاده از حمل و نقل عمومی قرار داشتند. همچنین از منظر ارتباط با طبیعت، پارک صفه و ناژوان تفاوت معنی‌داری (05/0 ≥ p-value) سایر پارک‌ها از خود نشان دادند. به‌­طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که پارک‌های ناژوان و صفه عموماً به عنوان یک مقصد تفریحی و نه به عنوان نزدیک­ترین پارک برای انجام فعالیت‌های تفرجی انتخاب می­‌شوند. حال آن­‌که سایر پارک‌ها که دارای طراحی عمومی هستند اغلب توسط ساکنین محلی مورد استفاده قرار گرفته و کمتر به عنوان مقصد گردشگری برای طیف‌های خاصی استفاده می­‌شود. شهروندان بیشتر میزان تمایل به پرداخت را در پارک­‌های صفه و ناژوان نشان دادند که دلیلی بر اثر طبیعی بودن محیط بر حفظ آن است.
بحث: بر اساس نتایج این مطالعه به نظر می‌رسد که افزایش طبیعی بودن پارک‌ها، افزایش وسعت آن‌ها و تلاش برای طراحی پارک‌هایی که برای استفاده‌های خاص (نه به صورت عمومی) طراحی می‌شوند مقبولیت بیشتری بین شهروندان برای تمایل به پرداخت و مطلوبت بالای آن­‌ها برخوردار خواهد بود. پیشنهاد می­شود تا اجزای طراحی پارک‌­ها نیز طبقه­‌بندی و کیفیت حضور و چیدمان آن­‌ها در داخل پارک نیز به عنوان یکی از معیارهای مهم مطلوبیت مورد بررسی قرار گیرد. ملاحظاتی از قبیل سرانه هر پارک، وسعت و موقعیت مکانی آن‌ها نیز یکی از مهم­ترین مواردی است که بر کیـفیت و مـطلوبیـت پارک اثـر می‌­گـذارد.

مدیریت اکوسیستم‌ها

بررسی روند تغییرات کاربری اراضی کشاورزی در حوزه‌ی آبریز زاینده‌رود با استفاده از پلتفرم گوگل ارث انجین

دوره 8، شماره 82، زمستان 1402، صفحه 35-48

https://doi.org/10.22034/envj.2024.421306.1323

پانته آ لطفی، مژگان احمدی ندوشن

چکیده مقدمه: خشکسالی پدیده‌ای طبیعی است که تقریباً در اکثر مناطق جهان اتفاق می‌افتد و به علت ارتباط نزدیک با محصولات کشاورزی و منابع آب یکی از پارامترهای مهم در علـوم محیطـی به شمار می‌رود. اثرات این پدیده در مناطق خشک و نیمه‌خشک به علت بارندگی سالانه کمترشان، بیشتر است. در مقابل روش‌های سنتی، استفاده از تکنیک سنجش از دور و تصاویر ماهواره‌ای به عنوان یک ابزار مفید برای پایش خشکسالی کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش بررسی تغییرات کاربری اراضی کشاورزی با استفاده از شاخص تفاضل نرمال شده گیاهی و تصاویر ماهواره‌ای است.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، از تصاویر ماهواره‌ی لندست به منظور بررسی روند تغییرات کاربری اراضی کشاورزی در حوزه‌ی آبریز زاینده‌رود طی سال‌های 1363-1402 استفاده شد. برای انجام این مطالعه ابتدا از شاخص تفاضل نرمال شده گیاهی هر سال بهره گرفته شد. از آن‌جا که الگوهای متنوعی از کشت با تفاوت‌های زمانی مختلفی در طول یک سال در منطقه مورد مطالعه حضور پیدا می‌کند نمی‌توان از یک تصویر منتخب به عنوان مبنای یک سال استفاده کرد بر خلاف آن لازم است تا تصاویر مختلف برای زمان‌های مختلف سال مورد بررسی قرار گیرند تا مجموعه تمامی پیکسل‌هایی که در یک سال زراعی به زیر سطح کشت رفته­اند، شناسایی و مشخص شوند. از آنجا که انجام این فرایند بسیار زمان بر خواهد بود، از یک رویکرد ابتکاری استفاده شد. ابتدا در سامانه گوگل ارث انجین تمام تصاویر سالانه لندست به صورت سال به سال فراخوانی شدند. سپس تصاویری که دارای پوشش ابر بودند حذف شده و فیلتر حداکثر بر روی باندهای تصاویر باقیمانده اعمال شد. سپس شاخص تفاضل نرمال شده گیاهی تصاویر سالانه جدید ساخته شد و با اعمال حدود آستانه 2/0، اراضی کشاورزی از سایر اراضی تفکیک گردید. وسعت اراضی کشاورزی در هر سال محاسبه و مدل رگرسیون خطی برای شناسایی روند تغییرات مورد استفاده قرار گرفت. به این عبارت که وسعت اراضی کـشاورزی به عنـوان متـغیر وابستـه و زمـان در مـقیاس سـالانه به عنوان پـارامتر مـستقل مـورد اسـتفاده قرار گرفت.
نتایج: وسعت اراضی کشاورزی در اوایل دهه 1360، در حدود 25 هزار هکتار بوده است که با روندی کاهشی در طول زمان در سال­های 1373 و 1393 به مقدار 21700 و 15180 هکتار رسیده و در نهایت در سال ۱۴۰۱ به کمترین مقدار خود برابر با 11250 هکتار رسیده است. این روند، کاهش 55 درصد در رهاسازی اراضی کشاورزی در این مقطع زمانی را نشان می­دهد. همچنین مقدار شاخص تفاضل نرمال شده گیاهی در اراضی کشاورزی نیز به مرور زمان روند کاهشی را تجربه کرده است که بیانگر تغییر الگوی کشت به سمت کشت­‌های کم‌­تراکم با زیست‌توده کم مانند گندم است.
بحث: نتایج حاصل از روند تغییرات وسعت کاربری کشاورزی در منطقه مورد مطالعه، الگوی کاهشی را نشان داد یعنی از دست­روی اراضی کشاورزی رخ داده است که این روند منطبق با الگوی کاهش سطح آب سد زاینده‌رود است. این پدیده را می‌توان مستقیماً به کاهش منابع آب در منطقه نسبت داد. در دهه اخیر، حجم آب اختصاص یافته برای انجام فعالیت‌های کشاورزی در این منطقه به دلیل نزدیک شدن حجم آب سد زاینده­‌رود به محدوده‌های بحرانی بسیار کاهش پیدا کرده است.

آلودگی خاک

آلودگی خاک و گیاه به کادمیوم در پارک ملی و پناهگاه حیات‌وحش موته (اصفهان، ایران)

دوره 8، شماره 81، پاییز 1402، صفحه 78-90

https://doi.org/10.22034/envj.2023.412162.1305

علی جمشیدیان، عاطفه چمنی، مژگان احمدی ندوشن

چکیده مقدمه: مناطق حفاظت شده ابزارهایی حیاتی در مدیریت و حفاظت از محیط زیست خشکی و دریایی هستند. با این حال، تضاد بین اولویت­‌های حفاظتی و برداشت منابع از مناطق حفاظت شده روز به روز در سراسر جهان حال افزایش است. پارک ملی و پناهگاه حیات‌وحش موته به واسطه تنوع زیستی بالا از ارزش حفـاظتی برخـوردار است، ولی در سال­‌های اخیر به دلیل جاذبه­‌های غنی معدنی به شدت مورد بهره‌­برداری قرار گرفته است. از این رو، مطالعه حاضر به بررسی غلظت کادمیوم خاک و گیاه درمنه دشتی، عامل انتقال و عوامل مؤثر در بروز آن پرداخته است.
مواد و روش‌ها: 45 نمونه­ خاک از عمق 0 تا 30 سانتی­متر و برگ گیاه درمنه دشتی (Artemisia sieberi) در 15 نقطه در منطقه دشتی پارک ملی و پناهگاه حیات‌وحش موته (با وسعت 423 کیلومترمربع) برداشت و غلظت کادمیوم نمونه‌­ها توسط دستگاه جذب اتمی مدل محاسبه شد. جذب کادمیوم توسط گیاه با استفاده از عامل انتقال محاسبه و تفسیر شد. با استفاده از روش معکوس فاصله وزنی در نرم افزار GIS، نواحی آلوده به کادمیوم در بخش خاک و گیاه تعیین و وسعت و موقعیت مکانی نواحی با غلظت کادمیوم بیش از mg/kg 5 در خاک و بیش از mg/kg 2/0 در برگ گیاه بر اساس استاندارد سازمان بهداشت جهانی و  آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده آمریکا شناسایی شد. درنهایت از مدل­های رگرسیون خطی، لگاریتمی، توانی، نمایی و چندجمله­ای برای بررسی اثر حمل و نقل جاده­ای در آلودگی به کادمیوم استفاده شد.
نتایج: متوسط غلظت کادمیوم در گیاه و خاک (mg/kg) به ترتیب برابر با  11/0 ± 39/0 و  15/0 ± 97/2 بدست آمد. بیشترین غلظت خاک این عنصر در میانه­‌های منطقه برابر با mg/kg 69/0 ± 00/15 بدست آمد که با حرکت به سمت قسمت­‌های جنوبی منطقه، به تدریج از غلظت آن کاسته شد. بیشترین غلظت این عنصر در برگ­های گیاه درمـنه در بخـش­های شمـالـی ناحیـه بـرابـر با mg/kg 09/0 ± 62/0 بود و کمترین مقدار نیز در بخش میانی (mg/kg 32/0 ± 05/0) ثبت گردید. عامل انتقال بین دو مقدار 005/0 تا 544/0 با متوسط 93/4 قرار داشت. بر اساس حد استاندارد mg/kg 5 کادمیوم در خاک، وسعتی برابر با 80/20 درصد از منطقه به عنوان ناحیه آلوده به این عنصر شناخته شد، حال آن‌که با در نظر گرفتن مقدار مجاز mg/kg 2/0 در گیاه، بخش­های بسیار زیادی از پوشش گیاهی منطقه (بیش از 95 درصد) آلوده به کادمیوم شناسایی شد. بهترین مدل رگرسیونی در حالت مدل نمایی با مقدار ضریب تشخیص 301/0 نشان داد که حمل و نقل جاده­ای به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل انسانی موجب افزایش آلودگی خاک و گیاه درمنه دشتی موته به کادمیوم شده است.
بحث: اکتشاف طلا و احداث معادن متعدد در منطقه موته و همچنین احداث کنارگذرهای شمال استان اصفهان باعث شد تا تهدیدات زیادی متوجه اکوسیستم و گونه­‌های این ناحیه شود. بر اساس نتایج بدست آمده، خاک­‌های منطقه دشتی موته به عنصر کادمیوم آلوده شده است. غلظت بالای این عنصر در خاک­‌های اطراف جاده‌­ها و کاهش غلظت آن­ها با افزایش فاصله از جاده معیاری از اثر حمل و نقل جاده­ای بر افزایش آلودگی خاک است. بر این اساس، جلوگیری از احداث راه‌­های مواصلاتی در مناطقی با اکوسیستم­‌های ارزشمند، افزایش کیفیت سوخت و خودروها و همچنین کاهش بار ترافیکی از جمله مهم‌ترین راهکارها برای حفظ محیط زیست و کاهش آلودگی به عناصر سمی بالقوه است.

ارزیابی زیست محیطی

مکانیابی ایستگاه های پایش آلودگی هوا درمناطق 1 و 3 اصفهان با استفاده از تکنیک فازی و فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)

دوره 5، شماره 69، پاییز 1399، صفحه 37-46

https://doi.org/10.22034/envj.2020.181311

رویا تاجی، مژگان احمدی ندوشن

چکیده در سال­ های اخیر رشد روز افزون جمعیت، وسایل نقلیه و کارخانجات صنعتی باعث شده است که آلودگی هوا به­ عنوان یکی از سوانح انسان ساخت، مشکلات عدیده­ای را در پیرامون محیط زیست بشر ایجاد نماید و سلامتی آن ­ها را به خطراندازد. هدف از انجام مطالعه حاضر، مکانیابی ایستگاه­ های پایش آلودگی هوا در مناطق 1 و 3 شهر اصفهان با استفاده از تکنیک فازی و فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) است. پایش دقیق وضعیت آلودگی هوا، نیازمند توزیع مناسب و دقیق ایستگاه ­ها در کل منطقه مطالعاتی است که جانمایی بهینه این ایستگاه­ ها را می­توان با استفاده از روش­ های فازی وAHP عملی ساخت. در تحقیق حاضر، با توجه به ضرورت تعیین دقیق مکان احداث ایستگاه ­های سنجش آلودگی، اولویت این ایستگاه ­ها بر مبنای معیارهای مهمی نظیر فاصله از بازار، مناطق گردشگری، پارک­ ها، پارکینگ ­ها، مناطق تفریحی و فاصله از ایستگاه­ های پایش موجود به کمک روش ­های فازی وAHP  تعیین شد. نتایج نشان داد که روش Fuzzy-AHP روشی مناسب و انعطاف پذیر در تعیین مناطق مناسب ایستگاه سنجش آلاینده­ای هوا دارد.