پهنهبندی و شناسایی عوامل مؤثر بر وقوع تخلفات تعلیف غیرمجاز دام در پارک ملی گلستان با استفاده از رگرسیون لجستیک
دوره 10، شماره 87، بهار 1404، صفحه 16-36
https://doi.org/10.22034/envj.2024.476632.1411
میثم مددی، حمیدرضا رضایی، علیرضا محمدی، باقر نظامی بلوچی، مریم شهبازی
چکیده مقدمه: درک صحیح از محرکهای رفتاری انسان، یک عنصر حیاتی برای حفاظت مؤثر از زیستگاهها و مناطق تحت حفاظت است. تخلفات حوزه محیطزیست شامل طیف گستردهای از رفتارها و اقدامات همچون تخریب زیستگاه، از بینبردن رستنیها، قطع درختان، تعلیف دام، شکار و قاچاق حیاتوحش، ماهیگیری، تخلیه انواع زباله، پساب و پسماند، استخراج معادن و غیره است. آگاهی از این تخلفات میتواند به مدیران کمک کند تا منابع را روی گروههایی که کمترین سازگاری با قوانین حفاظتی را دارند متمرکز و راهکارهای حفاظتی مطلوبتری را ارائه دهند. پارک ملی گلستان با توجه به اهمیت حفاظتی در سطح ملی و منطقهای، با تنوعی از تخلفات انسانی مواجه است که خسارات عدیده فیزیکی، اکولوژیکی و اقتصادی بر آن وارد میکنند. از این رو، تعیین دقیق مناطق مستعد ارتکاب تخلفات، میتواند گامی مؤثر در تبیین و افزایش درک لزوم حفاظت از این منطقه برای مردم، سیاستگذاران حوزه محیطزیست و مسؤولان سیاسی و قضایی باشد. با توجه به پیچیدگی فرایند شناسایی و مکانیابی تخلفات تعلیف غیرمجاز دام و تأثیرگذاری عوامل مختلف زیستگاهی و انسانی بر وقوع آن، از مدل رگرسیون لجستیک بهمنظور پهنهبندی جرم در این منطقه استفاده شد. اجرای این روش یک رویکرد کمی برای اندازهگیری جرایم و شناسایی راهحلهای عملی برای کاهش جرم در منطقه مورد مطالعه ارائه میدهد.
مواد و روشها: پارک ملی گلستان اولین پارک ملی ایران است که از سال 1336 تحت حفاظت قرار دارد. به منظور پهنهبندی و شناسایی عوامل مؤثر بر وقوع تخلفات تعلیف غیرمجاز دام در پارک ملی گلستان از روش رگرسیون لجستیک در محیط نرم افزار TerrSet IDRISI بهره برده شد. رگرسیون لجستیک یکی از مدلهای مناسب جهت اجرای پهنهبندی است که با استفاده از دادههای موجود، یک معادله برای پیشبینی و بیان تغییرات متغیر وابسته، بر اساس متغیرهای مستقل ارائه میدهد. این روش از برآورد حداکثر احتمال برای یافتن بهترین عواملی که مدل را برازش میکنند، استفاده میکند. معادله رگرسیونی پیشبینی احتمال وقوع تخلف غیرمجاز دام در مرز پارک ملی گلستان، حاصل از مدلسازی رگرسیون لجستیک با استفاده از متغیرهای مستقل فیزیوگرافی، پوشش گیاهی و انسانی است.
نتایج: نتایج حاصل از اجرای مدل و معادله رگرسیونی پیشبینی احتمال وقوع تخلف تعلیف غیرمجاز دام در داخل پارک ملی گلستان نشان داد که مؤثرترین عامل در احتمال وقوع تخلف، فاصله از جاده با ضریب 679/5- است. ارتفاع با ضریب 192/4، زبری با ضریب 051/4، فاصله از چشمهها با ضریب 34/2- در درجات بعدی اهمیت قرار دارند. عامل جهت با ضریب 0015 /0 بهعنوان کماثرترین متغیر مستقل تعیین گردیده است. ضرایب لایههای شیب، فاصله از جاده، فاصله از پاسگاههای محیطبانی، فاصله از منابع آبی (رودخانه و چشمه)، منفی بهدستآمده است که بیانگر کاهش احتمال وقوع تخلف با افزایش فاصله از متغیرها است. مقادیر شاخص Pseudo R2 برابر 2402/0، شاخص ROC برابر با 8916/0 و شاخص Chi Square نیز برابر 8447 /8493 به دست آمده است که برازش قابلقبول مدل را تأیید و نشاندهنده دقت بسیار خوب و بالای اجرای مدل و وجود رابطه قوی با مقادیر احتمال حاصل از مدل رگرسیون لجستیک است. حذف تک به تکی هر یک از متغیرهای مستقل و انجام مقایسه حساسیتسنجی با استفاده از شاخصهای آماری، تأیید کننده متغیر مستقل فاصله از جاده، بهعنوان مهمترین عامل تأثیرگذار بر وقوع تخلفات چرای غیرمجاز دام بودهاند.
بحث: نتایج حاصل از اجرای مدل رگرسیون لجستیک، بهترین تابع برازش را جهت توصیف ارتباط بین عوامل تأثیرگذار بر انجام تخلفات تعلیف غیرمجاز دام و نیز پیشبینی وقوع آن ارائه داد. بر این اساس، تقریباً تمام مناطق پیرامونی پارک ملی گلستان که دارای جادههای دسترسی هستند، مستعد حضور دامداران غیرمجاز هستند. عواملی مهمی همچون کمبود نیروهای اجرایی، نبود پاسگاههای حفاظتی کافی و عدم فعالیت کامل برخی پاسگاههای موجود نیز در تشدید بروز تخلفات چرای غیرمجاز دام بسیار اثرگذار است. از طرفی به علت عدم تعیین حریم برای مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیطزیست و تنها اتکا به مرز پیرامونی مناطق حفاظت شده بهعنوان مرز رسمی، موجب گردیده است که دامداران غیرمجاز نیز با شناسایی زیستگاههای مطلوب حاشیه جادههای پیرامونی پارک ملی گلستان، اقدام به ورود به پارک ملی گلستان و چرای غیرمجاز دام نمایند. از این رو، با شناسایی کانونهای تخلف و افزایش کارایی گشتزنی در این مناطق، میتوان تا حد زیادی از وقوع تخلفات دام غیرمجاز جلوگیری نمود و با احیا عرصههای تخریب یافته، به بهبود کیفیت اکوسیستم کمک کرد.
انتخاب زیستگاه و شناسایی مناطق بالقوه زادآوری مرال Cervus elaphus maral در استان مازندران
دوره 8، شماره 82، زمستان 1402، صفحه 108-121
https://doi.org/10.22034/envj.2024.450806.1362
باقر نظامی بلوچی، محمدرضا رحمانی، هانیه فقیهی، بهمن شمس
چکیده مقدمه: مرال بزرگترین گوزن بومی ایران است. با اینکه این گونه در گذشتههای نه چندان دور از جمعیت و پراکندگی نسبتاَ خوبی برخوردار بوده است، اما امروزه جمعیت آن کاهش قابلتوجهی داشته و پراکندگی آن تنها به برخی محدوههای امن مناطق تحت حفاظت محدود میشود. از مهمترین عوامل مؤثر در کاهش جمعیت این گونه، تخریب و نابودی زیستگاهها و شکار غیرمجاز گونه به واسطه فعالیتهای انسانی است. لذا با استفاده از مدلسازی مطلوبیت زیستگاه به عنوان یک ابزار مؤثر در شناسایی، مدیریت و حفاظت از زیستگاههای باقی مانده، میتوان مدیران را در حفاظت مؤثرتر از گونه یاری رساند.
مواد و روشها: جنگلهای هیرکانی یا جنگلهای خزری 15 درصد از کل جنگلهای ایران را تشکیل میدهند و آخرین بازمانده از جنگلهای پهن برگ معتدل در سطح جهان هستند. استان مازندران در شمال ایران که 46/1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است، دربرگیرنده بخش قابل توجهی از این جنگلهاست. محدوده امن البرز مرکزی مهمترین منطقه و امنترین زیستگاه زادآوری مرال در استان مازندران است. در این پژوهش از روش بیشترین بینظمی و تحلیل عاملی آشیان بومشناختی و نقاط حضور بدست آمده از بازدیدهای میدانی در محدوده البرز مرکزی، به منظور شناسایی زیستگاههای مطلوب مرال و مناطق زادآور گونه در استان مازندران بهره برده شد. این مدلها توسط تعدادی لایه محیطزیستی پیشبینی کننده و نقاط حضور گونه، راهاندازی میشوند و مطلوبیت هر سلول در زیستگاه را به صورت تابعی از متغییرهای زیستی بیان میکنند.
نتایج: نتایج تحلیل عاملی آشیان بومشناختی نشان داد که محدوده امن البرز مرکزی مهمترین منطقه و امنترین زیستگاه زادآوری مرال در مازندران است. نتایج روش تحلیل آشیان بوم شناختی با مقادیر 3/1 کنارگی و ویژهگرایی بالا (5/5) نشان دهنده مناطقی است که شیب و ارتفاع بالاتر از میانگین زیستگاه داشته و لذا تحملپذیری کمی دارند. نتایج تحلیل بیشترین بینظمی نشان داد یکی از اثرگذارترین پارامترها مؤثر در مطلوبیت زیستگاه مرال، متغیر فاصله از روستا است. براساس آزمون جکنایف، این متغییر مهمترین متغیر در انتخاب زیستگاه مرال است. با افزایش فاصله از روستا، مطلوبیت زیستگاه گونه به صورت تصاعدی افزایش مییابد و سپس به دلیل نزدیک شدن به روستاهای دیگر و تراکم حضور انسان در منطقه، کاهشی است. با افزایش تراکم پوشش گیاهی ابتدا مطلوبیت زیستگاه افزایش یافته ولی در تراکم بالا مطلوبیت کاهش مییابد. نمودار منحنی پاسخ نشان میدهد که با افزایش ارتفاع مطلوبیت زیستگاه گونه نیز افزایش مییابد، چرا که در فصل زادآوری، گونه مرال به مناطق ارتفاعی با امنیت بیشتر وابسته است. در بین متغیرهای بوم شناختی، متغیر شیب کم اثرترین متغیر شناسایی شد.
بحث: گونه مرال در فصل زادآوری فقط در مناطق امن به ویژه در محدوده امن البرز مرکزی حضور داشته و در فصل غیرزادآوری در سطح بسیار وسیعتری پراکنده میشود. استان مازندران بالقوه یکی از نقاط داغ تنوعزیستی کشور است اما از آنجا که در حال حاضر محدوده امن البرز مرکزی از امنیت بالایی برخوردار است، مهمترین و پرجمعیتترین زیستگاه زادآوری مرال در مازندران و یکی از دو محدوده اصلی زادآوری این گونه در کشور است. کمبود حفاظت از مناطق مطلوب مهمترین عامل در کاهش جمعیت مرال در استان است. یکی از مهمترین چالشهای حفاظتی این گونه در استان تکهتکه بودن زیستگاهها و پراکندگی آنها است. بسیاری از زیستگاهها در مسیر جابجایی گونه احتمالا مطلوبیت زیستگاهی بالایی دارند، حال ممکن است که همین زیستگاهها به دلیل ضعف در حفاظت، از نرخ بقا بسیار پائینی برای گونه برخوردار بوده، سینکهای جمعیتهای محلی یا تلههای بومشناختی باشند.
مدیریت تعارض و تهدیدهای گور ایرانی Equus hemionus onager در زیستگاه های طبیعی و مراکز تکثیر و معرفی مجدد در ایران
دوره 8، شماره 79، بهار 1402، صفحه 26-47
https://doi.org/10.22034/envj.2023.367754.1241
فرهاد حسینی طائفه، باقر نظامی بلوچی، منا ایزدیان
چکیده مقدمه: گور ایرانی Equus hemionus onager تنها فردسم و بزرگترین علفخوار وحشی ایران است که با جمعیتی در حدود 1300 فرد در مجموعه حفاظتی بهرام گور و پارک ملی توران پراکندگی دارد. در مناطقی که برای تکثیر و معرفی مجدد معرفی شدهاند، افزایش جمعیت و معرفی مجدد در مراکز تکثیر و معرفی مجدد استان یزد و پارک ملی کویر با موفقیت همراه بود و سایر مناطق بهواسطه در نظر نگرفتن عوامل جمعیتشناختی مانند ترکیب سنی و جنسی جمعیت بنیانگذار، رقابتهای درون و بین گونهای، کمبود اطلاعات از وضعیت ژنتیکی و درونآمیزی و عوامل مدیریتی مانند رهاسازی سخت، موفقیتی نداشتند. در این مطالعه به بررسی تهدیدات گور ایرانی در زیستگاههای طبیعی، وضعیت مراکز تکثیر و معرفی مجدد و ارائه راهکارهای مدیریتی و حفاظتی آن پرداخته شده است.
مواد و روش ها: منابع علمی، گزارش ها و مستندات موجود در ادارات کل سمنان، یزد، فارس، کرمان و دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص تهدیدات، جمعیت گذشته و حال و تلفات گور ایرانی مورد مطالعه قرار گرفت. جمع آوری داده ها به وسیله مصاحبه با محیط بانان، کارشناسان و تکمیل فرم های اطلاعات گونه شامل جمعیت، تهدیدات و پیشنهادهای کارشناسی استان های مربوطه جمعآوری شد. بر اساس بازدیدهای میدانی و بررسی زیستگاه های طبیعی و مراکز تکثیر و معرفی مجدد گونه در استان های فارس و سمنان نسبت به صحت سنجی اطلاعات اقدام گردید.
نتایج: طی حدود دو دهه گذشته بهواسطه مدیریت زیستگاه و کاهش تهدیدات گونه در مجموعه حفاظتی بهرام گور، جمعیت گونه روند رو به رشدی داشته است. این در حالی است که وضعیت جمعیت آن در مجموعه حفاظتی توران که از دهه 1350 و 1360 شمسی روند کاهشی شدیدی را تجربه کرده، از حدود 20 سال گذشته تقریباً ثابت بوده است. مهمترین تهدیدات گونه عبارتند از تخریب و از بین رفتن یکپارچگی زیستگاه، عدم وجود امنیت، شکار غیرمجاز، درونآمیزی، برونآمیزی، بروز بیماریها در جمعیت های طبیعی، مرگ و میر جاده ای، توسعه معادن، خشکسالی و تغییر اقلیم و بهره برداری فصلی از پوشش گیاهی که ناشی از فعالیتهای انسانی هستند. چرای بی رویه توسط دام اهلی موجب رقابت غذایی و کاهش آب در دسترس در چشمهها برای گونه میشود. در مراکز تکثیر و معرفی مجدد نیز عدم شناخت وضعیت ژنتیکی جمعیتها، نرخ رشد بسیار پائین گونه و کرهکشی از جمله تهدیدات هستند. مشکلات مدیریتی از جمله عدم تداوم تأمین منابع مالی و تجهیزات، عدم مدیریت پایدار با گذر زمان، رهاسازی سخت به واسطه کمبود بودجه، تجهیزات و همچنین عدم رعایت نسبت جنسی جمعیت بنیانگذار می تواند در عدم موفقیت این مراکز موثر باشد.
بحث: شناسایی تهدیدات گونه و معرفی روش های کاهش اثر تهدید، تدوین برنامه جامع تکثیر و معرفی مجدد گونه و اجرای برنامه اقدام حفاظت از جمعیت و زیستگاههای طبیعی آن در کوتاه و بلند مدت در زیستگاهها از راهبردهای مهم حفاظت از گور ایرانی میباشد. اجرای برنامه های حفاظت مشارکتی با حضور ذینفعان کلیدی دولتی و مردمی می تواند در اثربخشی برنامه های حفاظتی مؤثر باشد.
مروری بر شواهد ژنتیکی کاهش گسترده تنوع ژنی یوزپلنگها و لزوم حفاظت از جمعیتهای باقیمانده
دوره 6، شماره 74، زمستان 1400، صفحه 1-9
https://doi.org/10.22034/envj.2021.304264.1133
مریم محمودی اصل، فرهاد حسینی طائفه، باقر نظامی بلوچی
چکیده یوزپلنگ تنها گونه از جنس و زیرخانواده Acinonyx است که روند جمعیت جهانی کاهشی را تجربه میکند. این گونه با تغییرات ژنتیکی پایین شناخته میشود که نتیجه تجربه دو گردنه بطری در حدود 10000 و 12000 سال پیش است. تمام جمعیتهای زیرگونه یوز آسیایی در خاورمیانه و جنوب غربی آسیا منقرض شده و ایران آخرین پناهگاه یوز آسیایی در دنیاست. زیرگونه یوز آسیایی در فهرست سرخ اتحادیه بینالمللی حفاظت در زمره گونههای در آستانه انقراض قرار دارد و به دلیل کاهش شدید تنوع ژنی ناشی از کاهش شدید جمعیت ناشی از تخریب زیستگاه، جدایی جغرافیایی و افزایش درون آمیزی تعداد اندکی از آن ها در طبیعت ایران باقیمانده است. در این پژوهش مروری، بر اعتبارسنجی کاهش تغییرات ژنی در سطوح مختلف نشانگرهای مولکولی آلوزیمها، ریزماهوارهها، دی.ان.ای. میتوکندریایی و نرخ چندشکلی تکنوکلئوتیدی در کل ژنوم یوزپلنگ پرداخته شده است. بررسیهای مبتنی بر چندشکلی قطعات طولی محدود شونده بیانگر کاهش شدید تنوع ژنی در بروز تغییرات تکنوکلئوتیدی، تراکم تغییرات تکنوکلئوتیدی، تغییرات تک نوکلئوتیدی ژنهای کدکننده از جمله ژنهای مجموعه سازگاری بافتی اصلی و دی.ان.ای. میتوکندریایی نسبت به سایر گونهها است. کاهش چشمگیر در تغییرات کلی ژنتیکی توسط نشانگرهای ژنومی متعدد با افزایش مرگ و میر توله ها، ناهنجاری های شدید در رشد اسپرم، مشکلات مربوط به برنامه های تکثیر در اسارت و افزایش آسیب پذیری در برابر شیوع بیماریهای عفونی ارتباط دارد. از آنجایی که علم ژنتیک حفاظت نقش اساسی در حفاظت و مدیریت گونه ها دارد، نتایج این پژوهش می تواند در حفاظت ژنتیکی، تولیدمثل در اسارت و مدیریت جمعیتهای باقیمانده یوز آسیایی مورد استفاده قرار گیرد.