بررسی ترجیح زیستگاهی ماهی انجک، Schizocypris altidorsalis (Bianco and Banarescu, 1982) از سیلبند تالاب هامون در حوضه سیستان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 مهر 1404
https://doi.org/10.22034/envj.2025.537044.1530
زهره گنجعلی، مریم قربانی
چکیده مقدمه: اکوسیستم آبهای شیرین، اکوسیستمهای ارزشمندی هستند که تنوع زیستی قابل توجهی، از موجودات میکروسکوپی گرفته تا موجودات بزرگ، توسط این زیستگاههای پویا پشتیبانی میشوند. نهرها و رودخانهها محیطهای آب شیرین هستند که برای حفظ انواع موجودات آبزی و تعادل اکولوژیک ضروری میباشند. ماهیان رودخانهای و نهرها بخش مهمی از طیف متنوع موجودات زندهای هستند که در این محیطهای پویا زندگی میکنند. ماهیها، بهویژه ماهیهایی که در رودخانههای گرمسیری یافت میشوند، نقش مهمی در کل زیستبوم ایفا میکنند. آبزیان از جمله ماهیان جهت بقا و چرخه تولیدمثل موفق خود در یک اکوسیستم آبی، به یکسری فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی نیازمند میباشند. حوضه آبریز سیستان واقع در جنوب شرقی ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی از کلیه آبهای داخلی ایران مجزا و با حوضه آبریز هیرمند با افغانستان مشترک میباشد. ماهی انجک بومی انحصاری حوضه سیستان، در آبهای شرق کشور می باشد ،تالابهای سهگانه هامون و مخازن چاه نیمه سیستان شامل چاه نیمه های یک، دو، سه و چهار با مساحت تقریبی 15 هزار هکتار و حجم تقریبی 1/5 میلیارد مترمکعب آب شیرین یکی از زیستگاههای ماهی انجک می باشد که به غلت خشکسالیهای اخیر این گونه در این زیستگاه کمیاب شده است.
مواد و روشها: در مطالعه حاضر بهمنظور بررسی و ترجیح زیستگاهی ماهی انجک در سیلبند هامون (حوضه سیستان) از 6 ایستگاه هر کدام با 3 تکرار و در مجموع ۱۸ ایستگاه نمونهبرداری صورت گرفت. تعداد 9 متغیر فیزیکی و شیمیایی آب رودخانه مورد مطالعه از جمله pH، عمق آب، عرض رودخانه، دما، هدایت الکتریکی (EC)، ارتفاع از سطح دریا، شیب بستر و کل مواد جامد محلول همزمان با نمونهبرداری در هر ایستگاه اندازهگیری و ثبت شدند. همچنین میزان جذب یون سدیم (SAR)، میزان یونهای سدیم، منیزیم و کلسیم ثبت گردید.
نتایج و بحث: نتایج نشان داد که مطلوبیت گونه مورد مطالعه با افزایش تمام فاکتورهای مورد بررسی بهجز عمق آب، ارتفاع از سطح دریا و pH مطلوبیت یافت. افزایش مقادیر EC و TDS کاهش مقادیر مطلوبیت گونه مورد مطالعه را بهدنبال داشت. بهعبارتی بیشترین مطلوبیت در یک مقادیر مشخص بود و نوسان آنچنانی مشاهده نشد. نتایج نشان داد که فاکتورهای EC و TDS آب با مقادیر 99/0 بیشترین SI و فاکتور Na جذب شده در آب با مقدار 74/0 کمترین میزان شاخص SI را در بین فاکتورهای مورد بررسی بهخود اختصاص دادند. محاسبه شاخص مطلوبیت کل زیستگاه برای گونه انجک نشان داد که میزان کل برابر 82/0 میباشد. نتایج همچنین نشان داد که تمامی متغیرهای زیستگاهی مورد بررسی رابطه معنیدار و همبستگی بالایی با شاخصهای مطلوبیت ویژگیهای زیستگاهی دارند. با توجه به نتایج حاصل میتوان چنان بیان کرد که زیستگاه سیلبند تالاب هامون (ادیمی) برای گونه انجک زیستگاه مناسبی است. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که با افزایش عمق میزان مطلوبیت زیستگاه گونه مورد مطالعه افزایش مییابد. با توجه به اینکه گونه انجک ارتفاع و عمق بدنی زیادی دارد از اینرو چنین مکانیسمی برای نقاط عمیقتر زیستگاه کارآمد و مناسب است. گونههایی که عمق بدنی بیشتر دارند نقاط عمیقتر زیستگاه را ترجیح میدهند که این امر مانع از شستشوی بدنی در محیطهای آبی شده و انرژی کمتری برای مقابله با جریان آبی مصرف میکنند
انتخاب زیستگاه و شناسایی مناطق بالقوه زادآوری مرال Cervus elaphus maral در استان مازندران
دوره 8، شماره 82، زمستان 1402، صفحه 108-121
https://doi.org/10.22034/envj.2024.450806.1362
باقر نظامی بلوچی، محمدرضا رحمانی، هانیه فقیهی، بهمن شمس
چکیده مقدمه: مرال بزرگترین گوزن بومی ایران است. با اینکه این گونه در گذشتههای نه چندان دور از جمعیت و پراکندگی نسبتاَ خوبی برخوردار بوده است، اما امروزه جمعیت آن کاهش قابلتوجهی داشته و پراکندگی آن تنها به برخی محدوههای امن مناطق تحت حفاظت محدود میشود. از مهمترین عوامل مؤثر در کاهش جمعیت این گونه، تخریب و نابودی زیستگاهها و شکار غیرمجاز گونه به واسطه فعالیتهای انسانی است. لذا با استفاده از مدلسازی مطلوبیت زیستگاه به عنوان یک ابزار مؤثر در شناسایی، مدیریت و حفاظت از زیستگاههای باقی مانده، میتوان مدیران را در حفاظت مؤثرتر از گونه یاری رساند.
مواد و روشها: جنگلهای هیرکانی یا جنگلهای خزری 15 درصد از کل جنگلهای ایران را تشکیل میدهند و آخرین بازمانده از جنگلهای پهن برگ معتدل در سطح جهان هستند. استان مازندران در شمال ایران که 46/1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است، دربرگیرنده بخش قابل توجهی از این جنگلهاست. محدوده امن البرز مرکزی مهمترین منطقه و امنترین زیستگاه زادآوری مرال در استان مازندران است. در این پژوهش از روش بیشترین بینظمی و تحلیل عاملی آشیان بومشناختی و نقاط حضور بدست آمده از بازدیدهای میدانی در محدوده البرز مرکزی، به منظور شناسایی زیستگاههای مطلوب مرال و مناطق زادآور گونه در استان مازندران بهره برده شد. این مدلها توسط تعدادی لایه محیطزیستی پیشبینی کننده و نقاط حضور گونه، راهاندازی میشوند و مطلوبیت هر سلول در زیستگاه را به صورت تابعی از متغییرهای زیستی بیان میکنند.
نتایج: نتایج تحلیل عاملی آشیان بومشناختی نشان داد که محدوده امن البرز مرکزی مهمترین منطقه و امنترین زیستگاه زادآوری مرال در مازندران است. نتایج روش تحلیل آشیان بوم شناختی با مقادیر 3/1 کنارگی و ویژهگرایی بالا (5/5) نشان دهنده مناطقی است که شیب و ارتفاع بالاتر از میانگین زیستگاه داشته و لذا تحملپذیری کمی دارند. نتایج تحلیل بیشترین بینظمی نشان داد یکی از اثرگذارترین پارامترها مؤثر در مطلوبیت زیستگاه مرال، متغیر فاصله از روستا است. براساس آزمون جکنایف، این متغییر مهمترین متغیر در انتخاب زیستگاه مرال است. با افزایش فاصله از روستا، مطلوبیت زیستگاه گونه به صورت تصاعدی افزایش مییابد و سپس به دلیل نزدیک شدن به روستاهای دیگر و تراکم حضور انسان در منطقه، کاهشی است. با افزایش تراکم پوشش گیاهی ابتدا مطلوبیت زیستگاه افزایش یافته ولی در تراکم بالا مطلوبیت کاهش مییابد. نمودار منحنی پاسخ نشان میدهد که با افزایش ارتفاع مطلوبیت زیستگاه گونه نیز افزایش مییابد، چرا که در فصل زادآوری، گونه مرال به مناطق ارتفاعی با امنیت بیشتر وابسته است. در بین متغیرهای بوم شناختی، متغیر شیب کم اثرترین متغیر شناسایی شد.
بحث: گونه مرال در فصل زادآوری فقط در مناطق امن به ویژه در محدوده امن البرز مرکزی حضور داشته و در فصل غیرزادآوری در سطح بسیار وسیعتری پراکنده میشود. استان مازندران بالقوه یکی از نقاط داغ تنوعزیستی کشور است اما از آنجا که در حال حاضر محدوده امن البرز مرکزی از امنیت بالایی برخوردار است، مهمترین و پرجمعیتترین زیستگاه زادآوری مرال در مازندران و یکی از دو محدوده اصلی زادآوری این گونه در کشور است. کمبود حفاظت از مناطق مطلوب مهمترین عامل در کاهش جمعیت مرال در استان است. یکی از مهمترین چالشهای حفاظتی این گونه در استان تکهتکه بودن زیستگاهها و پراکندگی آنها است. بسیاری از زیستگاهها در مسیر جابجایی گونه احتمالا مطلوبیت زیستگاهی بالایی دارند، حال ممکن است که همین زیستگاهها به دلیل ضعف در حفاظت، از نرخ بقا بسیار پائینی برای گونه برخوردار بوده، سینکهای جمعیتهای محلی یا تلههای بومشناختی باشند.
ارزیابی زیستگاه آهو (Gazella subgutturosa) با روش آنتروپی بیشینه در منطقه حفاظت شده کالمند بهادران یزد، ایران
دوره 8، شماره 80، تابستان 1402، صفحه 79-89
https://doi.org/10.22034/envj.2023.406351.1299
مریم مروتی، ناصر کمالیان، سعید محمدی
چکیده مقدمه: نابودی زیستگاه یکی از اصلی ترین عوامل تهدیدکننده تنوعزیستی و گونه ها محسوب می شود. تجزیه زیستگاه و محدود شدن جمعیت های محلی به زیستگاه های کوچک موجب افزایش درون آمیزی، کاهش تنوع ژنتیکی، افزایش حوادث دموگرافیک و در نتیجه افزایش ریسک انقراض است. آهوی ایرانی (Gazella subgutturosa) با وضعیت حفاظتی آسیب پذیر (Vu) در فهرست سرخ IUCN از گونه های شاخص زیستگاه های دشتی ایران است که در بیشتر مناطق کشور پراکنش دارد. اما بنا بر عللی مانند شکار بیرویه و تغییر کاربری زیستگاه ها جمعیت آن کاهش شدیدی یافته و نیازمند حفاظت قویتری در شبکه مناطق حفاظت شده ایران می باشد در این پژوهش با استفاده از مدل بیشینه بینظمی توزیع گونهای آهوی ایرانی در منطقه حفاظت شده کالمند- بهادران یزد مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روش ها: اطلاعات حضور آهو در منطقه از طریق پایش میدانی و مشاهدات مستقیم، آثار و نمایه های به جا مانده نظیر سرگین، ردپا و محل استراحت در خصوص گونه در منطقه حفاظت شده کالمند بهادران طی چهار فصل در سال 1401 تعیین و با دستگاه موقعیتیاب جهانی ثبت شد. در این مطالعه از متغیرهای شیب، جهت، ارتفاع، فاصله از منابع آب، فاصله از جاده، فاصله از روستا، فاصله از آبشخور و پوشش گیاهی جهت مدلسازی مطلوبیت زیستگاه استفاده شد. مدلسازی با استفاده از مدل مدل بیشینه بینظمی در نرم افزار مکسنت (MaxEnt) انجام شد و در نهایت، نقشه توزیع گونه بدست آمد. برای بررسی پراکنش آهو در منطقه در مجموع از 41 نقطه حضور گونه استفاده شد.
نتایج: نتایج حاصل از مدل بیشینه آنتروپی برای تعیین پتانسیل های زیستگاهی آهو در منطقه حفاظت شده کالمند بهادران حاکی از بیشترین پتانسیل توزیع در مناطق مرکزی و شمال غربی منطقه است. همچنین نتایج نشان داد که مدل توانایی بالایی در پیشبینی حضور آهو در منطقه مورد مطالعه داشته و در تمام حد آستانه ها دارای اختلاف معنیداری با مدل تصادفی است (AUC=0.812; P<0.0001). نتایج حاصل از حساسیت سنجی با استفاده از روش جک نایف، نشان داد متغیرهای ارتفاع، فاصله از منابع آبی و جهت جغرافیایی برای آهو در منطقه از اولویت بالاتری برخوردار هستند.
بحث: با توجه به خشکسالی های متوالی، تعداد زاد و ولد گونه آهو در منطقه حفاظت شده کالمند بهادران کاهش پیدا کرده است. یکی دیگر از عوامل کاهش جمعیت آهو در منطقه، تصادفات جادهای است که دلیل آن عبور جاده ترانزیت و جاده های روستایی در منطقه می باشد. وجود سگ های ولگرد در حاشیه روستاها، شکارچیان متخلف، طعمه شدن توسط جانوران گوشتخوار از جمله سگسانان و گربه سانان و پرندگان شکاری مانند گرگ، کاراکال و عقاب از دیگر عوامل کاهش جمعیت آهو در منطقه مورد مطالعه می باشد، ولی از آنجایی که منطقه کالمند بهادران یک زیستگاه مناسب برای این گونه بوده و جمعیت نسبتاً بالایی از آهوی ایرانی را دارا می باشد. در مجموع می توان با در نظر گرفتن نواحی مورد استفاده توسط آهوها و نواحی که در مدل مناسب تشخیص داده شده اند، به این نتیجه رسید که وسعت بالفعل زیستگاه مطلوب برای گونه در منطقه حفاظت شده کالمند- بهادران بیش از آن مقداری است که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرد. مدیریت و برنامهریزی مطلوب این نواحی، میتواند جمعیت بیشتری از تعداد آهو را که تا امروز در این منطقه وجود داشته است را حفاظت نماید و سطح زیستگاه مطلوب را در منطقه بهبود بخشید. از نتایج این مطالعه میتوان در اجرای اقدامات حفاظتی و مدیریتی جهت افزایش زیستگاه های مطلوب در سطح استان یزد نیز استفاده نمود.
شناسایی حیات وحش دارویی حوضه آبخیز آدرشک و تهیه نقشه پراکنش آن ها (استان یزد- شیرکوه)
دوره 5، شماره 67، بهار 1399، صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/envj.2020.181140
سمیه اراضی
چکیده گونه های مختلف حیات وحش خدمات زیادی فراهم می سازند. بر همین اساس، در این پژوهش به مطالعه شناسایی حیات وحش دارای ارزش دارویی حوضه آبخیز آدرشک و تهیه نقشه پراکندگی آنها پرداخته شد. بدین منظور، در بهار و تابستان سال 1398، از طریق بازدیدهای میدانی و روش ترانسکت خطی تصادفی، شناسایی حیات وحش زیستگاه انجام گرفت و برای تهیه نقشه های پراکنش حیات وحش، نقاط حضور گونه ها، توسط دستگاه موقعیت یاب جهانی ثبت میشد. تهیه نقشه های پراکندگی در محیط نرم افزار Google Earth، از طریق تفسیر چشمی پدیده ها و اطلاعات حاصل از بازدیدهای میدانی و نقاط کنترل زمینی صورت پذیرفت. نقشه های نهایی در محیط نرم افزار Arc GIS 10,3 تهیه شدند. نتایج نشان داد که در آدرشک، تعداد 11 گونه پستاندار دارویی متعلق به 7 خانواده و 4 راسته وجود دارد که از این میان، بیشترین فراوانی متعلق به گونه علفخوار، کل و بز با 57 رأس و کمترین تعداد فراوانی متعلق به گونه های گوشتخوار؛ پلنگ، زردهبر، سمورسنگی و کفتار با یکبار مشاهده می باشد. راسته گوشتخواران با 5 گونه، بیشترین تعداد و راسته خارپشت ها با یک گونه کمترین تعداد گونه دارویی را دارا هستند. همچنین، تعداد 6 گونه پرنده با خواص دارویی متعلق به 3 خانواده و 3 راسته نیز شناسایی و شمارش شدند. از این میان، بیشترین تعداد فراوانی متعلق به گونه کبک با 193 قطعه و کمترین تعداد به گونه کبوتر جنگلی با 2 قطعه تعلق دارد و تعداد کل پرندگان دارویی مشاهده شده در این پژوهش، 392 قطعه برآورد شد.