تحلیل چالشها و راهبردهای مدیریت پسماند در نواحی روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان شاهرود)
دوره 11، شماره 92، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/envj.2025.526525.1509
زهرا لطفی
چکیده در دهههای اخیر با افزایش روزافزون جمعیت، صنعتی شدن جوامع، تغییر در سبک زندگی و افزایش تنوع نیازهای انسانی، میزان تولید مواد زائد و پسماند با پیامدهای منفی برای سلامت انسان و محیط افزایش یافته است. نواحی روستایی نیز به تبع با انواع مختلف پسماندها و پیامدهای منفی آنها روبهرو بودهاند و مدیریت پسماندها به یکی از چالشهای اساسی توسعه پایدار روستایی جهت حفظ محیط زیست تبدیل شده است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالشها، تحلیل مشکلات و ارائه راهبردهای مدیریت پسماندهای روستایی (مطالعه موردی روستاهای شهرستان شاهرود) صورت گرفت تا بدینوسیله شناختی جامع از موانع، مشکلات و محدودیتهایی که موجب مدیریت نامطلوب پسماند روستایی در منطقه مورد مطالعه شده است، حاصل آید و این شناخت همهجانبه وضع موجود، زمینهساز اتخاذ برنامههای هدفمند جهت رفع موانع و مدیریت صحیح پسماند روستایی در میان روستاهای مورد مطالعه گردد. این پژوهش از لحاظ نحوه گردآوری دادهها میدانی، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش دهیاران، اعضای شورا و ساکنان روستاهای شهرستان شاهرود بودند که با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر از آنان انتخاب شدند. روش گردآوری دادهها، به دو روش اسنادی و پیمایشی بوده است. از روش اسنادی برای بررسی سوابق و تبیین مسئله و از روش پیمایشی برای گردآوری دادهها با ابزار مشاهده، مصاحبه و تکمیل پرسشنامه بین ساکنان استفاده شده است. همچنین دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و تکنینک تحلیل عاملی اکتشافی تجزیه و تحلیل شدهاند. نتایج به دست آمده از تحلیل عامل اکتشافی نشان دادکه مدیریت پسماند در این روستاها با مشکلات متعددی مواجه است و در مجموع هفت عامل مدیریت دفع (درصد واریانس 2/25)، زیستمحیطی (درصد واریانس 1/18)، بهداشتی (درصد واریانس 2/12)، آموزشی (درصد واریانس 1/11)، امکانات و تجهیزات (درصد واریانس 7/9)، فرهنگی (درصد واریانس 3/6) و آگاهی (درصد واریانس 9/4)، 87 درصد از تغییرات واریانس کل عوامل مربوط به مشکلات مدیریت پسماندهای روستایی را در منطقه مورد مطالعه تبیین نمودند. این عوامل پیامدهایی همچون آلودگی خاک و آب، افزایش بیماریها و تهدید سلامت ساکنان را میتواند به دنبال داشته باشد. تحقق توسعه پایدار در نواحی روستایی شاهرود نیازمند نگاه جامع به مدیریت پسماند، تلفیق اقدامات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی و جلب مشارکت فعال مردم و مسئولان محلی است. این رویکرد نه تنها به حفظ محیط زیست و سلامت جامعه روستایی کمک میکند، بلکه زمینهساز رشد اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان این مناطق خواهد بود. برای تحقق توسعه پایدار در نواحی روستایی شاهرود از طریق بهبود مدیریت پسماند، باید مجموعهای از اقدامات و راهبردهای کلیدی را دنبال کرد که در سه بعد زیرساختی، فرهنگی-اجتماعی و نهادی-اقتصادی قابل دستهبندی است. برنامهریزی برای مدیریت صحیح پسماند و توجه به اثرات زیانبار پسماند بر محیطزیست یکی از اصول ضروری در راستای تأمین منافع بلندمدت توسعه پایدار کشور است. در پایان،کمپوستسازی به عنوان یک راهکار کمهزینه و مؤثر برای مدیریت پسماندهای آلی در جوامع روستایی، افزایش دانش عمومی درباره تفکیک زباله و اهمیت بازیافت از طریق برنامههای آموزشی و جلسات اطلاعرسانی و توسعه زیرساختها با هدف کاهش اثرات زیستمحیطی، افزایش بهرهوری اقتصادی، و ارتقای کیفیت زندگی در مناطق روستایی پیشنهاد میشود.
ارزیابی تأثیر گرمایش جهانی بر تغییرات دمایی ایران
دوره 10، شماره 88، تابستان 1404، صفحه 34-49
https://doi.org/10.22034/envj.2025.508434.1476
اسماعیل اسدی، محمدعلی قربانی، تینا پویا مهر، پویا اللهویردی پور
چکیده مقدمه: تغییرات اقلیمی یکی از مهمترین چالشهای قرن بیست و یکم است که پیامدهای گستردهای بر اکوسیستمها، محیطزیست و جوامع انسانی دارد. فعالیتهای انسانی مانند مصرف سوختهای فسیلی، جنگلزدایی و فرآیندهای صنعتی منجر به افزایش قابلتوجه غلظت گازهای گلخانهای در اتمسفر شده است که درنتیجه، گرمشدن زمین و زنجیرهای از اثرات زیستمحیطی را در پی دارد. درک پویایی تغییرات آبوهوایی و اثرات آن بر محیطزیست برای توسعه استراتژیهای کاهش مؤثر و سازگاری بسیار مهم است. به همین دلیل، تحقیق درباره موضوعی مانند گرمایش جهانی اهمیت بسیار زیادی دارد.
مواد و روشها: در این پژوهش از دادههای اقلیمی شامل دماهای کمینه و بیشینه، بارش و ساعات آفتابی روزانه ۱۲۰ ایستگاه همدید ایران در یک دوره ۳۰ ساله (۲۰۲۲-۱۹۹۳) استفاده شد. روشهای آزمون من - کندال و تخمینگر شیب سن برای برآورد روند تغییرات دمای متوسط سالانه بهکار رفت. بهمنظور پیشنگری دمای آینده تحتتأثیر گرمایش جهانی، از خروجی مدل CanESM2 (سری مدلهای CMIP5) تحت دو سناریو RCP2.6 و RCP8.5 استفاده شد. خروجی این مدلها بزرگمقیاس هستند و برای مطالعات در ابعاد ایستگاهی نیاز به ریزمقیاسنمایی دارند. در این پژوهش از مدل LARS-WG که یکی از پرکاربردترین مدلهای ریزمقیاسنمایی است، استفاده شد.
نتایج: باتوجهبه نتایج، روند افزایشی معنیدار با شیب ۰۵۳/۰ در دمای میانگین سالانه ایران در دوره پایه مشاهده شد (سطح معنیداری ۵%). بیشترین روند صعودی در ایستگاههای بستان و قروه و کمترین روند صعودی در ایستگاه شیراز بود. از کل ۱۲۰ ایستگاه مورد مطالعه، ۱۱ ایستگاه روند معنیدار نداشتند و فقط در ایستگاه قوچان روند نزولی (غیرمعنیدار در سطح ۵%) بود. دمای میانگین سالانه ایران بهترتیب تحت سناریوهای RCP2.6 و RCP8.5 در دوره ۲۰۴۰-۲۰۲۱ به ۸۴/۱۸ و ۶/۱۹، در دوره ۲۰۶۰-۲۰۴۱ به ۴۰/۱۹ و ۱۹/۲۰، در دوره ۲۰۸۰-۲۰۶۱ به ۴۲/۱۹ و ۷۳/۲۱ و در دوره ۲۱۰۰-۲۰۸۱ به ۸۸/۱۸ و ۹۹/۲۲ درجۀ سانتیگراد خواهد رسید. در دوره پایه، بازه دمایی همه ایستگاهها در محدوده ۲۸-۸ درجۀ سانتیگراد بود. درحالیکه تا انتهای قرن توزیع ایستگاهها به سمت دماهای بیشتر کشیده خواهد شد. بهطوریکه در انتهای قرن و تحت سناریوی RCP8.5 هیچ ایستگاهی دمای متوسط سالانه کمتر از ۱۴ درجۀ سانتیگراد را تجربه نخواهد کرد. به لحاظ توزیع فضایی، مناطق جنوبی تحت شدیدترین افزایش دما خواهد بود، بهطوری که دمای متوسط سالانه این مناطق در انتهای قرن، تحت سناریوی بدبینانه به ۳۴-۳۲ درجۀ سانتیگراد افزایش خواهد یافت.
بحث: نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که روند افزایشی معنیدار در دمای میانگین ایران در سالهای گذشته، در آینده نیز ادامه خواهد داشت، اما این افزایش در سناریوهای اقلیمی مختلف، متفاوت خواهد بود. بنابراین میتواند طبق برنامهریزی مناسب کنترل شود تا کمترین افزایش و آسیب ممکن را شاهد باشد. بنابراین باتوجهبه تأثیرات پارامتر دما بر شرایط زیستمحیطی، اجتماعی، اقتصادی و همه جوانب زندگی انسانی، ضروری است به این موضوع توجه لازم صورت گیرد تا مدیریت ریسک و اتخاذ تصمیمات آیندهنگرانه با دقت و برنامهریزی آگاهانه انجام شود. نتایج این پژوهش به مدیران و برنامهریزان کمک میکند تا در برنامهریزیهای کلان مرتبط با گرمایش جهانی و بهکارگیری راهکارهای مناسب در جهت مدیریت منابع آب و سازگاری با شرایط آینده و همچنین افزایش تابآوری اقدامات مناسبی را اتخاذ نمایند.
ارزیابی امکان جایگزینی مغزی غیرچوبی در ساخت پانل ساندویچی چوبی با هدف کاهش مصرف منابع چوبی، حفظ محیطزیست و سلامت انسان
دوره 10، شماره 87، بهار 1404، صفحه 114-126
https://doi.org/10.22034/envj.2025.501413.1460
پانتهآ عمرانی، حسین رنگآور، افشین رحمتی طولارود پائین
چکیده مقدمه: با توجه به افزایش جمعیت جهان و به دنبال آن افزایش تقاضای چوب و فراوردههای چوبی، هزینه بالای چوب، محدودیت منابع جنگلی، آسیبهای وارده به جنگلها، محیطزیست و سلامت انسانها، امروزه ایجاد راهکارهایی برای تأمین نیازهای جوامع بشری با هدف ایجاد توسعه پایدار، کاهش مصرف منابع جنگلی و حفظ محیطزیست برای سلامت انسانها، بسیار مهم است. بنابراین در این پژوهش، امکان جایگزینی و استفاده از فوم پلیاتیلن شبکهای سازگار با محیطزیست، عاری از گازهای مضر و نیز قابل بازیافت، در ساخت پانل ساندویچی چوبی (فراورده مرکب چوبی پرکاربرد در صنایع مختلف مانند چوب و مبلمان، ساختمان و غیره) مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: این مطالعه، از نوع تجربی و در مقیاس آزمایشگاهی انجام شد. پانلهای ساندویچی آزمونی از سه نوع تخته فیبر با جرم مخصوص متوسط و ضخامت 3 میلیمتر (با روکش طبیعی راش، روکش مصنوعی ملامینه و بدون روکش) بهعنوان رویه و از فوم پلیاتیلن شبکهای با ضخامت 30 میلیمتر و جرم مخصوص
30 کیلوگرم بر متر مربع، بهعنوان مغزی ساخته شدند (با استفاده از چسب پلیونیل استات). سپس ویژگیهای مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته، مقاومت فشاری، مقاومت به ضربه و نیز جذب آب 2 و 24 ساعت نمونهها اندازهگیری شدند. نتایج با آزمون ANOVA تحلیل شد.
نتایج: نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر نوع روکش رویه بر ویژگیهای مکانیکی (مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته، مقاومت فشاری عمود بر سطح) و ویژگیهای فیزیکی (جذب آب 2 و 24 ساعت بعد از غوطهوری در آب) پانلهای ساندویچی ساختهشده در سطح احتمال 5 درصد معنیدار است، ولی اثر نوع روکش رویه بر مقاومت به ضربه معنیدار نیست. نتایج نشان داد استفاده از تخته فیبر با روکش طبیعی در رویه پانل ساندویچی، بیشترین مقاومتهای مکانیکی را ایجاد کرده است. همچنین نتایج نشان داد کاربرد تخته فیبر دارای روکش مصنوعی ملامینه، درصد جذب آب 2 و 24 ساعت پانل ساندویچی ساختهشده را کاهش میدهد.
بحث: نتایج نشان داد ساخت پانل ساندویچی با فوم پلیاتیلن شبکهای امکانپذیر است. این فوم، سازگار با محیطزیست و عاری از گازهای مضر است. بنابراین امکان ساخت پانل ساندویچی با ویژگی دوستدار محیطزیست را فراهم میکند. ساخت پانلهای ساندویچی با مغزیهای غیرچوبی مانند فوم پلیاتیلن شبکهای، با کاهش نیاز به منابع چوبی یا جنگلی که در کشور ایران و جهان کم هستند، سبب ایجاد توسعه پایدار، حفظ منابع جنگلی، حفظ محیطزیست و سلامت انسانها و نیز کاهش مشکلات تأمین مواد اولیه صنایع چوب و مبلمان و فراوردههای مرکب چوبی شده است. همچنین ازلحاظ اقتصادی مقرونبهصرفه است. ازطرف دیگر با توجه به خواص فیزیکی و مکانیکی بسیار زیاد فوم پلیاتیلن شبکهای، استفاده از آن در مغزی پانل ساندویچی چوبی، کاراییهای بسیار متنوعی برای پانلهای ساندویچی ساختهشده ایجاد میکند. خواص مختلف فوم پلیاتیلن شبکهای مانند: مقاومت حرارتی (در مقابل گرما و سرما)، مقاومت شیمیایی، مقاومت در برابر رشد قارچها و حشرات، سمی نبودن، پایداری ابعادی مناسب، عایق رطوبت و صوت، سازگاری با محیطزیست و عاری بودن از گازهای مضر، نصب سریع و آسان و سهولت در حمل و نقل باعث کاربردهای بسیار آن در صنایع مختلف شده است؛ این کاربردها عبارتاند از: صنایع ساختمان (عایق کف، دیوار، سقف سوله، درزبندی پنجرهها و غیره)، خودرو، لوازم خانگی، بستهبندی، مبلمان (مبلها و سرویس اتاق خواب) و غیره. فوم پلیاتیلن شبکهای علاوهبر کاربردهای مذکور میتواند در ساخت پانلهای ساندویچی مورد استفاده بهعنوان دیوارجداکننده فضاهای داخلی، درهای داخلی ساختمان، درهای کمد دیواری، پوشش دیوارهای مشترک داخلی و غیره استفاده شود.
تحلیل رابطهی اخلاق محیطزیستی با رفتار صرفهجویی در مصرف انرژی: مطالعه موردی دانشجویان کشاورزی
دوره 9، شماره 83، بهار 1403، صفحه 45-59
https://doi.org/10.22034/envj.2024.422036.1317
مسعود رضائی
چکیده مقدمه: انسانمحوری یکی از دلایل اصلی بحرانهای محیطزیستی است که ریشه در چارچوب مصرفگرایی دارد و مصرفگرایی در انرژی، تقاضای بیشتر برای منابع طبیعی را در پی دارد. فلسفه محیطزیست با نقد انسانمحوری، تلقی فرهنگ غربی از طبیعت را مورد تردید قرار داده و این روند را با نقد عقلانیت ابزاری و تأکید بر ارزش ذاتی طبیعت به چالش کشیده است. مصرف مؤلفهای مهم برای دستیابی به توسعه پایدار و صرفهجویی در مصرف انرژی یکی از راههای دستیابی به محیطزیست پاکتر و سالمتر و مدیریت تغییرات اقلیمی است. افزایش سریع مصرف انرژی برای فعالیتهای اجتماعی- اقتصادی، منبع اصلی افزایش مداوم انتشار گازهای گلخانهای است که باعث گرم شدن کره زمین و اثرات تغییرات آبوهوایی میشود. از دیدگاه علم روانشناسی محیطزیست، پرداختن به تغییرات اقلیمی به عنوان یک چالش اساسی تلقی میشود که مستلزم درک عمیق از فرآیندهای روانی دخیل در رفتارها و سبک زندگی دوستدار محیطزیست به طور کلی و مصرف انرژی به طور خاص است. شواهد نشان میدهند مداخلات فنی به تنهایی نمیتوانند در کاهش مصرف انرژی تأثیر داشته باشند و رفتار مصرفکنندگان باید تغییر یابد.
مواد و روشها: هدف کلی این پژوهش تحلیل رابطهی اخلاق محیطزیستی با رفتار صرفهجویی در مصرف انرژی دانشجویان کشاورزی بود. برای دستیابی به این هدف، از فن پیمایش استفاده شد. جامعه آماری پژوهش دانشجویان کارشناسیارشد و دکتری کشاورزی دانشگاه تهران بودند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده و جدول کرجیسی و مورگان، 126 نفر نمونهگیری شدند. پرسشنامه ابزار جمعآوری اطلاعات بود که در سه بخش ویژگیهای جمعیتشناختی دانشجویان، رفتار صرفهجویی در مصرف انرژی و اخلاق محیطزیستی طراحی شده بود. روایی صوری پرسشنامه با کسب نظر متخصصان بررسی شد و اصلاحات لازم صورت گرفت. همچنین روایی آن با استفاده از روایی همگرا و واگرا و پایایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی به دست آمد.
نتایج: یافتههای پژوهش نشان داد زیستبوممحوری، خدامحوری و انسانمحوری به ترتیب در اولویت اول تا سوم دانشجویان قرار گرفتهاند. بر اساس نتایج مدلسازی معادلات ساختاری، فقط اخلاق محیطزیستی زیستبوممحور در رفتار صرفهجویی در مصرف انرژی تأثیرگذار بوده و مدل پژوهش توانسته است 38 درصد از تغییرات رفتار صرفهجویی در مصرف انرژی دانشجویان را تبیین نماید.
بحث: بهرهبرداری بیرویه از منابع طبیعی برای تأمین انرژی و هدر دادن منابع انرژی، از مصداقهای بارز توجه به نیازهای انسانی، بدون توجه به ظرفیت و پتانسیل طبیعت است. با عنایت به اخلاق زیستبوممحور، گفتمان ارزش ذاتی باید به گفتمان غالب در سیاستگذاریهای انرژی بدل شود و تغییر رویکرد از توسعهگرایی با محوریت انسان، به بومنظامگرایی با محوریت محیطزیست باید در دستور کار قرار گیرد تا شکاف ایجاد شده بین انسانمحوری و زیستبوممحوری ترمیم شود. این که دانشجویان بر انسانمحوری یا زیستبوممحوری تمرکز کنند، بر درک محیطزیست و حفاظت از آن و نگرش آنان به محیطزیست تأثیر میگذارد. آموزش زیستبوممحوری به دانشجویان یکی از اولویتهای مهم در این زمینه است. آموزشی که باعث میشود دانشجویان از ارزش ذاتی طبیعت آگاه شوند. این فرآیند نقد ارزشهای مسلط مانند مصرف بیرویه انرژی را افزایش و اثرات جانبی منفی توسعه را با اهمیت جلوه میدهد. نکته کلیدی در آموزش پایداری محیطزیستی، رویکردهای آموزشی متمرکز بر توسعه تفکر انتقادی و تأملی است. در این آموزشها باید همدلی با حیات بر روی کره زمین، گوش دادن به زمین و اقدام برای حفاظت از زیستکره تشویق شود.
ارزیابی پایداری محیط زیستی الگوهای حملونقل درونشهری بجنورد با استفاده از شاخص ردپای بومشناختی
دوره 7، شماره 78، زمستان 1401، صفحه 86-97
https://doi.org/10.22034/envj.2023.386429.1279
محمدرضا ویسی، پوریا پیرمرادی، دلارام گرشاسبی
چکیده پیشینه و هدف: در دهههای اخیر با گسترش روزافزون شهرها، افزایش جمعیت و توسعه حملونقل شهری، موضوع توسعه پایدار محیط زیستی به یکی از مباحث بسیار مهم در علوم مختلف بدل گشته است. توسعه پایدار محیط زیستی بهعنوان رویکردی مؤثر در مقابله با گرمایش زمین و تغییرات آبوهوایی مطرح است. از اصلیترین علل گرمایش زمین و ناپایداری محیط زیستی، تولید بیش از حد گازهای گلخانهای است. بیشترین حجم و تأثیر در بین گازهای گلخانهای مربوط به کربن دیاکسید است. حملونقل شهری بهعنوان بخش جداناپذیر و بسیار مهم از شهر و زندگی شهری بهطور فزایندهای در حال انتشار کربن دیاکسید است. تولید کربن دیاکسید اگر بیشتر از ظرفیت تحمل شهر باشد، پایداری محیط زیستی را در بلندمدت به خطر میاندازد. شاخص ردپای بومشناختی بهعنوان روشی یکپارچه برای محاسبه ظرفیت تحمل منطقه بر اساس تولید کربن و ارزیابی پایداری محیط زیستی در بسیاری از کشورهای جهان در سطوح مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. ردپای بومشناختی بهطورکلی معیاری برای محاسبه میزان زمین مورد نیاز برای جذب کربن تولیدشده توسط انسان است و پایداری یا عدم پایداری محیط زیستی محدوده تعیینشده را بر اساس حجم کربن تولید شده نشان میدهد. از اینرو محاسبه ردپای بومشناختی الگوهای مختلف حملونقل شهری امری ضروری است. از آن جایی که شهر بجنورد در سالهای اخیر و پس از تبدیلشدن به مرکز استان افزایش چشمگیر جمعیت و گسترش ناگهانی را تجربه نموده است و حجم سفرهای درونشهری در این شهر چند برابر افزایش پیدا کرده است، این تحقیق به ارزیابی پایداری محیط زیستی الگوهای حملونقل درونشهری بجنورد با استفاده از شاخص ردپای بومشناختی میپردازد.
مواد و روشها: پژوهش کاربردی حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به ارزیابی پایداری محیطزیستی حملونقل درونشهری بجنورد میپردازد. به این منظور دادههای مورد نیاز از جمله تعداد سفرها و جابهجاییهای روزانه و متوسط مسافت طی شده در هر سفر برای هر الگو سفر را با مراجعه به اسناد و گزارشها و نیز مراجعه حضوری به ارگانهای مربوطه گردآوری نموده و سرانه ردپای بومشناختی حملونقل درونشهری بجنورد را محاسبه کرده است. در نهایت با استاندارد جهانی سرانه ردپای بومشناختی حملونقل درونشهری مقایسه مینماید.
نتایج: در پژوهش حاضر مشخص شد از پنج الگوی حملونقلی خودرو شخصی، تاکسی، اتوبوس، مینیبوس و موتورسیکلت، فقط دو الگو اتوبوس و مینیبوس از نظر محیط زیستی پایدار هستند و خودرو شخصی نیز ناپایدارترین الگو است که سرانه ردپای بومشناختی آن 9 برابر سرانه استاندارد جهانی است. این پژوهش نشان میدهد که بهطورکلی سیستم حملونقل شهر بجنورد از نظر زیستمحیطی ناپایدار است زیرا حجم دیاکسید کربن تولیدشده توسط این سیستم بسیار بیشتر از ظرفیت جذب کربن دیاکسید توسط زمینهای شهر است.
بحث: با توجه به افزایش تمایل به استفاده بیشتر از خودرو شخصی و روند مهاجرت به شهر در آینده این معضلات بیشتر از پیش خواهد شد و روند تأثیرات سوء اکولوژیکی بر شهر بجنورد سرعت میگیرند که این امر اقدامات فوری و برنامهریزی دقیق را میطلبد.
جهانی شدن، سیاست و سواد زیستمحیطی : سیری تاریخی به مکاتب و نظریهپردازان محیطزیست
دوره 2، شماره 58، زمستان 1396، صفحه 43-56
چکیده از شاخصههای گفتمان زیستمحیطی، شمول جهانی شدن آن میباشد زیرا محیطزیست و پایداری آن بر فرآیند توسعه یک کشور و در مقیاس بزرگتر بر جهان، تأثیرگذار خواهد بود و در این زمینه نظریهپردازیهایی از طریق فیلسوفان و صاحبنظران انجام شده است. از اینرو هدف پژوهش حاضر، بررسی نظریههای زیستمحیطی با رویکرد سیاست و جهانی شدن بوده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بود که با بررسی منابع و مقالات و مطالعات کتابخانهای و با ابزار فیشبرداری انجام شده است. در این راستا ابتدا عوامل ایجاد رفتار حفاظت از محیطزیست شامل اطلاعات وآگاهی زیستمحیطی، نگرش و نگرانی زیستمحیطی، رفتار مسئولانه، آموزش، سواد و اخلاق زیستمحیطی بررسی شد و سپس با سیر تاریخی به نظریههای، محیطزیست مورد بحث و مقایسه قرار گرفت.
ارزیابی اثرات حلالهای سبز بر محیطزیست
دوره 1، شماره 57، پاییز 1395، صفحه 27-32
چکیده آلودگیهای زیستمحیطی و سهم واکنشهای شیمیائی در این آلودگیها موجب شده که شیمیدانها بهدنبال طراحی روشهای شیمیایی فاقد آلودگی باشند. “شیمی سبز” به طبقهبندی و تعریف اصولی در راستای نیل به این هدف میپردازد و اصطلاحی است که برای اولینبار توسط پائول آناستاس، پیشنهاد شد و مفهوم آن عبارت است از ابتکار، طراحی و کاربرد محصولات و فرآیندهای شیمیائی برای کاهش یا حذف استفاده و تولید مواد خطرناک. شیمی سبز سبب جلوگیری از آلودگی منابع و یا کاهش آن شده و نقش مهمی در نیل به توسعه پایدار دارد. برخی از اصول شیمی سبز عبارتند از: استفاده از منابع تجدیدشدنی، کاهش تعداد مراحل فرایندها، افزایش بازده انرژی، طراحی مواد و فرآوردههای شیمیایی سالمتر، افزایش راندمان یا بازده فرآیندهای شیمیایی و استفاده از مواد اولیه کمخطر. امروزه فنآوریهای مبتنی بر شیمی سبز به عنوان یک رویکرد جدید مورد توجه قرار گرفته که در این مقاله به بررسی مهمترین راههای در حال توسعه در مورد حلالهای سبز پرداخته شده است.