برق سبز و تاثیر آن بر سلامت عمومی در کشورهای درحال توسعه؛ الگوی رگرسیون انتقال ملایم
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آذر 1404
https://doi.org/10.22034/envj.2025.536717.1529
احسان فرهادی، حسین صادقی سقدل، سجاد فرحی دیزجی، علی محمد احمدی
چکیده چکیده
مقدمه: در دهههای اخیر، رشد سریع شهرنشینی، افزایش مصرف انرژی و تداوم اتکا به سوختهای فسیلی، سلامت عمومی و پایداری زیستمحیطی را در کشورهای در حال توسعه با چالشهای جدی مواجه ساخته است. برق سبز یا الکتریسیته حاصل از منابع تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی، زیستتوده و برقآبی) بهعنوان یکی از محورهای اصلی گذار انرژی، نقشی دوگانه در اقتصاد و سلامت ایفا میکند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه غیرخطی بین برق سبز و سلامت عمومی با در نظر گرفتن سطح شهرنشینی بهعنوان متغیر آستانهای در کشورهای در حال توسعه طی دورهی ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۳ است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر با بهرهگیری از دادههای پانلی 10 کشور در حال توسعه و بهکارگیری مدل رگرسیون انتقال ملایم پانلی (PSTR) انجام شده است. متغیر وابسته، شاخص سلامت عمومی ترکیبی (شامل امید به زندگی و سالهای عمر تعدیلشده بر اساس ناتوانی (DALYs) است و متغیرهای مستقل شامل سهم برق سبز از کل تولید برق، تولید ناخالص داخلی سرانه، درصد شهرنشینی، هزینه سلامت سرانه و انتشار گازهای گلخانهای میباشند. در این مدل، شهرنشینی بهعنوان متغیر آستانهای انتخاب شد تا چگونگی تغییر اثر سایر متغیرها بر سلامت با افزایش سطح توسعه شهری بررسی شود.
یافتهها: نتایج مدل خطی نشان داد که تولید ناخالص داخلی سرانه، شهرنشینی و سهم برق سبز تأثیر مثبت و معناداری بر سلامت عمومی دارند، در حالیکه هزینههای سلامت و انتشار گازهای گلخانهای اثر منفی دارند. در مدل غیرخطی PSTR، مقدار آستانه شهرنشینی ۵۵.۶٪ بهدست آمد. در رژیم اول (شهرنشینی پایین)، اثر برق سبز بر سلامت بسیار محدود و ناچیز بود، اما در رژیم دوم (شهرنشینی بالا) این اثر بهطور چشمگیری افزایش یافت. همچنین، اثر مثبت تولید ناخالص داخلی و شهرنشینی بر سلامت در رژیم دوم تقویت شد، در حالیکه اثر منفی هزینههای سلامت کاهش یافت. این یافتهها نشان میدهند که با افزایش سطح توسعه و بهبود زیرساختها، بهرهوری اقتصادی و انرژیهای پاک نقش پررنگتری در ارتقای سلامت ایفا میکنند. از سوی دیگر، در حالیکه انتشار گازهای گلخانهای در رژیم اول اثر منفی بر سلامت دارد، در رژیم دوم اثر مثبت ظاهری نشان میدهد که قابلتوجیه با نظریه منحنی کوزنتس زیستمحیطی (EKC) است؛ یعنی در مراحل پیشرفتهتر، اثرات منفی آلودگی از طریق فناوریهای پاک و سیاستهای محیطزیستی جبران میشود.
بحث و نتیجهگیری: در بحث و نتیجهگیری مقاله، نتایج بهطور واضح نشان میدهد که برق سبز در کشورهای در حال توسعه تنها زمانی میتواند اثرات معنادار و پایدار بر سلامت عمومی داشته باشد که بهطور همزمان با بهبود زیرساختهای فنی، توسعه شهری پایدار و رشد اقتصادی همراه باشد. در مراحل اولیه توسعه، کشورهای در حال توسعه با محدودیتهای مالی و فنی مواجه هستند که این محدودیتها مانع از تحقق کامل منافع سلامتمحور برق تجدیدپذیر میشود. بهویژه، در این مراحل ابتدایی، چالشهایی نظیر کمبود منابع مالی، ضعف در فناوریها، و مشکلات زیرساختی موجب میشود که اثرات مثبت برق سبز بر سلامت عمومی در سطح محدودی باقی بماند. با این حال، با عبور از آستانه توسعه شهری و با پیشرفت در زیرساختهای فنی و افزایش دسترسی به فناوریهای نوین و پاک، این رابطه تقویت میشود و بهطور معناداری به بهبود کیفیت هوا، کاهش بیماریهای ناشی از آلودگی و ارتقای شاخصهای سلامت منجر میگردد.
تحلیل ارتباط میان شهرنشینی، گردشگری و گسیل دیاکسیدکربن در استانهای ایران
دوره 10، شماره 90، زمستان 1404، صفحه 109-128
https://doi.org/10.22034/envj.2025.478250.1413
امیدعلی عادلی، معصومه والی
چکیده مقدمه: شهرنشینی و گردشگری به عنوان دو عامل کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی معاصر، تأثیرات قابل توجهی بر محیط زیست دارند. در کشورهایی مانند ایران که شاهد رشد سریع در این دو حوزه بودهاند، تأثیرات این روندها به ویژه در زمینه تغییرات اقلیمی و انتشار گازهای گلخانهای، به ویژه دیاکسیدکربن (CO2)، به وضوح قابل مشاهده است. استانهای ایران با تنوع در سطح شهرنشینی و توسعه گردشگری و همچنین تفاوتهای زیستمحیطی، زمینه مناسبی برای بررسی این روابط فراهم میآورند. این مطالعه به تحلیل اثرات مرتبط با شهرنشینی، گردشگری و انتشار CO2 در استانهای مختلف ایران با استفاده از دادههای معتبر مرکز آمار ایران و بانک جهانی میپردازد.
مواد و روشها: پیامدهای زیستمحیطی مصرف نفت و گاز، به ویژه به دلیل حمل و نقل شهری، فعالیتهای گردشگری و توسعه صنعتی در شهرها، به طور قابل توجهی به آلودگی هوا کمک میکند. در این مطالعه، از دادههای استانهای ایران در دوره زمانی 2018-2021 استفاده شده است و با مدل تصحیح خطای پنل، به تحلیل روابط تعادلی میان این متغیرها پرداخته شده است. هدف این تحلیل بررسی نحوه تأثیرات شهرنشینی، گردشگری و فعالیتهای صنعتی بر انتشار CO2 و بررسی تغییرات این انتشارات در مناطق مختلف کشور است. دادهها شامل اطلاعات درباره میزان انتشار CO2، سطوح شهرنشینی، شدت فعالیتهای گردشگری و مصرف سوخت در هر استان است که از پایگاههای داده معتبر ملی (مرکز آمار ایران، پورتال وزارت نیرو) گردآوری شدهاند.
نتایج: آزمون همجمعی پدرونی (Pedroni) وجود روابط بلندمدت میان متغیرهای مورد مطالعه را تأیید کرده و تأثیرات شهرنشینی و گردشگری بر انتشار CO2 را پایدار نشان میدهد. یافتههای این آزمون نشان میدهد که تأثیرات شهرنشینی و گردشگری بر انتشار CO2 در استانهای ایران بهصورت پایدار وجود دارد. این بدان معناست که تغییرات در سطوح شهرنشینی و فعالیتهای گردشگری اثرات ماندگاری بر میزان انتشار CO2 در طول زمان خواهند داشت. یافتههای مدل تصحیح خطا حاکی از روابط معنیدار و میان انتشار CO2، صنعتیشدن، شهرنشینی و مصرف بنزین است. یافتههای ECM نشان میدهد که تغییرات در سطح صنعتیشدن (SANAT)، شهرنشینی (URBAN) و مصرف بنزین (BENZIN) به طور معناداری بر میزان انتشار CO2 (NFG_CO2) در بلندمدت اثرگذار هستند.
این نتایج با نظریههای اقتصادی مانند فرضیه منحنی کوزنتس زیستمحیطی (EKC) همخوانی دارد. سطح آلایندهها در مراحل اولیه توسعه اقتصادی و صنعتی به طور موقت افزایش یافته و سپس با پیشرفت اقتصادی و پذیرش شیوههای پایدار کاهش مییابد. در ایران، مناطق با سطوح بالاتر شهرنشینی و بخشهای گردشگری پیشرفتهتر تمایل به انتشار CO2 بیشتری دارند که هزینههای زیستمحیطی مرتبط با این نوع توسعه را منعکس میکند.
بحث: یافتههای این مطالعه، که مبتنی بر تحلیل دادههای پانل استانی طی دورهی زمانی 1397–1400 میباشد، نشان میدهند که افزایش شهرنشینی و گردشگری در ایران اثر بلندمدت و معناداری بر افزایش انتشار CO₂ داشتهاند. این نتایج بر ضرورت بازنگری در سیاستگذاریهای شهری و گردشگری کشور، بهویژه از منظر زیستمحیطی و در راستای اهداف توسعه پایدار تأکید دارند. در چارچوب سیاستهای پیشنهادی، گذار به فناوریهای سبز همچون استفاده از انرژی خورشیدی در مناطق مرکزی و کویری، و توسعهی انرژی بادی در نواحی غربی کشور میتواند بهعنوان راهکار عملی در کاهش انتشار گازهای گلخانهای مطرح شود. همچنین، در بخش گردشگری، اجرای سیاستهایی نظیر احداث اقامتگاههای زیستسازگار، بهبود مدیریت پسماند در مقاصد پرتردد و آموزش گردشگران در جهت حفظ منابع طبیعی، نمونههایی از اقدامات پایدار قابلاجرا در سطح استانی بهشمار میروند. از اینرو، پیشنهاد میشود که پروژههای پایلوت در استانهای با انتشار بالای CO2 به اجرا درآید تا اثرات واقعی اقدامات سبز بر آلودگی هوا مورد ارزیابی تجربی قرار گیرد. افزونبراین، بهمنظور ارتقاء اثربخشی سیاستگذاری، تعیین اهداف کمی مشخص از جمله کاهش ۲۰٪ انتشار CO2 در آینده در بخشهای شهری و گردشگری، و افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر به 30% ضروری است.
نقش گردشگری بینالمللی در کیفیت محیطزیست (مطالعه موردی: کشورهای D8)
دوره 9، شماره 85، پاییز 1403، صفحه 118-131
https://doi.org/10.22034/envj.2024.465772.1388
روح اله بابکی، بهنام الیاس پور، نرگس سنجری کنارصندل
چکیده مقدمه: مشکل تخریب محیط زیست، یکی از مسألههای مهم جهانی است که ناشی از اقدامات و فعالیـتهـای انسان است. این موضوع از نظـر اقتصادی نیز اهمیت زیادی دارد. تخریب محیط زیست معلول یک عامل یا یک متغیر نیست و علل و عوامل متعددی در پیدایش آن دخالت دارند. در این مطالعه به برخی از این عوامل شامل گردشگری، رشد اقتصادی و شهرنشینی پرداخته شده است.
مواد و روشها: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین گردشگری، رشد اقتصادی، شهرنشینی و تخریب محیط زیست در کشورهای اسلامی درحال توسعه (شامل ایران، ترکیه، پاکستان، بنگلادش، اندونزی، مالزی، مصر و نیجریه) طی دوره 2020-2005 با استفاده از روشهای حداقل مربعات کاملا ًاصلاح شده (FMOLS)، حداقل مربعات پویا (DOLS) و میانگین گروهی تلفیقی (PMG) است. مدل کلی این پژوهش، به صورت زیر است:
CO2it = f (TRit, GDPit, POPit, Urit)
که در آن CO2 میزان انتشار گاز دیاکسیدکربن، TR درآمد حاصل از گردشگران خارجی ورودی (درصدی از GDP)، GDP نرخ رشد اقتصادی، POP نرخ رشد جمعیت و UR شهرنشینی است. لازم به ذکر است که آمار و اطلاعات مورد نیاز در این پژوهش از منبع دادههای بانک جهانی تهیه و گردآوری شده است.
نتایج: نتایج این پژوهش بر اساس یافتههای حاصل از برآورد مدل به روش میانگین گروهی تلفیقی (PMG) نشان میدهد که ضریب متغیر گردشگری بینالمللی در سطح یک درصد معنادار بوده و رابطه مستقیمی با متغیر انتشار دیاکسیدکربن در هشت کشور اسلامی در حال توسعه دارد. بر اساس نتایج این پژوهش، رشد اقتصادی در سطح یک درصد رابطه مثبت و معناداری با متغیر انتشار دیاکسیدکربن در هشت کشور اسلامی در حال توسعه دارد. همچنین مطابق با نتایج پژوهش حاضر، شهرنشینی در سطح یک درصد رابطه مثبت و معناداری با متغیر انتشار دیاکسیدکربن در هشت کشور اسلامی در حال توسعه دارد. علاوه بر این، نتایج این پژوهش نشاندهنده اثر مثبت و معنادار جمعیت بر انتشار دیاکسیدکربن در هشت کشور اسلامی در حال توسعه در سطح یک درصد است؛ به این معنا که افزایش جمعیت باعث کاهش کیفیت محیط زیست در هشت کشور اسلامی در حال توسعه شامل ایران میشود. همچنین برای بررسی اعتبار نتایج مدل PMG مدل به دو روش DOLS و FMOLS نیز برآورد گردید که نتایج آنها مؤید اعتبار نتایج مدل برآورد شده به روش PMG است.
بحث: بهطور خلاصه بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، ضریب متغیر گردشگری بینالمللی، رشد اقتصادی، جمعیت و شهرنشینی در سطح یک درصد معنادار بوده و رابطه مستقیمی با متغیر انتشار دیاکسیدکربن دارند. به این معنا که افزایش هر یک از این متغیرها باعث کاهش کیفیت محیط زیست در هشت کشور اسلامی در حال توسعه شامل ایران میشود. بنابراین، پیشنهاد میگردد، اولاً، سیاستگذاران مقصدهای گردشگری بینالمللی باید استراتژیهایی را اتخاذ کنند که به این مقصدها کمک کنند تا استفاده از سوختهای فسیلی را کاهش دهند و سرمایهگذاریهای گردشگری بیشتری جذب کنند. ثانیاً، برای بهبود کیفیت محیط زیست یا کاهش تخریب محیط زیست، به جای وسایل حمل و نقل با موتور دیزل و مخرب محیط زیست، حمل و نقل گردشگری با خودروهای سازگار با محیط زیست مانند خودروهای برقی و همچنین گردشگری با دوچرخه در مقاصد گردشگری انتخاب و ترویج شود و ثالثاً، رویکردهای قیمتگذاری برای کربن اتخاذ شود که همانند مالیات بر کربن نه تنها کاهش سطح انتشار را تسهیل میکند، بلکه میتواند منبع درآمد اضافی را نیز فراهم کند.
عوامل اثرگذار بر آلودگی با لحاظ پیچیدگی اقتصادی و ارتباط متقابل ریسک اقتصادی و سرمایهگذاری
دوره 9، شماره 84، تابستان 1403، صفحه 82-94
https://doi.org/10.22034/envj.2024.447779.1354
اشکان رحیمزاده
چکیده مقدمه: مطابق آمار بانک جهانی میزان انتشار دیاکسیدکربن در ایران، طی سی سال اخیر رشد 65/210 درصدی داشته است. در چنین شرایطی باید این وضعیت نامطلوب را در راستای استانداردهای محیط زیستی تغییر داده که طبعاً شناسایی عوامل مهم اثرگذار بر آلودگی ضرورت مییابد. هدف اصلی این تحقیق بررسی عواملی است که مطابق پیشینه به نظر میرسند، بر آلودگی تأثیرگذار باشند. با بهبود پیچیدگی اقتصادی، دانش بالاتر و پیشرفت فناوری میتواند منجر به فعالیتهای با آلایندگی کمتر شود. کاهش ریسک اقتصادی و بهتبع آن افزایش سرمایهگذاری درصورتیکه به دنبال آن کارا مورد استفاده قرار دادن نهادهها و استفاده از فناوری محیطزیستی رخ دهد، میتواند با غلبه بر اثر مقیاس آلودگی را کاهش دهد. قیمتهای بیشتر انرژی، فناوریهای انرژی اندوز و قیمتهای پایین انرژی، فناوریهایی با سهم بیشتر نهاده انرژی را بر بنگاهها تحمیل نموده که این بر محیطزیست اثرگذار است. تأثیر گسترش تجارت بر آلودگی، به برآیند اثرهای مقیاس، ترکیب و فنی بستگی دارد. ICT میتواند کارایی مصرف انرژی را با حرکت اقتصاد به سمت ساختار دانشبنیان، از طریق جانشینی اطلاعات بهجای انرژی تغییر داده و از این طریق بر آلودگی اثرگذار باشد. تراکم شهری میتواند با ایجاد صرفه مقیاس برای زیرساختهای عمومی شهری مصرف انرژی را کاهش داده، در حالی که عدم وجود زیرساختهای مناسب شهری تأثیر عکس دارد. اینکه FDI موجب افزایش مزیت نسبی در کدامین بخش تولیدی باشد، بر آلودگی اثرگذار است. همچنین فناوری پیشرفتهای که همراه با FDI وارد میشود، بر محیطزیست اثرگذار است.
مواد و روشها: متغیرهای توضیحی مدل پیچیدگی اقتصادی، ارتباط متقابل ریسک اقتصادی و سرمایهگذاری، ارتباط متقابل قیمت انرژی و شدت انرژی، آزادسازی تجاری، کاربران اینترنت، سرمایه سرانه، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و نرخ شهرنشینی و متغیر وابسته انتشار دیاکسیدکربن میباشد. اطلاعات متغیرها از بانک جهانی، وبسایت دانشگاه امآیتی و بانک اطلاعاتی راهنمای بینالمللی ریسک کشوری (ICRG) و ترازنامه انرژِی به دست آمده است. دوره مورد بررسی طی سالهای 2022-2000 بوده و در برآورد از روش ARDL و نرمافزار EViews 9 استفاده شده است.
نتایج: با افزایش متغیرهای پیچیدگی اقتصادی، ارتباط متقابل قیمت انرژی - شدت انرژی، کاربران اینترنت و سرمایهگذاری مستقیم خارجی میزان انتشار دیاکسیدکربن در هر دو بازه زمانی کوتاه مدت و بلند مدت کاهش مییابد. متغیرهای اثرات متقابل ریسک اقتصادی - سرمایهگذاری و سرمایه سرانه بر آلودگی تأثیر معنیداری در هر دو بازه زمانی ایجاد نکرده است. آزادسازی تجاری و شهرنشینی تأثیر منفی معنیداری بر کیفیت محیطزیست در کوتاهمدت و بلندمدت ایجاد نموده است.
بحث: بهبود پیچیدگی اقتصادی، غلبه اثر فنی و ساختاری بر اثر مقیاس را به همراه داشته و آلودگی را کاهش داده است. افزایش سرمایهگذاری در کشور توأم با کاهش ریسک اقتصادی هنوز به حدی نرسیده که بتواند از کانال رشد اقتصادی آلودگی را کاهش دهد. با افزایش قیمت انرژی انگیزهها در جهت افزایش کارایی انرژی قرار گرفته که درنتیجه آن آلودگی کاهش مییابد. در اثر افزایش صادرات ناشی از آزادسازی تجاری، استفاده از منابع و انرژی به صورت نامناسب بوده و در این راستا از قوانین و استانداردهای محیط زیستی نیز چشم پوشی شده است. گسترش شهرنشینی با گسترش فعالیتهای اقتصادی آلودگی را افزایش داده و در این راستا نتوانسته برای زیرساختهای عمومی شهری از طریق ایجاد صرفههای مقیاس کاهش شدت انرژی و آلودگی را به همراه داشته باشد. سرمایهگذاری مستقیم خارجی با امکان بهبود کارایی انرژی از طریق سرریز تکنولوژی از بنگاههای خارجی به بنگاههای داخلی آلودگی را کاهش میدهد.