تخمین پارامترهای رشد و مرگومیر ماهیمرکب ببری، Acanthosepion pharaonis (Ehrenberg, 1831)، در آبهای استان هرمزگان
دوره 11، شماره 92، تابستان 1405، صفحه 34-46
https://doi.org/10.22034/envj.2025.532863.1519
محدثه علیزاده نانگی، مسلم دلیری، علی سالارپوری
چکیده مقدمه: ماهی مرکب ببری (A. pharaonis) به دلیل ارزش تجاری و صادراتی بالایی که دارد توسط ابزارهای صید مختلفی مانند ترال، گرگور و تورهای گوشگیر در منطقه خلیج فارس و دریای عمان صید میشود. اگرچه ارزیابیهای جامع از وضعیت ذخایر این گونه در دست نیست، اما شواهد نشان میدهد که ذخایر آن در منطقه تحت فشار صیادی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رشد و مرگومیر ماهیمرکب ببری بر اساس مدلهای مبتنی بر دادههای سنی در آبهای استان هرمزگان انجام شد و یافتههای آن میتواند به مدیران شیلاتی جهت تدوین استراتژیهای حفاظتی و بهرهبرداری از ذخیره این گونه کمک کند.
مواد و روشها: تعداد 109 نمونه (76 عدد نر و 33 ماده) در طول در ماههای مهر تا اسفند ۱۴۰۲ به روشهای گرگور و ترال قایقی در مناطق بندرلنگه، قشم و بندرعباس جمعآوری شد. در آزمایشگاه نمونهها زیستسنجی گردید و از طریق کالبد شکافی صفحات استخوانی بدن آنها جداسازی شد و پس از فرآینده آمادهسازی، لاملاهای روی قسمت مخطط آنها به روش خوانش 3 مرحلهای زیر دستگاه لوپ شمارش شد. پارامترهای رشد (∞L و k) برای هر دو جنس نر و ماده به روش گولاند و هولت برآورد شد. ضرایب مرگ و میر کل (Z) و مرگ و میر طبیعی (M) نیز به ترتیب با استفاده از روش منحنی صید و مدل وابسته به سن معرفی شده توسط چِن و واتنابه برآورد گردید.
نتایج: حداقل، حداکثر و میانگین (±SD) طول مانتل برای نمونههای جنس نر62، 330 و 1/67 ± 4/135 میلیمتر و برای جنس ماده 57، 300 و 2/54 ± 4/104 میلیمتر بود. مدل رشد طول مانتل- سن وُن برتالانفی برای جنسهای نر و ماده به ترتیب Lt(mm)=342[1-exp(-0.27(t-0.00))] و Lt(mm)=316[1-exp(-0.30(t-0.00))] به دست آمد که از نظر آماری با همدیگر تفاوت معنیداری داشتند (آزمون حداکثر درستنمایی، 05/0>P). ضرایب مرگ و میر کل (Z)، طبیعی (M) و صیادی (F) به ترتیب برای جنس نر 14/3 ،۷۳/۱ و ۷۳/۲ و برای جنس ماده ۴۶/۴،۷۹/۱ و ۳۵/۱ در سال تخمین زده شد. نرخ بهرهبرداری (E) برای جنسهای نر و ماده نیز به تزتیب 61/0 و 43/0 به دست آمد.
بحث: نتایج پژوهش حاضر بیانگر روند افزایشی مرگومیر صیادی گونه ماهیمرکب ببری نسبت به گزارشات پیشین در منطقه خلیجفارس است که با توجه به همپوشانی فصل صید و تولیدمثل این گونه، ادامه این روند ممکن است باعث آسیب جدی به ذخیره آن شود. بنابراین پیشنهاد میشود که روند صید این گونه و ابزارهای صید آن به صورت مستمر پایش و نظارت شوند تا بتوان با تشکیل یک پایگاه داده قوی وضعیت آینده ذخیره را پیشبینی و مدلسازی کرد.
معرفی و شناسایی کرمهای پرتار خانواده Nereididae در منطقه خلیجفارس (آبهای ساحلی استان بوشهر) و جایگاه آن در توسعه آبزیپروری
دوره 9، شماره 84، تابستان 1403، صفحه 41-54
https://doi.org/10.22034/envj.2024.463521.1384
مسلم شریفی نیا
چکیده مقدمه: ﻛﺮمﻫﺎی پرﺗﺎر خانواده نرئیدیده (Nereididae) به صورت گستردهای به عنوان غذای زنده برای تسریع رسیدگی جنسی و تولید گنادهای جنسی با کیفیت مولدین میگو استفاده میشوند. این غذای زنده در مقایسه با غذاهای تجاری به علت دارا بودن مقادیر بالای اسیدهای چرب غیر اشباع بلند زنجیره تأثیر بسزایی در فرآیند گامتوژنز میگوهای دریایی دارد و باعث افزایش تعداد تخمهای تولیدی و تخمگشایی در آنها میشود. پرورش گونههای بومی راه حل مناسبی برای تولید پایدار کرمهای پرتار میباشد. این نوع تولید میتواند نیازهای مختلفی را برآورده کند. مواد و روشها: مطالعه حاضر با هدف شناسایی و گزارش گونههای خانواده نرئیدیده در خلیج فارس و در محدوده آبهای استان بوشهر به مدت یک سال انجام شد. جمعآوری نمونههای پرتاران در هر ایستگاه با استفاده از نمونهبردار ون وین گرب (Van Veen Grab) انجام شد. در هر ایستگاه سه نمونه رسوب برای جداسازی و شناسایی پرتاران برداشت شد و نمونه رسوب بلافاصله به کمک الک 500 میکرون مستقر بر روی کشتی، با استفاده از آب دریا شستشو داده شدند. جهت شناسایی نمونهها، ابتدا کفزیان بزرگتر، با چشم غیر مسلح و ذره بین جداسازی گردید. نمونههای جداسازی شده با استفاده از استریومیکروسکوپ مجهز به دوربین تصویربرداری شده و با استفاده از کلیدهای مربوطه شناسایی شدند. نتایج: طبق نتایج بهدست آمده در مطالعه حاضر 6 گونه Perinereis heterodonta، P. nuntia ، Perinereis sp.، Ceratonereis sp.1، Ceratonereis sp.2 و Nicon sp. متعلق به سه جنس Perinereis، Ceratonereis و Nicon از خانوادهNereididae در خلیج فارس شناسایی شدند. بحث: با توجه به نقش حیاتی کرمهای پرتار در فرآیند تکثیر میگو، شناسایی و استفاده از گونههای بومی این خانواده میتواند به بهبود عملکرد مراکز تکثیر کمک کند و به دنبال آن، به منجر به توسعه پایدار صنعت آبزیپروری شود.
تأثیر تغییر کاربری اراضی بر تنوع بزرگ بیمهرگان خاکزی در مناطق مرتعی و جنگلهای دستکاشت (پارک جنگلی لویزان تهران، ایران)
دوره 9، شماره 84، تابستان 1403، صفحه 95-109
https://doi.org/10.22034/envj.2024.454617.1369
مریم عظیمی بیدار، فراهم احمدزاده، خسرو پیری، اصغر عبدلی، ریحانه صابری پیروز
چکیده مقدمه: استفاده منطقی و حفاظت از اراضی مرتع طبیعی، با چارچوبهای قانونی با هدف تنظیم مدیریت مراتع و جلوگیری از تخریب زمین، به ویژه در کشورهای دارای مراتع وسیع، اهمیت دارد. تغییر کاربری مرتع به جنگلهای دستکاشت میتواند اثرات منفی متعددی بر ویژگیهای خاک و تنوع زیستی داشته باشد. همچنین تأثیرات قابل توجهی بر بیمهرگان دارد، که باعث تغییر در ساختار جوامع آنها و به دنبال آن تغییر در عملکرد زیستبوم میشود. با توجه به اهمیت بزرگ بیمهرگان خاکزی در عملکرد زیستبوم، حفظ تنوعزیستی و شبکههای غذایی، از طریق خدمات اکولوژیکی متنوع خود، از جمله گردهافشانی، سرکوب آفات و چرخه انرژی، وجود آنها ضروری است. کاهش بیمهرگان خاکزی میتواند منجر به اثرات منفی بر ساختار خاک، فرآیند تجزیه، نفوذ و تبادل گازها شود. این امر میتواند به تخریب زمین و کاهش کیفیت خدمات اکولوژیکی منجر شود. بنابراین، حفظ و ارتقاء بیمهرگان خاکزی از اهمیت بسزایی برخوردار است و نقش بسیار حیاتی در حفظ تعادل و پایداری زیستبوم دارد. هدف کلی این مطالعه بررسی اثرات تغییر کاربری بر بزرگ بیمهرگان خاکزی است. از این رو، در این پژوهش بزرگ بیمهرگان و ساختار جوامع آنها بین مرتع و جنگل دستکاشت مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه نمونهبرداری از پارک جنگلی لویزان تهران و مراتع اطراف آن در فصل بهار با استفاده از روش نمونهبرداری کوادرات انجام شد. در هر نوع رویشگاه، دو سایت انتخاب شد. هر سایت توسط شش کوادرات (5/0 متر × 5/0 متر) مورد بررسی قرار گرفت. در هر کوادرات، بزرگ بیمهرگان خاک از بستر و سطح خاک و همچنین عمق خاک (0-10 سانتیمتر) جمعآوری شدند. در مجموع، 446 نمونه جمعآوری و بر اساس صفات ریختی به 51 morphOTU در جنگل دست کاشت و 68 morphOTU در مرتع تفکیک شدند. به منظور مقایسه تنوع بین نواحی دست کاشت و مرتع شاخصهای غنا و تنوع زیستی شامل (شانون- وینر، مارگالف و یکنواختی) محاسبه شد. مشخصات فیزیکوشیمیایی خاک از جمله دانه بندی خاک (شن، سیلت، رس)، منیزیم، کلسیم، کربن آلی، نیتروژن کل، بیومس وpH اندازه گیری شد. سپس رابطهی این عوامل با حضور بزرگ بیمهرگان خاکزی ارزیابی شد.
نتایج: نتایج نشان داد که فراوانی بزرگ بیمهرگان خاکزی در مراتع بیشتر از جنگلهای دستکاشت بود. همچنین مقدار شاخصها شانون - وینر و یکنواختی برای آنها در ناحیه مرتع بیشتر از ناحیه جنگلهای دستکاشت است. علاوه براین تفاوت معنیدار بین شاخصهای تنوع و غنا بین این دو ناحیه وجود دارد. همچنین بررسی تنوع β نشان داد که Turnover بین دو ناحیه اتفاق افتاده است. نتایج آنالیز همبستگی کانونی بین گروههای اصلی تاکسونومیک و خواص فیزیکوشیمیایی نشان داد که متغییرهای متفاوتی در ناحیه مرتع و دستکاشت روی جوامع بزرگ بیمهرگان تأثیر داشتند.
بحث: همانطور که نتایج این مطالعه نشان داد، تغییر کاربری زمین از مراتع به جنگلهای دستکاشت میتواند به طور قابل توجهی بر تنوع زیستی و جوامع بزرگ بیمهرگان تأثیر بگذارد. در این راستا مطالعات متعدد نشان میدهد که تغییر کاربری اراضی میتواند منجر به تغییراتی در تراکم و غنای بزرگ بیمهرگان در طول زمان شود. به طوری که در کاربریهای متعدد، گونههای حساس به اختلال از دست میروند و با گونههای دیگر جایگزین میشوند. در این مطالعه نیز جایگزینی بین جوامع بیمهرگان خاکزی مشاهده شد. بررسیها همچنین نشان میدهد که چنین تغییرات کاربری زمین منجر به تغییرات قابل توجهی در ترکیبات جوامع بزرگ بیمهرگان میشود. روی هم رفته، میتوان نتیجه گرفت که جنگلهایی که مدت زمان زیادی کاشته شدهاند، علیرغم تغییرات مشاهده شده در ترکیب جوامع خود، زمان کافی برای بازیابی داشتهاند. از آنجایی که تغییر کاربری بهویژه در دهههای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است، اطلاعات جامع در مورد تأثیر آشکار اختلالات انسانی بر موجودات زنده خاک برای پرداختن به مسائل حفاظتی ضروری است.
بررسی جوامع کرمهای خاکی در مناطق طبیعی و دست کاشت جنگلهای هیرکانی؛ رویکرد حفاظتی
دوره 8، شماره 82، زمستان 1402، صفحه 49-62
https://doi.org/10.22034/envj.2024.430749.1325
ریحانه صابری پیروز، فراهم احمدزاده
چکیده مقدمه: جنگلهای هیرکانی، زیستگاهی با رویش باستانی از درختان پهنبرگ هستند که در امتداد دامنههای شمالی رشتهکوه البرز و نزدیک مرزهای جنوبی دریای خزر گسترش یافتهاند. امروزه، فعالیتهای انسانی تأثیر بهسزایی در کاهش پوشش جنگلی داشته است. علاوه بر این شناسایی تنوع گونهای، ساختار جنگل و دستکاریهای انسانی در جنگلهای هیرکانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بیمهرگان بزرگ جزء اصلی تنوعزیستی خاک در جنگلها هستند. کرمهای خاکی یکی از اجزای اصلی تنوعزیستی خاک جنگلها بوده و یکی از با ارزشترین شاخصهای سلامت خاک و جزء حیاتی فون خاک هستند. با این حال، مطالعه آنها بر اساس ویژگیهای ریختی چالشهای زیادی را به همراه دارد. بارکدینگ DNA یک روش مفید است که به طور گسترده برای مطالعه تنوعزیستی استفاده شده است. بنابراین، هدف از این مطالعه استفاده از رویکردهای مولکولی برای شناسایی کرمهای خاکی و تنوع آنها و مقایسه جوامع این جانوران بین جنگلهای طبیعی و دستکاشت در منطقه هیرکانی است.
مواد و روشها: این مطالعه در بخش مرکزی جنگل هیرکانی و در سه منطقه، انجام شده است. به طور کلی، در هر منطقه، دو ناحیه دستکاشت و دو ناحیه طبیعی انتخاب شده است. در هر ناحیه، شش کودرات به صورت تصادفی در محیط قرار گرفتهاند. به منظور، مطالعات ژنتیکی و نگهداری طولانی مدت، نمونهها در اتانول 96 درصد نگهداری شدند. سپس نمونهها براساس ویژگیهای ریختشناسی، طبقهبندی شدند. در مجموع در این مطالعه، 251 نمونه جمعآوری شده و 22 فرد برای مطالعات ژنتیکی انتخاب شده است. مطالعات مولکولی، بااستفاده از ژن سیتوکروم c اکسیداز زیر واحد یک (COI) انجام شد. سپس آنالیزهای آماری تک متغییره و چند متغییره برای بررسی تنوع کرمهای خاکی و مقایسه جوامع آنها، بین ناحیه دست کاشت و طبیعی انجام شدند.
نتایج: براساس مطالعات ژنتیکی، 15 واحد تاکسونومیک در این بررسی شناسایی شدهاند. یافتههای این پژوهش بیانگر این است که تعداد و تنوع OTUها در نواحی طبیعی و دستکاشت تقریباً یکسان است. نتایج آنالیزهای آماری تکمتغیره و آنالیز چندمتغیره، تفاوت معنیداری را برای کرمهای خاکی بین دو ناحیه طبیعی و دستکاشت نشان نداد.
بحث: این مطالعه نشان میدهد که استفاده از بارکدینگ DNA نتایج دقیقتری را ارائه میدهد، اما برای طبقهبندی دقیقتر نیاز به یک کتابخانه جامع مرجع DNA وجود دارد. با توجه به عدم معناداری تفاوت کرمهای خاکی، بین جنگلهای طبیعی و دستکاشت و معناداری این تفاوت بین سه منطقه مورد مطالعه، اینطور نتیجهگیری میشود که وابستگی کرمهای خاکی به جنگلهای دستکاشت بسته به ویژگیهای خاص جنگلهای دست کاشت، شرایط خاک و شیوههای مدیریتی میتواند متفاوت باشد. علاوه بر این، این نتیجه میتواند نشان دهندهی آن باشد که کرمهای خاکی توانایی بالایی در سازگاری با طیف وسیعی از محیطها دارند. بهطورکلی پیشبینی میشود که در جنگلهای ثانویه که بیش از 20 سال کاشته شدهاند، جنگل زمان کافی برای ترمیم جمعیتهای خود، بهویژه کرمهای خاکی، داشته باشد. بهطور کلی، مطالعهی فعالیتها و تعاملات بین کرمهای خاکی و جنگلهای دستکاشت میتواند دانش ما را درباره سلامت خاک، چرخه مواد مغذی و عملکرد اکوسیستم در این مناطق افزایش دهد و زمینه را برای مدیریت صحیح اکوسیستمهای جنگلی، بهویژه جنگلهای هیرکانی که از قدمت و اهمیت بالایی برخوردار هستند، قراهم آورد.
انتخاب زیستگاه و شناسایی مناطق بالقوه زادآوری مرال Cervus elaphus maral در استان مازندران
دوره 8، شماره 82، زمستان 1402، صفحه 108-121
https://doi.org/10.22034/envj.2024.450806.1362
باقر نظامی بلوچی، محمدرضا رحمانی، هانیه فقیهی، بهمن شمس
چکیده مقدمه: مرال بزرگترین گوزن بومی ایران است. با اینکه این گونه در گذشتههای نه چندان دور از جمعیت و پراکندگی نسبتاَ خوبی برخوردار بوده است، اما امروزه جمعیت آن کاهش قابلتوجهی داشته و پراکندگی آن تنها به برخی محدوههای امن مناطق تحت حفاظت محدود میشود. از مهمترین عوامل مؤثر در کاهش جمعیت این گونه، تخریب و نابودی زیستگاهها و شکار غیرمجاز گونه به واسطه فعالیتهای انسانی است. لذا با استفاده از مدلسازی مطلوبیت زیستگاه به عنوان یک ابزار مؤثر در شناسایی، مدیریت و حفاظت از زیستگاههای باقی مانده، میتوان مدیران را در حفاظت مؤثرتر از گونه یاری رساند.
مواد و روشها: جنگلهای هیرکانی یا جنگلهای خزری 15 درصد از کل جنگلهای ایران را تشکیل میدهند و آخرین بازمانده از جنگلهای پهن برگ معتدل در سطح جهان هستند. استان مازندران در شمال ایران که 46/1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است، دربرگیرنده بخش قابل توجهی از این جنگلهاست. محدوده امن البرز مرکزی مهمترین منطقه و امنترین زیستگاه زادآوری مرال در استان مازندران است. در این پژوهش از روش بیشترین بینظمی و تحلیل عاملی آشیان بومشناختی و نقاط حضور بدست آمده از بازدیدهای میدانی در محدوده البرز مرکزی، به منظور شناسایی زیستگاههای مطلوب مرال و مناطق زادآور گونه در استان مازندران بهره برده شد. این مدلها توسط تعدادی لایه محیطزیستی پیشبینی کننده و نقاط حضور گونه، راهاندازی میشوند و مطلوبیت هر سلول در زیستگاه را به صورت تابعی از متغییرهای زیستی بیان میکنند.
نتایج: نتایج تحلیل عاملی آشیان بومشناختی نشان داد که محدوده امن البرز مرکزی مهمترین منطقه و امنترین زیستگاه زادآوری مرال در مازندران است. نتایج روش تحلیل آشیان بوم شناختی با مقادیر 3/1 کنارگی و ویژهگرایی بالا (5/5) نشان دهنده مناطقی است که شیب و ارتفاع بالاتر از میانگین زیستگاه داشته و لذا تحملپذیری کمی دارند. نتایج تحلیل بیشترین بینظمی نشان داد یکی از اثرگذارترین پارامترها مؤثر در مطلوبیت زیستگاه مرال، متغیر فاصله از روستا است. براساس آزمون جکنایف، این متغییر مهمترین متغیر در انتخاب زیستگاه مرال است. با افزایش فاصله از روستا، مطلوبیت زیستگاه گونه به صورت تصاعدی افزایش مییابد و سپس به دلیل نزدیک شدن به روستاهای دیگر و تراکم حضور انسان در منطقه، کاهشی است. با افزایش تراکم پوشش گیاهی ابتدا مطلوبیت زیستگاه افزایش یافته ولی در تراکم بالا مطلوبیت کاهش مییابد. نمودار منحنی پاسخ نشان میدهد که با افزایش ارتفاع مطلوبیت زیستگاه گونه نیز افزایش مییابد، چرا که در فصل زادآوری، گونه مرال به مناطق ارتفاعی با امنیت بیشتر وابسته است. در بین متغیرهای بوم شناختی، متغیر شیب کم اثرترین متغیر شناسایی شد.
بحث: گونه مرال در فصل زادآوری فقط در مناطق امن به ویژه در محدوده امن البرز مرکزی حضور داشته و در فصل غیرزادآوری در سطح بسیار وسیعتری پراکنده میشود. استان مازندران بالقوه یکی از نقاط داغ تنوعزیستی کشور است اما از آنجا که در حال حاضر محدوده امن البرز مرکزی از امنیت بالایی برخوردار است، مهمترین و پرجمعیتترین زیستگاه زادآوری مرال در مازندران و یکی از دو محدوده اصلی زادآوری این گونه در کشور است. کمبود حفاظت از مناطق مطلوب مهمترین عامل در کاهش جمعیت مرال در استان است. یکی از مهمترین چالشهای حفاظتی این گونه در استان تکهتکه بودن زیستگاهها و پراکندگی آنها است. بسیاری از زیستگاهها در مسیر جابجایی گونه احتمالا مطلوبیت زیستگاهی بالایی دارند، حال ممکن است که همین زیستگاهها به دلیل ضعف در حفاظت، از نرخ بقا بسیار پائینی برای گونه برخوردار بوده، سینکهای جمعیتهای محلی یا تلههای بومشناختی باشند.
تنوع زیستی، بومزادی و وضعیت حفاظتی گونههای گیاهی منطقه حفاظت شده پلنگدره استان قم
دوره 8، شماره 81، پاییز 1402، صفحه 44-61
https://doi.org/10.22034/envj.2023.405122.1297
رضا شیخ اکبری مهر، زهرا خلیلی، یونس عصری، مهدی رمضانی
چکیده مقدمه: گیاهان نقش کلیدی در تعادل اکوسیستم داشته و بنابراین برای پایداری محیط زیست حیاتی هستند. شناخت عناصر گیاهی موجود در یک منطقه به عنوان اصل زیربنایی برای سایر تحقیقات محسوب شده است و میتواند نقطه شروعی برای مطالعات تکمیلی آینده باشد. تنوع زیستی یکی از جنبههای مهم حیات، به ویژه با توجه به اقلیم و کاربری زمین میباشد. تخریب محیطزیست و منابع طبیعی موجب انقراض گونههای گیاهی و جانوری و درنتیجه کاهش تنوع زیستی در جهان شده است. نظر به اینکه امروزه انسانها با مشکلات متعدد محیطزیستی و تهدید تنوع زیستی مواجه هستند، بهترین راه برای نجات تنوع زیستی و درک ارزشهای آن، ارزیابی و پایش مستمر زیستگاههاست. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل تنوع زیستی گیاهی منطقه حفاظت شده پلنگ دره در استان قم و همچنین تعیین وضعیت بومزادی و حفاظتی گونههای گیاهی منطقه انجام شده است. اطلاعات و نتایج بدست آمده از این تحقیق میتواند در تبیین جایگاه مناطق حفاظت شده در حفظ و نگهداری ذخایر ژنتیکی، سلامت محیط زیست و تدوین برنامههای مدیریتی- حفاظتی مناسب، مورد استفاده قرار گیرد.
مواد و روشها: منطقه حفاظت شده پلنگدره استان قم در جنوب غربی و50 کیلومتری شهرستان قم واقع شده است. بهمنظور آشنایی با فلور منطقه طی بازدیدهای دورهای، جمعآوری نمونههای گیاهی در فصول رویشی دو سال متوالی انجام گردید. پس از جمعآوری نمونهها، ضمن یادداشت کردن مختصات محل، ارتفاع محل جمعآوری و ویژگیهای گیاه، نمونهها پرس و خشک شدند و سپس بر اساس روشهای رایج و با استفاده از منابع معتبرگیاهشناسی شناسایی شدند. ضمن تعیین وضعیت بومزادی و حفاظتی گونههای گیاهی، شکل زیستی گیاهان براساس روش رانکیه و پراکنش جغرافیایی گونههای گیاهی منطقه با استفاده از تقسیمبندی زهری و لئونارد تعیین شد. بهمنظور ارزیابی تنوع زیستی پوشش گیاهی در امتداد یک شیب ارتفاعی، ارتفاع از سطح دریا در منطقه مورد مطالعه، به سه طبقه (1600-1900،1300-2200،1600-1900 متر) تقسیم شد. نمونهبرداری بهصورت سیستماتیک- تصادفی از طبقات مختلف ارتفاعی منطقه مورد مطالعه انجام و شاخصهای تنوع زیستی محاسبه گردید.
نتایج: نتایج نشاندهنده وجود 171 گونه گیاهی متعلق به 126 سرده و 46 تیره در منطقه مورد مطالعه میباشد. بزرگترین تیره گیاهی منطقه تیره کاسنی (Asteraceae) است. از نظر شکل زیستی، 45 درصد گونهها به همیکریپتوفیتها و 22 درصد به تروفیتها تعلق دارند. بررسی کورولوژی گونهها نشان میدهد که بیش از 65 درصد فلور منطقه به ناحیه رویشی ایران - تورانی و 12 درصد به ناحیه رویشی ایران - تورانی و مدیترانهای تعلق دارند. 15درصد از گونههای شناسایی شده بومزاد ایران بوده و برخی از گیاهان در فهرست گونههای آسیبپذیر و یا در معرض خطر انقراض قرار دارند. ارزیابی شاخصهای تنوع زیستی در طبقات مختلف ارتفاعی نشان میدهد که شاخصهای تنوع گونهای و غنای گونهای در طبقه ارتفاعی حدواسط به بیشترین حد خود رسیده و با افزایش ارتفاع از تنوع گونهای کاسته میشود.
بحث: شناخت عناصر گیاهی یک منطقه یک اقدام ضروری و قدم اول در حل مسائل اکولوژیکی مانند حفاظت زیستی و مدیریت منابع طبیعی و ارزیابی شرایط محیطزیستی است. حضور فراوان برخی عناصر گیاهیِ شاخصِ تخریب و همچنین فراوانی تروفیتها در منطقه مورد مطالعه، نشاندهنده اقلیم خشک و کمبود نزولات جوی و همچنین تخریبهای صورت گرفته در منطقه بهعلت چرا و فعالیتهای انسانی غیرمجاز میباشد. از آنجائیکه منطقه مورد مطالعه یک منطقه حفاظت شده بوده و از پوشش گیاهی متنوع و بومزادی مناسبی بهره میبرد، و برخی از گیاهان بومزاد منطقه مستعد آسیبپذیری و یا در معرض خطر قرار دارند، مدیریت دقیقتر حفاظتی باید در دستورکار قرار گیرد.
ارزیابی زیستگاه آهو (Gazella subgutturosa) با روش آنتروپی بیشینه در منطقه حفاظت شده کالمند بهادران یزد، ایران
دوره 8، شماره 80، تابستان 1402، صفحه 79-89
https://doi.org/10.22034/envj.2023.406351.1299
مریم مروتی، ناصر کمالیان، سعید محمدی
چکیده مقدمه: نابودی زیستگاه یکی از اصلی ترین عوامل تهدیدکننده تنوعزیستی و گونه ها محسوب می شود. تجزیه زیستگاه و محدود شدن جمعیت های محلی به زیستگاه های کوچک موجب افزایش درون آمیزی، کاهش تنوع ژنتیکی، افزایش حوادث دموگرافیک و در نتیجه افزایش ریسک انقراض است. آهوی ایرانی (Gazella subgutturosa) با وضعیت حفاظتی آسیب پذیر (Vu) در فهرست سرخ IUCN از گونه های شاخص زیستگاه های دشتی ایران است که در بیشتر مناطق کشور پراکنش دارد. اما بنا بر عللی مانند شکار بیرویه و تغییر کاربری زیستگاه ها جمعیت آن کاهش شدیدی یافته و نیازمند حفاظت قویتری در شبکه مناطق حفاظت شده ایران می باشد در این پژوهش با استفاده از مدل بیشینه بینظمی توزیع گونهای آهوی ایرانی در منطقه حفاظت شده کالمند- بهادران یزد مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روش ها: اطلاعات حضور آهو در منطقه از طریق پایش میدانی و مشاهدات مستقیم، آثار و نمایه های به جا مانده نظیر سرگین، ردپا و محل استراحت در خصوص گونه در منطقه حفاظت شده کالمند بهادران طی چهار فصل در سال 1401 تعیین و با دستگاه موقعیتیاب جهانی ثبت شد. در این مطالعه از متغیرهای شیب، جهت، ارتفاع، فاصله از منابع آب، فاصله از جاده، فاصله از روستا، فاصله از آبشخور و پوشش گیاهی جهت مدلسازی مطلوبیت زیستگاه استفاده شد. مدلسازی با استفاده از مدل مدل بیشینه بینظمی در نرم افزار مکسنت (MaxEnt) انجام شد و در نهایت، نقشه توزیع گونه بدست آمد. برای بررسی پراکنش آهو در منطقه در مجموع از 41 نقطه حضور گونه استفاده شد.
نتایج: نتایج حاصل از مدل بیشینه آنتروپی برای تعیین پتانسیل های زیستگاهی آهو در منطقه حفاظت شده کالمند بهادران حاکی از بیشترین پتانسیل توزیع در مناطق مرکزی و شمال غربی منطقه است. همچنین نتایج نشان داد که مدل توانایی بالایی در پیشبینی حضور آهو در منطقه مورد مطالعه داشته و در تمام حد آستانه ها دارای اختلاف معنیداری با مدل تصادفی است (AUC=0.812; P<0.0001). نتایج حاصل از حساسیت سنجی با استفاده از روش جک نایف، نشان داد متغیرهای ارتفاع، فاصله از منابع آبی و جهت جغرافیایی برای آهو در منطقه از اولویت بالاتری برخوردار هستند.
بحث: با توجه به خشکسالی های متوالی، تعداد زاد و ولد گونه آهو در منطقه حفاظت شده کالمند بهادران کاهش پیدا کرده است. یکی دیگر از عوامل کاهش جمعیت آهو در منطقه، تصادفات جادهای است که دلیل آن عبور جاده ترانزیت و جاده های روستایی در منطقه می باشد. وجود سگ های ولگرد در حاشیه روستاها، شکارچیان متخلف، طعمه شدن توسط جانوران گوشتخوار از جمله سگسانان و گربه سانان و پرندگان شکاری مانند گرگ، کاراکال و عقاب از دیگر عوامل کاهش جمعیت آهو در منطقه مورد مطالعه می باشد، ولی از آنجایی که منطقه کالمند بهادران یک زیستگاه مناسب برای این گونه بوده و جمعیت نسبتاً بالایی از آهوی ایرانی را دارا می باشد. در مجموع می توان با در نظر گرفتن نواحی مورد استفاده توسط آهوها و نواحی که در مدل مناسب تشخیص داده شده اند، به این نتیجه رسید که وسعت بالفعل زیستگاه مطلوب برای گونه در منطقه حفاظت شده کالمند- بهادران بیش از آن مقداری است که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرد. مدیریت و برنامهریزی مطلوب این نواحی، میتواند جمعیت بیشتری از تعداد آهو را که تا امروز در این منطقه وجود داشته است را حفاظت نماید و سطح زیستگاه مطلوب را در منطقه بهبود بخشید. از نتایج این مطالعه میتوان در اجرای اقدامات حفاظتی و مدیریتی جهت افزایش زیستگاه های مطلوب در سطح استان یزد نیز استفاده نمود.
تدوین راهبردی مدیریتی تالاب های شهرستان پلدختر بر اساس مدل DPSIR
دوره 6، شماره 74، زمستان 1400، صفحه 78-90
https://doi.org/10.22034/envj.2021.298797.1129
مهدی مهدی نسب
چکیده با به کارگیری روشهای نوین در ارزیابی ریسک ها می توان تا حدود قابل ملاحظه ای از شدت بروز ریسک ها و به تبع آن از خسارات وارده بر محیط زیست کاست و در راستای نیل به توسعه پایدار حرکت نمود. در این پژوهش با استفاده از مدل (DPSIR) تهدیدات و ارزش های محیط زیستی تالاب های پل دختر در حیطه اکولوژیک، هیدرولوژیک و اجتماعی بررسی و بر اساس امتیاز تهدیدات، ارزش ها و ارتباط بین تهدیدها و ارزش ها ارزیابی آسیب پذیری تالاب ها انجام و راهبردهای مدیریتی در پاسخ به نیروهای محرکه، فشارها، وضعیت و اثرات ریسک ها ارائه گردید. نتایج پژوهش نشان داد از نظر اکولوژیک، هیدرولوژیک و اجتماعی به ترتیب: وقوع خشکسالی ها، آتش سوزی نیزارها و زهکشی تالاب منجر به کاهش تنوع زیستی، افزایش کدورت آب و کاهش نگه داشت ذخیره آب و کاهش کارکردی منطقه شکار و صید ممنوع تالاب های پلدختر گردیده است. بیشترین تأثیر تهدیدات اکولوژیک بر پرندگان تالابی با میانگین امتیاز 1/16 و کمترین تأثیر تهدیدات بر گیاهان خشکیزی با میانگین امتیاز 2 می باشد. ریسک های محیط زیستی تأثیری بیشتری با میانگین امتیاز 3/10 بر کاهش نگه داشت آب در دوره کم آبی تالاب ها خواهند داشت و کاهش کارکردی منطقه شکار و صید ممنوع تالاب با امتیاز 6/8 از نظر اجتماعی مهمترین اثر ریسک ها بوده است.
پهنه بندی با روش تفسیر چشمی در Google Earth (مطالعه موردی: منطقه لیپار، چابهار)
دوره 5، شماره 68، تابستان 1399، صفحه 1-10
https://doi.org/10.22034/envj.2020.181284
سمیه اراضی
چکیده پهنه بندی یک روش کاملاً مقبول برای دور نگه داشتن طبیعت گردان از مناطق حساس و ارزشمند اکولوژیک محسوب می شود. در این پژوهش، با در نظر گرفتن اهدافی چون؛ معرفی و امکان سنجی منطقه لیپار برای توسعه گردشگری، حفاظت از تنوع زیستی منطقه و ارزیابی قابلیت های نرم افزار Google Earth و روش تفسیر چشمی در شبیه سازی مناطق، به پهنه بندی منطقه لیپار پرداخته شد. طی بازدیدهای میدانی و عکسبرداری از منطقه با دستگاه موقعیت یاب جهانی نقاط کنترل زمینی ثبت شدند. نقشه واقعیت زمینی، نقشه نهایی پهنه بندی و محاسبه سهم هر پهنه در محیط نرم افزار ArcGIS نسخه 3/10 تهیه شد. شناسایی پوشش گیاهی و حیات وحش منطقه از طریق مشاهده مستقیم با استفاده از روش تصادفی انجام گرفت. نتایج تحلیل نقشه نهایی طبقه بندی منطقه نشان داد که لیپار دارای 13 نوع پهنه است و پهنه نمکزار دارای کمترین درصد و بوته زار و علفزار با تراکم ضعیف از بیشترین درصد سهم برخوردار هستند. همچنین، مقدار 67/2 درصد از منطقه تحت تأثیر ساخت و سازهای انسان قرار گرفته است. نتایج نشان داد که مناطقی همچون ساحل ماسه ای، مناطق صخره ای و مناطق دارای پوشش گیاهی سطح تالاب، زیستگاه های حساس حیات وحش محسوب می شوند. همچنین، در این پژوهش، تعداد 4 گونه گیاهی، 6 گونه پرنده و 2 گونه خزنده شناسایی شد.
فواید و مخاطرات محصولات تراریخته: آگاهی بخشی
دوره 5، شماره 68، تابستان 1399، صفحه 29-42
https://doi.org/10.22034/envj.2020.181288
جلیل بادام فیروز، منا ایزدیان، فرهاد حسینی طائفه
چکیده به منظور دستیابی به راهکاری مشترک و هماهنگ برای نقل و انتقال فرامرزی موجودات زنده تراریخته و ایجاد اطمینان و قانونمندی در زمینه مقررات ایمنی زیستی در دنیا و افزایش هماهنگی جهانی، پروتکل کارتاهنا تصویب شد. بر اساس بند دوم مادهی 23 این پروتکل دولتهای عضو موظفند در زمینه تصمیمگیری و سیاستگذاری در مورد موجودات زنده تراریخته با مردم و نهادهای مردمی مشاوره کرده و نتایج این مشاورهها را در دسترس عموم قرار دهند. در سال های اخیر محصولات تراریخته وارد سفره غذایی مردم ایران شده ولی اطلاع رسانی مناسبی درخصوص فواید آن برای مردم انجام نشده است. از آنجا که ساختار ژنتیکی گیاهان تراریخته از طریق مهندسی ژنتیک تغییر مییابد و این تغییر معمولاً در جهت بهبود مقاومت گیاه به برخی آفات یا بیماریهای گیاهی صورت میگیرد امیدواری وجود دارد که این امر منجر به کاهش مصرف سموم شیمیایی خطرناک شود. با وجود مصرف محصولات تراریخته در ایران، برچسبگذاری روی همه محصولات انجام نشده است و لازم است به اجرای آخرین مقرارت اعلامی سازمان غذا و دارو درخصوص تراریختگی و رخدادهای تراریختگی توجه اساسی شود.
شناسایی، تعیین تنوع و تراکم پرندگان آبزی زمستان گذران در تالاب رفیع
دوره 4، شماره 65، پاییز 1398، صفحه 1-10
بهروز بهروزی راد
چکیده در این بررسی تغییرات جمعیت، تنوع و غنای گونهای پرندگان آبزی تالاب رفیع در دو فصل پاییز و زمستان 1387 بررسیشده است. شمارش پرندگان آبزی با استفاده از روش شمارش کل (Total Count) انجام شد. این روش توسط سازمان جهانی تالابها(WI) برای شمارش پرندگان تالابهای سراسر جهان توصیه و بکار میرود. تنوع، غنا، یکنواختی و تراکم پرندگان آبزی تالاب با استفاده از شاخصهای زیستی سیمپسون، شانون–وینر، منهینینک و کامارگو سنجیده شد. در طول 6 ماه بررسی، 2127 پرنده آبزی از 10 گونه و 5 خانواده در تالاب رفیع شناسایی شد. گونه غالب در دو فصل پاییز و زمستان) گونه درخطر انقراض باکلان کوچک (Phalacrocoraxpygmeus (745 قطعه)بود. بیشترین تعداد پرندگان آبزی در ماه آذر (823 قطعه) و کمترین تعداد در ماه مهر (11 قطعه) شمارش شد. بیشترین تعداد گونه پرنده آبزی در ماههای آذر، بهمن و اسفند (6 گونه) و کمترین آن در ماههای مهر و آبان (2 گونه) بود. شاخصهای تنوع گونهای سیمپسون و شانون–وینر به ترتیب 783/0 = 1-D و 418/2 = H' و یکنواختی گونهای سیمپسون و کامارگو به ترتیب 460/0، 433/0 و همچنین غنای گونهای مارگالف 174/1 بود شاخصهای غنای گونهای منهینینک و غالبیت سیمپسون در دو فصل پاییز و زمستان به ترتیب 21/0، 212/0 محاسبه شد. تالاب رفیع بهعنوان پشتوانه پرندگان مهاجر آبزی تالاب هورالعظیم در حفاظت نسل آنها نقش اساسی دارد
بررسی فون پرندگان پناهگاه حیات وحش یخاب در استان اصفهان
دوره 3، شماره 60، تابستان 1397، صفحه 73-89
میلاد لطیفی، علیرضا رادان، مینو مشتاقی، مسیب صدری
چکیده یکی از راههای ارزیابی کیفیت زیستگاههای خشکی و افزایش کیفیت حفاظت، بررسی فون پرندگان میباشد. مطالعه حاضر با هدف شناسایی پرندگان و مناطق منحصر به فرد برای آن ها در پناهگاه حیات وحش یخاب در طی سالهای از 1394 تا 1396 انجام گرفته است.در هر فصل سال 4 بازدید و در مجموع 32 بازدید میدانی انجام شد. از روش ترانسکت و شمارش نقطه ای برای بررسی فون پرندگان منطقه استفاده گردید. برای مشاهده پرندگان از دوربین دوچشمی و دوربین عکاسی همراه با لنز تله ای استفاده شد. در مجوع، 87 گونه پرنده از 13 راسته در این بررسی مشاهده و شناسایی شد که بیش ترین تنوع و فراوانی گونه متعلق به راسته گنجشک سانان(Passeriforms) با 49 گونه (56% از کل گونه های مشاهده شده) و کم ترین تنوع و فراوانی گونه متعلق به راسته کوکو سانان (Cuculiformes)، کشیم سانان (Podicipediforms) و شبگردسانان (Caprimulgiformes) با 1 گونه است. بر اساس نتاج به دست آمده 17% از گونه های مشاهده شده حفاظت شده و حمایت شده هستند. در این پژوهش 7 منطقه کلیدی که از لحاظ تنوع گونه ای غنی بوده اند را انتخاب شده که این مناطق شامل ملک صدرا، بیشه، ماریجاب، چشمه یخاب، گزو، کرشاهی و چشمه عروس است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد، پناهگاه حیات وحش یخاب از فون غنی پرندگان برخوردار است که لزوم توجه بیش تری نسبت به این منطقه ضروری میباشد.
بررسی فونستیک گونه های ماهیان سد سیمره استان ایلام
دوره 3، شماره 59، بهار 1397، صفحه 19-28
سیامک یوسفی سیاه کلرودی، فاطمه ذکریاپور، محمد ناصحی، امیرمحمد علمی
چکیده ایران از لحاظ اقلیم حیاتی در منطقه تبـادلات جغرافیـای جانوری مهمـی قـرار گرفتـه و از این رو دارای فون ماهیان متنوع و جـالبی است. این پژوهش ضمن شناسـایی گونه های ماهی در سد سیمره در مسیر رودخانه سیمره در استان ایلام به بررسی وضعیت پراکنش ماهیـان و معرفی گونه هـای بـومی و غیـربومی آن ها می پردازد. در طی این تحقیق که در پائیز و زمستان 93 و بهار و تابستان 94 صورت گرفت، نمونه برداری از ماهیان به صورت فصلی با استفاده از دستگاه الکتروشوکر و تورهای دستی و انتظاری در دو ایستگاه در دریاچه سدسیمره و یک ایستگاه در رودخانه سیمره صورت گرفت. به طور کلی 14 گونه متعلق به 12 جنس و 2 خانواده از 2 راسته مربوط به رده ماهیان استخوانی شناسایی شدند. از نظر تعداد گونه، خانواده کپورماهیان (Cyprinidae) با 97/85 درصد دارای رتبه اول و خانواده Mastacembelidae با 2/15 درصد از کل گونه ها در مرتبه بعدی قرار دارد. همچنین ماهی لوتک (Cyprinion mascrostomum) و کپورچه (Carassius gibelio) به ترتیب با 33/66 و 22/38 درصد تعداد کل، فراوانترین گونه ها و ماهی سونگ (Luciobarbus esocinus) و ماهی برزم (Luciobarbus kersin) هرکدام با فراوانی 0/33 درصد، کمترین فراوانی را دارا بودند. خانواده کپورماهیان بیشترین و در بین آنها ماهی لوتک (Cyprinion mascrostomum) بیشترین پراکنش و ماهی سونگ (Luciobarbus esocinus) و ماهی برزم (Luciobarbus kersin) کمترین پراکنش را در مناطق مطالعاتی داشتند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد 12 گونه از ماهیان بومی و 2 گونه از ماهیان (Ctenopharyngodonidella و Carassiusgibelio) غیربومی به مناطق مورد مطالعه وارد شده است. در بین ایستگاه های مورد مطالعه بیشترین فراوانی مربوط به ایستگاه های 2 و 3 در دریاچه پشت سد سیمره و کمترین فراوانی مربوط به ایستگاه 1 یعنی رودخانه سیمره بودند. همچنین در بین ایستگاه های نمونه برداری، بیشترین تنوع گونه ای مربوط به دریاچه پشت سد و کمترین تنوع گونه ای مربوط به رودخانه بود.