شناسایی عوامل کلیدی با تأکید بر عامل اقتصادی در مدیریت بهینه پسماند شهری (مطالعه موردی: پهنه های شمال شرقی و مرکزی شهر تهران)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 خرداد 1405
https://doi.org/10.22034/envj.2026.575692.1620
قنبر آدینه وند، معصومه حافظ رضازاده، مریم کریمیان بستانی
چکیده هدف: امروزه رشد جمعیت شهری و توسعه شهرنشینی به همراه تغییر سبک زندگی و مصرف گرایی، سبب افزایش میزان پسماند تولیدی در جوامع شهری و در ادامه بروز انواع آلودگی ها در شهرها شده است . شهر تهران هم از این امر مستثنی نبوده و لازم است تا مدیریت پسماند این شهر ارتقا یابد. در همین خصوص به نظر می رسد عوامل زیادی دخیل باشند و از بین آنها برخی عوامل اقتصادی نقش کلیدی تری داشته باشد،. مدیریت جامع پسماند(IWM) یعنی سیستمی که جریان پسماند، جمع آوری پسماند و روش های پردازش و دفع پسماند را در تعامل با یکدیگر مدیریت می کند، به نحوی که اهداف محیط زیستی ، اقتصادی و اجتماعی مطلوب در یک منطقه مشخص به دست آید. بر اساس برآورد سازمان بازیافت مواد شهرداری تهران ارزش اقتصادی مواد آلی زباله های شهر تهران که حدود 70 درصد آن را تشکیل می دهد، معادل 250 میلیون دلار در سال تخمین زده می شود. بنابراین ارتقاء کارایی سیستم جمع آوری به معنای توسعه زیست محیطی، بهبود منظر شهری و ذخیره سازی منابع اقتصادی خواهد بود.
از همین رو، هدف این تحقیق شناسایی پیشران های ارتقای مدیریت پسماند شهری تهران است.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر ماهیت موضوع، پژوهش اکتشافی است که در واقع در هر مرحله از پژوهش به فراخور اهداف از روش های خاصی استفاده شده است و به دلیل اکتشافی بودن پژوهش (استفاده از رویکرد آینده پژوهی)، پژوهش حاضر در قالب 3 سؤال شکل گرفته است .داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق کتابخانه ای اسنادی و میدانی (پرسشنامه) جمع آوری شده است. جامعه آماری تحقیق کارشناسان آشنا به موضوع مدیریت پسماند شهری و شهر تهران هستند که به دلیل مشخص نبودن تعداد آنها، از روش گلوله برفی و به صورت هدفمند نمونه گیری شده است و به عنوان نمونه آماری تحقیق مورد استفاده قرار گرفته اند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز از مدلسازی ساختاری-تفسیری (ISM)، برای سناریو نویسی از نرم افزار Scenario Wizard و برای تدوین استراتژیها از مدل SWOT استفاده شده است.
یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از این امر است که از بین 43 عامل اولیه، تعداد 20 عامل ضریب (CVR) بالای 75/0 را کسب کرده اند تا عوامل نهایی این تحقیق به حساب آیند که از بین آنها عوامل تحقیقات و پژوهش و تخصص و کارآیی مدیریت با میزان قدرت نفوذ 18 بیشترین تاثیر و حفاظت منابع طبیعی و خطرات زیست محیطی با میزان قدرت نفوذ 1 کمترین تاثیر را کسب کرده اند.
نتیجه گیری: عوامل منابع اقتصادی مالی و بودجه، تکنولوژی پیشرفته، تحقیق و پژوهش، طرح جامع مدیریت پسماند، کآرایی و تخصص مدیریت و آینده نگری)، نسبت به سایر عوامل از اولویت بالایی جهت ارتقای مدیریت پسماند برخوردارند و در واقع کلید ارتقای مدیریت پسماند، بهبود این عوامل هستند.
تنوعبخشی به منابع مالی و درآمدی سیستم مدیریت پسماند؛ ارتقاء مکانیزم ثبت صحیح دادهها و انتشار اطلاعات جریان پسماند؛ رفع اثرات سوء اجتماعی و امنیتی و زیست محیطی فرایند جمعآوری و حملونقل پسماندهای شهری؛ توسعه استفاده از ابزارها، سامانهها و دانش نوین ثبت و انتشار داده و اطلاعات؛ تقویت نقش سازمان مدیریت پسماند در سیستم مدیریت پسماندهای شهری؛ بهبود راندمان خطوط پردازش و کمپوست در محل دفع پسماند از عوامل کلیدی می باشند.
تحلیل چالشها و راهبردهای مدیریت پسماند در نواحی روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان شاهرود)
دوره 11، شماره 92، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/envj.2025.526525.1509
زهرا لطفی
چکیده در دهههای اخیر با افزایش روزافزون جمعیت، صنعتی شدن جوامع، تغییر در سبک زندگی و افزایش تنوع نیازهای انسانی، میزان تولید مواد زائد و پسماند با پیامدهای منفی برای سلامت انسان و محیط افزایش یافته است. نواحی روستایی نیز به تبع با انواع مختلف پسماندها و پیامدهای منفی آنها روبهرو بودهاند و مدیریت پسماندها به یکی از چالشهای اساسی توسعه پایدار روستایی جهت حفظ محیط زیست تبدیل شده است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالشها، تحلیل مشکلات و ارائه راهبردهای مدیریت پسماندهای روستایی (مطالعه موردی روستاهای شهرستان شاهرود) صورت گرفت تا بدینوسیله شناختی جامع از موانع، مشکلات و محدودیتهایی که موجب مدیریت نامطلوب پسماند روستایی در منطقه مورد مطالعه شده است، حاصل آید و این شناخت همهجانبه وضع موجود، زمینهساز اتخاذ برنامههای هدفمند جهت رفع موانع و مدیریت صحیح پسماند روستایی در میان روستاهای مورد مطالعه گردد. این پژوهش از لحاظ نحوه گردآوری دادهها میدانی، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش دهیاران، اعضای شورا و ساکنان روستاهای شهرستان شاهرود بودند که با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر از آنان انتخاب شدند. روش گردآوری دادهها، به دو روش اسنادی و پیمایشی بوده است. از روش اسنادی برای بررسی سوابق و تبیین مسئله و از روش پیمایشی برای گردآوری دادهها با ابزار مشاهده، مصاحبه و تکمیل پرسشنامه بین ساکنان استفاده شده است. همچنین دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و تکنینک تحلیل عاملی اکتشافی تجزیه و تحلیل شدهاند. نتایج به دست آمده از تحلیل عامل اکتشافی نشان دادکه مدیریت پسماند در این روستاها با مشکلات متعددی مواجه است و در مجموع هفت عامل مدیریت دفع (درصد واریانس 2/25)، زیستمحیطی (درصد واریانس 1/18)، بهداشتی (درصد واریانس 2/12)، آموزشی (درصد واریانس 1/11)، امکانات و تجهیزات (درصد واریانس 7/9)، فرهنگی (درصد واریانس 3/6) و آگاهی (درصد واریانس 9/4)، 87 درصد از تغییرات واریانس کل عوامل مربوط به مشکلات مدیریت پسماندهای روستایی را در منطقه مورد مطالعه تبیین نمودند. این عوامل پیامدهایی همچون آلودگی خاک و آب، افزایش بیماریها و تهدید سلامت ساکنان را میتواند به دنبال داشته باشد. تحقق توسعه پایدار در نواحی روستایی شاهرود نیازمند نگاه جامع به مدیریت پسماند، تلفیق اقدامات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی و جلب مشارکت فعال مردم و مسئولان محلی است. این رویکرد نه تنها به حفظ محیط زیست و سلامت جامعه روستایی کمک میکند، بلکه زمینهساز رشد اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان این مناطق خواهد بود. برای تحقق توسعه پایدار در نواحی روستایی شاهرود از طریق بهبود مدیریت پسماند، باید مجموعهای از اقدامات و راهبردهای کلیدی را دنبال کرد که در سه بعد زیرساختی، فرهنگی-اجتماعی و نهادی-اقتصادی قابل دستهبندی است. برنامهریزی برای مدیریت صحیح پسماند و توجه به اثرات زیانبار پسماند بر محیطزیست یکی از اصول ضروری در راستای تأمین منافع بلندمدت توسعه پایدار کشور است. در پایان،کمپوستسازی به عنوان یک راهکار کمهزینه و مؤثر برای مدیریت پسماندهای آلی در جوامع روستایی، افزایش دانش عمومی درباره تفکیک زباله و اهمیت بازیافت از طریق برنامههای آموزشی و جلسات اطلاعرسانی و توسعه زیرساختها با هدف کاهش اثرات زیستمحیطی، افزایش بهرهوری اقتصادی، و ارتقای کیفیت زندگی در مناطق روستایی پیشنهاد میشود.
تحلیل موانع بازیافت زباله با استفاده از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری
دوره 11، شماره 91، بهار 1405، صفحه 54-71
https://doi.org/10.22034/envj.2025.514159.1488
الهام شفائی مقدم
چکیده مقدمه: مدیریت پسماند عمدتاً بر دفع زباله تمرکز دارد و سه روش اصلی آن شامل سوزاندن، دفن و بازیافت است. در این میان، بازیافت به دلیل مزایای زیستمحیطی و اقتصادی اهمیت بیشتری دارد و به دو بخش رسمی و غیررسمی تقسیم میشود. بازیافت رسمی، هرچند پایدارتر است، اما به دلیل هزینههای بالا با چالشهایی مواجه است، درحالیکه بازیافت غیررسمی با هزینههای کمتر، اثرات زیستمحیطی منفی دارد. با بررسی نظریات مرتبط، نظریه رفتار برنامهریزیشده نشان میدهد که نگرشهای زیستمحیطی، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری بر مشارکت در بازیافت تأثیرگذارند و موانعی نظیر آگاهی ناکافی و عدم تشویق اجتماعی میتوانند در این چارچوب تحلیل شوند. نظریه اقتصاد چرخهای بر کاهش ضایعات و استفاده مجدد تأکید دارد، اما چالشهایی مانند کمبود مواد اولیه و رقابت با تولیدکنندگان مواد بکر، تحقق آن را دشوار میسازد. نظریه نهادگرایی بر نقش سیاستهای دولتی و حمایتهای نهادی تأکید دارد و نشان میدهد که نبود یارانهها، معافیتهای مالیاتی و بروکراسی پیچیده از موانع نهادی کلیدی در صنعت بازیافت هستند. همچنین، نظریه هزینه مبادله توضیح میدهد که هزینههای بالای جمعآوری، پردازش و توزیع زباله، رقابت بازیافت با روشهای ارزانتری مانند دفن زباله را دشوار میسازد.
مواد و روشها: در این مطالعه از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) برای تحلیل موانع بازیافت زباله استفاده شد. در این روش، ابتدا از طریق بررسی ادبیات و مطالعات میدانی ۱۵ مانع کلیدی را شناسایی گردید. سپس، با نظرسنجی از ۹ کارشناس مدیریت پسماند، ماتریس خودتعاملی ساختاری (SSIM) تشکیل شد که روابط میان موانع را بر اساس معیارهای علیت و تأثیرگذاری مشخص میکرد. در مرحله بعد، ماتریس دستیابی اولیه ایجاد و با استفاده از قانون بولین اصلاح شد تا به ماتریس دستیابی نهایی برسد. این ماتریس، مبنای سطحبندی موانع و تحلیل MICMAC قرار گرفت.
نتایج: خروجی نرمافزار، موانع بازیافت زباله در این تحقیق را ۷ سطح دستهبندی نمود. در سطح اول، موانعی مانند نبود یارانه از سوی دولت، عدم معافیت مالیاتی، کاغذبازی زیاد یا بوروکراسی، کمبود نیروی کار ماهر، کمبود آب و کمبود بودجه قرار دارند. در سطح دوم، موانع سود پایین و کمبود فضای دفن برای باقیماندهها پس از پردازش زباله شناسایی شدهاند. در سطح سوم، هزینه بالای عملیات پایدار از نظر زیستمحیطی و رقابت شدید با تولیدکنندگان مواد بکر قرار دارند. در سطح چهارم، موانع هزینه بالای تهیه مواد و کیفیت پایین محصول بازیافتی به چشم میخورند. در سطح پنجم، هزینه بالای فناوری شناسایی شده است، در حالی که برنامهریزی نامناسب ظرفیت و هزینه بالای پردازش زباله در سطح ششم قرار دارد. در نهایت، کمبود مواد اولیه در سطح هفتم قرار دارد که به عنوان عامل کلیدی در فرآیند بازیافت شناخته میشود.
بحث: نتایج ISM نشان داد که موانع فوق به دو دسته عوامل مستقل و عوامل خودمختار اصلی تقسیم میشوند. عوامل مستقل، مانند کمبود مواد اولیه، هزینههای بالای فناوری و برنامهریزی نادرست ظرفیت پردازش، بیشترین تأثیر را بر سایر عناصر سیستم داشته و عوامل کلیدی برای اصلاحات ساختاری محسوب میشوند. در مقابل، عوامل خودمختار مانند نبود یارانه دولتی یا معافیتهای مالیاتی تأثیر محدودتری در کوتاهمدت دارند، اما در بلندمدت نقش حمایتی مهمی ایفا میکنند. بنابراین، تأمین مواد اولیه پایدار، کاهش هزینه فناوری، و سیاستهای حمایتی میتواند توسعه صنعت بازیافت را تسهیل کند.
عوامل مؤثر بر راهکارهای پیشنهادی جهت ارتقاء سطح همکاری خانوارها در اجرای طرح پرداخت بر اساس دورریز (PAYT) در سیستم مدیریت پسماند شهر تهران
دوره 10، شماره 90، زمستان 1404، صفحه 44-61
https://doi.org/10.22034/envj.2025.520951.1497
ثمین محرمی، مهدی جلیلی قاضی زاده، حسین محمودی، محمد قربانی
چکیده مقدمه: یکی از جدیترین چالشهای مدیریت شهری افزایش روزافزون پسماند شهری (بهخصوص در کلانشهرها) است که مدیریت اصولی پسماند بدون مشارکت عمومی را غیرممکن میسازد. در این بین موضوعات مرتبط با ذخیرهسازی و جمعآوری پسماند و همچنین نحوه وضع و اخذ بهای خدمات مدیریت پسماند که در ارتباط مستقیم با مردم بوده و به شدت متأثر از میزان مشارکت شهروندان است، از اهمیت بیشتری در موضوع جلب مشارکت شهروندان دارد. امروزه ابزارهای اقتصادی بهعنوان یکی از سازوکارهای مهم جهت تقویت مشارکت عمومی در راستای اجرای موفقیتآمیز برنامههای مدیریت پسماند شناخته میشود. روش پرداخت بر اساس دورریز (PAYT) یکی از روشهای وضع و وصول بهای خدمات مدیریت پسماند است که اجرای درست آن نه تنها میتواند ضامن پایداری اقتصادی کلی سیستم مدیریت پسماند باشد، بلکه میتواند بهعنوان عامل محرکی در کاهش تولید پسماند، افزایش تفکیک از مبدأ و افزایش مشارکت مردم در پیادهسازی برنامههای مدیریت پسماند عمل کند. با این وجود اجرای این روش میتواند از منظر اجتماعی مشکلاتی ایجاد کند که میبایست راهکارهای متناسب با آن شناسایی و اولویتبندی شود. در همین راستا رضایت عمومی و مشارکت مردم و نیز بررسی همکاری ذینفعان کلیدی بسیار مهم است که هدف اصلی این مقاله است.
مواد و روشها: در پژوهش حاضر با جمعآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه از 1150 خانوار در شهر تهران که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شده است، تحلیل کیفی برخی از متغیرهای مهم و نیز بهرهگیری از الگوی لاجیت تلاش شده است تا عوامل مؤثر بر راهکارهای پیشنهادی جهت ارتقاء سطح همکاری مردم در اجرای طرح PAYT در شهر تهران مورد بررسی قرار گیرد.
نتایج: نتایج نشان میدهد 55 درصد از شهروندان در سطح شهر تهران آموزش و اطلاعرسانی از طریق رسانههای مختلف را راهکار مؤثری برای موفقیت این طرح میدانند. شفافسازی اطلاعات و هزینههای مدیریت پسماند توسط شهرداری با 18 درصد در اولویت بعدی قرار دارد. همچنین ارزیابی اثرات احتمالی اجرای طرح نشان داد شاخص جمعی (کل) آثار احتمالی 61/0 است که در مقیاس 0 تا 1 نشاندهنده ارزیابی نسبتاً مثبت اما نه خیلی قوی و محتاطانه شهروندان نسبت به اجرای طرح PAYT و آثار کلی احتمالی آن است. شهروندان اگرچه به منافع محیطزیستی و عدالتپایه این سیستم امیدوارند، اما درباره اجرا، هزینهها و رفتارهای غیرقانونی نگرانیهایی دارند. همچنین الگوی لاجیت نشان میدهد شاخص جمعی آثار احتمالی بهلحاظ آماری بر احتمال تأثیرگذاری راهکارهای اطلاعرسانی و آگاهیبخشی بر همکاری در طرح، تأثیر مثبت معنیداری دارد.
بحث: مطابق نتایج بدستآمده پیشنهاد میشود که در درجه نخست، با زبان ساده روش اجرای این طرح به شهروندان آموزش داده شود و اطلاعرسانی جامع صورت گیرد تا این حس مشارکت مردمی در آنها افزایش یابد. همچنین لازم است این طرح بهصورت پایلوت در چند محله در سطح شهر تهران انجام شود تا بتوان با استفاده از بازخورد واقعی مردم از اثرات آن نسبت به تدقیق راهکارهای پیشنهادی اقدام کرد. در نهایت شفافسازی جریان اطلاعاتی شامل موضوعات مبتنی بر نحوه محاسبه بهای خدمات مدیریت پسماند، منابع دریافتی از مردم و میزان کاهش بهای خدمات مدیریت پسماند برای شهروندان با مشارکت بیشتر از طریق ایجاد پلتفرمهای آنلاین برای دسترسی شهروندان به اطلاعات شفاف (بهویژه در مناطق توسعهیافته) میتواند نقش موثری در موفقیت اجرای طرح داشته باشد.
شناسایی مناطق مستعد دفن و دپوی زباله در شهرستان کامیاران با اعمال مناطق ممنوعه
دوره 10، شماره 87، بهار 1404، صفحه 1-15
https://doi.org/10.22034/envj.2025.500751.1458
حمید گنجائیان، مینا شاه جمالی، اعظم ابراهیمی، مرتضی اکبریان
چکیده مقدمه: شناسایی مناطق مستعد دفن و یا دپوی زباله برای مسؤولان و برنامهریزان بسیار حائز اهمیت است. مناطق مختلف تحت تأثیر وضعیت هیدرواقلیمی، زمینشناسی و ژئومورفولوژی، پتانسیلهای متفاوتی جهت ایجاد سایتهای دفن و یا دپوی زباله دارند. از جمله مناطقی که با محدودیتهای زیادی در این زمینه مواجه است، شهرستان کامیاران در استان کردستان است. شهرستان کامیاران تحت تأثیر وضعیت لیتولوژی و هیدرواقلیمی، دارای منابع کارستیک توسعه یافته است و با توجه به اینکه مناطق کارستیک حساسیت بالایی در برابر آلودگی دارند، بنابراین مکانیابی سایتهای دفن و یا دپوی زباله در این شهرستان باید با حساسیت بالایی صورت گیرد. با توجه به حساسیت بالای شهرستان کامیاران در برابر آلودگی و همچنین با توجه به اینکه در این مورد مطالعات جامعی صورت نگرفته است، در این پژوهش بر مبنای پارامترهای طبیعی و انسانی، به شناسایی مناطق مستعد دفن و یا دپوی زباله در شهرستان کامیاران پرداخته شده است.
مواد و روشها: بر مبنای مطالعات کتابخانهای، نظرات کارشناسان و وضعیت منطقه، 12 پارامتر وضعیت بارش، تراکم پوشش گیاهی، فاصله از گسل، لیتولوژی، فاصله از نقاط شهری، فاصله از نقاط روستایی، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده اصلی، ارتفاع، شیب، فاصله از ژئوسایتها و فاصله از سایتهای فرهنگی بهمنظور شناسایی مناطق مستعد دفن یا دپوی زباله در شهرستان کامیاران انتخاب شده است. در مرحله دوم، با استفاده از روش وزندهی ضریب نسبی به پارامترها وزن داده شده است. در مرحله سوم، لایههای اطلاعاتی وارد نرمافزار IDRISI و نهایت با استفاده از روش ترکیب خطی وزندار (WLC) با هم ترکیب شده و نقشه نهایی مناطق مستعد دفن یا دپوی زباله در شهرستان کامیاران تهیه شده است.. در مرحله چهارم، لایه مناطق ممنوعه بر روی نقشه پهنهبندی شده اعمال شده است. لایه مناطق ممنوعه بر اساس مطالعات کتابخانهای، نظرات کارشناسان و وضعیت منطقه تهیه شده است. پس از تهیه لایه مناطق ممنوعه، لایه مناطق ممنوعه بر روی نقشه نهایی بهدست آمده از مدل WLC اعمال شده است و در نهایت، نقشه نهایی مناطق مستعد دفن و یا دپوی زباله در شهرستان کامیاران تهیه شده است.
نتایج: در این پژوهش بهمنظور شناسایی مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان کامیاران، از 12 پارامتر طبیعی و انسانی استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصله، فقط بخشهای کمی از مناطق میانی شهرستان کامیاران، مستعد دفن و یا دپوی زباله هستند. در واقع با توجه به تراکم ژئوسایتها و سایتهای فرهنگی، تراکم خطوط گسلی، نوع لیتولوژی و همچنین وضعیت هیدرولوژی، فقط بخشهای کمی از شهرستان کامیاران مناسب برای دفن و یا دپوی زباله است. با توجه به حساسیت بالای مناطق دفن و یا دپوی زباله، در این بخش بر مبنای مطالعات کتابخانهای، نظرات کارشناسان و همچنین وضعیت منطقه، مناطق ممنوعه دفن زباله در شهرستان کامیاران شناسایی شده است.
بحث: بر اساس نتایج حاصله، حدود 633 کیلومترمربع از وسعت شهرستان کامیاران که جزء حریم نقاط شهری، رودخانهها و سدهای شهرستان است، به دلیل پتانسیل آسیبپذیری بالایی که دارند، جزء مناطق ممنوعه شهرستان کامیاران بهمنظور ایجاد سایت دفن زباله هستند. مجموع نتایج حاصله از ارزیابی پارامترها، اجرای مدل WLC و اعمال مناطق ممنوعه نشان داده است که فقط 148 کیلومترمربع از وسعت شهرستان کامیاران (معادل 2/7 درصد از کل وسعت شهرستان) که عمدتاً منطبق بر مناطق میانی شهرستان کامیاران است به دلیل دور بودن از مناطق ممنوعه، دور بودن از ژئوسایتها و سایتها فرهنگی و دور بودن از خطوط گسلی، مستعد دفن زباله هستند. بر مبنای نتایج بدست آمده از این تحقیق میتوان گفت که شهرستان کامیاران از نظر محیطزیستی دارای حساسیت بالایی است، بنابراین در برنامهریزیهای مختلف محیطی از جمله برنامهریزی برای دفن زباله، باید به پارامترهای محیطی و خصوصاً پارامترهای طبیعی این شهرستان توجه ویژهای شود.
بررسی امکان استخراج ترکیبات فنولی از ضایعات کشمش با هدف مدیریت پسماند ضایعات واحدهای فرآوری کشمش
دوره 9، شماره 86، زمستان 1403، صفحه 121-136
https://doi.org/10.22034/envj.2025.492847.1443
امیرعباس متین، بهاره عظیمی، حسین هاشم پور
چکیده مقدمه: انگور از عمدهترین و پرتولیدترین محصولات کشاورزی در جهان به حساب میآید. ایران در حال حاضر با داشتن بالغ بر ٢٥٢ هزار هکتار باغ انگور هفتمین تولیدکننده بزرگ انگور در دنیا بهشمار میآید. همچنین ایران، بهعلت داشتن زمینهای مستعد قابل کشت، از روزگاران قدیم به تنوع در ارقام انگور و تولید و صادرات انواع محصولات آن شناخته شده است. با توجه به اهمیت اقتصادی کشمش و انگور در اقتصاد ملی و استعدادهای بالقوه فراوان کشور برای ارتقاء کمی و کیفی این گروه از محصولات و با توجه به رقابتهای جهانی در زمینه بازار محصولات کشاورزی و پتانسیل بالای محصول کشمش برای صادرات لزوم تولید این محصول بر کسی پوشیده نیست. از عوامل مهم بقا در شرایط پررقابت امروزی، کاهش هزینههای تولید و بازاریابی محصول است. انتخاب شیوههای مناسب، میتواند به شکل قابل ملاحظهای هزینهها را کاهش و قابلیت رقابتپذیری تولیدکنندگان را افزایش دهد. وجود پسماندهای لاینفک در این صنعت، تولیدکنندگان را با چالشهایی روبهرو کرده است که اگر مدیریت پسماند و ضایعات حین فرآوری به کمک علم روز انجام گیرد نه تنها از جنبه دفع پسماندها بلکه از جنبه صرفهجویی در انرژی و هزینهها کمک بزرگی به تولیدکنندگان میشود. در حوزه کشمش ارزش افزوده فراوردههای جانبی ناشی از ضایعات، که هماکنون در کشورهای پیشرو حاصل میشود، گاه با خود محصول برابری میکند. ضایعات کشمش به روشهای مختلفی بازیافت و مورد استفاده قرار میگیرد. یکی از ترکیبات با ارزش در انگور ترکیبات فنولی میباشد که در صنایع مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. در این کار با هدف مدیریت پسماند واحدهای تولید کشمش، پتانسیل ضایعات مختلف کشمش در استخراج ترکیبات فنولی مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روشها: برای بررسی امکان استخراج ترکیبات فنولی از ضایعات کشمش واحدهای فرآوری کشمش در استان آذربایجان شرقی استفاده شده است. به این منظور ضایعات مختلف کشمش شامل، ضایعات پشت لیزر، پوچ، تراشه دم، ضایعات شکست و نارس در استخراج ترکیبات فنولی مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین اثر حلالهای مختلف شامل متانول، اتانول، آستون و ترکیب حلالها برای استخراج ترکیبات فنولی استفاده شده و پارامترهای بازده عصارهگیری، فعالیت آنتیاکسیدانی و محتوای کل فنول برای ارزیابی و مقایسه فرآیند استفاده شده است. برای اندازهگیری خاصیت آنتیاکسیدانی از روش مهار رادیکالهای آزاد DPPH و برای محاسبه محتوی فنول کل از روش واکنش معرف فولین استفاده شده است.
نتایج: نتایج نشان داد که همه ضایعات کشمش دارای ترکیبات فنولی با مقادیر مختلف میباشند. مقدار فعالیت ضد اکسیدانی برای ضایعات نارس، شکست، تراشه دم، پوچ و لیزر به ترتیب برابر 16/23، 31/24، 19/26، 42/28 و 82/ 18 µg/ml بدست آمد. همچنین مقدار محتوای کل فنول برای ضایعات نارس، شکست، تراشه دم، پوچ و لیزر به ترتیب برابر 421، 11/426، 86/387، 24/369 و 2/465 mg GAE/100 g اندازهگیری شد. در بین ضایعات کشمش، ضایعات پشت لیزر از لحاظ محتوی فنول و فعالیت ضد اکسیدانی بهترین وضیعت را دارد. همچنین بهترین حلال برای استخراج ترکیبات فنولی، متانول خالص میباشد. ضایعات لیزر در حلال استخراجی متانول خالص دارای 2/468 میلی گرم در هر گرم از عصاره هم ارز گالیک اسید دارای محتوی فنولی میباشد.
بحث: با توجه به نتایج میتوان نتیجه گرفت که بهترین بازده تست آنتی اکسیدانی که در کمترین مقدار IC50 حاصل میگردد، مربوط به ضایعات لیزر با غلظت 82/18 میکروگرم بر میلی لیتر میباشد. بهطور کلی نتایج نشان داد که ضایعات فراوری کشمش میتواند به عنوان منبعی ارزان قیمت، برای استخراج ترکیبات فنولی مورد استفاده قرار گیرد.
تثبیت و جامدسازی باطلههای تولیدی در فرآیند استحصال سرب به روش لیچ نمکی
دوره 9، شماره 85، پاییز 1403، صفحه 43-63
https://doi.org/10.22034/envj.2024.458444.1380
روانبخش شیردم، عاطفه نظامی
چکیده مقدمه: باطله لیچ نمکی، حاصل پایلوت استحصال سرب از فیلتر کیکهای روی میباشد. نظر به اینکه فلزات سنگین در این باطله بیش از حد مجاز مربوطه میباشند، ضروری است تا پیش از احداث کارخانه استحصال سرب، روش مناسب از منظر فنی، اقتصادی و محیط زیستی برای مدیریت این باطلهها تبیین گردد. هدف از تحقیق حاضر، کاهش حلالیت عناصر فلزی در باطله لیچ نمکی به روش تثبیت و جامدسازی آنها (S/S) با افزودنیهای سیمان، میکروسیلیس و ماسه بوده است.
مواد و روشها: ضمن اندازهگیری خصوصیات فیزیکی BLT، خصوصیات شیمیایی آنها شامل فلزات سنگین باICP-OES و اکسیدها با XRF اندازهگیری شدند. برای کاهش حلالیت فلزات سنگین بهویژه سرب، روش S/S باطله مذکور، در نظر گرفته شد. در همین راستا، برای ایجاد استحکام لازم برای باطله، 16 اختلاط از ترکیب باطله با افزودنیهای سیمان (0-10%)، میکروسیلیس (0-5/1%) و ماسه (0-10%) با نرمافزار DX7 طراحی شدند. نمونههای مکعبی با نسبت آب به مواد پودری 4/0 (4/0 w/p=) ساخته شد. به منظور ارزیابی مقاومت فشاری نمونههای مکعبی (5×5×5 سانتیمتر) در سنین 7 و 28 روز آزمایش شدند. نمونه 7 روزه و 28 روزه Ni16 که دارای بیشترین مقاومت فشاری بودند، تحت آزمایش TCLP قرار گرفتند. سپس، کلیه فلزات سنگین، در عصاره TCLP توسط ICP-OES اندازهگیری شدند. همچنین، به منظور شناسایی کمی و کیفی کانیهای باطله اولیه (شاهد) و باطله S/S شده، آزمایش XRD انجام شد.
نتایج: غلظت سرب در عصاره TCLP نمونه شاهد (ppm 11/6)، بیش از حد مجاز آن بوده است. لذا، کاهش حلالیت عناصر این باطله به روش S/S پیش از دفع الزامی میباشد. مقاومت فشاری اختلاطهای 7 و 28 روزه به ترتیب، 2 تا 2/5 و 2 تا 9 مگاپاسکال بوده که عملاً بیش از حداقل مقاومت فشاری لازم (35/0 مگاپاسکال) بودند. غلظت تمامی فلزات سنگین در عصاره دو نمونه S/S شده N15 و N16 کمتر از حد مجاز آنها بودند. لذا، روش S/S استفاده شده مطلوب ارزیابی میشود. شناسایی کانیهای باطله S/S نشده و نمونه S/S شده (Ni16) نشان میدهد که متأثر از تثبیت و جامدسازی، کانیهای جدید شامل Gypsum, C-S-H, Ettringite & Calcium Silicon در نمونه ظهور یافتهاند. این کانیها که حاصل مصرف میکروسیلیس و سیمان، واکنشهای تلفیقی و محصولات هیدراتاسیون سیمان با باطله مورد مطالعه بوده است، میتوانند عوامل افزایش مقاومت فشاری نمونهها باشند.
بحث: ضمن تصریح اثر منفی ماسه بر مقاومت اختلاطها، درصد سیمان و میکروسلیس رابطه مستقیم با مقاومت فشاری نمونهها داشتند. به گونهای که، شیب تغییرات مقاومت فشاری به ازای سیمان، برای نمونههای 28 روزه به مراتب بیشتر از این شیب برای نمونههای 7 روزه بوده است. یکی از عوامل کاهش مقاومت فشاری کوتاه مدت اختلاطها میتواند وجود فلزات سنگین در باطله باشد. در واقع این فلزات باعث اختلال در واکنش هیدراتاسیون و جلوگیری از تشکیل مؤثر ژل سیلیکات میشوند. کانی بازنایت باعث افزایش مقاومت فشاری و متعاقباً ارتقاء سیستم S/S باطلهها میشود. کاهش قابل توجه بازنایت از 73.5% در طیف XRD نمونه شاهد به 3/6% در نمونه تثبیت یافته نشان از مصرف بازنایت در واکنشهای S/S میباشد.
شناسایی و سطح بندی فناوری های نوین تولید کود آلی از پسماند جامد شهری
دوره 6، شماره 73، پاییز 1400، صفحه 1-10
https://doi.org/10.22034/envj.2021.301753.1131
آرمان شاهنظری
چکیده امروزه در کلانشهرها مدیریت اصولی و بهداشتی پسماندها یکی از مهمترین مسائل مربوط به حوزه مدیریت شهری می باشد. با رشد علم و فناوری مشخص شده است که بازیافت کردن مواد زائد یکی از مناسبترین گزینه ها در دفع پسماند می باشد. از طرفی مقدار قابل توجهی از پسماندهای جامد شهری از نوع پسماند آلی هستند. در صورت تبدیل این پسماندها به کود آلی که هم به حفظ محیط زیست کمک می کنند و هم باعث اشتغالزایی میشوند، از محصول نهایی تولید شده که در واقع همان کود کمپوست است می توان در کشاورزی به منظور بهبود بافت خاک، افزایش ظرفیت نگهداری و افزایش مواد آلی خاک بهره گرفت و هم از آن به عنوان جایگزینی مناسب به جای کودهای شیمیایی استفاده نمود. با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش به ارزیابی رایجترین فناوری های تولید کود از پسماند جامد شهری پرداخته است. فناوریهای مورد نظر در این پژوهش عبارتند از روش ورمیکمپوست، کمپوست ویندرو (پشتهای) و کمپوست راکتوری. به منظور بررسی جامع این فناوری ها از دو روش VIKOR و روش مجموع ساده وزنی (SAW) استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که در بین فناوری های منتخب، فناوری ورمیکمپوست بیشترین امتیاز را در هر دو روش مدل تصمیم گیری چند معیاره به دست آورده و به عنوان بهترین گزینه برای تولید کود از پسماند جامد شهری انتخاب می شود. پس از آن نیز فناوری کمپوست راکتوری و کمپوست ویندرو در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند.
بررسی کمی وکیفی پسماند مراکز بهداشتی و درمانی جنوب تهران
دوره 6، شماره 71، بهار 1400، صفحه 1-10
https://doi.org/10.22034/envj.2021.179417
الهام کوشا، بهنام سپهرنیا، عطیه بیدگلیان
چکیده یکی از منابع تولید مواد زائد شهری، مراکز بهداشتیدرمانی است. در حال حاضر در کشور ما اطلاع دقیقی از کمیت و کیفیت پسماندهای تولیدی در مراکز بهداشتی درمانی در دسترس نمیباشد و متخصصان برای برنامهریزی و مدیریت اصولی و صحیح پسماندهای تولیدی در این مراکز مجهولات بسیاری پیش رو دارند. این مطالعه توصیفی مقطعی و کاربردی طی سال 97-96 در مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران انجام شد. در این مطالعه 90 چک لیست در فصل های مختلف توسط کارشناسان بهداشت محیط مورد بررسی قرار گرفت. میزان تولید پسماندهای عادی و عفونی و همچنین نحوه مدیریت پسماند در مراکز بهداشتی درمانی تعیین شد. سرانه وزنی تولید پسماند عادی، عفونی و تیز و برنده به ترتیب در مراکز بهداشتی و درمانی به ازای هر مراجعه کننده 24، 6/13 و 10 گرم در روز می باشد. سرانه حجمی پسماند عادی، عفونی و تیز و برنده به ترتیب در این به ازای هر مراجعه کننده 03/0، 014/0 و 01/0 لیتر در روز می باشد. میزان تولید پسماند در مراکز بهداشتی و درمانی با توجه به نوع فعالیت این مراکز که بیشتر جنبه اداری و آموزشی دارد، پایینتر از حدی است که بتواند چالش جدی پیش روی مدیریت پسماند در این مراکز قرار دهد. ضعف در تفکیک پسماندها و عدم جلوگیری از اختلاط پسماند عادی و عفونی، لزوم آموزش به پرسنل و نظارت بیشتر را میطلبد. بهترین عملکرد سیستم مدیریت پسماند در این مراکز در خصوص دفع ایمن و صحیح زائدات نوک تیز در ظروف ایمن است.