پهنهبندی خطر وقوع بیابانزایی در محیط خاکستری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 بهمن 1404
https://doi.org/10.22034/envj.2026.552632.1572
محمد حسن صادقی روش
چکیده چکیده
مقدمه: پدیده مخرب بیابانزایی یکی از بحرانهای جدی اکولوژیکی با اثرات گسترده و بلند مدت طبیعی و انسانی است. لذا اقدامات اجرایی در این زمینه باید متکی به شناخت وضعیت فعلی بیابانی شدن اراضی و شدت آن باشد. با توجه به اهمیت کاربردی نقشهای پهنهبندی خطر بیابانزایی، علیرغم توسعه فنون و روشهای کمی در طی سالهای اخیر، همچنان سعی میشود که روشهایی با خطای کمتر و ضریب اطمینان بیشتر ارائه گردد. کاربرد منطق خاکستری در حل مسائل تصمیمگیری چند معیاره در شرایط نامعین، دارای سه ویژگی سرعت و دقت بیشتر در دستیابی به نتایج و سهولت کاربرد نسبت به مدل های قبلی است، لذا ، این پژوهش با هدف پهنهبندی خطر بیابانزایی با استفاده از تئوری خاکستری و تلفیق آن با روش تصمیمگیری چند شاخصه امتیازی مجموع موزون و به صورت موردی در دشت یزد- خضرآباد طی سالهای 1402 تا 1403 به انجام رسید.
مواد و روشها: در این روش پس از تعیین اعضاء تیم تصمیمگیری تشکیل شده از متخصصان آشنا به منطقه مطالعاتی، شاخصهای موثر از روش دلفی خاکستری تعیین و ارزشدهی شد. به منظور انتخاب این شاخصها سه محور اصلی ارتباط با پدیده بیابانزایی، سهولت دسترسی و سهولت به روزآوری در چارچوب دو فاکتور هزینه و زمان مد نظر قرار گرفت. سپس به منظور تهیه چارچوبی مناسب جهت تهیه نقشه پهنهبندی آسیبپذیری ناشی از فرایند بیابانزایی اقدام به تفکیک واحدهای کاری از روش ژئومرفولوژی شد. در ادامه، فرایند تحلیل ترکیبی بر روی دادهها صورت گرفت و در نهایت ماتریس تصمیمگیری خاکستری موزون حاصل شد، که در چارچوب این ماتریس و با تلفیق روش تصمیم-گیری مجموع موزون و تئوری خاکستری، شاخصها رتبهبندی و در محیط Arc Gis، پهنهبندی به انجام رسید.
نتایج: مطالعات انجام شده نشان داد که، واحد اراضی کشاورزی کوهستانی (MAG) با ارزش کمی 73/552 و اراضی کشاورزی دشتی (PAG) با ارزش کمی 06/529، به ترتیب در کلاس خیلی شدید یا VII قرار گرفتند که واجد بیشترین پتانسیل بیابانزایی میباشند و 76/7335 هکتار (35/9 درصد) از کل منطقه مطالعاتی را در برگرفتهاند. بیابانزایی با شدت نسبتاً متوسط (82/29 درصد)، بیشترین سهم را در منطقه مطالعاتی به خود اختصاص داده است که شامل اراضی کوهستانی بدون پوشش گیاهی (BMG)، اراضی دشت سر لخت با پوشش گیاهی (BPPC) و اراضی رسی بدون پوشش گیاهی (BCG) میباشند. در عین حال، ارزش کمی بیابانزایی برای کل منطقه از مجموع عوامل، 86/395 (کلاس شدید یا VI) به دست آمد.
بحث: مطالعه صورت گرفته نشان از کارایی و سهولت کاربرد منطق خاکستری در ارزیابی شدت بیابانزایی داشت. نتایج این پژوهش امکان برنامهریزی را برای به حداقل رساندن بیابانزایی در اثر انجام طرحهای توسعه فراهم میسازد و میتواند شرایطی را ایجاد کند که با توجه به اولویتها و پهنهبندی آسیبپذیری منطقه مطالعاتی، تعادل بین طرحهای توسعه و محیط امکان پذیرگردد. به منظور کاربرد این مدل در مناطق دیگر میبایستی به فاکتورهای مؤثر در بیابانزایی به عنوان شاخصهای آسیبپذیری به صورت بومی توجه شود و همچنین به نحوه اثرگذاری هر فاکتور بر فرایند فرسایش تاکید شود. در عین حال به دلیل وجود پارامترهای ورودی نامطمئن و مختلف و وجود مقادیری از بیدقتی در نتایج حاصل شده اعمال تجزیه و تحلیل حساسیت نسبت به تغییرات پارامترهای ورودی یک نیاز جدی است و لازم است در مطالعات آتی مورد توجه قرار گیرد.
موانع و راهکارهای ارتقای سبک زندگی پایدار در شهرها: یک مطالعه کاربردی مبتنی بر هوش جمعی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 اسفند 1404
https://doi.org/10.22034/envj.2026.544739.1552
الهام شفائی مقدم
چکیده مقدمه: با توجه به رشد سریع شهرنشینی و افزایش چالشهای زیستمحیطی همچون تغییرات اقلیمی، نابودی منابع طبیعی و آلودگی هوا، ضرورت گذار به سبک زندگی پایدار بیش از پیش احساس میشود. سبک زندگی پایدار مجموعهای از انتخابها و رفتارهای فردی و جمعی است که با مصرف بهینه منابع، کاهش ضایعات و ارتقای کیفیت زیستمحیطی سازگار است. با این حال، گذار به این سبک در شهرها با موانع متعدد و پیچیدهای مواجه است که تنها به تصمیمات فردی محدود نمیشوند، بلکه تحتتأثیر ارزشهای فرهنگی، ساختارهای اجتماعی، نهادهای حمایتی و زیرساختهای شهری قرار دارند. از این رو، شناسایی و تحلیل چندبعدی این موانع، بهویژه با رویکردی مشارکتی و سیستمی، برای طراحی مداخلات مؤثر ضرورت دارد.
مواد و روشها: این پژوهش از نوع کیفی و کاربردی بوده و بر پایه مرور ادبیات و اجرای روش «هوش جمعی» انجام شده است. ابتدا، بر اساس مطالعات پیشین، مجموعهای از موانع در حوزههای آگاهی، فرهنگ، اقتصاد، زیرساخت، سیاستگذاری و عوامل روانشناختی استخراج شد. سپس، این موانع در جلسهای ساختارمند با حضور گروهی از خبرگان حوزههای برنامهریزی شهری، محیط زیست، اقتصاد، فناوریهای سبز و سازمانهای مردمنهاد، بازتعریف و دستهبندی گردید. برای این منظور از تکنیکهای ایدهنویسی، گروههای اسمی و الگوسازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شد. این روش امکان شناسایی روابط علی ـ معلولی میان موانع و اولویتبندی آنها را فراهم ساخت.
نتایج: یافتهها نشان دادند که از میان موانع متعدد، ده عامل بهعنوان موانع کلیدی انتخاب شدند. سه عامل «کمبود آموزشهای علمی و تخصصی»، «فقدان برنامههای آموزشی همگانی و مداوم» و «کمبود منابع مالی و انسانی برای اجرای برنامهها» بیشترین اهمیت و اثرگذاری را داشتند. در سطح میانی، ارزشهای فرهنگی مصرفگرا، ناآگاهی از همخوانی سبک زندگی پایدار با اصول دینی و فرهنگی، پایبندی به عادات مصرفی و ضعف شبکههای اجتماعی از عوامل مهم بودند. در سطح زیرساختی نیز، کمبود امکانات حملونقل پاک، فقدان سیستم جامع بازیافت و هزینه بالاتر کالاها و خدمات پایدار بهعنوان موانع تعیینکننده مطرح شدند. مدل ISM نشان داد که موانع دانشی و منابعی در سطح بالادست قرار دارند و از طریق اثرگذاری غیرمستقیم، سایر موانع را تشدید میکنند.
بحث: نتایج پژوهش حاکی از آن است که گذار به سبک زندگی پایدار در شهرها نیازمند مداخلات چندسطحی و هماهنگ است. در گام نخست، باید بر توسعه آموزشهای علمی و عمومی و ایجاد ظرفیتهای انسانی و مالی تمرکز شود، زیرا این اقدامات به کاهش مقاومت فرهنگی، اصلاح عادات مصرفی و تقویت شبکههای اجتماعی کمک میکنند. در گام دوم، سیاستگذاریها باید به اصلاح زیرساختها و فراهمسازی شرایط عینی برای انتخابهای پایدار بپردازند. این یافتهها نشان میدهند که سیاستهای مقطعی یا صرفاً مالی، بدون توجه به ابعاد دانشی، فرهنگی و نهادی، کارآمدی پایداری ندارند. تلفیق رویکردهای نظری از جمله روانشناسی محیط زیست، نظریه هویت اجتماعی و نظریه سیستمهای پیچیده با روشهای مشارکتی همچون هوش جمعی، چارچوبی جامع برای تحلیل موانع و طراحی مداخلات اثربخش فراهم میکند. پژوهش حاضر راهنمایی عملی برای سیاستگذاران، مدیران شهری و فعالان اجتماعی است تا بتوانند از رهگذر تعامل میان آموزش، فرهنگ و زیرساخت، مسیر گذار به سبک زندگی پایدار را هموار سازند. پژوهش حاضر راهنمایی عملی برای سیاستگذاران، مدیران شهری و فعالان اجتماعی است تا بتوانند از رهگذر تعامل میان آموزش، فرهنگ و زیرساخت، مسیر گذار به سبک زندگی پایدار را هموار سازند.
بررسی تأثیر نگرش زیستمحیطی مدیران بر مزیت رقابتی: نقش حسابداری مدیریت زیست محیطی و تولید سبز
دوره 11، شماره 91، بهار 1405، صفحه 143-157
https://doi.org/10.22034/envj.2025.521074.1499
بهنام کرمشاهی، امیر فاضل، آزین هرندی
چکیده مقدمه: در دنیای معاصر، نگرشهای زیستمحیطی مدیران ارشد بهعنوان عوامل کلیدی در موفقیت سازمانها و تحقق پایداری محیط زیست شناخته میشوند. مدیرانی که رویکردی پیشرو در حفظ محیط زیست دارند، کسب مزیت رقابتی و شهرت را در طراحی محصول سبز، مدیریت زنجیره تأمین، برندسازی اکولوژیک، حسابداری و افشای زیستمحیطی و نگهداری از چرخه عمر محصول را نهادینه خواهند کرد. در این راستا درک عمیق از تأثیر نگرشهای زیستمحیطی بر رفتارهای سازمانی و تصمیمگیریهای استراتژیک میتواند به شناسایی راهکارهایی برای بهبود عملکرد زیستمحیطی و رقابتی سازمانها منجر شود. بر این مبنا هدف تحقیق پش روی، تحلیل تأثیر نگرش زیستمحیطی مدیران ارشد بر حسابداری مدیریت زیستمحیطی و استراتژی تولید سبز به منظور دستیابی به مزیت رقابتی سبز در سازمانها میباشد. این پژوهش از نظریه سطوح بالای مدیریت، بهعنوان چارچوبی برای تحلیل رفتار مدیران ارشد استفاده میکند و به بررسی تأثیرات روانشناختی آنها بر تصمیمگیریهای استراتژیک میپردازد. پژوهش حاضر، نخستین مطالعهای است که به بررسی رابطه بین نگرش مدیران عامل نسبت به محیط زیست، انتخاب استراتژی تولید سبز، اجرای حسابداری مدیریت زیستمحیطی و مزیت رقابتی سبز در چارچوب یک مطالعه واحد در ایران میپردازد. همچنین، نقش تعدیلکننده فشارهای قانونی در دو رابطه نگرش مدیران نسبت به محیط زیست با انتخاب استراتژی تولید سبز، و نگرش مدیران نسبت به محیط زیست با اجرای حسابداری مدیریت زیستمحیطی در نظر گرفته شده است.
مواد و روشها: این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی و پیمایشی است که هدف آن بررسی تأثیر نگرش مدیران ارشد بر حسابداری مدیریت زیستمحیطی، استراتژی تولید سبز و مزیت رقابتی است. دادهها از طریق پرسشنامهای ۲۵ سوالی مبتنی بر طیف لیکرت جمعآوری شدهاند. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران ارشد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار و یا فرابورس ایران در سال 1403 میباشند که مطابق با ماده 2 آییننامه ضوابط و معیارهای استقرار واحدها و فعالیتهای صنعتی و تولیدی مصوب 8/3/1390 در 14 گروه بر اساس شدت و ضعف آلودگی و دیگر مسائل زیستمحیطی طبقهبندی شدهاند و شامل ۴۳۶ شرکت بودند. برای بررسی روایی پرسشنامه از روش اعتبار محتوایی معمولی و اعتبار سازه تحلیل عاملی تأییدی استفاده گردید. جهت بررسی پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید، که پایایی پرسشنامهها تأیید شدند. برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و Smart PLS استفاده شد.
نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهند که بین نگرش مدیران ارشد نسبت به محیط زیست و استراتژی تولید سبز، پیادهسازی حسابداری مدیریت زیستمحیطی و مزیت رقابتی سبز، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
بحث: افزایش نگرش مثبت مدیران ارشد نسبت به محیط زیست، تمایل به پذیرش حسابداری مدیریت زیستمحیطی و استراتژی تولید سبز نیز افزایش مییابد و مزیت رقابتی بیشتری حاصل میشود. افزون بر این، فشار قانونی به عنوان یک عامل محرک میتواند به پذیرش شیوههای پایدار و بهبود عملکرد زیستمحیطی کمک کند. همچنین، این تحقیق نشان میدهد که انتخاب و پیادهسازی استراتژیهای تولید سبز نیازمند یک سیستم حسابداری مدیریت زیستمحیطی مؤثر و کارآمد است که از این استراتژیها حمایت کند. در نهایت با تغییر نگرشها و افزایش آگاهی نسبت به مسائل زیستمحیطی، سازمانها میتوانند به مزیت رقابتی پایدار دست یابند و در نتیجه، به بهبود عملکرد مالی و اجتماعی خود کمک کنند. این یافتهها میتوانند راهنمایی برای مدیران ارشد باشند تا با اتخاذ رویکردهای زیستمحیطی، به بهبود عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش پایدار کمک کنند.
شناسایی مؤلفههای اجرایی حفاظت از محیطزیست مبتنی بر کاربست مدیریت دانش در سازمانهای دولتی ایران: تحلیل اکتشافی مبتنی بر توسعه مدل ادواردز
دوره 10، شماره 89، پاییز 1404، صفحه 23-37
https://doi.org/10.22034/envj.2025.533351.1522
شهرام شیران زائی، هومن بهمن پور، سید مهدی الوانی
چکیده مقدمه: در پاسخ به چالشهای فزاینده زیستمحیطی کشور، بهویژه در حوزه اجرای سیاستها در سازمانهای دولتی ایران، این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفههای اجرایی حفظ محیطزیست مبتنی بر کاربست مدیریت دانش طراحی و انجام شده است. در این مطالعه، مدیریت دانش نه بهعنوان یک متغیر، بلکه بهمثابه یک بستر مفهومی و عملیاتی در نظر گرفته شده که از طریق سه بعد کسب دانش، تسهیم دانش و ارزیابی دانش، زمینهساز ارتقاء اثربخشی اجرای سیاستهای این حوزه میگردد. چارچوب نظری پژوهش، مبتنی بر مدل چهارمولفهای ادواردز است که با افزودن مؤلفه فرهنگ سازمانی توسعه یافته و با شرایط نهادی ایران منطبق گردید. این چارچوب با بررسی مدلهای پیشین اجرا و تلفیق آن با ادبیات مدیریت دانش، ظرفیت تحلیلی بالاتری در فهم موانع و قابلیتهای نهادی ارائه میدهد.
مواد و روشها: این پژوهش که برگرفته از یک رساله دکتری با رویکرد کاربردی - توسعهای و در قالب مطالعهای توصیفی - پیمایشی انجام شده و دادهها از 50 تن از خبرگان حوزه محیطزیست و مدیریت دانش در سازمانهای دولتی، با بهرهگیری از پرسشنامهای محققساخته و تحلیل اسناد توسعهای گردآوری شدهاند. ابزار پژوهش شامل ۱۵ گویه بر پایه پنج مؤلفه اولیه بود که در تحلیل عاملی به چهار مؤلفه اصلی تقلیل یافت و روایی آن با نظر خبرگان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (α = 0.810) سنجیده شد. همچنین، نتایج آزمون KMO (0.643) و بارتلت (χ² = 389.270, p < 0.001) مؤید کفایت دادهها برای تحلیل عاملی بودند. افزون بر آن، برای تحلیل روابط درونی بین مؤلفهها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد که نتایج آن مبنای پژوهش آتی خواهد بود. ترکیب روشهای آماری با تحلیل اسناد رسمی، رویکردی تلفیقی و شواهدمحور در این پژوهش رقم زده است.
نتایج: تحلیل عاملی نشان داد که 15 گویه در قالب چهار مؤلفه اصلی بارگذاری میشوند: ساختار سازمانی (3 گویه)، ارتباطات سازمانی (3 گویه)، منابع و گرایش مجریان (6 گویه) و فرهنگ سازمانی (3 گویه) که در مجموع 40/69 درصد از واریانس کل را تبیین میکنند. تمامی گویهها دارای بار عاملی بالاتر از 522/0 بودند. نتایج نشان میدهد که مؤلفه "منابع و گرایش مجریان" با بیشترین مقدار ویژه (377/3) و بالاترین سهم در تبیین واریانس کل (51/22 درصد)، مهمترین عامل در اجرای موفق سیاستهای زیستمحیطی بهشمار میرود. از سویی، مؤلفه فرهنگ علیرغم میانگین پایینتر در ارزیابیهای توصیفی، دارای انسجام مفهومی بالا و بارهای عاملی قوی (تا 856/0) بوده و نقش نرمافزاری و بنیادینی در تبیین تفاوتهای ادراکی میان پاسخدهندگان ایفا میکند.
بحث: بررسی محتوای برنامههای توسعه پنجساله ایران نشان میدهد که هر چهار مؤلفه شناساییشده، با شدتها و انسجامهای متفاوت، در این اسناد نیز بازتاب یافتهاند. برای نمونه، مؤلفه منابع و گرایش مجریان در برنامههای سوم و ششم بهطور ضمنی مورد اشاره قرار گرفته و ساختار سازمانی در فصل محیطزیست برنامه چهارم برجسته شده است. فرهنگ سازمانی نیز در قالب آموزش و آگاهی عمومی، محور مهمی از سیاستگذاریهای رسمی بوده، اما در عمل با ضعف اجرایی مواجه است. این همپوشانی و تحلیل تطبیقی، اعتبار کاربردی چارچوب مفهومی پیشنهادی را تقویت میکند. نوآوری اصلی، در تبیین مدیریت دانش بهعنوان یک بستر مفهومی فراگیر و نه یک متغیر منفرد است که بهصورت نفوذی در تمام مؤلفهها جاری است. همچنین، معرفی فرهنگ بهعنوان یک مؤلفه مستقل، سنجشپذیر وجه تمایز این چارچوب با مطالعات پیشین محسوب میشود. بر این اساس، پژوهش حاضر در کنار اتکای نظری، از اعتبار تجربی نیز برخوردار است و میتواند مبنایی برای تدوین الگوهای عملیاتی در سیاستگذاریهای زیستمحیطی باشد. یافتهها، زمینهساز طراحی مدل اجرای سیاستهای محیطزیستی در گامهای بعدی خواهد بود و برای تصمیمگیران و سیاستگذاران، چارچوبی روشن و مبتنی بر شواهد فراهم میسازد و زمینه ساز طراحی مدل سیاستی در سطوح بخشی و بین بخشی خواهد بود.
ارزیابی امکان جایگزینی مغزی غیرچوبی در ساخت پانل ساندویچی چوبی با هدف کاهش مصرف منابع چوبی، حفظ محیطزیست و سلامت انسان
دوره 10، شماره 87، بهار 1404، صفحه 114-126
https://doi.org/10.22034/envj.2025.501413.1460
پانتهآ عمرانی، حسین رنگآور، افشین رحمتی طولارود پائین
چکیده مقدمه: با توجه به افزایش جمعیت جهان و به دنبال آن افزایش تقاضای چوب و فراوردههای چوبی، هزینه بالای چوب، محدودیت منابع جنگلی، آسیبهای وارده به جنگلها، محیطزیست و سلامت انسانها، امروزه ایجاد راهکارهایی برای تأمین نیازهای جوامع بشری با هدف ایجاد توسعه پایدار، کاهش مصرف منابع جنگلی و حفظ محیطزیست برای سلامت انسانها، بسیار مهم است. بنابراین در این پژوهش، امکان جایگزینی و استفاده از فوم پلیاتیلن شبکهای سازگار با محیطزیست، عاری از گازهای مضر و نیز قابل بازیافت، در ساخت پانل ساندویچی چوبی (فراورده مرکب چوبی پرکاربرد در صنایع مختلف مانند چوب و مبلمان، ساختمان و غیره) مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: این مطالعه، از نوع تجربی و در مقیاس آزمایشگاهی انجام شد. پانلهای ساندویچی آزمونی از سه نوع تخته فیبر با جرم مخصوص متوسط و ضخامت 3 میلیمتر (با روکش طبیعی راش، روکش مصنوعی ملامینه و بدون روکش) بهعنوان رویه و از فوم پلیاتیلن شبکهای با ضخامت 30 میلیمتر و جرم مخصوص
30 کیلوگرم بر متر مربع، بهعنوان مغزی ساخته شدند (با استفاده از چسب پلیونیل استات). سپس ویژگیهای مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته، مقاومت فشاری، مقاومت به ضربه و نیز جذب آب 2 و 24 ساعت نمونهها اندازهگیری شدند. نتایج با آزمون ANOVA تحلیل شد.
نتایج: نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر نوع روکش رویه بر ویژگیهای مکانیکی (مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته، مقاومت فشاری عمود بر سطح) و ویژگیهای فیزیکی (جذب آب 2 و 24 ساعت بعد از غوطهوری در آب) پانلهای ساندویچی ساختهشده در سطح احتمال 5 درصد معنیدار است، ولی اثر نوع روکش رویه بر مقاومت به ضربه معنیدار نیست. نتایج نشان داد استفاده از تخته فیبر با روکش طبیعی در رویه پانل ساندویچی، بیشترین مقاومتهای مکانیکی را ایجاد کرده است. همچنین نتایج نشان داد کاربرد تخته فیبر دارای روکش مصنوعی ملامینه، درصد جذب آب 2 و 24 ساعت پانل ساندویچی ساختهشده را کاهش میدهد.
بحث: نتایج نشان داد ساخت پانل ساندویچی با فوم پلیاتیلن شبکهای امکانپذیر است. این فوم، سازگار با محیطزیست و عاری از گازهای مضر است. بنابراین امکان ساخت پانل ساندویچی با ویژگی دوستدار محیطزیست را فراهم میکند. ساخت پانلهای ساندویچی با مغزیهای غیرچوبی مانند فوم پلیاتیلن شبکهای، با کاهش نیاز به منابع چوبی یا جنگلی که در کشور ایران و جهان کم هستند، سبب ایجاد توسعه پایدار، حفظ منابع جنگلی، حفظ محیطزیست و سلامت انسانها و نیز کاهش مشکلات تأمین مواد اولیه صنایع چوب و مبلمان و فراوردههای مرکب چوبی شده است. همچنین ازلحاظ اقتصادی مقرونبهصرفه است. ازطرف دیگر با توجه به خواص فیزیکی و مکانیکی بسیار زیاد فوم پلیاتیلن شبکهای، استفاده از آن در مغزی پانل ساندویچی چوبی، کاراییهای بسیار متنوعی برای پانلهای ساندویچی ساختهشده ایجاد میکند. خواص مختلف فوم پلیاتیلن شبکهای مانند: مقاومت حرارتی (در مقابل گرما و سرما)، مقاومت شیمیایی، مقاومت در برابر رشد قارچها و حشرات، سمی نبودن، پایداری ابعادی مناسب، عایق رطوبت و صوت، سازگاری با محیطزیست و عاری بودن از گازهای مضر، نصب سریع و آسان و سهولت در حمل و نقل باعث کاربردهای بسیار آن در صنایع مختلف شده است؛ این کاربردها عبارتاند از: صنایع ساختمان (عایق کف، دیوار، سقف سوله، درزبندی پنجرهها و غیره)، خودرو، لوازم خانگی، بستهبندی، مبلمان (مبلها و سرویس اتاق خواب) و غیره. فوم پلیاتیلن شبکهای علاوهبر کاربردهای مذکور میتواند در ساخت پانلهای ساندویچی مورد استفاده بهعنوان دیوارجداکننده فضاهای داخلی، درهای داخلی ساختمان، درهای کمد دیواری، پوشش دیوارهای مشترک داخلی و غیره استفاده شود.
بررسی رفتار سبز ورزشکاران منتخب تیمهای ملی جمهوری اسلامی ایران
دوره 9، شماره 86، زمستان 1403، صفحه 15-26
https://doi.org/10.22034/envj.2024.482628.1422
زهرا اقائی دهنوی، سید نصراله سجادی، مهرزاد حمیدی، مهدی غفوری یزدی
چکیده مقدمه: در دنیای امروز، اهمیت مسائل محیطزیستی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. تغییرات اقلیمی، آلودگی محیطزیست، کاهش منابع طبیعی و تهدیدات محیطزیستی از جمله چالشهایی هستند که جوامع بشری با آنها مواجهاند. در این میان، ورزشکاران بهعنوان الگوهای اجتماعی و فرهنگی میتوانند نقش مهمی در ارتقای آگاهی محیطزیستی و تشویق به رفتارهای سبز ایفا کنند. شهرت و تأثیرگذاری ورزشکاران بهویژه در سطح ملی میتواند عامل مهمی در ترویج این ارزشها و رفتارهای سبز در بین طرفداران و جامعه ورزشی باشد. هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی رفتار سبز ورزشکاران منتخب تیمهای ملی جمهوری اسلامی ایران بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر توصیفی و به لحاظ هدف کاربردی بود که گردآوری اطلاعات آن بهصورت پیمایشی انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع کمی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل ورزشکاران تیمهای ملی ایران بود که در بازه زمانی اسفند 1402 تا خرداد 1403 در اردوهای تیم ملی در تهران حضور داشتهاند که بر اساس کسب اطلاعات از مراجع زیربط 420 نفر برآورد شدند. حجم نمونه نیز بر اساس جدول مورگان 201 ورزشکار محاسبه شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه اصلاح شده Potteiger و همکاران (2017) استفاده شد. برای بررسی و تأیید روایی پرسشنامه نیز با از نظرات 15 عضو هیأت علمی از دانشکدههای علوم ورزشی و تندرستی و محیط زیست و منابع طبیعی بهره گرفته شد. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ بررسی شد و مقدار آلفای بهدستآمده 839/0 بود که نشاندهنده پایایی قابل قبول پرسشنامه است. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. برای بررسی طبیعی بودن توزیع دادهها از آزمون کولموگروف- اسمیزنوف و برای تجزیه و تحلیل آماری دادهها از آزمونهای تی تک نمونهای، همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شد. با استفاده از آزمون تی تک نمونهای، میزان آگاهی، نگرش و رفتار سبز ورزشکاران مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی ارتباط بین آگاهی، نگرش و رفتار سبز از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. درنهایت برای پیشبینی رفتار سبز بر اساس آگاهی و نگرش محیطزیستی نیز از رگرسیون خطی استفاده شد.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد وضعیت آگاهی، نگرش و رفتار محیطزیستی ورزشکاران منتخب تیمهای ملی جمهوری اسلامی ایران بالاتر از حد مبنا (3) بوده است و بین آگاهی و نگرش محیطزیستی با رفتارسبز ورزشکاران منتخب تیم های ملی ج.ا.ا رابطه مثبت معنادار وجود دارد (p<0.001). از طرفی مؤلفههای آگاهی محیطزیستی (Beta=0.335) و نگرش محیطزیستی(Beta=0.232) (R2=0.147, P<0.001) ارتباط معنادار و شرایط پیشبینیکنندگی برای رفتارسبز ورزشکاران منتخب تیمهای ملی جمهوری اسلامی ایران را دارا بودند.
بحث: یافتههای این تحقیق تأکید میکنند که آموزش و ترویج آگاهیهای محیطزیستی در میان ورزشکاران میتواند به بهبود رفتارهای محیطزیستی آنان کمک کند و ارتقاء فرهنگ سبز در جامعه ورزشی را تسهیل نماید. بر این اساس پیشنهاد میشود با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت محیط زیست، چالشهای محیطزیستی حال حاضر دنیا و نقش مؤثر ورزشکاران ملی بر جامعه و ورزش دوستان، سازمانهای ورزشی و متولیان ورزش به توسعه آگاهی و نگرش محیطزیستی در بین ورزشکاران تیمهای ملی توجه ویژه داشته باشند. برای این منظور در برنامهریزیهای آموزشی اقدام به طراحی دورههای آموزشی با مضامین آشنایی با رفتار سبز، محیطزیست و چالشهای محیطزیستی، نقش ورزشکاران در توسعه رفتار سبز و ارتباط متقابل ورزش، ورزشکاران و رفتار سبز نمایند.
آینده پژوهی طراحی پارکهای شهری با رویکرد شهر بیوفیلیک
دوره 9، شماره 86، زمستان 1403، صفحه 65-87
https://doi.org/10.22034/envj.2025.479139.1416
داود وفاداری کمارعلیا، یونس پوربیرامی هیر، محمد وفاداری کمارعلیا
چکیده مقدمه: مناظر شهری به ویژه پارکهای شهری از مهمترین فضاهای شهری در جهت ادغام شهرها با طبیعت محسوب میشوند. بر همین اساس هدف از پژوهش حاضر آینده پژوهی طراحی پارکهای شهری با رویکرد شهر بیوفیلیک میباشد.
مواد و روشها: برای جمعآوری دادهها از منابع کتابخانهای برای نگارش مقدمه و مصاحبه در دو مرحله در جهت دستیابی به بازیگران و اهداف بهره گرفته شد. در مصاحبه اول از متخصصین معرفی بازیگران اصلی و اهداف مهم مرتبط با هدف تحقیق درخواست گردید و در مرحله بعدی بعد از جمعآوری دادههای مرتبط با بازیگران و اهداف تأثیرگذار بر هدف تحقیق، ماتریسهای بازیگر- بازیگر و بازیگر- هدف تشکیل شده و سپس در قالب ورد در اختیار متخصصین قرار داده شد و از آنها درخواست گردید ابتدا تأثیرات بازیگران بر روی یکدیگر را با شمارههای 0،1،2،3،4 مشخص نمایند که در آن عدد صفر عدم تأثیر و عدد 4 بیشترین تأثیرگذاری را دارد و سپس میزان موافقت و مخالفت بازیگران با اهداف را از طریق شمارههای 0،1،2،3،4، 1-،2-،3-،4- آشکار سازند که در آن عدد صفر بدون نظر، عدد 4 بیشترین موافقت و عدد 4- بیشترین مخالفت را نشان میدهد. بعد از وارد کردن نظرات متخصصین در نرم افزار مکتور تحلیلهای مرتبط با موضوعات مورد نظر همچون تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین بازیگران و سایر موارد مورد نیاز انجام گرفت و نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر مورد استفاده گردید و در پایان مدل نهایی تحقیق از طریق نرمافزار اطلس تی آی استخراج شد.
نتایج: نتایج نشان داد که شوراهای اسلامی شهر و شهرداریها تأثیرگذارترین و رقابت پذیرترین بازیگران و تنوع گیاهی، بهرهگیری از ویژگیهای آب، طراحی فضاهای تعامل با طبیعت، طراحی فضاهای موزهای مرتبط با طبیعت، طراحی فضاهای آشنایی با گیاهان، توجه به طراحی مسیرهای سبز، رعایت سرانه منظر نرم نسبت به منظر سخت، طراحی ابنیه موجود در پارک بر اساس طبیعت، توجه به نظافت پارکها، بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر، بهرهگیری از ظرفیت گیاهان بومی، بهرهگیری از رنگهای شاد، بهره گیری از مصالح طبیعت محور، طراحی ارگانیک و طبیعت گونه فضاها، توجه به حس بینایی در طراحی و وجود روشنایی مطلوب مهمترین اهداف از جانب بازیگران میباشند.
بحث: به طور کلی میتوان بیان کرد که تصمیمات گرفته شده توسط شوراهای اسلامی شهر و شهرداریها بیشترین تأثیر را بر پیادهسازی رویکرد بیوفیلیک در طراحی پارکهای شهری و همچنین عملکرد سایر بازیگران مرتبط با فرآیند مذکور دارند. بنابراین دو بازیگر ذکر شده باید تصمیمات تخصصی و منطبق با شرایط منطقه مورد نظر را در دستور کار خود قرار دهند و مصوبهها و برنامهریزیهای تخصص محور را در اختیار سایر بازیگران قرار دهند تا این تصمیمات همچون پل ارتباطی و راهگشای عملکرد سایر بازیگران در اجرای نقش خود باشند. همچنین برنامهریزان شهری، شهرسازان، مهندسان فضای سبز، معماران منظر و مهندسان طبیعت نیز به عنوان دیگر بازیگران در فرآیند پیادهسازی رویکرد بیوفیلیک در طراحی پارکهای شهری باید ارتباط بین خود را تقویت نموده و تصمیمات هم راستایی را اتخاذ نمایند تا این تصمیمات مکمل یکدیگر شده و از ایجاد مانع و مشکلات جلوگیری گردد.
نقش گردشگری بینالمللی در کیفیت محیطزیست (مطالعه موردی: کشورهای D8)
دوره 9، شماره 85، پاییز 1403، صفحه 118-131
https://doi.org/10.22034/envj.2024.465772.1388
روح اله بابکی، بهنام الیاس پور، نرگس سنجری کنارصندل
چکیده مقدمه: مشکل تخریب محیط زیست، یکی از مسألههای مهم جهانی است که ناشی از اقدامات و فعالیـتهـای انسان است. این موضوع از نظـر اقتصادی نیز اهمیت زیادی دارد. تخریب محیط زیست معلول یک عامل یا یک متغیر نیست و علل و عوامل متعددی در پیدایش آن دخالت دارند. در این مطالعه به برخی از این عوامل شامل گردشگری، رشد اقتصادی و شهرنشینی پرداخته شده است.
مواد و روشها: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین گردشگری، رشد اقتصادی، شهرنشینی و تخریب محیط زیست در کشورهای اسلامی درحال توسعه (شامل ایران، ترکیه، پاکستان، بنگلادش، اندونزی، مالزی، مصر و نیجریه) طی دوره 2020-2005 با استفاده از روشهای حداقل مربعات کاملا ًاصلاح شده (FMOLS)، حداقل مربعات پویا (DOLS) و میانگین گروهی تلفیقی (PMG) است. مدل کلی این پژوهش، به صورت زیر است:
CO2it = f (TRit, GDPit, POPit, Urit)
که در آن CO2 میزان انتشار گاز دیاکسیدکربن، TR درآمد حاصل از گردشگران خارجی ورودی (درصدی از GDP)، GDP نرخ رشد اقتصادی، POP نرخ رشد جمعیت و UR شهرنشینی است. لازم به ذکر است که آمار و اطلاعات مورد نیاز در این پژوهش از منبع دادههای بانک جهانی تهیه و گردآوری شده است.
نتایج: نتایج این پژوهش بر اساس یافتههای حاصل از برآورد مدل به روش میانگین گروهی تلفیقی (PMG) نشان میدهد که ضریب متغیر گردشگری بینالمللی در سطح یک درصد معنادار بوده و رابطه مستقیمی با متغیر انتشار دیاکسیدکربن در هشت کشور اسلامی در حال توسعه دارد. بر اساس نتایج این پژوهش، رشد اقتصادی در سطح یک درصد رابطه مثبت و معناداری با متغیر انتشار دیاکسیدکربن در هشت کشور اسلامی در حال توسعه دارد. همچنین مطابق با نتایج پژوهش حاضر، شهرنشینی در سطح یک درصد رابطه مثبت و معناداری با متغیر انتشار دیاکسیدکربن در هشت کشور اسلامی در حال توسعه دارد. علاوه بر این، نتایج این پژوهش نشاندهنده اثر مثبت و معنادار جمعیت بر انتشار دیاکسیدکربن در هشت کشور اسلامی در حال توسعه در سطح یک درصد است؛ به این معنا که افزایش جمعیت باعث کاهش کیفیت محیط زیست در هشت کشور اسلامی در حال توسعه شامل ایران میشود. همچنین برای بررسی اعتبار نتایج مدل PMG مدل به دو روش DOLS و FMOLS نیز برآورد گردید که نتایج آنها مؤید اعتبار نتایج مدل برآورد شده به روش PMG است.
بحث: بهطور خلاصه بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، ضریب متغیر گردشگری بینالمللی، رشد اقتصادی، جمعیت و شهرنشینی در سطح یک درصد معنادار بوده و رابطه مستقیمی با متغیر انتشار دیاکسیدکربن دارند. به این معنا که افزایش هر یک از این متغیرها باعث کاهش کیفیت محیط زیست در هشت کشور اسلامی در حال توسعه شامل ایران میشود. بنابراین، پیشنهاد میگردد، اولاً، سیاستگذاران مقصدهای گردشگری بینالمللی باید استراتژیهایی را اتخاذ کنند که به این مقصدها کمک کنند تا استفاده از سوختهای فسیلی را کاهش دهند و سرمایهگذاریهای گردشگری بیشتری جذب کنند. ثانیاً، برای بهبود کیفیت محیط زیست یا کاهش تخریب محیط زیست، به جای وسایل حمل و نقل با موتور دیزل و مخرب محیط زیست، حمل و نقل گردشگری با خودروهای سازگار با محیط زیست مانند خودروهای برقی و همچنین گردشگری با دوچرخه در مقاصد گردشگری انتخاب و ترویج شود و ثالثاً، رویکردهای قیمتگذاری برای کربن اتخاذ شود که همانند مالیات بر کربن نه تنها کاهش سطح انتشار را تسهیل میکند، بلکه میتواند منبع درآمد اضافی را نیز فراهم کند.
واکاوی و شناسایی تأثیرات به کارگیری گیاهان بومی در فضاهای سبز شهری
دوره 9، شماره 84، تابستان 1403، صفحه 55-68
https://doi.org/10.22034/envj.2024.455518.1373
افسانه یوسف پور دخانیه، داود وفاداری کمارعلیا
چکیده مقدمه: مناظر و فضاهای سبز شهری از مهمترین اجزای سیمای شهری محسوب میشوند و میتوانند در بهبود شرایط محیطی شهرها نقش قابلتوجهی را داشته باشند. اجزای موجود در فضاهای سبز شهری همچون گیاهان میتوانند این نقش مهم را در مناسبسازی شرایط شهرها به جهت زندگی شهروندان ایفا نمایند. بر همین اساس هدف از تحقیق حاضر واکاوی و شناسایی تأثیرات به کارگیری گیاهان بومی در فضاهای سبز شهری میباشد.
مواد و روشها: در راستای دستیابی به هدف تحقیق از منابع کتابخانهای به جهت نگارش مقدمه و مصاحبه از متخصصین امر در دو مرحله برای شناسایی تأثیرات گیاهان بومی بهره گرفته شد که جامعه آماری از 27 متخصص تشکیل گردید. در مصاحبه اول شاخصها به دست آمد سپس در مصاحبه دوم با تشکیل ماتریس بازیگر- هدف از متخصصان درخواست گردید به هر کدام از شاخصها از 4- تا 4 امتیاز دهند که در آن عدد 0 بدون نظر، عدد 4 بیشترین امتیاز و عدد 4- کمترین امتیاز را نشان میدهد. پس از جمعآوری پاسخهای داده شده، امتیازات اختصاص یافته به هر کدام از شاخصها از طرف متخصصان دارای یک زمینه تخصصی میانگینگیری شده و در ماتریس بازیگر- هدف نرم افزار مکتور وارد گردید. این فرآیند برای هر شش تخصص شرکت کننده (معماران منظر، مهندسان فضای سبز، مهندسان باغبانی، مهندسان محیطزیست، مهندسان گیاه پزشکی و گیاه شناسان) در تحقیق انجام گرفت تا ماتریس بازیگر- هدف نهایی به طور کامل تکمیل گردید. در ادامه تحلیلهای لازم بر روی ماتریس به دست آمده در نرم افزار مکتور انجام گرفت و نتایج نهایی حاصل شد. همچنین متون به دست آمده از مصاحبههای انجام شده واژه به واژه و سطر به سطر مورد بررسی قرار گرفته و ارتباط بین کدهای موجود در آنها کشف گردید، سپس این متون وارد نرم افزار اطلس تی آی شد و کوتیشنها و کدبندیهای مورد نظر انجام گرفته و ارتباط بین کدهای مستخرج شده از طریق ابزارهای موجود در نرم افزار تعریف گردید و در نهایت این ارتباطات به صورت مدل نهایی از نرم افزار استخراج شد.
نتایج: نتایج نشان میدهد اثرات بهبود کارکردهای فضاهای سبز شهری و کاهش مصرف آب با اهمیتترین و همگراترین تأثیرات میباشند و به این معنی است که استفاده از گیاهان بومی تأثیرات مهمی همچون صرفه جویی در مصرف آب را در پی دارد. همچنین آشنایی شهروندان با گیاهان بومی و کنترل بهتر سیلاب کم اهمیتترین تأثیرات در به کارگیری گیاهان بومی در فضاهای سبز شهری بودهاند که با کاشت گیاهان بومی در فضاهای سبز شهری شهروندان با ویژگیهای گیاهان مناطق خود آشنا شده و در نگهداری این گیاهان تلاش بیشتری را خواهند نمود همچنین رشد سریعتر این گیاهان به دلیل تطبیق سریع با محیط سبب میگردد که از شدت سیلابهای احتمالی در منطقه کم نمایند.
بحث: به طور کلی میتوان بیان نمود که برنامهریزان و طراحان شهری باید به تأثیرات کشت گیاهان بومی مطرح شده در تحقیق حاضر توجه ویژه داشته باشند تا با ایجاد منظر و فضای سبز شهری مطلوب بتوانند رضایت شهروندان را کسب نمایند و از پتانسیلهای منطقه مورد نظر همچون گیاهان بومی به نحو احسن استفاده کنند.
مدل تدوین خطمشیهای محیطزیستی در راستای تحقق توسعه پایدار
دوره 9، شماره 83، بهار 1403، صفحه 112-127
https://doi.org/10.22034/envj.2024.444718.1348
علیرضا پیل تن، علی حمیدی زاده، سیروس کراهی مقدم، وحید چناری
چکیده مقدمه: کاهش کیفیت محیطزیست، سبب افزایش نگرانیهای عمومی در مورد مسائل محیطزیستی شده است. در این راستا، یکی از چالشهای بزرگ برای سیاستگذاران در قرن بیست و یکم، حتی در سبزترین کشورها، شناخت دقیق علل کم اثر شدن یا شکست سیاستهای محیطزیستی برای رویارویی با این مشکلات است. طبق شاخص عملکرد محیطزیست جهانی در سال 2022، کشور ایران در بین 180 کشور، رتبه 133 را اتخاذ کرده که در جایگاه مناسب جهانی قرار نداشته و با بحرانهای متعدد محیطزیستی از جمله تغییر کاربری اکوسیستمها، نابودی تنوعزیستی، افزایش ریزگردها، خشک شدن تالابها و دریاچهها، کاهش منابع آبی، فرونشست زمین و آلودگی هوا و خاک مواجه است. به نظر میرسد ضعف برنامههای توسعه، سیاستهای کلی محیطزیست، بهروز نبودن قوانین و مقررات محیطزیستی و عدم هماهنگی و همکاری کافی ارگانها و سازمانها، اهمیت خطمشیگذاری محیطزیستی جهت حل این بحرانهای روزافزون دو چندان میشود. بدین منظور پژوهش حاضر با توجه به اهمیت مرحله تدوین در فرایند خطمشیگذاری عمومی، در نظر دارد مدلی جهت تدوین خطمشیهای محیطزیستی کشور به منظور حل معضلات محیطزیستی و کاهش آلودگیهای محیطی کشور پیشنهاد و ارائه دهد.
مواد و روشها: رویکرد این پژوهش، کیفی، روش گردآوری دادهها، کتابخانهای و میدانی و ابزار گردآوری دادهها، فیشبرداری و مصاحبه با خبرگان است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها، از راهبرد تحلیل مضمون به عنوان یکی از راهبردهای پژوهش کیفی استفاده شد. کدگذاری و فرایند تحلیل مضمون پژوهش حاضر بر اساس روش براون و کلارک که فرایند گام به گام و جامعی جهت تحلیل مضمون است، صورت گرفت. مطابق روش نمونهگیری هدفمند، مصاحبه با 13 خبره شامل اساتید دانشگاه، پژوهشگران محیطزیست، مدیران سازمان حفاظت محیطزیست و مدیران مرتبط با حوزه خطمشیگذاری محیطزیست انجام شد. ملاک پایان مصاحبهها، اشباع مضمونی بود. به منظور بررسی قابلیت اعتماد یا پایایی، کدگذاری مصاحبههای صورت گرفته از شاخص پایایی بازآزمون (Test-Retest) استفاده شده است. در پایایی بازآزمون از میان مصاحبههای صورت گرفته، چند مصاحبه بهصورت نمونه انتخاب و کدهای مشخص شده در دو فاصله زمانی باهم مقایسه شدند.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان میدهد که مدل تدوین خطمشیهای محیطزیستی در راستای تحقق توسعه پایدار شامل هشت مضمون اصلی است. این مضامین عبارتند از عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل محیطزیستی، عوامل سیاسی، الزامات حقوقی، ظرفیت نهادی، بازیگران مؤثر در تدوین خط مشیهای محیطزیستی و فرایند تدوین خطمشیهای محیطزیستی. هر یک از این مضامین نقش مهمی در توسعه خطمشی ایفا میکنند. تلاش برای حل مسائل محیطزیستی بدون یک رویکرد جمعی نسبت به این مضامین، احتمالاً ناکارآمد خواهد بود. رویکرد تکهتکه برای پیادهسازی هر یک از این مضامین میتواند منجر به اختلال در توسعه و آسیب جدی به منابع محیطزیستی شود. نتایج تأکید میکند که برای پاسخگویی مؤثر به چالشهای محیطزیستی و حرکت به سمت توسعه پایدار، نیاز به یک رویکرد جامع است که تمام این عوامل را مد نظر قرار دهد.
بحث: برای مقابله مؤثر با بحرانهای محیطزیستی، باید یک رویکرد کلنگرانه در تدوین خطمشیهای محیطزیستی اتخاذ شود. باید عوامل اجتماعی، سیاسی، حقوقی و نهادی به دقت مد نظر قرار گیرند تا از چالشها و پیچیدگیهای جدی جلوگیری شود. مشارکت فعال سازمانهای اجتماعی، سازمانهای غیردولتی، شهروندان و بهرهبرداران محلی در تدوین خطمشیهای محیطزیستی میتواند نقش مهمی در حل مشکلات محیطزیستی ایفا کند. این امر نیازمند نه تنها بازسازی ساختارهای نهادی برای تقویت حاکمیت محیطزیستی است، بلکه نیازمند بازبینی در نظام حقوقی موجود برای اطمینان از مناسب بودن آن برای تدوین خطمشیهاست. همچنین ترکیب سیاستهای پایین به بالا و بالا به پایین برای بهبود شاخصهای عملکرد محیطزیستی الزامی است. فرصتهای پایین به بالا از جوامع محلی و جامعه مدنی، همراه با مشارکت بالا به پایین از قوه مقننه، اجرایی و قضائیه، برای شکلگیری سیاستهای مؤثر حیاتی هستند.
شناسایی شاخص های کلیدی توسعه پایدار در بندر شهید رجایی ایران و اولویت بندی شاخص ها با استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره
دوره 8، شماره 80، تابستان 1402، صفحه 29-44
https://doi.org/10.22034/envj.2023.402514.1293
محدثه مرادپور جغدری، فضل اله آقامحمدی باسمنج، سید فرزاد حسینی
چکیده مقدمه: بنادر نقش مهم و راهبردی در رشد و توسعه یک کشور دارند؛ بنابراین توسعه بنادر محرک مهمی برای رشد اقتصادی، اجتماعی و منطقه ای کشورها است. یک مفهوم کلیدی و کاربردی برای دستیابی به توسعه بنادر، مفهوم توسعه پایدار است. بندر شهید رجایی ایران به علت موقعیت منحصربه فرد جغرافیایی، مهمترین دروازه واردات و صادرات کشور محسوب می شود. بنابراین مهمترین اهداف این پژوهش شناسایی شاخص های مؤثر و کلیدی توسعه پایدار در بندر شهید رجایی ایران و اولویت بندی این شاخص ها است. مواد و روش ها: به منظور شناسایی شاخص های مهم و کلیدی توسعه پایدار در بندر شهید رجایی و اولویتبندی این شاخص ها، ضمن بررسی و مرور ادبیات، شاخصهای پایداری از ادبیات تحقیق شناسایی و استخراج شد. در گام دوم جهت اولویتبندی شاخص ها، پرسشنامهای طراحی و در اختیار نمونهی جامعه آماری تحقیق شامل مدیران، مسؤولین و مقامات بخش های مختلف بندر و کارشناسان و متخصصین این حوزه قرار گرفت. روش نمونه گیری در این تحقیق، قضاوتی از نوع غیر احتمالی و غیر تصادفی است. در گام بعد از روش های تصمیمگیری چندمعیاره AHP و SWARA، جهت رتبه بندی شاخص ها استفاده شد. در ادامه از نرم افزارهای مرتبط این حوزه مانند Excel و Super Decisions بهره گرفته شد. در نهایت از روش های میانگین رتبه ها و کپ لند جهت ادغام نتایج برای دستیابی به یک اولویت بندی استفاده گردید. نتایج: مطابق نتایج بدست آمده، بعد اقتصادی مهمترین بعد پایداری بوده؛ سپس به ترتیب بعد اجتماعی و محیط زیستی دارای اهمیت هستند. یافته ها نشان می دهد از جنبه میزان تحصیلات، اکثریت خبرگان پژوهش دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری هستند و از نظر علمی در سطح بالایی قرار دارند و با توجه به اینکه اکثر خبرگان بیش از 15 سال سابقه کار دارند، افرادی با تجربه و با سابقه کاری بالا هستند. بحث: در بعد محیط زیستی شاخص های شناسایی انواع آلودگی های محیط زیست و مدیریت زباله در رتبه اول قرار گرفتند. در بعد اقتصادی شاخص میزان سرمایه گذاری و روند افزایشی سهم بازار در کنار شاخص دسترسی به خطوط حمل و نقل جادهای و ریلی و هوایی در دو روش حائز رتبه اول گردیدند و در بعد اجتماعی شاخص میزان اشتغال زایی و کیفیت بالای خدمات بندری در رتبه اول قرار گرفتند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای بهبود و رشد پایداری در بندر باشد و به مدیران و مقامات بندر جهت دهی و دید مناسبی در زمینه توسعه پایدار، برای اخذ تصمیمات و اقدامات مناسب آینده ارائه دهد.
آینده پژوهی سرمایه گذاری در پروژه های انرژی پاک در ایران
دوره 8، شماره 80، تابستان 1402، صفحه 90-108
https://doi.org/10.22034/envj.2023.408280.1301
محمدحسن ملکی، منیژه رامشه، سمانه اقدمی، ابراهیم جواهری زاده
چکیده مقدمه: فجایع محیطزیستی، فشار ذینفعان و روندهای جهانی باعث شده تا بحث انرژیهای نو و کسبوکارهای این حوزه مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد. در ایران مسأله تحریمها، وابستگی صنایع به سوختهای فسیلی و ذهنیت سنتی مدیران اجازه رشد و توسعه قابل توجه به انرژیهای پاک را نداده است. بدون شک توسعه در این حوزه نیازمند شناخت درست آینده و برنامهریزی اصولی است. بدون توجه به تأمین مالی که یکی از مهمترین چالشهای توسعه هر کسبوکاری است، امکان ادامه فعالیت وجود نخواهد داشت. به همین خاطر پژوهش حاضر پیشرانها و سناریوهای سرمایهگذاری در حوزه انرژیهای پاک را شناسایی و گزارش کرده است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نظر فلسفه، پراگماتیسم؛ از منظر جهتگیری، کاربردی؛ از بعد هدف، اکتشافی و از جهت روششناسی، آمیخته است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان حوزه انرژی پاک و تأمین مالی هستند. با استفاده از نمونهگیری قضاوتی از 15 نفر از مدیران شاغل در انجمن انرژیهای تجدیدپذیر ایران، انجمن انرژی ایران، سازمان حفاظت از محیط زیست و اساتید دانشگاه در حوزههای مربوط استفاده شده است. پژوهش در پنج گام انجام شده است. در گام اول، پیشرانهای کلیدی از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان شناسایی شدند. در گام دوم، پیشرانها از طریق پرسشنامه خبرهسنجی و به کارگیری روش دلفی فازی غربال شدند. در گام سوم، پیشرانهای غربال شده از طریق پرسشنامه اثرسنجی و به کارگیری روش دیمتل فازی تحلیل شده و پیشرانهای نهایی بر مبنای درجه اثرگذاری شناسایی شدند. در گام چهارم سناریوهای باورپذیر با استفاده از ابزار تعاریف ریشهای، تدوین شدند. در پایان سناریوی محتمل با تکنیک کداس شناسایی و نتایج پژوهش تدوین شد.
نتایج: با مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان، 24 پیشران استخراج شد. با استفاده از روش دلفی فازی، 12 پیشران حذف و 12 پیشران که دارای عدد دیفازی بالاتر از حد آستانه (7/0) بودند، برای ادامه تحلیل گزینش شدند. سپس با تکنیک دیمتل فازی دو پیشران قوانین مربوط به حوزه انرژی و نگاه دولتمردان به ضرورت ورود به حوزه انرژیهای پاک واجد بیشترین اثرگذاری شناسایی شده و برای پرورش سناریوها مناسب ارزیابی شدند. در گام بعد بر مبنای این دو پیشران، چهار سناریوی زندان روح، کامیار، فرهنگ ایدهکش و ساختار زهراگین پرورش یافتند. سناریوی زندان روح آینده بدبینانه و سناریو کامیار بهترین آینده در حوزه سرمایهگذاری در انرژیهای پاک را ترسیم میکند. سپس با استفاده از تکنیک کداس، سناریوی زندان روح به عنوان محتملترین سناریو انتخاب شد.
بحث: سیاستگذاران باید تلاش کنند تا به جای تحقق سناریوی زندان روح که اتفاقاً بدترین سناریو هم هست، سناریو ایدئال کامیار رخ دهد. برای این منظور قوانین و سیاستهایی باید وضع شود که فضای کسبوکار در حوزه انرژی پاک را بهبود دهد. چنین قوانینی باید ضمن افزایش سرمایه داخلی، موانع جذب سرمایه خارجی را رفع نماید. این قوانین باید انتقال فناوریهای پیشرفته را از طریق حمایتهای مالی و مالیاتی ممکن سازد. نگاه دولتمردان به ضرورت ورود به انرژی پاک به عنوان دومین پیشران بااهمیت، ریشه فرهنگی دارد و از ناآگاهی مدیران نسبت به انرژیهای پاک و مزیتهای آن در فضای کسبوکار نشات میگیرد. به همین خاطر دانشگاهها، مراکز پژوهشی، رسانههای اجتماعی، نهادهای غیردولتی حامی محیط زیست، تحولات جهانی و منطقهای و فاجعههای محیط زیستی نقشی مهم در تغییر این نگرش دارند. در ایران به دلیل اینکه مدیران در لحظات پایانی و به اجبار به استقبال تغییر میروند، تغییر ناگهانی بوده و هزینههای فزایندهای دارد. در این زمینه بدون انجام کار فرهنگی فراگیر و خودجوش انتظار تغییر سخت است. فرهنگسازی نقشی مهم در اقبال مردم به محصولات سبز دارند. بعلاوه تغییر نگرش مدیران میتواند منجر به تسهیل تأمین مالی به عنوان یک چالش کلیدی در حوزه انرژیهای پاک باشد.
شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر نهادینهسازی فرهنگ محیط زیستی در ورزش
دوره 6، شماره 73، پاییز 1400، صفحه 63-75
https://doi.org/10.22034/envj.2021.309552.1148
کیومرث مولادوست، مهنا شاهمرادی
چکیده مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر نهادینهسازی فرهنگ محیطزیستی در ورزش به روش ترکیبی(متوالی-اکتشافی)، در دو گام کیفی و کمی انجام شده است. نخست بهمنظور شناسایی عوامل اثرگذار، از روش کیفی بهره گرفته شد. جامعه موردمطالعه در بخش کیفی را صاحب نظران حوزه ورزش و محیطزیست (کارشناسان کمیتههای تخصصی ورزش و محیط زیست، کمیته ملی المپیک و سازمان حفاظت محیطزیست) تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند 25نفر از آنان به عنوان نمونه موردمطالعه قرار گرفتند. گردآوری داده ها با مصاحبههای نیمهساختارمند تا زمان رسیدن به اشباع داده صورت گرفت. تجزیهوتحلیل محتوای مصاحبه های میدانی نیز با استفاده از روش تحلیلمحتوا با رویکرد استقرایی، انجام شد. در گام دوم (رویکرد کمی) اثر عوامل مختلف بر نهادینهسازی فرهنگ محیطزیستی در ورزش ارزیابی شد. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارکنان دولت، اساتید دانشگاه، دانشجویان و سایر مشاغل مرتبط بودند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 412 نفر از آنان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزارگردآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخته بود. بررسی روایی- صوری و محتوایی پرسشنامه با نظرخواهی از صاحب نظران و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (≤α7/0) مورد تأیید قرارگرفت. تجزیهوتحلیل دادهها با نرمافزار spss22 انجام شد. براین اساس نتایج بهدست آمده چهار عامل انگیزشی- حمایتی، حکومتی- مدیریتی، فرهنگی- اجتماعی و سیاستی- حمایتی شناسایی شد که در مجموع 66/65% واریانس نهادینهسازی فرهنگ محیطزیستی در ورزش کشور را تبیین میکند. به علاوه، رسانه به سبب نقش مهمی که در اطلاعرسانی، گفتمانسازی جامعه و تأثیر بر افکارعمومی دارد، باید به عنوان یکی از اولویتهای اصلی نهادینهسازی فرهنگ محیطزیست در ورزش، مدنظر باشد.
بررسی تأثیرات اجتماعی اجرای توافقنامه پاریس 2015 در ایران
دوره 6، شماره 71، بهار 1400، صفحه 51-63
https://doi.org/10.22034/envj.2021.180153
مهدی اکبری گلزار
چکیده در اواسط قرن بیستم بود که انسان متوجه این امر گردید که اگر به بهرهبرداری از طبیعت در جهت دستیابی به اهداف توسعهای خود ادامه دهد دیگر هیچچیز از منابع طبیعی برای ادامه زیست خود باقی نخواهد گذاشت. به همین منظور به فکر چارهای برای بالا بردن بهرهوری از منابع طبیعی و حفاظت از آن در عین ادامه به مسیر توسعه خود افتاد. ایدهای که یکی از مهمترین جنبههای مفهوم توسعه پایدار گردید. کنفرانسهای متعددی در جهت محافظت از محیطزیست با توجه به روند توسعه کشورها برگزار گردید که آخرین آنها کنفرانس پاریس 2015 با حضور 198 کشور و صدور توافقنامه پاریس بود. اجرای این توافقنامه تأثیرات چندجانبه بسیاری برای کشورهای متعهد خواهد داشت. در این پژوهش تأثیرات اجتماعی اجرای توافقنامه پاریس که ایران نیز متعهد به انجام آن شده است، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. روش مورد استفاده تحلیل محتوای کیفی میباشد که با تحلیل متن توافقنامه صورت میگیرد. نتایج گویای این است که ایران برای اجرای این توافق و عدم تجاوز از درصد انتشار گازهای گلخانهای تعهد داده شده، نباید نرخ توسعه سالانهاش از 2 درصد تجاوز کند. این نرخ پایین عملاً کشور ما را از رسیدن به کشورهای پیشرفته جهان عقب میاندازد. همچنین در زمینه اجتماعی باعث ایجاد عقبماندگی و فشار بر طبقه پایین جامعه با شدت گرفتن بحران مشروعیت برای دولت میگردد.
بررسی عملکرد زیست محیطی در صنعت سیمان
دوره 5، شماره 69، پاییز 1399، صفحه 15-26
https://doi.org/10.22034/envj.2020.181302
احمدرضا رفیعی شهرکی، محمدرضا قاسمی
چکیده در عصر حاضر مقوله عملکرد زیستمحیطی شرکتها به عنوان یکی از اجزای اصلی اندازهگیری و سنجش پایداری شرکت مطرح است. بر اساس بروزترین اخبار و اطلاعات سازمان بهداشت جهانی، سلامت محیط زیست و بهویژه سلامت انسانها در شرایط بحرانی و خطرناک قرار دارد. با در نظر گرفتن این نکات هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عملکرد زیست محیطی شرکتهای سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی بازه زمانی 10 ساله 1387 تا 1396 میباشد. برای محاسبه متغیر عملکرد زیست محیطی شاخصها و مؤلفههایی تدوین گردیده که جهت کمی نمودن آنها از روش صفر و یک استفاده شده است. همچنین تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیه پژوهش با استفاده از روش نمودار به صورت مقایسهای انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که توجه به عملکرد زیستمحیطی و پایبندی به شاخصهای آن در شرکتهای سیمان نسبت به سایر صنایع از جایگاه خوبی برخوردار است.
بررسی نقش مشارکت شهروندان در حفاظت از محیط زیست شهری (مطالعه موردی: منطقه ۹ شهرداری تهران)
دوره 4، شماره 66، زمستان 1398، صفحه 59-70
سیاوش رضائیان، سید علی جوزی، سعید ملماسی
چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان مشارکت شهروندان منطقه ۹ تهران در زمینه حفاظت از محیط زیست انجام شده است. در این پژوهش که به شیوه توصیفی-پیمایشی انجام شده از روش کتابخانه ای، میدانی و ابزار پرسشنامه جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است و داده ها با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر، مجموع میانگین متغیرهای مشارکت ساکنان منطقه ۹ در زمینه حفاظت از محیط زیست شهری، معادل ۳/۱۱۳۸ و مقدار sig معادل 0/003 به دست آمد که حاکی از مشارکت کافی شهروندان در زمینه حفاظت از محیط زیست می باشد. هم چنین بر اساس نتایج آزمون فریدمن، شهروندان بیش ترین میزان مشارکت را در زمینه حفاظت از پارک ها و فضای سبز محله (با میانگین رتبه ای ۸/۴۷) و کم ترین میزان مشارکت را در زمینه مشارکت در نظافت محله (با میانگین رتبه ای ۲/۸۱) داشته اند. نتایج نشان داد بین میزان مشارکت زیست محیطی شهروندان و سن، جنس، وضعیت تاهل، تحصیلات و سابقه سکونت رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. در این پژوهش از آزمون های باکس، لامبدای ویلکز و لون، جهت تحلیل های مربوط به اثرات بین آزمودنی ها استفاده شد که نتایج نشان داد، سطح معنی داری معادل 0/001 می باشد که کوچک تر از مقدار خطا (0/05) است در نتیجه می توان این طور استنباط کرد که مشارکت شهروندان منطقه ۹ تهران در حفاظت از محیط زیست شهری، تاثیر معنی داری دارد.
تأثیر سبک زندگی خانوارهای شهری در بحران انرژی (با تاکید بر ایران)
دوره 3، شماره 59، بهار 1397، صفحه 1-18
زهره فنی، مصطفی شمسایی
چکیده امروزه شهرها به دلیل نقش و کارکردها در سطوح ملی، منطقه ای و جهانی و در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی بزرگترین و مهمترین زیستگاه انسان محسوب می شوند به گونه ای که کلانشهرها امروزه نقش مهم و موثری در تولیدات جهانی ایفا می کنند. از این رو شهرها به عنوان بزرگترین واحدهای مصرف کننده انرژی در سطح جهان تلقی می شوند که در صورت استفاده ناصحیح و غیر اصولی از انرژی بزرگترین چالشهای جهانی را پدید می آورند. کشورها سعی می کنند در پی مقابله با این چالشها رفتار صحیح و خردمندانه ای برگزینند. بی شک نگاه سیستمی به این مقوله نگاه صحیح و اصولی بوده و توجه به مسائل اجتماعی از زمینه های مهم و اساسی، جهت بررسی و کنکاش می باشد. پژوهش حاضر به بررسی مبانی نظری رویکردهای مواجه با بحران انرژی می پردازد و تحلیل می کند که راهکارها و تمهیدات دولت ها در سطوح مختلف از جمله ( تواقفنامه های بین المللی، استفاده از فناوری و تکنولوژی سبز، افزایش قیمت حامل های انرژی و...) به تنهایی و بدون حمایت از اندیشه سبز همگانی ( سبک زندگی پایدار) نمی تواند در جهت مواجه با این بحران به خوبی عمل کند. سبک زندگی پایدار شیوه ای از زندگی است که بر کاهش استفاده فرد و جامعه از منابع طبیعی تأکید دارد. افرادی که این روش زندگی را بر میگزینند تلاش میکنند تا با تغییر عادتهای رفتوآمد، مصرف انرژی، و رژیم غذایی کربن دی اکسید کمتری تولید کنند. طرفداران این روش زندگی سعی میکنند زندگی خود را با پایداری محیط زیست و احترام به رابطه همزیستی با طبیعت وفق دهند.
تحلیل نحوه اثرگذاری فاوا بر توسعهپایدار با بهکارگیری شاخصهای پایداری
دوره 2، شماره 58، زمستان 1396، صفحه 57-78
چکیده هدف اصلی این پژوهش بررسی نحوه اثرگذاری فاوا بر توسعهپایدار در محدوده جغرافیایی کشور ایران با استفاده از شاخصهای پایداری بوده است. در این مطالعه، پس از تعریف و ارایه شرح مختصری از حوزههای توسعهپایدار و فاوا و مشخص نمودن شاخصهای اندازهگیری آنها، مدلهای مطرح در این دو حوزه بررسی گردید. در ادامه به مرور مطالعات پیشین در این خصوص پرداخته شد. سپس با توجه به شاخصهای پایداری مستخرج از منابع معتبر بینالمللی، مطالعات نظری و مشاوره خبرگان در دو حوزه مذکور، مدل مفهومی پیشنهادی برای بررسی تاثیر متقابل این دو حوزه مطرح گردید. این مدل با استفاده از روشهای کمی و از طریق پرسشنامه ساختاریافته تدقیق شده و وزن و میزان تاثیر هریک از مقولههای آن محاسبه و در نهایت مدل تحلیلی پژوهش ارایه گردید. در این تحقیق از روش اکتشافی برای شناسایی مساله، روش کتابخانهای برای بررسی و مطالعه اطلاعات پیشین و سوابق تحقیق استفاده گردید. در نهایت از طریق مصاحبه با متخصصین عوامل اصلی بهمنظور طراحی و تبیین مدل اولیه شناسایی و از روش کمی برای تدقیق و اعتبارسنجی مدل استفاده گردید. با توجه به مدل ارایه شده میزان و نحوه اثرگذاری ابعاد فاوا بر شاخصهای پایداری مشخص گردید. بهطور کلی میتوان نتیجه گرفت که توسعه فاوا موجب ارتقای اغلب شاخصهای پایداری شده است. در خصوص هر شاخص به تنهایی نیز میزان اثرگذاری مشخص گردیده است.
تبیین ساز و کارهایی برای طراحی چارچوبی برای استقرار نظام ارزیابی اثر پایداری در ایران
دوره 1، شماره 57، پاییز 1395، صفحه 1-18
چکیده این تحقیق با هدف توسعه و تدوین چارچوبی برای استقرار نظام ارزیابی اثر پایداری در ایران انجام شد. در این رابطه با استفاده از روش تحقیق میان فرهنگی، مباحثی شامل: هستیشناسی، مفاهیم روششناسی، رهیافتها و تجارب مورد بررسی قرار گرفت. طی روش نمونهگیری، از موارد ویژه که روشی هدفمند است، نظرات متخصصان (7 نفر)، کارشناسان (6 نفر)، سیاستگذاران (5 نفر) و اعضای سازمانهای غیردولتی (5 نفر) در مورد هفت مسأله و موضوع کلیدی بررسی گردید: هستیشناسی و ابعاد SIA، کارگزاران و مجریان، جهتگیریها و اولویتها، مسائل قانونی و حقوقی، جایگاه بخشهای دانشگاهی و تحقیقاتی و سطح اجرایی. نتایج نشان داد که علیرغم وجود دیدگاه مناسب نسبت به اثربخشی نظام ارزیابی اثر پایداری در ساماندهی فعالیتهای توسعه، در بسیاری موارد تعارض وجود دارد، بهطوریکه بعضی آن را زیر بخش ارزیابی محیطزیستی میدانند؛ که این موضوع بیانگر، نبود ظرفیت فرهنگی و معرفتشناسی در دستاندرکاران ذیربط فعالیتهای توسعه در کشور است. بر این اساس برنامهای اجرایی شامل پنج مرحله: ظرفیتسازی، توسعه و تجهیز نهادی، برنامهریزی، اجرا و ارزشیابی با اولویت ظرفیتسازی در نهادها و سازمانها و افراد تأثیرگذار بر فعالیتهای توسعه در افقهای زمانی مختلف پیشنهاد گردید.
شاخص «ردپای اکولوژیک» در سنجش پایداری توسعه شهری (نمونه مورد مطالعه: شهر ساری)
دوره 1، شماره 57، پاییز 1395، صفحه 33-46
چکیده جای پای بوم شناختی ابزاری است که با ارائه مقایسه جامعی از تقاضا و مقدار عرضه منابع طبیعی، اهداف و راهبردهای مفید را در جلوگیری از تخریبها و نابرابریهای مادی بیان کرده و تصمیمگیریهای نهادی را در مجرای درستی هدایت میکند. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بهرهگیری از مطالعات کتابخانهای، اسنادی، آماری و همچنین روش جای پای اکولوژیکی، روند پایداری منابع آب و انرژی (برق، بنزین، نفت، نفت گاز و گاز طبیعی)، در سال 1393 ارزیابی شده است. در این پژوهش سعی شده است به این پرسش پاسخ داده شود که آیا فضای اکولوژیکی شهر ساری، توان برآوردن نیازهای اساسی جمعیت شهر را در تامین آب و انرژی دارد؟ نتایج نشان داده است که ردپای اکولوژیکی شهر ساری در منابع آب و انرژی 735/0 هکتار بوده است، که سهم میزان مصرف برق با 53/0 هکتار بیشترین سهم را در بین سایر موارد و کمترین میزان سهم، برای مصرف گاز طبیعی به میزان 0053/0 هکتار به ازای هر نفر بوده است. از آنجا که ظرفیتزیستی ایران 8/0 هکتار است، ردپای اکولوژیکی 735/0 هکتاری شهر ساری بدان معناست که بیش ازسهم خود، از ظرفیتزیستی قابل تحمل کشور را به خود اختصاص داده است و با ادامه روند کنونی مصرف، شهر ساری برای تامین منابع آب و انرژی مورد نیاز به فضایی بیش از 73 برابر مساحت کنونی خود و فضایی بیش از 8/0 برابر مساحت استان نیازمند است.