توسعه پایدار

تبیین ساز و کارهایی برای طراحی چارچوبی برای استقرار نظام ارزیابی اثر پایداری در ایران

دوره 1، شماره 57، پاییز 1395، صفحه 1-18

چکیده این تحقیق با هدف توسعه و تدوین چارچوبی برای استقرار نظام ارزیابی اثر پایداری در ایران انجام شد. در این رابطه با استفاده از روش تحقیق میان فرهنگی، مباحثی شامل: هستی­شناسی، مفاهیم روش­شناسی، رهیافت‌ها و تجارب مورد بررسی قرار گرفت. طی روش نمونه‌گیری، از موارد ویژه که روشی هدفمند است، نظرات متخصصان (7 نفر)، کارشناسان (6 نفر)، سیاست­گذاران (5 نفر) و اعضای سازمان­های غیردولتی (5 نفر) در مورد هفت مسأله و موضوع کلیدی بررسی گردید: هستی‌شناسی و ابعاد SIA، کارگزاران و مجریان، جهت­گیری­ها و اولویت­ها، مسائل قانونی و حقوقی، جایگاه بخش­های دانشگاهی و تحقیقاتی و سطح اجرایی. نتایج نشان داد که علی­رغم وجود دیدگاه مناسب نسبت به اثربخشی نظام ارزیابی اثر پایداری در سامان­دهی فعالیت­های توسعه، در بسیاری موارد تعارض وجود دارد، به‌طوری‌که بعضی آن را زیر بخش ارزیابی محیط­زیستی می­دانند؛ که این موضوع بیان­گر، نبود ظرفیت فرهنگی و معرفت‌شناسی در دست‌اندرکاران ذیربط فعالیت­های توسعه در کشور است. بر این اساس برنامه­ای اجرایی شامل پنج مرحله: ظرفیت­سازی، توسعه و تجهیز نهادی، برنامه­ریزی، اجرا و ارزشیابی با اولویت ظرفیت­سازی در نهادها و سازمان­ها و افراد تأثیرگذار بر فعالیت­های توسعه در افق‌های زمانی مختلف پیشنهاد گردید.

منابع آب

بررسی اثرات خشکی دریاچه ارومیه بر آسیب‌پذیری محیط‌زیست طبیعی و انسانی ناحیه پیرامون

دوره 2، شماره 58، زمستان 1396، صفحه 1-16

زهره فنی

چکیده تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین از جمله مهمترین مشکلات انسان در چند دهه اخیر به حساب می­آید. به­طوری­که این تغییرات به­صورت مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی انسان تاثیر زیادی گذاشته است. بحران­های زیست­محیطی موجود در ایران از جمله کمبود بارش، خشک شدن رودها، تالاب­ها و دریاچه­ها باعث بروز مخاطرات و آسیب­پذیری طبیعی و انسانی شده است. در این میان خشک شدن دریاچه ارومیه به­عنوان یک بحران ملی می­تواند در ایجاد مشکلات و مخاطرات طبیعی و انسانی نقش مهمی را بازی کند. در این مقاله به بررسی اثرات خشکی دریاچه ارومیه بر مخاطرات و آسیب­پذیری طبیعی و انسانی ناحیه پیرامون پرداخته شده است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است. داده­های پژوهش از سازمان­ها و مراکز مربوطه جمع­آوری شده به­وسیله نرم­افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) تجزیه و تحلیل شده است. نتایج و پیش­بینی­های این پژوهش نشان می­دهد که با توجه به سکونت بیش از 3 میلیون نفر در پیرامون دریاچه ارومیه، وجود باغات، زمین­های کشاورزی و گونه­های متنوع جانوری و گیاهی، در صورت خشکی کامل این دریاچه سکونت و سلامت محیط­زیست در این ناحیه با مشکلات جدی مواجه می­شود و از بین رفتن منابع غذایی و حیاتی باعث بروز تنش­های قومی و اجتماعی در منطقه خواهد شد.

توسعه پایدار

تأثیر سبک زندگی خانوارهای شهری در بحران انرژی (با تاکید بر ایران)

دوره 3، شماره 59، بهار 1397، صفحه 1-18

زهره فنی، مصطفی شمسایی

چکیده امروزه شهرها به دلیل نقش و کارکردها در سطوح ملی، منطقه ای و جهانی و در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی بزرگترین و مهمترین زیستگاه انسان محسوب می شوند به گونه ای که کلانشهرها امروزه نقش مهم و موثری در تولیدات جهانی ایفا می کنند. از این رو شهرها به عنوان بزرگترین واحدهای مصرف کننده انرژی در سطح جهان تلقی می شوند که در صورت استفاده ناصحیح و غیر اصولی از انرژی بزرگترین چالشهای جهانی را پدید می آورند. کشورها سعی می کنند در پی مقابله با این چالشها رفتار صحیح و خردمندانه ای برگزینند. بی شک نگاه سیستمی به این مقوله نگاه صحیح و اصولی بوده و توجه به مسائل اجتماعی از زمینه های مهم و اساسی، جهت بررسی و کنکاش می باشد. پژوهش حاضر به بررسی مبانی نظری رویکردهای مواجه با بحران انرژی می پردازد و تحلیل می کند که راهکارها و تمهیدات دولت ها در سطوح مختلف از جمله ( تواقفنامه های بین المللی، استفاده از فناوری و تکنولوژی سبز، افزایش قیمت حامل های انرژی و...) به تنهایی و بدون حمایت از اندیشه سبز همگانی ( سبک زندگی پایدار) نمی تواند در جهت مواجه با این بحران به خوبی عمل کند. سبک زندگی پایدار شیوه ای از زندگی است که بر کاهش استفاده فرد و جامعه از منابع طبیعی تأکید دارد. افرادی که این روش زندگی را بر می‌گزینند تلاش می‌کنند تا با تغییر عادت‌های رفت‌وآمد، مصرف انرژی، و رژیم غذایی کربن دی اکسید کمتری تولید کنند. طرفداران این روش زندگی سعی می‌کنند زندگی خود را با پایداری محیط زیست و احترام به رابطه همزیستی با طبیعت وفق دهند.

تحلیل طرح‌های پاسخگویی به معضلات محیط زیستی شهرهای مدرن

دوره 3، شماره 60، تابستان 1397، صفحه 1-16

پویا پروین، محمدمهدی ضرابی

چکیده حرکت به سمت پایداری و سیاست‌های توسعه پایدار همواره یکی از پاسخ‌های اساسی به معضلات محیط زیستی بوده‌است که دولت‌های مختلف، با وضع و تنظیم آن ها تلاش در کاهش مشکلات جامعه خود را داشته اند. این سیاست‌ها عموما ساختارهای کلی گوناگون و حتی متفاوتی با یکدیگر دارند که با توجه به نیازها، معضلات و موقعیت جغرافیایی متفاوت است.در این پژوهش سعی داریم با بررسی منشورهای عمومی و بررسی موردی شهرهای موفق در زمینه پایداری، الگویی جامع در این راستا ارائه دهیم. در همین جهت پس از بررسی منشورهای عمومی توسعه پایدار، شهرهایی به عنوان الگوهای سیاست های خاص در راستای پایداری در نظر گرفته شدند. سئول به عنوان شهری که از طریق بهینه سازی فضاهای خرد شهری به توسعه شهری پایدار دست یافت، بارسلونا با بهبود سیاست‌های حمل و نقل و تردد شهری، کپنهاگ با سیاست‌های کاهش استفاده از خودروهای شخصی به کمک افزایش فرهنگ دوچرخه‌سواری و حمل و نقل عمومی، کورتیبا به وسیله بهبود پلان کلی شهر، ونکوور با برنامه ریزی مرحله‌ای از لحاظ زمانی و پورتلند با برنامه‌ریزی منطقه‌ای و سیاست‌های توسعه ای بر اساس لبه‌های رشد شهر، انتخاب شدند.در آخر، با در نظر گرفتن تمام موارد فوق به این نتیجه خواهیم رسید که این اقدامات به دو دسته عمومی و متناسب با بستر تقسیم می‌شوند، که با تحلیل بسترهای متفاوت و امکانات موجود در دیگر سرزمین‌ها، بسیاری از این روش‌ها قابل تعمیم به دیگر بسترها هستند.

بررسی غنا، تنوع گونه ای و ساختاری پارک شهری قلمستان اصفهان

دوره 4، شماره 64، تابستان 1398، صفحه 1-10

مرجان امیدی، حمیدرضا ریاحی، علی جعفری

چکیده صنعتی شدن شهرها باعث آلودگی بیش از حد شده به طوری که در شهرهای بزرگ این مسئله به موضوعی جدی تبدیل شده است. رشد روزافزون جمعیت از یک سو و تاسیس کارخانجات از سوی دیگر باعث بحرانی­تر شدن این موضوع می­باشد. در نتیجه اهمیت فضای سبز پررنگ­تر از همیشه مورد بررسی قرار می­ گیرد. با شناخت فضای سبز و خصوصیات کمی و کیفی آن می­توان برنامه ­ریزی­ های لازم را برای آینده پیش ­بینی کنیم. در این مطالعه به بررسی خصوصیات کمی و کیفی که شامل نوع گونه، شادابی، قطر برابر سینه و ارتفاع درختان پرداخته شده است. سپس نمودار طبقات قطری رسم شدند و مشخص شدند تعداد درختان در طبقات قطری پایین ­تر بیش ­تر از طبقات قطری بالا می ­باشد و هرچه به سمت طبقات قطری بالا برویم از تعداد درختان کاسته می­ شود. در پارک شهری قلمستان بیش­ ترین ارتفاع مربوط به درختان کاج و کم ­ترین ارتفاع نیز مربوط به درختان زبان­ گنجشک بود. هم چنین طبق نتایج مشخص شد درختان پارک قلمستان از شادابی خوبی برخوردار هستند. تنوع و غنای گونه­ ای نیز با استفاده از نرم­ افزارهایPAST و Ecological-Methodology حساب شدند و نتایج غنای مارگالف و منهنیک به ترتیب برابر با 0/765 و 0/228 و تنوع سیمپسون و شانون- وینر نیز به ترتیب برابر با 0/992 و 0/030 می­باشند. نتایج به دست آمده حاکی از بالا بودن تنوع گونه­ ای و غنای زیستی خوب پارک قلمستان هستند.

منابع آب

بررسی روند تغییرات بارش، تبخیر و تعرق و دبی حوضه آبریز کن با توجه به تغییرات اقلیمی

دوره 4، شماره 66، زمستان 1398، صفحه 1-18

دانیال ادیب طالقانی، بهنوش خوش منش

چکیده یکی از اثرات تغییرات اقلیمی در دهه های اخیر، تغییرات چرخه های آبی در مناطق مختلف زمین بوده است. از آن­ جا که این تغییرات می­تواند اقتصاد و مهم تر از آن سلامت انسان را تحت تاثیر قرار دهد، مطالعه روند پارامترهای تاثیرگذار برای آمادگی انسان در برابر مشکلات اقتصادی، کمبود آب و غیره در آینده، امری بسیار مهم و ضروری شده است. لذا در این تحقیق، مطالعه روند تغییرات هیدرواقلیمی حوضه آبخیز کن مورد بررسی قرار گرفت که بر اساس نتایج این تحقیق که ابتدا دوره 30 ساله 2014-1985 را تحت آزمون من-کندال و رگرسیون خطی مورد بررسی قرار داد، در این دوره میزان تغییرات اقلیمی به کندی پیش می رود که شامل کاهش اندک بارش و افزایش تبخیر و تعرق پتانسیل و در نتیجه کاهش دبی رودخانه می شود. هم چنین با مطالعه روند تغییرات در سه دوره آتی 2060- 2030 و 2090 توسط مدل GISS-AOM از سری مدل های گردش عمومی، نتایج حاکی از آن است که تبخیر و تعرق روند افزایشی خود را ادامه خواهد داد ولی بارش با وجود نوسانات در دوره های زمانی خاص روند کاهشی خواهد داشت و هم چنین میانگین دمای منطقه که با تبخیر و تعرق رابطه مستقیم دارد، در مقایسه با میاگین دمای جهانی تا اواسط قرن 21 کم تر و بعد از آن بیش تر می شود.

کمی سازی تأثیر انتشار کهور آمریکایی (Prosopis juliflora) بر پوشش گیاهی بومی در جنوب ایران

دوره 7، شماره 77، پاییز 1401، صفحه 1-12

https://doi.org/10.22034/envj.2022.159953

فاطمه ایزدی، عاطفه چمنی، رسول زمانی احمدمحمودی

چکیده پیشینه و هدف: یکی از مهم­ترین گونه­ های گیاهی مهاجم ایران، درخت کهور آمریکایی (Prosopis juliflora) است که گستره­ بزرگی از جنوب و جنوب شرق ایران را تحت کنترل خود در آورده است. اثر این گونه به حدی است که کهور آمریکایی، گونه غالب و در مواردی تنها گونه درختی در بیشتر اکوسیستم ­های ساحلی جنوب ایران بشمار می ­آید. صرف نظر از تخلیه آب­ های زیر زمینی به عنوان تنها منبع آب شرب جوامع محلی و از بین بردن غذای دام­، ساده سازی اکوسیستم به تنها یک گونه درختی، زنگ خطر جدی برای از دست روی تعادل آن و بروز اثرات جدی اقتصادی و اجتماعی است.  با توجه به اهمیت مدیریت درختان کهور آمریکایی در جنوب ایران، این تحقیق به شناسایی گستره­ی انتشار درختان کهور آمریکایی با استفاده از پردازش تصاویر ماهواره­ای پرداخته است.
مواد و روش ها: از میان 45 گونه ­ی شناسایی شده از جنس Proposis، تعداد کمی از آن­ ها مخصوصاً کهور آمریکایی به عنوان گونه ­های مهاجم شناخته می­ شوند. این گیاه در اروپا به عنوان تهدید کننده ­ترین گیاه مهاجم شناخته می­ شود. در فهرست قرمز اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست، از کهور آمریکایی به عنوان یکی از 100 گونه­ ی مهاجم تهدید کننده دنیا نام برده شده است. در این مطالعه، منطقه ­ای به وسعت 1850 کیلومتر مربع در حد فاصل دو شهر سیریک تا جاسک کهنه مورد بررسی قرار گرفت. برای تهیه نقشه پوشش درختی منطقه، از پردازش سلول-مبنای تصاویر ماهواره لندست 8 (سنجنده OLI) استفاده شد. واحدهای اراضی (نواحی با پوشش خاک و گیاه همکن) با بهره­ گیری از پردازش شی­گرای تصاویر ماهواره لندست 8 تولید گردید. در آخر، طبقات غالبیت کهور آمریکایی نسبت به سایر درختان در هر واحد محاسبه و تغییرات تراکم تاج پوشش هر طبقه با استفاده از شاخص­ گیاهی سنجنده مودیس در یک دوره 20 ساله مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بر اساس نتایج حاصل، 13417 هکتار از منطقه مورد مطالعه توسط انواع درختان پوشیده شده است. طبقه درختان کهور آمریکایی به عنوان دومین طبقه درختی وسیع (وسعت 3991 هکتار، 29 درصد از کل پوشش درختی) با توزیعی ناهمگن و اغلب در نواحی با خاک­ های سبک و شور موجود در مسیر آبراهه ­ها قرار گرفته­ اند. مناطقی با غالبیت شدید کهور (بیش از 60 درصد)، معادل 11 درصد وسعت منطقه دیده شد که بیشتر در قسمت­ های مرکزی منطقه قرار دارند.
 بحث: نتایج حاصل از طبقه­ بندی تصاویر ماهواره ­ای نشان داد که نواحی به شدت اشغال شده توسط درختان کهور آمریکایی بیشتر در امتداد رودخانه­ ها و مسیل­های اصلی است که از ارتفاعات شرقی به سمت آب­ های تنگه هرمز امتداد یافته است. بدین ترتیب، نزدیکی به رودخانه­ها و آبراهه­ ها را می­توان به عنوان یکی از مهم­ ترین عوامل محیطی مؤثر در شیوع این درختان در نظر گرفت. در نواحی با غالبیت شدید درختان کهور آمریکایی، انتظار می­ رود تا زیست توده گیاهی افزایش چشمگیری داشته باشد. در این مطالعه، اعداد بالای NDVI در واحدهای طبقه 4 نیز گویای این مطالب است. با این حال، نکته قابل توجه، نرخ افزایشی مقادیر متوسط این شاخص گیاهی در طول 20 سال گذشته در واحدهای طبقه 4 است که هم اکنون نیز با سرعت بالایی در حال افزایش و متوسط NDVI آن از سال 2017 میلادی از مقدار 5/0 عبور کرده است. این امر نشان­دهنده­ی روند رو به رشد گسترش کهور آمریکایی در منطقه و حتی در نواحی است که در طول دهه ­های پیش میزبان این گونه مهاجم بوده­اند.

تحلیل محتوای اصول و مؤلفه‌های قوانین و مقرّرات محیط‌زیستی ایران

دوره 7، شماره 78، زمستان 1401، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22034/envj.2022.165163

ساجده صفی‌خوانی، ارشک حلی‌ساز

چکیده پیشینه و هدف: قانون وسیله‌ای است برای بیان ارزش‌هایی که مطابق با زمان تغییر می‌کنند و هم­چنین، منعکس‌کننده‌ مهم‌ترین و بنیادی‌ترین اصول مورد قبول یک حاکمیّت است. فصل‌بندی قانون یکی از مهم‌ترین نکات ساختاری در هنگام تدوین قوانین است. علی‌رغم این­که با تحلیل اصول و مؤلفه‌های به‌کار برده شده در متن قوانین و مقرّرات محیط‌زیستی می‌توان مهم‌ترین مسائل و مشکلات مورد تأکید سیاست‌گذاران و سیاست‌گذاری‌های دولت‌ها برای اولویّت‌بندی و حل مسائل محیط‌زیستی را نشان داد امّا کمتر پژوهشی را می‌توان دید که اصول و مؤلفه‌های موجود در متن قوانین و مقرّرات محیط‌زیستی را از منظر تطبیقی بررسی کند. بنابراین، این پژوهش با تمرکز بر اسناد و قوانین بالادستی کشور و هم­چنین بیانیه‌های کنفرانس‌ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی مهم‌ترین اصول و مؤلفه‌های مورد تمرکز نهادهای قانون‌گذار را از مقطع زمانی کودتای رضاخان تا پایان دولت دوازدهم بررسی و مقایسه می‌کند. مواد و روش‌ها: در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مهم‌ترین اصول و مؤلفه‌های قوانین و مقرّرات محیط‌زیستی ایران استخراج شد. سپس برای نمایش درجه‌ی اهمیّت اصول و مؤلفه‌ها از رویکرد تحلیل شبکه و نرم‌افزارهای Ucinet و Netdraw استفاده شد. لازم به ذکر است که برای تعریف اصول و مؤلفه‌های قوانین و مقرّرات محیط‌زیستی بر سیاست‌های کلی نظام در بخش‌های منابع آب، منابع طبیعی و محیط‌زیست، اصل‌های 40، 44، 45، 47، 48 و 50 قانون اساسی، بیانیه‌های کنفرانس سازمان ملل درباره محیط‌زیست و انسان، کنفرانس سازمان ملل درباره محیط‌زیست و توسعه، دستور کار 21 و اجلاس جهانی توسه پایدار تمرکز شده‌است. نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که بیش‌ترین مؤلفه‌های به‌کاربرده شده در مقاطع زمانی اجرای اصلاحات ارضی تا انقلاب اسلامی (57-1341) با 29 مؤلفه، دولت‌های یازدهم و دوازدهم (1399-1392) با 28 مؤلفه و پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان جنگ تحمیلی (1367-1357) با 27 مؤلفه است. هم­چنین دولت‌های هفتم و هشتم (1383-1376) با 12 مؤلفه و دولت‌های نهم و دهم (1391-1384) با 15 مؤلفه کمترین مؤلفه‌ها را نسبت به سایر مقاطع زمانی دارند. تمامی مؤلفه‌های مورد توجّه در دولت‌های نهم و دهم مرکزیّت درجه (14)‌ و مرکزیّت بینابینی (02/0)‌ یکسانی دارند که به‌معنای درجه‌ی اهمیّت یکسان این 15 مؤلفه از نظر نهاد قانون‌گذار است. علی‌رغم این­که در هر دوره‌ی زمانی مؤلفه‌های به‌کار برده شده در متن قوانین و هم­چنین درجه‌ی اهمیّت آن‌ها تفاوت‌هایی را دارند و در هر مقطع زمانی نهادهای قانون‌گذار برخی از اصول دوره‌های قبلی را حفظ، برخی را حذف و اصول جدید دیگری را جایگزین می‌کنند امّا مؤلفه‌های «اولویت‌بندی و حق تقدم»، «آلودگی»، «پایش، نظارت و بازرسی»، «رعایت و بررسی اصول علمی و فنّی»، «مالی و اقتصادی» و «مشارکت و همکاری» در تمامی دوره‌های زمانی مورد توجّه قرار گرفته‌است. به‌عبارتی این مؤلفه‌ها وجه اشتراک تمامی مقاطع زمانی است. مقایسه‌ی اصول و مؤلفه‌های موجود در قوانین و مقرّرات محیط‌زیستی ایران با اصول و مؤلفه‌های اسناد بین‌المللی نشان می‌دهد که بیش‌تر مؤلفه‌های قوانین و مقرّرات محیط‌زیستی ایران در بیانیه‌‌ی کنفرانس سازمان ملل درباره محیط‌زیست و انسان و بیانیه‌‌ی کنفرانس محیط‌زیست و توسعه قرار دارند. بحث: علی‌رغم این­که حقوق محیط‌زیستی ایران تحت تأثیر عضویّت در سازمان‌ها و آژانس‌های بین‌المللی و پذیرش بیانیه‌های پایانی نشست‌ها و کنفرانس‌های بین‌المللی قرار گرفته است امّا نهادهای قانون‌گذار در ایران بر بعضی از اصول و مؤلفه‌های بیانیه‌های کنفرانس‌ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی تمرکز سطحی دارد. به این معنا که نهادهای قانون‌گذار این مؤلفه‌ها را در یک مقطع زمانی به متن قوانین و مقرّرات محیط‌زیستی اضافه و در مقطع زمانی بعدی حذف می‌کنند. مانند مؤلفه‌ی «ارزیابی» و سایر مؤلفه‌هایی که به‌طور مستقیم و غیرمسقیم به مؤلفه‌ی «ارزیابی» اشاره دارند.

حیات وحش

مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه پازن (Capra aegagrus) و کبک‌دری (Tetraogallus caspius) در منطقه حفاطت‌شده البرز مرکزی شمالی بر مبنای رویه ارزیابی چند‌معیاره (MCE)

دوره 8، شماره 82، زمستان 1402، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/envj.2024.424325.1319

سپیده یوسفی قلعه‌سلیمی، مهدی غلامعلی فرد، سید محمود قاسمپوری، ابوالفضل رهبری‌زاده

چکیده مقدمه: در چند سال اخیر، زیستگاه‌های طبیعی به ویژه مناطق تحت‌حفاظت عمدتاً حالت تکه‌تکه‌ای و جزیره‌ای یافته‌اند و در میان کاربری‌های انسانی قرار گرفته‌اند. شناخت زیستگاه‌های مطلوب حیات‌وحش و درک ویژگی‌های آن‌ها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. با استفاده از روش‌های مدل‌سازی زیستگاه به صورت گسترده و بدون نیاز به جمع‌آوری جزئیات ویژگی‌های فیزیولوژیک و رفتاری گونه‌ها می‌توان به برآوردی از مطلوبیت زیستگاه برای حیات‌وحش دست یافت. پازن (Capra aegagrus) و کبک دری (Tetraogallus caspius) دو گونه شاخص مناطق کوهستانی مرتفع می‌باشند که به ترتیب بر اساس لیست قرمز 2020 و 2016 آیو سی ان، در دسته NT & LC قرار گرفته‌اند.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه برای دو گونه مورد نظر در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی شمالی با بکارگیری روش ارزیابی چند معیاره (MCE) مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه انجام گرفت. ابتدا معیارهای تأثیرگذار با مرور منابع و مطالعه اجمالی گونه‌ها تعیین شدند و سپس با استفاده از روش AHP شش فرانامه وزنی مختلف برای هر گونه ایجاد گردید. با بکارگیری روش ترکیب خطی وزن‌دار شش فرانامه مدل‌سازی شدند و صحت‌سنجی مدل‌ با استفاده از شاخص ROC از مقایسه تصویر شبیه‌سازی شده و تصویر مرجع انجام شد. اطلاعات حضور پازن و کبک‌دری از طریق بازدید میدانی و مشاهدات مستقیم گونه‌‌ها، آثار باقی مانده مانند سرگین و ردپا در منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی شمالی به دست آمد و به عنوان تصویر مرجع برای ارزیابی صحت استفاده شد. در نهایت وابستگی میزان مطلوبیت نهایی به معیارها با استفاده از ضریب خطی همبستگی پیرسون (r) مشخص گردید.
نتایج: از میان شش فرانامه وزنی مختلف برای پازن و کبک‌دری طبق نتایج صحت‌سنجی، فرانامه دوم با میزان ROC برابر 95/0 درصد برای هر دو گونه به عنوان بهترین فرانامه وزنی انتخاب شد. تصویر مطلوبیت نهایی بیشترین میزان مطلوبیت را برای هر دو گونه در بخش‌های مرکزی و جنوب‌شرقی محدوده مورد مطالعه نشان داد و بر اساس نتایج ضریب خطی همبستگی پیرسون (r) میزان مطلوبیت زیستگاهی بیشترین وابستگی را به فاکتورهای ارتفاع، فاصله از مناطق صخره‌ای و پاسگاه‌های محیط‌بانی دارد و به نسبت تأثیر پارامترهای دیگر کمتر می‌باشد. هم‌چنین گونه پازن و کبک‌دری دارای هم‌پوشانی قابل توجهی در مناطق زیستگاهی هستند به گونه‌ای که هر دو مناطق مرتفع صخره‌ای را به عنوان زیستگاه ترجیح می‌دهند. یکی دیگر از فاکتورهای مهم وجود پاسگاه‌های‌ محیط‌بانی می‌باشد که به شدت مطلوبیت را برای گونه‌های این منطقه افزایش می‌دهد.
بحث: مطالعه حاضر نشان می‌دهد که گونه‌های کبک دری و پازن در مناطق کوهستانی مرتفع، به خصوص در مناطق جنوب‌شرقی و مرکزی منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی شمالی، دارای شرایط زیستگاهی مناسب‌تری هستند. این مناطق شامل ارتفاعات صخره‌ای می‌باشند که برای این گونه‌ها جذابیت ویژه‌ای دارند. فاصله از مناطق صخره‌ای و فاصله از پاسگاه‌های محیط‌بانی نیز از اهمیت بالایی برخوردارند و تأثیر قابل توجهی در مطلوبیت زیستگاهی این گونه‌ها دارند. برای این گونه‌ها جاده‌ها و احداث مناطق سکونت انسانی با زیستگاه آن‌ها تداخل دارند، اما شکار غیرقانونی یک تهدید جدی برای این گونه‌ها محسوب می‌شود. بنابراین، برای حفاظت از این گونه‌ها، اقداماتی مانند احداث پاسگاه‌های محیط‌بانی، ایجاد محدودیت‌ها در ساخت‌و‌ساز در مناطق زیستگاهی، ارتقای آگاهی عمومی درباره‌ی حفاظت از این گونه‌ها و اجرای قوانین سختگیرانه در برابر شکار غیرقانونی می‌تواند مؤثر باشد.

حیات وحش

تغییرات فصلی رابطه طول-وزن و برخی متغیرهای زیستی در ماهی Cyprinion watsoni (Day, 1872) رودخانه سرباز

دوره 9، شماره 86، زمستان 1403، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/envj.2024.476789.1412

محمد برهانی، محمدرضا رحمانی، محمد پرکی، باقر نظامی بلوچی

چکیده مقدمه: درک روابط طول- وزن می‌تواند در ارزیابی ساختار جمعیت آبزیان، به‌ویژه جهت تخمین زیست‌توده، سن و وزن با استفاده از طول، کمک شایانی نماید. در سال‌های اخیر به دلایل مختلف از جمله تخریب رودخانه‌ها، ایجاد سد، آلودگی مناطق تخم‌ریزی و صید غیرقانونی، فراوانی جمعیت ماهی‌ها به سبب کاهش احتمال بقاء و موفقیت تولیدمثلی دستخوش تغییرات بسیاری شده است؛ بنابراین کسب اطلاعات در خصوص رابطه طول-وزن، در کنار هم‌آوری و شاخص‌های گنادی به‌ویژه طی یک سال، نه‌تنها در برآورد مدل‌های ارزیابی ذخایر آبزیان بلکه در فهم جنبه‌های زیستی آن‌ها که نشانه‌ی پویایی پایدار جمعیتشان و سلامت بوم‌سازگان‌های آبی است، مؤثر می‌باشد.
مواد و روش‌ها: با توجه به داده‌های اندک موجود در خصوص ماهی شیدار (Cyprinion watsoni) به‌منظور درک نوسانات سالانه رابطه طول-وزن و برخی پارامترهای دیگر، 100 عدد ماهی C. watsoni در بازه زمانی اردیبهشت 1395 الی تیر 1396 با استفاده از تور ماهیگیری از رودخانه سرباز صید شد. در این پژوهش علاوه بر مطالعه فصلی رابطه طول-وزن، پارامترهای زیستی متعددی از جمله الگوی رشد، شاخص وضعیت، وزن گناد، قطر تخمک، هم‌آوری مطلق و نسبی به تفکیک هر فصل محاسبه شد. به منظور بدست آوردن ضرب تعیین و تخمین منحنی‌های مدل‌های آماری در رابطه طول-وزن برای هر فصل، از طول استاندراد و لگاریتم طبیعی آن استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد رابطه طول-وزن ماهی شیدار در سه فصل بهار، تابستان و زمستان بالای 93 درصد همبستگی دارد که این مقدار حاکی از همبستگی بالای این رابطه در این ماهی، طی فصول مختلف است. شاخص الگوی رشد برای این ماهی در رودخانه سرباز طی فصول مختلف متغیر و در پاییز 3، بهار 52/3، تابستان 09/3 و زمستان 5/3 می‌باشد. همچنین بررسی شاخص وضعیت و رسیدگی جنسی که روند تغییرات آن‌ها بر هم منطبق است، حاکی از آن می‌باشد که این شاخص‌ها به ترتیب طی تابستان و زمستان به کمترین و بیشترین حد خود می‌رسند. بیشترین تعداد تخمک برای C. watsoni در تابستان (3/3405) و کمترین تعداد در بهار (4/1647) ثبت شد. به همین دلیل بیشترین هم‌آوری مطلق در فصل تابستان محاسبه شد. در حالی که هم‌آوری نسبی از فصل بهار روند صعودی به خود می‌گیرد و در زمستان به بیشترین مقدار خود می‌رسد.
بحث: فارغ از نوسانات فصلی در کلیه شاخص‌های محاسبه شده، به نظر می‌رسد با توجه به مقادیر الگوی رشد (3 b≥)، می‌توان نتیجه گرفت با افزایش طول، گونه مورد مطالعه در منطقه نمونه‌برداری شده گردتر و سنگین‌تر می‌شود و گونه مذکور تحت شرایط زیستی (از جمله در دسترس بودن غذا، شرایط فیزیکوشیمیایی مناسب و آلوده نبودن رودخانه) مناسبی رشد می‌نماید. مقادیر دو شاخص وضعیت و رسیدگی جنسی نیز، نتیجه اخیر را تأیید می‌نمایند. شاخص وضعیت ماهی شیدار بین 03/0 تا 1 محاسبه شد که نشان از شرایط زیستی بین بسیار بد تا بد برای این ماهی در رودخانه سرباز است؛ با این وجود نتایج مربوط به شاخص هم‌آوری حاکی از وضعیت زیستی مناسب گونه در آن منطقه می‌باشد. تطبیق نوسانات شاخص رسیدگی جنسی با شاخص وضعیت در این پژوهش نمایانگر تأثیر تخم‌ریزی بر شاخص وضعیت است؛ بنابراین هنگام بررسی شاخص وضعیت باید زمان تخم‌ریزی مدنظر باشد. با توجه به نوسانات فصلی کلیه شاخص‌های مورد بررسی به دلیل تغییرات وزنی غدد جنسی و تأثیر آن بر وزن کل، به‌منظور جلوگیری از ایجاد اریب در داده‌ها و نهایتاً تحلیل آن‌ها، پیشنهاد می‌گردد از وزن نمونه با شکم تخلیه شده، استفاده گردد.

تغییر اقلیم

پدیدارشناسی تعاریف و رفتارهای سازگاری کشاورزان شهرستان باوی در مقابله با خشکسالی

دوره 10، شماره 88، تابستان 1404، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22034/envj.2025.449585.1356

عباس شحیتاوی، مسلم سواری، مسعود برادران

چکیده مقدمه: خشکسالی یکی از چالش‌های مهم زیست‌محیطی و اقتصادی در مناطق کشاورزی ایران به شمار می‌رود. این پدیده تهدیدی جدی برای امنیت غذایی، معیشت روستایی و توسعه پایدار محسوب می‌شود. در مناطقی مانند شهرستان باوی، که کشاورزی منبع اصلی درآمد است، خشکسالی می‌تواند پیامدهای ویرانگری برای کشاورزان و جوامع محلی به همراه داشته باشد. درک نحوه برداشت کشاورزان از خشکسالی و راهبردهایی که برای مقابله و سازگاری با پیامدهای آن اتخاذ می‌کنند، برای طراحی سیاست‌هایی مؤثر و متناسب با شرایط محلی ضروری است. در حالی که تعاریف هواشناسی خشکسالی بر کمبود بارش و اختلالات هیدرولوژیکی تمرکز دارند، کشاورزان این پدیده را از منظر تجربه زیسته خود تفسیر می‌کنند؛ تجربه‌ای که ممکن است شامل ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز باشد. این مطالعه با هدف بررسی تعاریف ذهنی کشاورزان شهرستان باوی از خشکسالی و شناسایی رفتارهای مقابله‌ای و سازگارانه آنان در مواجهه با این پدیده انجام شده است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد کیفی پدیدارشناسی انجام شد تا تجربه‌های زیسته کشاورزان در مواجهه با خشکسالی را به‌طور عمیق بررسی کند. جامعه آماری شامل کشاورزان ساکن شهرستان باوی بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند تا تنوع دیدگاه‌ها در مطالعه لحاظ شود. روش‌های گردآوری داده‌ها شامل ۲۵ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق، مشاهدات مستقیم میدانی، عکاسی و تحلیل اسناد بود. مصاحبه‌ها به زبان محلی انجام و به‌صورت کامل و دقیق رونویسی شدند. برای تحلیل داده‌ها از روش کولایزی استفاده شد که شامل استخراج گزاره‌های مهم، تفسیر معانی و شناسایی مضامین کلیدی بود. این رویکرد امکان دستیابی به درکی عمیق از نحوه تعریف خشکسالی توسط کشاورزان و رفتارهایی که در مواجهه با آن اتخاذ می‌کنند را فراهم ساخت.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که کشاورزان خشکسالی را عمدتاً با کاهش دسترسی به منابع آبی، کاهش میزان بارندگی و بی‌نظمی در الگوهای بارش تعریف می‌کنند. این تعاریف اغلب بازتاب‌دهنده تأثیرات فوری و ملموس خشکسالی بر تولید محصولات کشاورزی، شیوه‌های آبیاری و مدیریت دام هستند. فراتر از شاخص‌های فیزیکی، برخی کشاورزان خشکسالی را با دشواری‌های اقتصادی، فشارهای اجتماعی و بار روانی نیز مرتبط می‌دانند. در مجموع ۱۸ نوع رفتار متفاوت در مواجهه با خشکسالی شناسایی شد که در دو دسته اصلی طبقه‌بندی گردیدند: رفتارهای مقابله‌ای (واکنشی) و رفتارهای سازگارانه (پیش‌نگرانه).
رفتارهای مقابله‌ای (واکنشی): شامل اقدامات کوتاه‌مدت مانند کاهش دفعات آبیاری، فروش دام، قرض گرفتن پول و تغییر به کشت محصولات مقاوم به خشکسالی.
رفتارهای سازگارانه (پیش‌نگرانه): شامل راهبردهای بلندمدت مانند سرمایه‌گذاری در فناوری‌های صرفه‌جوی آب، تنوع‌بخشی به منابع درآمد، مشارکت در کشاورزی گروهی و همکاری در مدیریت منابع آب در سطح جامعه.
بحث: این مطالعه نشان می‌دهد که کشاورزان شهرستان باوی درک چندبعدی و فراتر از تعاریف فنی از خشکسالی دارند. برداشت آنان تحت تأثیر واقعیت‌های زیست‌محیطی، شرایط اقتصادی-اجتماعی، هنجارهای فرهنگی و تجربه‌های شخصی شکل گرفته است. تنوع رفتارهای مقابله‌ای و سازگارانه، پیچیدگی خشکسالی را به‌عنوان یک پدیده زیسته نمایان می‌سازد و بر اهمیت پاسخ‌های بومی و متناسب با شرایط محلی تأکید دارد. در حالی که راهبردهای مقابله‌ای ممکن است تسکین فوری فراهم کنند، اما اغلب فاقد پایداری بوده و در بلندمدت می‌توانند آسیب‌پذیری را افزایش دهند. در مقابل، راهبردهای سازگارانه با وجود نیاز به منابع بیشتر، مسیرهایی به سوی تاب‌آوری و پایداری بلندمدت ارائه می‌دهند. یافته‌ها نشان می‌دهد که مداخلات سیاستی باید بر توانمندسازی کشاورزان، دسترسی به منابع مالی و فنی، و برنامه‌ریزی مشارکتی تمرکز داشته باشد تا آنان بتوانند از مدیریت واکنشی به مدیریت پیش‌نگرانه در برابر خشکسالی گذر کنند.

اقتصاد محیط زیست

بررسی عوامل علی تعیین‌کننده شاخص‌های کیفیت ‌محیط‌زیست در ایران با استفاده از رویکرد نوین علیت گرنجری فوریه بوت‌استراپ در کوانتایل (BFGC-Q)

دوره 10، شماره 89، پاییز 1404، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22034/envj.2025.467706.1390

صاحبه محمدیان منصور، ابوالقاسم گل‌خندان

چکیده مقدمه: بر اساس آمار منتشرشده توسط شبکه ردپای جهانی، کسری اکولوژیکی ایران که در سال 1961، 55/0- سرانه هکتار جهانی بوده، با 554 درصد افزایش به 50/2 سرانه هکتار جهانی در سال 2022 رسیده است که نشان می‌دهد عرضه موجود منابع طبیعی در ایران برای حفظ الگوهای تولید و مصرف فعلی کافی نیست. بر این اساس، تجزیه و تحلیل عوامل تعیین‌کننده شاخص‌های کیفیت محیط‌زیست در ایران می‌تواند پیشنهادات ارزشمندی را در زمینه طراحی سیاست‌های زیست‌محیطی مناسب ارائه دهد. در این راستا، هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی تعیین‌کنندگان علی شاخص‌های زیست‌محیطی در ایران می‌باشد.
مواد و روش‌ها: مطالعه توصیفی-تحلیلی و کاربردی حاضر با استفاده از داده‌های سری زمانی سال‌های 2022 -1970 به بررسی تعیین‌کنندگان علی شاخص‌های زیست‌محیطی در ایران با استفاده از دو شاخص سنتی انتشار CO2 و ردپای اکولوژیکی (EF) و همچنین، شاخص جدید ضریب ظرفیت بار (LCF) که به‌طور هم‌زمان عرضه و تقاضای طبیعت را در نظر می‌گیرد، پرداخته است. بر این اساس، تأثیر علی رشد اقتصادی، وابستگی به منابع طبیعی، شهرنشینی و مصرف انرژی تجدیدپذیر بر شاخص‌های کیفیت محیط‌زیست با به‌کارگیری رویکرد نوین علیت گرنجری فوریه بوت‌استراپ در کوانتایل (BFGC-Q) بررسی شده است. این رویکرد، بر خلاف آزمون‌های علیت گرنجری گذشته، مسأله غیرخطی‌بودن و شکست‌های ساختاری را در نظر می‌گیرد و می‌تواند اطلاعات مفیدی در مورد یک رابطه علّی دنباله‌دار ارائه دهد. 
نتایج: نتایج تجربی این پژوهش نشان می‌دهد که شهرنشینی در تمام کوانتایل‌های مورد بررسی (10th-90th) به افزایش انتشار CO2 و EF و کاهش LCF می‌انجامد. تولید ناخالص داخلی سرانه در کوانتایل‌های پایین و متوسط (10th-50th) یک رابطه علی منفی با LCF و در کوانتایل‌ ابتدایی 10th و کوانتایل‌ بالایی 70th یک رابطه علی مثبت با EF نشان می‌دهد. علاوه بر این، تولید ناخالص داخلی سرانه در تمام کوانتایل‌ها (10th-90th) منجر به افزایش انتشار CO2 شده است. در مورد متغیر رانت منابع طبیعی، به‌طور کلی نتایج تجربی این پژوهش از فرضیه خنثی و عدم وجود رابطه علی حمایت می‌کند. مصرف انرژی تجدیدپذیر نیز در تمام کوانتایل‌ها (10th-90th) به افزایش LCF و در کوانتایل‌های 10th-70th به کاهش EF می‌انجامد. این درحالیست که این متغیر در هیچ‌یک از کوانتایل‌ها رابطه علی معناداری با انتشار CO2 نداشته است.
بحث: نتایج نشان می‌دهد که بسته به شاخص زیست‌محیطی مورد بررسی، اثرات رشد اقتصادی، وابستگی به منابع طبیعی، شهرنشینی و مصرف انرژی تجدیدپذیر بر کیفیت محیطی تا حدودی متفاوت است. بر اساس نتایج، شهرنشینی منجر به تخریب محیط‌زیست کشور شده است. بنابراین، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان شهری لازم است در فرایند گسترش شهرنشینی جلوگیری از تخریب محیط‌زیست را مورد توجه و مصرف صحیح انرژی را در اولویت قرار دهند. تأثیر علی مثبت تولید ناخالص داخلی سرانه در تمام کوانتایل‌ها بر انتشار CO2 نشان می‌دهد مسیرهای رشد و توسعه در ایران با کربن فشرده‌تر دنبال می‌شود. بنابراین، باید تلاش شود تا رشد اقتصادی بالاتر که مستلزم استفاده از انرژی بیشتر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تولید است، با ایجاد و تقویت انرژی‌های پاک و همچنین به‌کارگیری فناوری‌های پیشرفته و سازگار با محیط‌زیست در فرایند تولید صورت بگیرد. با توجه به تأثیر مثبت مصرف انرژی تجدیدپذیر بر شاخص LCF و تأثیر منفی آن بر EF، می‌توان گفت که افزایش مصرف انرژی تجدیدپذیر باعث کاهش ردپای اکولوژیکی و پیشی گرفتن ظرفیت زیستی از آن شده است؛ بر این اساس افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر می‌تواند به بهبود کیفیت محیط‌زیست در کشور کمک کند.

آموزش محیط زیست

ارزیابی تأثیر مداخله آموزشی بر بهبود مدیریت پسماند بیمارستانی (مطالعه موردی: بیمارستان کمالی کرج، استان البرز)

دوره 10، شماره 90، زمستان 1404، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/envj.2025.485197.1426

فرزاد نیکزاد، مریم لاریجانی، آزاده منصوری

چکیده مقدمه: پسماندهای بیمارستانی به دلیل وجود مواد عفونی، شیمیایی و خطرناک که می‌تواند به طور جدی بر سلامت عمومی و محیط زیست تأثیر بگذارد، به شیوه‌های مدیریت تخصصی و کارآمد نیاز دارد. در این زمینه، آموزش به عنوان ابزاری ضروری در ارتقای کمی و تفکیک پسماند بیمارستانی شناخته شده است. آموزش محیطزیست با هدف ایجاد مهارت‌ها و نگرش‌های ضروری برای درک و احترام به روابط متقابل میان انسان، فرهنگ او و محیط زیست پیرامون اوست. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر آموزش به شیوه یادگیری ترکیبی به پرسنل درگیر در فرآیند مدیریت پسماند از لحاظ کمیت و تفکیک در بیمارستان کمالی می‌پردازد و به دنبال شناسایی راهکارهای مؤثر در ارتقاء مدیریت پسماند در مراکز درمانی است.
مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر یک مداخله شبه تجربی با تجزیه و تحلیل قبل و بعد برای مقایسه تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی ترکیبی بر آگاهی و نگرش و عملکرد (میزان تولید و تفکیک پسماند) پرسنل بیمارستان کمالی کرج می‌باشد. حجم نمونه به روش تمام شماری عبارت بودند از 17 گروه 30 نفره با مجموع کل 480 نفر شامل پرسنل درگیر در تولید، جمع‌آوری و انتقال پسماند بودند. مداخله‌ها شامل ساختار آموزش با استفاده از رویکرد یادگیری ترکیبی است که هر دو روش‌های متعارف و از دور را ادغام می‌کند. مطالب آموزشی از کتاب مدیریت پسماند در بیمارستان و مراکز درمانی و منابع بهداشت محیط شغلی گرفته شده است. دوره قبل از مداخله از فروردین تا شهریور 1402 در نظر گرفته شد و زمان ارزیابی پس از مداخله از مهر تا اسفند 1402 بود. براى جمع‌آورى اطلاعات از پرسشنامه استاندارد مطالعه Sadeghi و همکاران (2020) استفاده شد. تجزیه و تحلیل توصیفی و داده‌های کمی با میانگین (کیلوگرم در ماه) و انحراف معیار (SD) توصیف شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های کولموگروف - اسمیرنف و تی و همچنین نرم افزارهای Excel و Spss.12 انجام شده است.
نتایج: یافته‌هاى این پژوهش نشان داد مداخله آموزشى مبتنی بر روش ترکیبی مى‌تواند بر افزایش آگاهى و نگرش و عملکرد (میزان پسماند و تفکیک) مشارکت‌کنندگان تأثیر داشته باشد. میزان کل تولید پسماند از 40638 کیلوگرم در ماه پس از مداخله به 34160 کیلوگرم در ماه رسید. بیشترین کاهش در میزان پسماند به ترتیب عفونی، شیمیایی دارویی و عادی است. هم چنین نتایج بهبود تفکیک پسماند به میزان 6/26 درصد را برآورد کرد.
بحث: در پژوهش حاضر نتایج، حاکى از تأثیر مثبت این مداخله آموزشى در حیطه شناختى، نگرشى و عملکردی در زمینه تولید و انجام تفکیک پسماند بود که نشان می‌دهد یک برنامه آموزشی با الگوی ترکیبی با ساختار مناسب می‌تواند به طور قابل توجهی میزان و تفکیک پسماند را بهبود بخشد و پایداری زیست محیطی را در محیط بیمارستان ترویج کند.

ارزیابی زیست محیطی

تجزیه و تحلیل اثرات محیط‌زیستی یک نیروگاه سیکل ترکیبی در جنوب ایران با استفاده از روش RIAM و COCOSO

دوره 11، شماره 91، بهار 1405، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/envj.2025.512044.1491

آرش شیرزادی، سحر رضایان، محسن دهقانی قناتغستانی، سید علی جوزی، صابر قاسمی

چکیده مقدمه: نیاز روزافزون به انرژی موجب گسترش صنایع عظیم مرتبط با انرژی همچون صنایع نفت و گاز و نیروگاهی شده است. از پروژه‌های صنعتی کارآمد، انعطاف پذیر و مقرون به صرفه برای تولید برق که امروزه در بسیاری از نقاط دنیا و همچنین ایران در حال ساخت و بهره‌برداری است، نیروگاه سیکل ترکیبی می‌باشد. نیروگاه‌‏های سیکل ترکیبی با وجود بازده انرژی بالا با راندمان بالا، به دلیل تولید انواع پسماند، آلودگی هوا و آب، یکی از تأسیسات تأثیرگذار بر محیط‏زیست تلقی می‏شود. این امر باعث شده تا مدیریت جامع توسعه پایدار محیط زیست بیش از هر زمان دیگر مورد توجه قرار بگیرد. یکی از مهمترین ملاحظات برای دستیابی به توسعه پایدار کاهش اثرات نامطلوب زیست محیطی ناشی از تولید برق است. در واقع ارزیابی اثرات محیط زیست، فرایندی است که اثرات فعالیت‌های انسان بر محیط زیست را ارزیابی می‌کند و هدف آن حفظ توسعه پایدار در راستای تضمین حفاظت از اکوسیستم و رفاه انسان است. در سال‌های اخیر در زمینه ارزیابی اثرات محیط زیستی نیروگاه‌ها از جمله نیروگاه‌های سیکل ترکیبی انجام شده است. هدف این مطالعه ارزیابی اثرات محیط‌زیستی واقعی ناشی از فعالیت نیروگاه سیکل ترکیبی انرژی گستر غدیر قشم با استفاده از روش RIAM و رتبه بندی آن ها با تکنیک‌های آنتروپی شانون و CoCoSo می‌باشد. همچنین سعی شده است که با مقایسه نتایج ارزیابی اثرات نیروگاه که در حال بهره‌برداری است با نتایج گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی که در سال 1395 صورت گرفته، صحت اثرات پیش‌بینی شده راستی آزمایی شود.
مواد و روش‌ها: اثرات محیط زیستی ناشی از فعالیت‌های نیروگاه براساس شرایط حال حاضر محدوده مورد مطالعه و بررسی اسناد موجود در نیروگاه و با کسب نظرات خبرگان مرتبط با موضوع پژوهش، شناسایی گردید. در ادامه، فرایند ارزیابی با استفاده از روش ماتریس ارزیابی اثرات سریع (RIAM) برای آثار واقعی شناسایی شده انجام گردید. سپس از تکنیک CoCoSo برای الویت‌بندی اثرات زیست محیطی نیروگاه سیکل ترکیبی غدیر استفاده شد.
نتایج: نتایج به دست آمده نشان داد که اثر دفع پساب صنعتی و بهداشتی بر آبزیان با امتیاز نهایی 16، اثر انتشار گازهای آلاینده بر وضعیت سلامت پرسنل با امتیاز نهایی 9/15 و اثر دفع پساب صنعتی و بهداشتی بر زیستگاه آبی منطقه با امتیاز 4/14 دارای بیشترین اهمیت و یا به عبارت دیگر بحرانی‌ترین پیامدهای زیست محیطی می‌باشند. در نهایت، با توجه به اثرات شناسایی شده و نوع فعالیت‌های نیروگاه برنامه پایش محیط زیستی و همچنین اقدامات کنترلی و اصلاحی متناسب با اثرات ارائه شده است.
بحث: این مطالعه به منظور شناسایی و ارزیابی اثرات زیست محیطی واقعی یک نیروگاه سیکل ترکیبی انجام شد. نتایج نشان می‌دهد که بیشترین تأثیر مربوط به آلودگی آب ناشی از تخلیه فاضلاب نیروگاه به محیط است. مهمترین عوامل موثر بر آلودگی آب مربوط به استفاده از مواد شیمیایی و مصرف زیاد آب در واحدهای بخار و خنک کننده است که منجر به آلودگی منابع آب سطحی می شود. بنابراین، یک برنامه پیشنهادی برای پایش پارامترهای مؤثر بر کیفیت محیط در داخل نیروگاه ارائه شده است. مطالعات انجام شده پیشین، نشان می‌دهد که مهمترین اثرات محیط‌زیستی ناشی از اجرای پروژه‌های نیروگاهی، آلودگی آب و انتشار گازهای حاصل از احتراق است که از این منظر با نتایج تحقیق حاضر همخوانی دارد.

حیات وحش

داده‌کاوی مکانی نقاط داغ زیستگاهی گونه در خطر انقراض سمندر لرستانی (Neurergus kaiseri Schmidt, 1952) و هم‌پوشانی آن با مناطق تحت حفاظت موجود

دوره 11، شماره 92، تابستان 1405، صفحه 1-15

https://doi.org/10.22034/envj.2025.531176.1514

فائزه قیطانی، زهرا اسدالهی، محمد کابلی

چکیده مقدمه: تنوع زیستی به دلیل آگاهی از نقش و اهمیت آن و کاهش‌های بزرگ پیش‌بینی شده در جهان، در چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است. روند سریع تخریب محیط زیست و نابودی تنوع زیستی نشان‌دهنده لزوم حفاظت از مناطقی است که به طور جامع نماینده‌ای از تنوع زیستی کشور هستند. حفاظت کافی و مؤثر از تنوع زیستی به احداث شبکه مناطق تحت حفاظت کافی در هر کشور در راستای یک استراتژی جهانی نیازمند است تا به صورت پناهگاهی وسیع طیف گسترده‌ای از حیات گیاهی و جانوری را در خود جای داده و بقاء آن‌ها را تضمین نماید در مقیاس جهانی، دوزیستان در معرض تهدید ترین دسته از مهره‌داران هستند امروزه مهم‌ترین عامل کاهش گونه‌ها و جمعیت آن‌ها تخریب و انهدام زیستگاه‌های گیاهی و جانوری است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کارایی مناطق تحت مدیریت موجود در حفاظت از سمندر لرستانی (Neurergus kaiseri) در استان‌های لرستان و خوزستان انجام شد.
مواد و روش‌ها: در این پژوهش تعداد 62 نقطه حضور با استفاده از مطالعه ادبیات گذشته و اطلاعات ثبت شده توسط اداره کل محیط زیست استان لرستان و همچنین کسب اطلاعات از افراد محلی گردآوری و مطلوبیت زیستگاه با روش بی‌نظمی بیشینه در نرم افزار Rstudio مدلسازی شد. در ادامه روش‌های آمار فضایی شامل آماره گیتس-ارد جی‌ (Getis-Ord Gi)، شاخص موران محلی (Anselin Local Moran's I) و روش شکست طبیعی (Natural Breaks Jenks) برای شناسایی لکه‌های داغ زیستگاهی مورد مقایسه قرار گرفتند. در نهایت کارایی مناطق حفاظت‌شده موجود در حفاظت از سمندر لرستانی طریق همپوشانی لکه‌های داغ زیستگاهی مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج مدل مطلوبیت زیستگاه مکسنت مبتنی بر شاخص سطح زیر منحنی 95 درصد نشان داد که مدل مورد استفاده از قابلیت اطمینان و دقت کافی برای پیش‌بینی مناطق پراکنش سمندر لرستانی برخوردار است. همچنین نتایج نمودار جک‌نایف نشان داد که حداقل دما در سردترین ماه سال (Bio6)، بارش سالانه (Bio12)، بارش در سرد ترین فصل (Bio19)، هم‌دمایی (Bio3) و ارتفاع دارای بیشترین تأثیر در پیش‌بینی مطلوبیت زیستگاه سمندر لرستانی هستند. ارزیابی دقت روش‌های تحلیل فضایی نشان داد که روش گیتس-ارد جی با مقدار زیر منحنی (AUC) معادل 96/0 از بالاترین دقت در شناسایی لکه‌های داغ برخوردار است.
بحث: مدلسازی توزیع گونه‌ها در سال‌های اخیر برای پشتیبانی از مدیریت تنوع‌زیستی بسیار مورد توجه قرار گرفته ‌است. در پژوهش حاضر تلاش شد با تلفیق روش بیشینه بی‌نظمی و داده‌کاوی مکانی نقاط داغ زیستگاهی سمندر لرستانی شناسایی و پس از صحت‌سنجی، میزان هم‌پوشانی آن‌ها با مناطق تحت حفاظت موجود پایش گردد. طبق نتایج فقط 6 درصد از لکه‌های داغ زیستگاهی (16/31520 از 35/579106 هکتار) در محدوده مناطق حفاظت‌شده قرار دارند. استان خوزستان با دارا بودن 54 درصد از لکه‌های داغ زیستگاهی، فاقد هرگونه منطقه حفاظت‌شده اختصاصی برای این گونه است. همچنین مناطق شادابکوه (با 98 درصد هم‌پوشانی) و تنگ هفت (با 93 درصد همپوشانی) در استان لرستان، به عنوان مؤثرترین مناطق حفاظتی برای سمندر لرستانی شناسایی شدند. یافته‌های این پژوهش بر ضرورت بازنگری اساسی در شبکه مناطق حفاظت‌شده موجود، ایجاد مناطق جدید حفاظتی در شمال خوزستان و طراحی کریدورهای اتصال زیستگاهی برای حفاظت مؤثر از این گونه تأکید دارند.

تنوع زیستی و ایمنی زیستی

شناسایی، تعیین تنوع و تراکم پرندگان آبزی زمستان گذران در تالاب رفیع

دوره 4، شماره 65، پاییز 1398، صفحه 1-10

بهروز بهروزی راد

چکیده در این بررسی  تغییرات جمعیت، تنوع و غنای گونه‌ای پرندگان آبزی تالاب رفیع در دو فصل پاییز و زمستان 1387 بررسی‌شده است. شمارش پرندگان آبزی با استفاده از روش شمارش کل (Total Count) انجام شد. این روش توسط سازمان جهانی تالاب‌ها(WI) برای شمارش پرندگان تالاب‌های سراسر جهان توصیه و بکار می‌رود. تنوع، غنا، یکنواختی و تراکم پرندگان آبزی تالاب با استفاده از شاخص‌های زیستی سیمپسون، شانون–وینر، منهینینک و کامارگو سنجیده شد. در طول 6 ماه بررسی، 2127 پرنده آبزی از 10 گونه و 5 خانواده در تالاب رفیع شناسایی شد. گونه غالب در دو فصل پاییز و زمستان) گونه درخطر انقراض باکلان کوچک (Phalacrocoraxpygmeus (745 قطعه)بود. بیشترین تعداد پرندگان آبزی در ماه آذر (823 قطعه) و کمترین تعداد در ماه مهر (11 قطعه) شمارش شد. بیشترین تعداد گونه پرنده آبزی در ماه‌های آذر، بهمن و اسفند (6 گونه) و کم‌ترین آن در ماه‌های مهر و آبان (2 گونه) بود. شاخص‌های تنوع گونه‌ای سیمپسون و شانون–وینر به ترتیب 783/0 = 1-D و 418/2 = H' و یکنواختی گونه‌ای سیمپسون و کامارگو به ترتیب 460/0، 433/0 و همچنین غنای گونه‌ای مارگالف 174/1 بود شاخص‌های غنای گونه‌ای منهینینک و غالبیت سیمپسون در دو فصل پاییز و زمستان به ترتیب 21/0، 212/0 محاسبه شد. تالاب رفیع به‌عنوان پشتوانه پرندگان مهاجر آبزی تالاب هورالعظیم در حفاظت نسل آن‌ها نقش اساسی دارد

گرافیک محیطی، رسانه ای برای حفظ محیط زیست

دوره 4، شماره 64، تابستان 1398، صفحه 11-22

فائزه قائمی منش

چکیده محیط ­زیست مسئله­ ای حیاتی در زندگی بشر امروزی است و توجه به حفظ و نگه داری آن مسئولیتی بزرگ، بر گردن تک­تک افراد جامعه می­ نهد. امروزه گرافیک محیطی به عنوان عامل رسانه ­ای عمل می‌کند. طراح گرافیک آشناترین هنرمند به جامعه است و اثر او به جامعه راه دارد، لذا می ­تواند از طریق هنر خود، مسئله محیط ­زیست را به جامعه بشری معرفی نماید. هدف اصلی این پژوهش، بررسی عملکرد رسانه ­ایِ گرافیک محیطی در مواجهه با بحران محیط ­زیست و ارائه راه حل برای حفظ آن می ­باشد. در این مقاله ضمن تعریف رسانه، گرافیک محیطی و انواع آن، به این سؤال پاسخ داده می­ شود که رسانه در شکل ­دهی به افکار عمومی جامعه جهت افزایش آگاهی زیست ­محیطی چگونه عمل می­ کند؟ و گرافیک محیطی به عنوان عامل رسانه­ ای آیا می ­تواند در حفظ محیط­ زیست و شناساندن آن به افراد جامعه مؤثر باشد؟ این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و در گردآوری مطالب از شیوه کتابخانه­ ای استفاده شده است. با بررسی نمونه­ های گرافیک محیطی انجام شده با موضوع محیط ­زیست در جهان و ایران، مشخص شد که کمبود آگاهی و در نتیجه عدم وجود فرهنگ زیست ­محیطی در یک جامعه می ­تواند بزرگ ترین معضل در زمینه مسائل زیست­ محیطی باشد و گرافیک محیطی به عنوان یک رسانه می ­­تواند نقش بسیار مهمی در افزایش آگاهی و فرهنگ زیست­ محیطی افراد جامعه و مسئولین داشته باشد.

کاربرد گیاهان در حذف آلاینده‌های نفتی

دوره 7، شماره 77، پاییز 1401، صفحه 13-31

https://doi.org/10.22034/envj.2022.160906

محدثه فریدونی، منا صراحی نوبر، خدیجه کیارستمی

چکیده پیشینه و هدف: صنعت نفت یک صنعت مهم، مادر و اشتغال‌زا است که به عنوان صنعت تغذیه کننده بسیاری از صنایع محسوب می‌شود. یکی از مشکلات مهم محیط زیستی مرتبط با این صنعت این است که در طی فرایندهای مختلف استخراج، انتقال، پالایش و فراوری آن امکان ورود نفت به محیط‌زیست وجود دارد. آلودگی نفتی محیط‌زیست، تهدیدی بزرگ برای سلامت اکوسیستم و انسان ایجاد می‌کند. از این رو حذف آلاینده‌های نفتی وارد شده به محیط‌زیست و به ‌ویژه خاک برای سلامت آن، ضروری است. هدف از این مقاله، علاوه بر ارائه اطلاعات کلی در مورد گیاه‌پالایی، مرور آخرین پژوهش ها در مورد استفاده از گیاهان مختلف برای حذف آلاینده های نفتی از محیط زیست می باشد. همچنین در این پژوهش تعدادی از گونه های گیاهی دارای قابلیت حذف آلاینده های نفتی معرفی شده است.
مواد و روش­ ها: برای انجام این مطالعه، کتابخانه­های الکترونیکی الزویر، اشپرینگر و مرکز اطلاعات جهاد دانشگاهی (SID)  با استفاده از کلیدواژه ­هایPhytoremediation ، Oil Contamination، گیاه پالایی، آلودگی نفتی و آلاینده نفتی مورد کاوش قرار گرفت. منابع پس از استخراج و دسته بندی موضوعی مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: با انجام کاوش در منابع اطلاعات علمی 10 مقاله مروری به عنوان هسته اصلی و در مجموع 99 منبع استخراج شد و مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس مطالعات صورت گرفته، استفاده از گیاهان برای حذف انواع آلاینده‌ها یکی از روش­های مقرون به صرفه و سازگار با محیط‌زیست معرفی شده است. از جمله مزایای گیاه پالایی می توان به نیاز به سرمایه‌گذاری کم، امکان حذف آلاینده در محل، زیبایی‌شناسی مناسب، جلوگیری از فرسایش خاک‌، جلوگیری از انتشار مواد سمی و امکان استفاده به ویژه در مناطقی که غلظت آلاینده پایین است اشاره کرد. طبق مطالعات انجام شده، گیاهان از پنج مکانیسم مختلف شامل گیاه استخراجی، گیاه تثبیتی، گیاه تبدیلی، گیاه تبخیری و  ریزوفیلتراسیون برای حذف آلاینده ها از محیط استفاده می­ کنند. در این مطالعه تعداد 12 گیاه موثر در حذف فلزات سنگین و 30 گیاه دارای قابلیت گیاه پالایی نفت و ترکیبات سمی مرتبط با آن یعنی هیدروکربن های چندحلقه­ای آروماتیک معرفی شدند.
بحث: گیاه‌پالایی یک روش دوستدار محیط‌زیست و مبتنی بر انرژی خورشید است که از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه است و امکان  تجاری‌سازی آن نیز فراهم می باشد. در حال حاضر، فناوری گیاه‌پالایی در مراحل اولیه خود است و مشکلات فنی زیادی برای توسعه آن وجود دارد که باید برطرف شود. در میان گیاهان، گیاهان علفی با سطح ریشه بالا برای حذف هیدروکربن های چندحلقه­ای آروماتیک کارآمد هستند، زیرا سیستم ریشه فیبری آن‌ها سطح بسیار خوبی را برای میکروب‌ها و ریزوفیلتراسیون فراهم می‌کند. در حال حاضر و به ویژه در کشور ما نیاز مبرمی به کشف گونه‌های گیاهی جدید با توانمندی تحمل و حذف آلاینده های محیطی به ویژه آلودگی های نفتی وجود دارد. همچنین انجام تحقیقات برای بهینه‌سازی فرآیندهای گیاه پالایی، درک فعل و انفعالات گیاهی، فعل و انفعالات میکروبی و تجهیزات مناسب برای انجام آن ضروری می باشد. علاوه بر این، استفاده از تکنیک‌های مولکولی و توسعه گیاهان تراریخته برای افزایش کارامدی گیاه‌پالایی در حال گسترش است. بنابراین، انتظار می‌رود مهندسی ژنتیک نقش مهمی در افزایش کاربرد فن‌آوری‌های گیاه‌پالایی ایفا کند. مطالعات مربوط به این استراتژی‌ها در توسعه ابزارهای ساده‌تر و مقرون به صرفه برای گیاه‌پالایی بسیار مفید خواهد بود.

توسعه پایدار

بررسی رفتار سبز ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 9، شماره 86، زمستان 1403، صفحه 15-26

https://doi.org/10.22034/envj.2024.482628.1422

زهرا اقائی دهنوی، سید نصراله سجادی، مهرزاد حمیدی، مهدی غفوری یزدی

چکیده مقدمه: در دنیای امروز، اهمیت مسائل محیط‌زیستی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. تغییرات اقلیمی، آلودگی محیط‌زیست، کاهش منابع طبیعی و تهدیدات محیط‌زیستی از جمله چالش‌هایی هستند که جوامع بشری با آن‌ها مواجه‌اند. در این میان، ورزشکاران به‌عنوان الگوهای اجتماعی و فرهنگی می‌توانند نقش مهمی در ارتقای آگاهی محیط‌زیستی و تشویق به رفتارهای سبز ایفا کنند. شهرت و تأثیرگذاری ورزشکاران به‌ویژه در سطح ملی می‌تواند عامل مهمی در ترویج این ارزش‌ها و رفتارهای سبز در بین طرفداران و جامعه ورزشی باشد. هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی رفتار سبز ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران بود.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر توصیفی و به لحاظ هدف کاربردی بود که گردآوری اطلاعات آن به‌صورت پیمایشی انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع کمی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل ورزشکاران تیم‌های ملی ایران بود که در بازه زمانی اسفند 1402 تا خرداد 1403 در اردوهای تیم ملی در تهران حضور داشته‌اند که بر اساس کسب اطلاعات از مراجع زیربط 420 نفر برآورد شدند. حجم نمونه نیز بر اساس جدول مورگان 201 ورزشکار محاسبه شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه اصلاح شده  Potteiger و همکاران (2017) استفاده شد. برای بررسی و تأیید روایی پرسشنامه نیز با از نظرات 15 عضو هیأت علمی از دانشکده‌های علوم ورزشی و تندرستی و محیط زیست و منابع طبیعی بهره گرفته شد. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ بررسی شد و مقدار آلفای به‌دست‌آمده 839/0 بود که نشان‌دهنده پایایی قابل قبول پرسشنامه است. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. برای بررسی طبیعی بودن توزیع داده‌ها از آزمون کولموگروف- اسمیزنوف و برای تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها از آزمون‌های تی تک نمونه‌ای، همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شد. با استفاده از آزمون تی تک نمونه‌ای، میزان آگاهی، نگرش و رفتار سبز ورزشکاران مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی ارتباط بین آگاهی، نگرش و رفتار سبز از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. درنهایت برای پیش‌بینی رفتار سبز بر اساس آگاهی و نگرش محیط‌زیستی نیز از رگرسیون خطی استفاده شد.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد وضعیت آگاهی، نگرش و رفتار محیط‌زیستی ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران بالاتر از حد مبنا (3) بوده است و بین آگاهی و نگرش محیط‌زیستی با رفتارسبز ورزشکاران منتخب تیم های ملی ج.ا.ا رابطه مثبت معنادار وجود دارد (p<0.001). از طرفی مؤلفه‌های آگاهی محیط‌زیستی (Beta=0.335) و نگرش محیط‌زیستی(Beta=0.232)  (R2=0.147, P<0.001) ارتباط معنادار و شرایط پیش‌بینی‌کنندگی برای رفتارسبز ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران را دارا بودند.
بحث: یافته‌های این تحقیق تأکید می‌کنند که آموزش و ترویج آگاهی‌های محیط‌زیستی در میان ورزشکاران می‌تواند به بهبود رفتارهای محیط‌زیستی آنان کمک کند و ارتقاء فرهنگ سبز در جامعه ورزشی را تسهیل نماید. بر این اساس پیشنهاد می‌شود با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت محیط زیست، چالش‌های محیط‌زیستی حال حاضر دنیا و نقش مؤثر ورزشکاران ملی بر جامعه و ورزش دوستان، سازمان‌های ورزشی و متولیان ورزش به توسعه آگاهی و نگرش محیط‌زیستی در بین ورزشکاران تیم‌های ملی توجه ویژه داشته باشند. برای این منظور در برنامه‌ریزی‌های آموزشی اقدام به طراحی دوره‌های آموزشی با مضامین آشنایی با رفتار سبز، محیط‌زیست و چالش‌های محیط‌زیستی، نقش ورزشکاران در توسعه رفتار سبز و ارتباط متقابل ورزش، ورزشکاران و رفتار سبز نمایند.

اقتصاد محیط زیست

بررسی رابطه بین مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر و تخریب محیط زیست

دوره 10، شماره 90، زمستان 1404، صفحه 15-30

https://doi.org/10.22034/envj.2025.485997.1427

مهسا شجاعی ‏فر، سمیه امیرتیموری، محمد رضا زارع مهرجردی

چکیده مقدمه: در دهه‌‏های اخیر، فعالیت‌های انسانی به‏‌طور قابل توجهی به محیط‌زیست آسیب وارد کرده است و در حال حاضر، انتشار گازهای گلخانه‏‌ای و گرم شدن کره‏ی زمین از مهم‏ترین مسائل زیست محیطی هستند. استفاده از انرژی‏‌های فسیلی سهم عمده‏ای در انتشار گازهای گلخانه‌‏ای و در نتیجه تخریب محیط زیست توسط بشر داشته است. با توجه به نقش انرژی‌های تجدیدپذیر در کاهش انتشار آلاینده‌ها و در نتیجه کاهش تخریب محیط‌زیست، استفاده بیشتر از این انرژی‌‏ها توجه کشورها را به خود جلب کرده است. لذا، در این مطالعه به بررسی رابطه بین مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر و تخریب محیط زیست (شاخص ردپای اکولوژیک) در 38 کشور با درآمد متوسط رو به پایین طی دوره زمانی 1997 تا 2020 پرداخته شده است. 
مواد و روش‌‏ها: بدین منظور از سیستم معادلات همزمان و روش حداقل مربعات سه مرحله‌ای (3SLS) استفاده شد. به‏‌منظور تخمین سیستم معادلات همزمان، اول مانایی متغیرها بررسی و برای پرهیز از رگرسیون ساختگی با استفاده از آزمون کائو، هم انباشتگی معادلات مورد بررسی قرار گرفت. سپس با استفاده از آزمون هاسمن، انتخاب از بین دو روش تخمین داده‎های ترکیبی صورت گرفت. پس از آن، آزمون اریب همزمانی به‌‏منظور بررسی وجود همزمانی بین متغیرهای درون‌زا انجام شد و در نهایت به‏‌منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، سیستم معادلات با استفاده از روش 3SLS برآورد گردید. آمار و اطلاعات لازم از سایت شبکه جهانی ردپا و پایگاه اطلاعات و آمار بانک جهانی برای دوره زمانی 2020-1997 جمع‏آوری شد. 
نتایج: نتایج تجربی نشان داد که بین تخریب محیط زیست و مصرف انرژی‏‌های تجدیدپذیر یک رابطه منفی وجود دارد و با افزایش یک واحدی مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر، ردپای اکولوژیک 0071/0 کاهش می‌یابد. با افزایش یک واحدی متغیرهای سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، شهرنشینی، نوآوری‌های تکنولوژیک و رشد اقتصادی، میزان مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر به‌‏ترتیب 78/0،  32/0، 06/0 و 33/9 واحد کاهش می‏‌یابد. میزان مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر با افزایش یک واحدی در متغیر رانت منابع طبیعی، 34/0 واحد افزایش می‌یابد. یک واحد افزایش در متغیرهای تولید محصولات زراعی، شاخص تولیدات دامی، شاخص توسعه مالی سبب افزایش 0022/0، 0042/0 و 0107/0 واحدی ردپای اکولوژیک خواهد شد. با افزایش یک واحدی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، ردپای اکولوژیک 023/0 واحد کاهش می‏‌یابد.
بحث: نتایج نشان داد که با افزایش مصرف انرژی‌‏های تجدیدپذیر می‏‌توان کیفیت محیط زیست را بهبود بخشید. بخش مالی، منابع را به بنگاه‌هایی تخصیص داده که منجر به افزایش پسماندهای صنعتی، انتشار آلودگی‏‌ها و در نتیجه تخریب محیط‌زیست شده است. بخش کشاورزی از طریق پرورش دام، آمونیاک موجود در کودها در مزارع کشاورزی، تالاب‌های فاضلاب‌های دامی، ذبح حیوانات گوشتی، تولید ذرت و پروتئین سویا، پالایش قند، فرآوری پشم و موارد دیگر سبب ایجاد آلودگی و تخریب محیط زیست شده است. سرمایه‏‌های خارجی می‌‏تواند تخریب محیط زیست را با تسهیل توسعه فن‏آوری‏‌های مدرن دوستدار محیط زیست کاهش دهد. افزایش بازدهی منابع طبیعی به مردم انگیزه می‌دهد تا از آن‌ها به‏طور مؤثر و کارا استفاده کنند و مصرف انرژی‏‌های تجدیدپذیر را افزایش می‏‌دهد. لذا هدایت سرمایه‌گذاری‏‌های مستقیم خارجی و نوآوری‌های تکنولوژیک به سمت استفاده بیشتر از انرژی‌‏های تجدیدپذیر، افزایش بازدهی منابع طبیعی، هدایت منابع ملی به سمت فعالیت‏‌ها و تکنولوژی‏‌های سازگار با محیط زیست، افزایش بهره‌‏وری تولید محصولات زراعی و دامی و استفاده از فن‏‌آوری‏‌های سازگار با محیط زیست در بخش کشاورزی می‏‌تواند به کاهش تخریب محیط زیست کمک نماید.

ارزیابی زیست محیطی

سنجش ردپای بوم‌شناختی دانشگاه بر مبنای رویکرد ارزیابی چرخه حیات (مطالعه موردی: دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان)

دوره 11، شماره 92، تابستان 1405، صفحه 16-33

https://doi.org/10.22034/envj.2025.532941.1520

سید حامد میرکریمی، سپیده سعیدی، شقایق ابراهیمی، محسن صالحی، فاطمه چیت بند

چکیده مقدمه: کاربری‌های مختلف شهری از جمله نهادهای آموزشی، به‌ویژه دانشگاه‌ها، سهم چشمگیری در مصرف منابع طبیعی و تولید آلاینده‌ها دارند و در نتیجه تأثیر بسزایی بر محیط‌زیست می‌گذارند. دانشگاه‌ها به‌دلیل ماهیت خدماتی و گستردگی فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و پشتیبانی، مصرف بالایی از انرژی، آب و سایر منابع را به خود اختصاص می‌دهند. از این‌رو، سنجش دقیق و جامع اثرات محیط‌زیستی آن‌ها از طریق شاخص‌هایی مانند ردپای بوم‌شناختی، ضرورتی انکارناپذیر برای مدیریت پایدار منابع و کاهش پیامدهای محیط‌زیستی است.
مواد و روش: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ردپای بوم‌شناختی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در محدوده پردیس جدید، با بهره‌گیری از رویکرد ارزیابی چرخه حیات انجام شده است. در این مطالعه، با شناسایی منابع مصرفی و جریان‌های محیط‌زیستی مرتبط، تلاش شده است تا تصویری کمی از اثرات ناشی از فعالیت‌های دانشگاه ارائه گردد. نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای بهینه‌سازی الگوهای مصرف، تدوین راهبردهای محیط‌زیستی و حرکت به سوی دانشگاه‌های سبز مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به سهم قابل‌توجه دانشگاه‌ها در مصرف منابع و تولید آلاینده‌ها و نبود ارزیابی‌های جامع و علمی درباره اثرات محیط‌زیستی نهادهای آموزشی در کشور، انجام این پژوهش با رویکرد چرخه حیات، گامی مهم برای بهبود مدیریت پایدار و ارتقای عملکرد محیط‌زیستی دانشگاه‌ها محسوب می‌شود. در این مطالعه علاوه بر ردپای بوم-شناختی با روش EF، ردپای آب با روش AWARE و نیز ردپای کربن با روش IPCC در سال 1402 مورد بررسی قرار گرفته است. تعداد کل پرسنل و دانشجویان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در واحد پردیس برابر با 4121 نفر است.
نتایج: امتیاز نهایی ردپای بوم‌شناختی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان برابر با pt 75/2 - برآورد شده است. بیشترین اثر سوء بر ردپای اکولوژیک مربوط به برق مصرفی و بر طبقات تغییر اقلیم و سپس مصرف منابع است و بیشترین اثر سازگار با محیط‌زیست بر ردپای اکولوژیک دانشگاه مرتبط با ذخیره آب و سیستم بازچرخانی آب دانشگاه است. نتایج حاصل از بررسی ردپای کربن نشان می‌دهد، عدد نهایی بدست آمده برای ردپای کربن دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان 104×17/2- کیلوگرم معادل دی‌اکسیدکربن است. ذخیره‌سازی آب از جمله مؤثرترین راهکارها در کاهش ردپای کربن به شمار می‌آید، چرا که این اقدام با کاهش وابستگی به عملیات پمپاژ، مصرف انرژی را به میزان قابل توجهی کاهش داده و در نهایت منجر به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌گردد. برق مصرفی در دانشگاه منجر به افزایش ردپای کربن در دانشگاه شده است. نمره کل برآورد شده در خصوص ردپای آب دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان برابر با 104×06/1- است. موارد ارائه شده اقداماتی مانند ایجاد ذخیره و بازچرخانی آب و فضای سبز در دانشگاه، دارای اثر مثبت و سازگاز با محیط‌زیست است. تحلیل ردپای بوم‌شناختی دانشگاه‌ها با رویکرد چرخه حیات، می‌تواند به عنوان الگویی برای دیگر نهادهای آموزشی در جهت کاهش اثرات محیط‎‌زیستی و برنامه‌ریزی موثر مورد استفاده قرار گیرد.
بحث: این مطالعه نشان می‌دهد که ارزیابی‌های دقیق و جامع، گامی مؤثر در بهینه‌سازی مصرف منابع و حفاظت از محیط‌زیست است. در مجموع، این پژوهش با ارزیابی چندبعدی اثرات محیط‌زیستی، اهمیت مدیریت منابع و اجرای راهکارهای پایدار در دانشگاه‌ها را آشکار کرده و می‌تواند زمینه‌ساز بهبود عملکرد محیط‌زیستی نهادهای آموزشی گردد.

آلودگی خاک

کمینه‌سازی پسماندهای پتروشیمی با استفاده از رویکرد R3: مطالعه موردی در منطقه صنعتی عسلویه، ایران

دوره 2، شماره 58، زمستان 1396، صفحه 17-30

چکیده باوجود گذشت یک دهه از شروع مدیریت پایدار پسماندها با استفاده از رویکرد R3 (کاهش در مبدأ، استفاده مجدد و بازیافت)، تابه‌حال کاربرد این رویکرد در کمینه‌سازی پسماندهای پتروشیمی در ایران به­کار گرفته نشده است. ازاین‌رو در این تحقیق به بررسی کاربرد این رویکرد بر روی پسماندهای تولیدی مجتمع الفین یازدهم منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی پرداخته ‌شده است. نتایج بررسی نشان می‌دهد که در این مجتمع سالانه حدود 265 تن پسماند صنعتی و 408 تن پسماند غیرصنعتی تولید می‌شود که شیوه دفع آن غالباً به‌صورت دفن در لندفیل‌های شهری است. ازاین‌رو پسماندهای تولیدی مجتمع با استفاده از ضرایب درصد وزنی و درجه خطرناکی، امتیازبندی شده و پسماندهایی که امتیاز بیشتر از 8 کسب کرده‌اند به‌عنوان پسماندهای حائز اولویت کمینه‌سازی انتخاب گردیدند. از 11 پسماند حائز اولویت کمینه‌سازی، 7 پسماند جز پسماندهای خطرناک و 4 پسماند جز پسماندهای غیرخطرناک مجتمع هستند. درنهایت راهکارها و روش‌های کمینه‌سازی پسماندهای حائز اولویت کمینه‌سازی ارائه ‌شده است که نشان‌دهنده اولویت بالای روش بازیافت برای پسماندهای تولیدی مجتمع الفین یازدهم است. این مطالعه می‌تواند به‌عنوان مثالی از یک سیستم پایدار کمینه‌سازی پسماند در صنعت پتروشیمی مورد استفاده قرار گیرد.

معرفی چارچوبی برای به کارگیری رهیافت خدمات اکوسیستمی در مدیریت منابع آب

دوره 3، شماره 60، تابستان 1397، صفحه 17-28

اردوان زرندیان

چکیده مفهوم خدمات اکوسیستمی می‌تواند رویکرد ارزشمندی را برای ایجاد پیوند بین انسان و طبیعت و تحلیل برنامه‌های حفاظت و احیای اکوسیستم‌های طبیعی ارائه نماید. علیرغم توجه فزاینده به این مفهوم، کاربرد عملی آن در مدیریت کاربری زمین و منابع آب به دلیل فقدان تعاریف و روش‌های مناسب با چالش‌هایی مواجه است. در این مطالعه با مرور و تحلیل ادبیات علمی موجود، یک چارچوب مفهومی برای ارزیابی و ارزش‌گذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی مرتبط با مدیریت منابع آبی مورد پیشنهاد قرارگرفته است. به‌ویژه در این چارچوب چگونگی تحلیل ارتباطات میان فشارهای انسانی، وضعیت اکولوژیکی و تدارک خدمات اکوسیستمی در نظام‌های آبی موردتوجه است. همچنین فهرستی از انواع شاخص‌های پایداری و کارایی خدمات آبی اکوسیستم با تأکید بر ظرفیت تدارک خدمات، جریان خدمات و منافع اجتماعی آن‌ها که می‌تواند در تعیین کمیت خدمات موردنظر و سنجش تغییرات آن‌ها استفاده شود، ارائه شده است. در پایان ضمن مقایسه دو رویکرد مرسوم مدیریت یکپارچه منابع آب و رویکرد مدیریت اکوسیستمی حوضه‌های آبخیز، دلایل ضرورت الحاق تفکر خدمات اکوسیستمی در مدیریت منابع آب به‌عنوان یک رویکرد نوآورانه در پاسخ به بحران حاکم بر نظام‌های آبی و ازجمله تالاب‌ها تبیین شده است.

اقتصاد محیط زیست

آیا توسعه مالی در ایران سبز است؟ شواهدی جدید از استان‌های ایران

دوره 8، شماره 82، زمستان 1402، صفحه 17-34

https://doi.org/10.22034/envj.2024.416386.1314

مهدیه رضاقلی زاده، یوسف عیسی زاده، پریسا شاهبدینی

چکیده مقدمه: توسعه مالی، فرایندی است که طی آن کمیت و کیفیت و کارایی خدمات واسطه‌گری‌های مالی بهبود می‌یابد. توسعه هر چه بیشتر سیستم مالی، منابع مالی بیشتری برای توسعه تکنولوژی انرژی‌های تجدیدپذیر فراهم می‌کند و در نتیجه با تغییر ترکیب تأمین انرژی و کاهش انتشار آلاینده‌ها می‌تواند اثرات محیط‌زیستی مثبتی داشته باشد. توسعه مالی از طریق تأثیرگذاری بر رشد اقتصادی، جذب سرمایه، افزایش فعالیت‌های صنعتی، کارایی انرژی، نوآوری تکنولوژیک، هزینه‌های سرمایه گذاری در پروژه‌ها، افزایش استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر، تأمین مالی و تخصیص اعتبار برای پروژه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر می‌تواند بر میزان انتشار دی‌اکسیدکربن و کیفیت محیط زیست اثرگذار باشد. اهمیت به‌کارگیری انرژی‌های تجدیدپذیر و کاهش انتشار دی‌اکسیدکربن (CO2) از یک‌سو و نیازمندی پروژه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر به منابع مالی و سرمایه‌گذاری‌های کلان از سوی دیگر، نقش و اهمیت توسعه مالی در میزان آلودگی محیط‌زیست از طریق انتشار دی‌اکسیدکربن را نمایان می کند. بنابراین با توجه به نقش و اهمیت توسعه بخش مالی در میزان انتشار دی‌اکسیدکربن به‌عنوان معیار آلودگی محیط زیست و نظر به اهمیت بررسی این رابطه در سطح استان‌های کشور، پژوهش حاضر، رابطه میان توسعه مالی و انتشار دی‌اکسیدکربن در استان‌های ایران را مورد بررسی قرار داده و در پایان نیز فرضیه محیط‌زیستی کوزنتس را آزمون خواهد نمود.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر با به‌کارگیری روش حداقل مربعات معمولی پویا (DOLS) رابطه میان توسعه مالی و انتشار دی‌اکسید‌کربن در استان‌های ایران را طی دوره زمانی 1400-1388 مورد بررسی قرار داده و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا توسعه مالی در استان‌های ایران سبز است یا خیر؟ به‌منظور بررسی تفاوت موجود در چگونگی رابطه بین توسعه مالی با میزان انتشار دی‌اکسیدکربن در سطح استان‌های کشور، تمامی استان‌ها بر اساس گزارش گروه پژوهشی آمارهای اقتصادی مرکز آمار ایران (1400)، به دو دسته استان‌های توسعه یافته و کمتر توسعه یافته تقسیم شده و مورد بررسی قرار خواهند گرفت. در این پژوهش به منظور بررسی تأثیر توسعه مالی و سایر متغیرهای مستقل بر انتشار دی‌اکسیدکربن، در قالب یک مدل پانل چند متغیره و تجزیه و تحلیل ضرایب، از روش حداقل مربعات معمولی پویا (Dols) استفاده می‌گردد و بدین منظور الگوی زیر لحاظ می­‌گردد:
CO2iti1FDit2GDPit3EIit4URBitit                  (1)
که در آن:  
 :CO2itمیزان انتشار دی ‌اکسید کربن در هر استان
:FDit شاخص ترکیبی توسعه مالی
:GDPit تولید ناخالص داخلی واقعی سرانه استان‌ها
:EIit شدت انرژی
:URBit نرخ شهرنشینی
همچنین در ادامه، بهمنظور آزمون فرضیه کوزنتس در استانهای مورد مطالعه، مدل (1) بهصورت مدل (2) تصریح میگردد:
CO2iti1FDit2FD2it3GDPit4EIit5URBit                                                                   (2)
که در آن:
:FD2it مجذور توسعه مالی میباشد.
نتایج: در هر دو مدل برآورد شده برای هر دو گروه استان‌های کشور، رابطه بین متغیر توسعه مالی و انتشار دی‌اکسیدکربن مثبت و معنی‌دار است. ضرایب برآورد شده برای متغیرهای شدت انرژی، تولید ناخالص داخلی و شهرنشینی در هر دو مدل برآورد شده برای دو گروه استان‌های کشور، رابطه مثبت و معناداری با انتشار دی‌اکسیدکربن دارد. نتایج مدل‌های برآورد شده برای اثبات صحت نظریه کوزنتس در هر دو گروه نشان می‌دهد که توسعه مالی در ابتدا منجر به افزایش انتشار دی‌اکسیدکربن شده و سپس، توسعه بیشتر این بخش منجر به کاهش میزان انتشار دی‌اکسیدکربن می‌گردد. این نتیجه، بیانگر تأیید وجود نظریه محیط‌زیستی کوزنتس در استان‌های مورد مطالعه طی دوره زمانی مورد بررسی می‌باشد.
بحث: نتایج برآورد حاکی از آن است که توسعه مالی در استان‌های ایران موجب افزایش انتشار دی‌اکسیدکربن خواهد شد. همچنین بررسی‌های بیشتر، صحت وجود رابطه کوزنتس در استان‌های ایران را تأیید می‌نماید، بدین معنی که در مراحل اولیه توسعه، تأثیر توسعه مالی بر انتشار دی‌اکسیدکربن مثبت خواهد بود ولی با گذر زمان این رابطه منفی شده و منجر به کاهش انتشار دی‌اکسیدکربن می‌گردد.

آموزش محیط زیست

نیازسنجی آموزش محیط زیستی معلمان هنرستان‌های ‌اهواز

دوره 1، شماره 57، پاییز 1395، صفحه 19-26

چکیده تحقیق حاضر با هدف نیاز سنجی آموزش محیط‌زیستی معلمان هنرستان­های اهواز انجام شد. تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی است. نمونه آماری تحقیق شامل 108 معلم (54 مرد و 54 زن) است که به صورت تصادفی و بر اساس جدول مورگان انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته اطلاعات زیست‌محیطی می­باشد که بر اساس مؤلفه­های شابینا (2009) طراحی شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS انجام شد. جهت بررسی تفاوت معنی­دار بین متغیرها از آزمون t و آنالیز واریانس (ANOVA) و  ارتباط بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که اطلاعات زیست محیطی معلمان مورد مطالعه در حد متوسط و در بخش­های تنوع زیستی، انرژی و منابع طبیعی در حد ضعیف است. نتایج دیگر این تحقیق نشان داد که بین جنسیت معلم و اطلاعات زیست‌محیطی تفاوت معنی­دار وجود ندارد ولی بین رشته تحصیلی و اطلاعات زیست‌محیطی تفاوت معنی­دار وجود دارد. هم­چنین بین تحصیلات و اطلاعات زیست‌محیطی ارتباط وجود ندارد.