پهنه‌بندی خطر وقوع بیابان‌زایی در محیط خاکستری

نوع مقاله : مقاله علمی - پژوهشی

نویسنده

گروه محیط زیست، واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی ، تاکستان، ایران

10.22034/envj.2026.552632.1572
چکیده
چکیده
مقدمه: پدیده مخرب بیابان‌زایی یکی از بحران‌های جدی اکولوژیکی با اثرات گسترده و بلند مدت طبیعی و انسانی است. لذا اقدامات اجرایی در این زمینه باید متکی به شناخت وضعیت فعلی بیابانی شدن اراضی و شدت آن باشد. با توجه به اهمیت کاربردی نقش‌های پهنه‌بندی خطر بیابان‌زایی، علیرغم توسعه فنون و روش‌های کمی در طی سال‌های اخیر، همچنان سعی می‌شود که روش‌هایی با خطای کمتر و ضریب اطمینان بیشتر ارائه گردد. کاربرد منطق خاکستری در حل مسائل تصمیم‌گیری چند معیاره در شرایط نامعین، دارای سه ویژگی سرعت و دقت بیشتر در دستیابی به نتایج و سهولت کاربرد نسبت به مدل های قبلی است، لذا ، این پژوهش با هدف پهنه‌بندی خطر بیابان‌زایی با استفاده از تئوری خاکستری و تلفیق آن با روش تصمیم‌گیری چند شاخصه امتیازی مجموع موزون و به صورت موردی در دشت یزد- خضرآباد طی سال‌های 1402 تا 1403 به انجام رسید.
مواد و روش‌ها: در این روش پس از تعیین اعضاء تیم تصمیم‌گیری تشکیل شده از متخصصان آشنا به منطقه مطالعاتی، شاخص‌های موثر از روش دلفی خاکستری تعیین و ارزش‌دهی شد. به منظور انتخاب این شاخص‌ها سه محور اصلی ارتباط با پدیده بیابان‌زایی، سهولت دسترسی و سهولت به روزآوری در چارچوب دو فاکتور هزینه و زمان مد نظر قرار گرفت. سپس به منظور تهیه چارچوبی مناسب جهت تهیه نقشه پهنه‌بندی آسیب‌پذیری ناشی از فرایند بیابان‌زایی اقدام به تفکیک واحدهای کاری از روش ژئومرفولوژی شد. در ادامه، فرایند تحلیل ترکیبی بر روی داده‌ها صورت گرفت و در نهایت ماتریس تصمیم‌گیری خاکستری موزون حاصل شد، که در چارچوب این ماتریس و با تلفیق روش تصمیم-گیری مجموع موزون و تئوری خاکستری، شاخص‌ها رتبه‌بندی و در محیط Arc Gis، پهنه‌بندی به انجام رسید.
نتایج: مطالعات انجام شده نشان داد که، واحد اراضی کشاورزی کوهستانی (MAG) با ارزش کمی 73/552 و اراضی کشاورزی دشتی (PAG) با ارزش کمی 06/529، به ترتیب در کلاس خیلی شدید یا VII قرار گرفتند که واجد بیشترین پتانسیل بیابان‌زایی می‌باشند و 76/7335 هکتار (35/9 درصد) از کل منطقه مطالعاتی را در برگرفته‌اند. بیابان‌زایی با شدت نسبتاً متوسط (82/29 درصد)، بیشترین سهم را در منطقه مطالعاتی به خود اختصاص داده است که شامل اراضی کوهستانی بدون پوشش گیاهی (BMG)، اراضی دشت سر لخت با پوشش گیاهی (BPPC) و اراضی رسی بدون پوشش گیاهی (BCG) می‌باشند. در عین حال، ارزش کمی بیابان‌زایی برای کل منطقه از مجموع عوامل، 86/395 (کلاس شدید یا VI) به دست آمد.
بحث: مطالعه صورت گرفته نشان از کارایی و سهولت کاربرد منطق خاکستری در ارزیابی شدت بیابان‌زایی داشت. نتایج این پژوهش امکان برنامه‌ریزی را برای به حداقل رساندن بیابان‌زایی در اثر انجام طرح‌های توسعه فراهم می‌سازد و می‌تواند شرایطی را ایجاد کند که با توجه به اولویت‌ها و پهنه‌بندی آسیب‌پذیری منطقه مطالعاتی، تعادل بین طرح‌های توسعه و محیط امکان پذیرگردد. به منظور کاربرد این مدل در مناطق دیگر می‌بایستی به فاکتورهای مؤثر در بیابان‌زایی به عنوان شاخص‌های آسیب‌پذیری به صورت بومی توجه شود و همچنین به نحوه اثرگذاری هر فاکتور بر فرایند فرسایش تاکید شود. در عین حال به دلیل وجود پارامترهای ورودی نامطمئن و مختلف و وجود مقادیری از بی‌دقتی در نتایج حاصل شده اعمال تجزیه و تحلیل حساسیت نسبت به تغییرات پارامترهای ورودی یک نیاز جدی است و لازم است در مطالعات آتی مورد توجه قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 18 بهمن 1404