بررسی اثرات نامتقارن تغییرات اقلیمی بر رشد اقتصادی ایران در چارچوب کلان‌مالی: رویکرد MT-NARDL

نوع مقاله : مقاله علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 اقتصاد، علوم اداری و اقتصادی،دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

10.22034/envj.2026.557780.1580
چکیده
مقدمه:
در سطح جهانی، تغییرات اقلیمی امروزه نه تنها به عنوان یک چالش زیست‌محیطی بلکه به عنوان یک ریسک کلان-مالی ساختاری شناخته می‌شود که از طریق کانال‌های مالی و اقتصادی، فضای سیاست‌گذاری را محدود کرده و مسیر رشد اقتصادی کشورهای آسیب‌پذیر به ویژه ایران را دگرگون می‌سازد. در ادبیات پژوهشی داخلی، تمرکز عمدتاً بر پیامدهای بخشیِ این پدیده بوده و ارتباط سیستماتیک میان ریسک‌های اقلیمی و متغیرهای کلان-مالی به طور جدی مورد غفلت قرار گرفته است. این مطالعه با هدف پر کردن این شکاف مفهومی، به بررسی اثرات نامتقارن و وابسته به رژیمِ تغییرات اقلیمی بر رشد اقتصادی ایران می‌پردازد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر فراتر از تحلیل‌های خطی سنتی رفته و امکان تغییر در جهت و شدت تأثیرات اقلیمی را در شرایط اقتصادی مختلف در نظر می‌گیرد تا بینشی جامع‌تر برای سیاست‌گذاری اقتصادی پایدار فراهم آورد.
مواد و روش‌ها:
در این مطالعه از رویکرد MT-NARDL (رگرسیون با وقفه‌های توزیع‌شده غیرخطی چندآستانه‌ای) استفاده شده است. متغیر وابسته، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سرانه و متغیر توضیحی اصلی، شاخص ND-GAIN به‌عنوان نماینده‌ی آسیب‌پذیری و ظرفیت تطبیق اقلیمی کشور است. با هدف شناسایی اثرات آستانه‌ای، ND-GAIN به چهار رژیم تفکیک شده است: شوک منفی بزرگ (REG1)، شوک منفی کوچک (REG2)، شوک مثبت کوچک (REG3) و شوک مثبت بزرگ (REG4). داده‌های سالانه ایران در دوره‌ی بلندمدت 1995–2023 به همراه متغیرهای کلان-مالی و نهادی شامل نرخ ارز، تورم، اعتبار، تشکیل سرمایه، ارزش معاملات سهام و کارایی دولت به کار گرفته شد. وجود رابطه بلندمدت با آزمون کرانه‌ها تأیید شد و پایداری مدل نیز از طریق آزمون‌های پایداری ضرایب بررسی گردید.
نتایج:
یافته‌ها نشان می‌دهد اثرات اقلیمی بر رشد اقتصادی ایران به‌طور قاطع نامتقارن و وابسته به شدت شوک است. در بلندمدت، 1% افزایش در شوک منفی بزرگ رشد را به‌طور معنادار حدود 29/0 % کاهش می‌دهد، در حالی‌که شوک منفی کوچک اثر بلندمدت معناداری ندارد. در سمت مثبت، شوک مثبت کوچک رشد را حدود 065/0 % و شوک مثبت بزرگ رشد را حدود 42/0 % افزایش می‌دهد. در کوتاه‌مدت نیز، 1% افزایش در شوک منفی بزرگ و منفی کوچک به‌ترتیب رشد را حدود 361/0 % و 098/0 % کاهش می‌دهد. در مقابل، افزایش 1% در شوک مثبت بزرگ رشد را حدود 536/0 % افزایش می‌دهد و شوک مثبت کوچک نیز اثر جاری و وقفه‌دار مثبت نشان می‌دهد (حدود 098/0 % در دوره جاری و 078/0 % با یک وقفه). ضریب تصحیح خطا (7346/0- = CointEq(−1)) نشان می‌دهد حدود ۷3% عدم‌تعادل در هر دوره تعدیل می‌شود. همچنین کنترل‌های کلان-مالی مطابق انتظار عمل می‌کنند: نرخ ارز و تورم اثر کاهنده، و اعتبار و تشکیل سرمایه اثر افزاینده دارند و کارایی دولت نیز اثر مثبت و معنادار بر رشد نشان می‌دهد.
بحث:
برآیند نتایج بیانگر آن است که رابطه اقلیم–رشد در ایران از یک منطق خطی پیروی نمی‌کند و افت‌های شدید اقلیمی می‌توانند به صورت پایدار رشد را تضعیف کنند، درحالی‌که بهبودهای اقلیمی (به ویژه در رژیم‌های مثبت) ظرفیت تقویت رشد را دارند. بنابراین سیاست‌گذاری اقلیمی باید از رویکردهای واکنشی عبور کرده و با ادغام مدیریت ریسک اقلیمی در چارچوب کلان-مالی، بر کاهش آسیب‌پذیری نسبت به شوک‌های منفی بزرگ و تقویت مسیرهای بهبود تاب‌آوری متمرکز شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 22 فروردین 1405