محیط زیست و تجارت بین الملل (رویکرد خودرگرسیون برداری ساختاری SVAR)

نوع مقاله : مقاله علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد ئاحد فیروزکوه

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه

3 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

4 استادیار گروه کسب و کار، دانشکده مدیریت واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

10.22034/envj.2026.532095.1516
چکیده
نوع مقاله : پژوهشی
تاریخچه مقاله:
دریافت:
پذیرش:
کلمات کلیدی:
منحنی زیست محیطی - لجستیک سبز-فرضیه پناهگاه آلودگی - اثر گلخانه ای


چکیده
در دهه‌های اخیر، بررسی ارتباط میان توسعه اقتصادی، گسترش تجارت بین‌الملل و پیامدهای زیست‌محیطی، به‌ویژه انتشار گاز دی‌اکسید کربن (CO₂)، به یکی از موضوعات کلیدی در ادبیات اقتصاد محیط‌زیست تبدیل شده است. دغدغه اصلی کشورها این است که چگونه می‌توان میان رشد اقتصادی و حفظ محیط‌زیست تعادل برقرار کرد و هم‌زمان مسیر توسعه پایدار را نیز دنبال نمود. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از مدل خودرگرسیون برداری ساختاری (SVAR) و استفاده از داده‌های ۳۰ منطقه جغرافیایی جهان طی دوره‌ی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱، به بررسی روابط علّی میان رشد اقتصادی، میزان آزادی تجاری و انتشار CO₂ پرداخته و این تحلیل در قالب دو سناریوی مجزا انجام شده است تا اثر هر یک از متغیرها به‌صورت مستقل ارزیابی گردد. نتایج این بررسی‌ها نشان می‌دهد که تأثیر رشد اقتصادی بر انتشار CO₂ به‌طور میانگین بین ۴۰ تا ۶۰ درصد قوی‌تر از تأثیر تجارت آزاد است. همچنین، واکنش مناطق مختلف جهان به شوک‌های اقتصادی و تجاری از الگوی یکنواختی پیروی نمی‌کند و کاملاً وابسته به ساختار اقتصادی، سطح توسعه و میزان صنعتی‌شدن هر منطقه است. در مناطق توسعه‌یافته مانند اروپا و آسیای مرکزی، شوک‌های مثبت رشد اقتصادی منجر به افزایش قابل‌توجه انتشار CO₂ می‌شوند؛ در حالی‌که در مناطق کمترتوسعه‌یافته مانند کشورهای عضو IDA و جنوب صحرای آفریقا، این اثر بسیار محدود بوده و حتی در برخی موارد از لحاظ آماری معنادار نیست. این یافته‌ها بر وجود تفاوت‌های ساختاری در رابطه میان رشد، تجارت و محیط‌زیست تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری زیست‌محیطی باید متناسب با سطح توسعه‌یافتگی هر منطقه طراحی شود. بر این اساس، اتخاذ سیاست‌های هماهنگ جهانی مانند مالیات بین‌المللی بر کربن، انتقال فناوری‌های پاک، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و استانداردسازی زیست‌محیطی در تجارت جهانی می‌تواند به کنترل انتشار CO₂ در سطح جهانی کمک کند. بنابراین، همکاری بین‌المللی و رویکرد چندجانبه برای مقابله با تغییرات اقلیمی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌شود و باید با اراده سیاسی مستمر و حمایت نهادی همراه گردد.
مواد و روش‌ها
این پژوهش با هدف تحلیل روابط علّی میان تجارت آزاد، رشد اقتصادی و انتشار CO₂، با استفاده از داده‌های معتبر بانک جهانی برای ۳۰ منطقه جغرافیایی جهان در طی دوره زمانی ۲۰۰0 تا ۲۰۲۱ انجام شده است. متغیرهای اصلی این مقاله شامل نسبت تجارت به تولید ناخالص داخلی (شاخص آزادی تجاری), نرخ رشد واقعی تولید ناخالص داخلی و میزان انتشار دی‌اکسید کربن هستند. پیش از تخمین مدل، آزمون‌های ایستایی سری‌های زمانی و تعیین وقفه بهینه براساس معیارهای اطلاعاتی انجام شد. سپس، مدل SVAR در دو سناریو برآورد گردید: در سناریوی نخست، رشد اقتصادی به‌عنوان متغیر علّی اصلی در نظر گرفته شد و در سناریوی دوم، تجارت آزاد نقش علت‌العلل را بر عهده داشت. برای تحلیل پویای واکنش متغیرها به شوک‌ها، از توابع ضربه–واکنش استفاده شد تا رفتار متغیرها در کوتاه‌مدت و بلندمدت بهتر تبیین گردد.
نتایج و بحث
نتایج حاصل از توابع ضربه–واکنش نشان داد که در مناطق توسعه‌یافته، شوک‌های رشد اقتصادی به افزایش محسوس انتشار CO₂ منجر می‌شوند که بیانگر وابستگی شدید این کشورها به صنایع انرژی‌بر است. اما در کشورهای کم‌درآمد، به دلیل سهم بالای بخش کشاورزی، مصرف پایین انرژی و ضعف زیرساخت‌های صنعتی، این رابطه ضعیف و کمتر معنادار است و حتی در برخی مواقع خنثی جلوه می‌کند. همچنین مشخص شد که در مجموع، رشد اقتصادی تأثیر بیشتری نسبت به تجارت آزاد بر آلودگی زیست‌محیطی دارد. بنابراین، توصیه می‌شود سیاست‌های جهانی بر ابزارهایی مانند مالیات کربن، ترویج فناوری‌های پاک، سرمایه‌گذاری سبز و هماهنگ‌سازی مقررات زیست‌محیطی در تجارت بین‌الملل متمرکز شوند تا روند کاهش انتشار آلاینده‌ها تسریع گردد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 29 تیر 1405