مرور سیستماتیک و متاآنالیز بر نقش مقیاس در روابط سیمای سرزمین و خدمات اکوسیستم

نوع مقاله : مقاله علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 گروه مهندسی محیط‌زیست، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران

2 پژوهشگر پسادکتری- گروه مهندسی محیطزیست، دانشکدة منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.

3 دانشیار- گروه مهندسی طبیعت، دانشکدة منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران

10.22034/envj.2026.572890.1612
چکیده
مقدمه: خدمات اکوسیستم به‌عنوان یکی از بنیان‌های تحلیل‌های اکولوژیک و برنامه‌ریزی سرزمین، نقش مهمی در پایداری اکوسیستم‌ها و رفاه انسان دارند. هم‌زمان، الگوهای فضایی سیمای سرزمین چارچوبی فراهم می‌کنند که فرآیندهای اکولوژیک درون اکوسیستم‌ها رخ می‌دهد و تغییر در ساختار لکه‌ها، کریدورها وراهگذارها می‌تواند به‌طور مستقیم بر کیفیت و میزان خدمات اکوسیستم اثر بگذارد. این روابط به‌شدت تحت تأثیر مقیاس است و انتخاب نامناسب مقیاس مکانی، زمانی، دانه‌بندی یا گستره می‌تواند موجب تفسیرهای نادرست و نتایج متناقض شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه یک مرور سیستماتیک و نظام‌مند بر نقش مقیاس در پیوند بین سیمای سرزمین و خدمات اکوسیستم است.
مواد و روش‌ها: در راستای هدف پژوهش، جست‌وجو در پایگاه‌های Scopus، Web of Science و Google Scholar با کلیدواژه‌های مرتبط صورت گرفت و در مجموع حدود ۳۵۰ مقاله شناسایی شد. پس از غربال‌گری و انتخاب بر اساس معیارهای ورود، 89 مقاله مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. داده‌ها در چهار محور اصلی شامل ابعاد مختلف مقیاس، ساختار سیمای سرزمین، رفتار خدمات اکوسیستم در مقیاس‌های متفاوت و ابزارهای چندمقیاسی بررسی شدند.
نتایج: بر اساس نتایج، مقیاس مکانی تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر روابط بین الگوهای سیمای سرزمین و خدمات اکوسیستم دارد. بسیاری از شاخص‌های سیمای سرزمین، مانند تراکم لکه‌ها، نسبت لبه‌ها یا اتصال زیستگاهی، ممکن است در مقیاس‌های مختلف رفتار متفاوتی نشان دهند؛ مسئله‌ای که علت بسیاری از اختلافات پژوهشی را توضیح می‌دهد. علاوه بر این، تأخیرهای زمانی در فرآیندهایی همچون بازسازی زیستگاه، تغییرات پوشش گیاهی یا ذخیره کربن، اهمیت در نظرگرفتن مقیاس زمانی را برجسته می‌کند. مدل‌هایی مانند InVEST، ARIES، LUCI، SWAT و رویکردهای یادگیری ماشین، امکان ارزیابی خدمات در مقیاس‌های متفاوت را فراهم می‌کنند؛ اما حساسیت زیاد آن‌ها نسبت به کیفیت داده‌ها و مقیاس تحلیل، ضرورت توجه به تنظیم مقیاسی و تحلیل حساسیت را آشکار می‌سازد. نتایج همچنین بیان می‌کنند که تعامل الگو– فرآیند– خدمت تنها از طریق رویکردهای چندمقیاسی قابل شناخت است و تحلیل تک‌مقیاسی نمی‌تواند پیچیدگی اکوسیستم‌ها را بازتاب دهد.
بحث: شاخص‌های سیمای سرزمین ابزاری قدرتمند برای پیوند دادن ساختار فضایی با فرآیندهای اکولوژیک و خدمات اکوسیستم هستند. با این حال، حساسیت شدید آن‌ها به مقیاس، کیفیت داده‌ها و روش طبقه‌بندی ایجاب می‌کند که تحلیل‌های چندمقیاسی، آزمون حساسیت و انتخاب صحیح شاخص‌ها بخش ضروری هر مطالعه سیمای سرزمین باشد. ادبیات اخیر به‌ویژه بر این نکته تأکید دارد که بدون توجه به مقیاس، شاخص‌ها می‌توانند منجر به نتایج گمراه‌کننده شوند و باید همواره با درک فرآیندهای اکولوژیک و الگوهای واقعی سیمای سرزمین تعبیر شوند. یافته‌ها بر این نکته تأکید دارند که مقیاس، بنیان اصلی تحلیل خدمات اکوسیستم و مدیریت پایدار سرزمین است. بهره‌گیری از رویکردهای چندمقیاسی، ترکیب داده‌های سنجش‌ از دور، شاخص‌های سیمای سرزمین و مدل‌سازی فرآیندی، راهکاری ضروری برای ارتقاء دقت ارزیابی‌ها و پشتیبانی از تصمیم‌گیری در سطوح مختلف مدیریتی است. در نهایت، درک دقیق پیوند میان الگو–فرآیند–مقیاس و استفاده هم‌زمان از شاخص‌های سیمای سرزمین، مدل‌های فرآیندی و داده‌های سنجش‌ازدور، می‌تواند بنیان تولید دانش کاربردی برای برنامه‌ریزی سرزمین، سیاست‌های مدیریت اکوسیستم و طراحی راهکارهای سازگار با تغییر اقلیم را فراهم کند. این مطالعه پیشنهاد می‌کند که پژوهش‌های آینده بر توسعه چارچوب‌های یکپارچه چندمقیاسی، تبیین روابط میان خدمات در مقیاس‌های مختلف و طراحی سیاست‌های سازگار با پویایی فضایی اکوسیستم‌ها تمرکز کنند. زیرا آینده مدیریت پایدار سرزمین به‌طور مستقیم به میزان موفقیت در فهم و به‌کارگیری «مقیاس» وابسته است

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 29 تیر 1405