اهواز- خیابان شهرداری- بین ناصرخسرو و امیرکبیر جنوبی- پلاک 73
10.22034/envj.2026.582845.1638
چکیده
محیطهای خوری، به عنوان یکی از پیچیدهترین و در عین حال ارزشمندترین اکوسیستمهای آبی، نقش حیاتی در حفظ تنوع زیستی و تأمین منابع شیلاتی ایفا میکنند . این مناطق با بهرهوری اولیه بالا، بستری ضروری برای تکثیر و رشد مراحل اولیه زندگی بسیاری از گونههای آبزی مهم محسوب میشوند خور موسی در شمالغرب خلیج فارس بهعنوان یکی از اکوسیستمهای حساس ساحلی، تحت تأثیر فعالیتهای صنعتی و فاضلاب شهری قرار دارد. فیتوپلانکتونها بهعنوان شاخصهای زیستی مناسب برای پایش کیفیت آب، در این مطالعه برای ارزیابی وضعیت اکولوژیک خور موسی بر اساس ساختار جامعه و شاخصهای تنوع (شانون–وینر، مارگالف، پیلو و سیمپسون) مورد استفاده قرار گرفتند. با توجه به تغییرات و توسعه مستمر فعالیتهای صنعتی و الگوهای تخلیه پساب در منطقه طی سالهای اخیر، پژوهش حاضر با هدف بهروزرسانی اطلاعات مربوط به وضعیت جوامع فیتوپلانکتونی در خوریات صنعتی خور موسی و بررسی الگوی کنونی ساختار و تنوع این جوامع انجام شد. تا اثرات احتمالی فازهای جدید توسعهی صنعتی بر زنجیرهی غذایی پایه مشخص شود. مواد و روشها: در این مطالعه، نمونهبرداری از شش ایستگاه (جعفری، اودله، پاتیل، مرینوس، غزاله و دورق) در دو فصل تابستان و زمستان در سال ۱۴۰۳ انجام شد. پارامترهای فیزیکوشیمیایی (شامل دما، شوری، pH، اکسیژن محلول، کدورت، فسفات و کلروفیل a) و همچنین شناسایی و شمارش فیتوپلانکتونها بررسی شد. شاخصهای تنوع شانون-وینر ، غنای مارگالف، یکنواختی پایلو و سیمپسون محاسبه گردید. نتایج: در مجموع ۲۳ گونه از یک شاخه (Heterokontophyta) شناسایی شد. این یافته نشاندهنده غلبه بسیار شدید دیاتومهها در ترکیب فیتوپلانکتونی منطقه است. راسته Naviculales با ۲۱ درصد بیشترین فراوانی سپس Bacillariales با 18 درصد، Rhizosoleniales با 16 درصد، Fragilariales با 15 درصد، Chaetocerotanae با 14 درصد به عنوان راسته های اصلی در منطقه گزارش شدند. بیشترین تعداد فیتوپلانکتون در فصل زمستان و در خور جعفری (39/309 ± 13225) مشاهده شد و کمترین مقدار در تابستان و خور اودله (29/2 ± 75) ثبت گردید. خور جعفری در فصل زمستان بیشترین مقادیر شاخصهای مارگالف (13/0 ± 14/1) و شانون-وینر (14/0 ± 92/1) را نشان داد. فراوانی فیتوپلانکتونها با غلظت فسفات، اکسیژن محلول و کلروفیل a همبستگی مثبت معنیداری و با دما همبستگی منفی معنیداری نشان داد (P <0/05). نتایج همبستگی و تحلیل مؤلفههای اصلی نشان داد که کلروفیل a و سپس فسفات بیشتری اثر را روی پراکنش فیتوپلانکتون ها داشتند. شاخص شانون-وینر در محدوده 17/1 تا 92/1 قرار داشت که نشاندهنده سطح آلودگی متوسط در تمام خورها بود. بحث: نوسانات فصلی پارامترهای محیطی، به ویژه کاهش دما و افزایش مواد مغذی در زمستان، عامل اصلی افزایش فراوانی فیتوپلانکتونها به ویژه دیاتومهها بود. بیشترین فراوانی و تنوع گونهای مربوط به خور جعفری بود که نشاندهندهی شرایط پایدارتر در این منطقه است. در مقابل، خور اودله با کمترین شاخصهای تنوع و غنا همراه بود که احتمالاً تحت تأثیر غلظت بالای مواد مغذی ناشی از تخلیهی پسابهای صنایع مجاور قرار داشته است. مقادیر شاخص شانون- وینر در محدوده 17/1 تا 92/1 حاکی از تأثیرات متوسط فعالیتهای انسانی بر اکوسیستم بود. به طور کلی، منطقه مورد مطالعه در شرایط استرس متوسط اکولوژیک قرار داشته و نیازمند پایش مستمر و مدیریت زیستمحیطی است. نتایج این پژوهش میتواند درک بهتری از شرایط اکولوژیک منطقه فراهم کرده و راهنمایی مؤثری برای مدیریت شیلاتی و برنامهریزیهای محیطزیستی ارائه دهد.