واکاوی سناریوهای توسعه جمعیتی و پایداری منابع طبیعی با بهره‌گیری از سیستم دینامیک: در چارچوب همبست آب-غذا-انرژی-محیط زیست

نوع مقاله : مقاله علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 گروه مدیریت و توسعه روستایی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهرکرد

2 گروه مدیریت و توسعه روستایی دانشگاه شهرکرد

10.22034/envj.2026.584269.1640
چکیده
چکیده
مقدمه: در مناطق مستعد خشکسالی و با محدودیت منابع طبیعی، مدیریت همزمان منابع آب، غذا، انرژی و محیط زیست یه یک چالش پیچیده سیستمی تبدیل شده است. رویکردهای سنتی و تک‌بخشی به دلیل غفلت از وابستگی‌های متقابل در یک سیستم و نادیده گرفتن ماهیت غیرخطیِ بده‌بستان‌ها، اغلب در دستیابی به پایداری بلندمدت با شکست مواجه می‌شوند. لذا، درک علمی از رفتار همبست آب-غذا-انرژی-محیط زیست (WEFE)، برای تدوین سیاست‌های بهینه و تاب‌آور ضروری است. این پژوهش با هدف تحلیل تعاملات بلندمدت و ارزیابی اثرات سناریوهای مختلف در قالب یک رویکرد یکپارچه، به شبیه سازی رفتار سیستم همبست WEFE در شهرستان لردگان می‌پردازد. با توجه به فشار فزآینده جمعیت، این مطالعه نقش تعدیل کننده سیاست‌های جمعیتی و مدیریت منابع را در ارتقای تاب آوری سیستم بررسی می‌کند.
مواد و روش: در این پژوهش از روش سیستم دینامیک (System Dynamics) برای مدلسازی پیچیدگی‌های تعاملی متغیرهای کلیدی شامل جمعیت، تقاضای غذا، تقاضای آب و انرژی، سطح زیرکشت، پوشش جنگلی و انتشار گازهای گلخانه‌ای استفاده شد. این رویکرد به دلیل توانایی در بازنمایی تعاملات درون‌زا و غیرخطی میان مؤلفه‌ها، از طریق مفاهیم بنیادین بازخورد، ذخیره-جریان و تأخیرهای زمانی، امکان شبیه‌سازی رفتارهای پیچیده و ساخت مدلی نزدیک به واقعیت را فراهم می‌آورد که برای مدیریت سامانه‌های چندگانه و درهم‌تنیده بسیار کارآمد است. افق شبیه سازی در این مطالعه از سال 1395 الی 1420 در نظر گرفته شد. سناریوهای اصلی نیز بصورت سه سناریو جمعیتی بر اساس پیش بینی‌های مرکز آمار ایران و سناریوهای مدیریت آب و انرژی و ترکیب آن‌ها طراحی گردید.
نتایج و بحث: نتایج نشان داد که تحت سناریو پایه (نرخ رشد 1/15 درصد)، تقاضای غذا، آب و انرژی به ترتیب به 82060 تن، 279/72 میلیون مترمکعب، 0/833 میلیون بشکه نفت خام در سال 1420 خواهد رسید. اعمال سیاست‌های کنترل جمعیت (به ویژه سناریوی دوم) با کاهش سطح زیرکشت و پوشش جنگلی، تقاضای منابع و انتشار گازهای گلخانه‌ای را به‌طور قابل‌توجهی تعدیل می‌کند. با این حال، یافته‌ها حاکی از آن است که مدیریت صرفاً جمعیتی برای پایداری همبست کافی نیست. در مقایسه سیاست‌های تک‌بخشی، سناریوی مدیریت انرژی منجر به کاهش 16/3 درصدی تقاضای انرژی (به 0/678 میلیون بشکه) و سناریوی مدیریت آب منجر به کاهش ۴۹ درصدی تقاضا آب (به 138/37 میلیون مترمکعب) گردید. در نهایت، سناریوی یکپارچه (ترکیبی) با ثبت کمترین میزان تقاضای انرژی (0/676 میلیون بشکه) و کمترین انتشار گازهای گلخانه‌ای (1/952 کیلوتن)، کارآمدترین استراتژی برای مهار تقاضا و کاهش ردپای کربن معرفی شد که نشان‌دهنده ضرورت گذار به سمت مدیریت هم‌افزای منابع است.
نتیجه گیری: یافته‌های این مطالعه تأیید می‌کند که تنها با اجرای همزمان سیاست‌های مدیریت تقاضای انرژی و ارتقای بهره‌وری آب، می‌توان به پایداری در مثلث آب-غذا-انرژی دست یافت. نتایج نشان داد که مدیریت صرفاً جمعیتی برای مهار فشار بر منابع کافی نیست و لزوم هم‌سوسازی سیاست‌های جمعیتی با برنامه‌های توسعه کشاورزی و منطقه‌ای احساس می‌شود. لذا پیشنهاد می‌گردد با به‌کارگیری چارچوب مدیریت یکپارچه منابع و تمرکز بر کشاورزی هوشمند و مقاوم به خشکی، سیاست‌های انرژی و آب در قالب یک رویکرد حکمرانی همبست ادغام شوند. این پژوهش با ارائه یک مدل پویایی سیستم، مسیری عملیاتی برای سیاست‌گذاران جهت مدیریت تضادهای بخشی و حرکت به سوی توسعه پایدار ارائه می‌دهد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 05 مهر 1405