زیرساخت‌های سبز: راهبردی برای تاب‌آوری شهری با نگاهی بر تجارب آمایش سرزمین (مطالعه موردی: استان آذربایجان غربی)

نوع مقاله : مقاله علمی - پژوهشی

نویسنده

گروه مهندسی عمران، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه ارومیه، ایران

10.22034/envj.2026.592189.1659
چکیده
مقدمه: پیامدهای شهرنشینی شتابان و گسترش سطوح نفوذناپذیر، شامل اختلال چرخه‌ طبیعی هیدرولوژی، افزایش سیلاب‌های ناگهانی، توسعه جزایر گرمایی در شهرها، آلودگی منابع آب و هوا، کاهش تنوع زیستی و افت شاخص‏های عملکردی شهرها هستند. با رشد روزافزون جمعیت مناطق شهری، مفهوم زیرساخت سبز به عنوان یک رویکرد جدید در مهندسی عمران و مدیریت شهری مطرح شده است. این رویکرد سعی دارد با ترکیب فضاهای طبیعی و سازه‌های مهندسی، ضمن تأمین نیازهای زیرساختی، کارکردهای اکوسیستمی را نیز حفظ کند. نظر به وجود پتانسیل بالای این رویکرد، این مقاله با هدف تدوین چارچوبی اجرایی برای مناطق نیمه‌خشک، یافته‌های مطالعه جامع آمایش سرزمین در استان آذربایجان غربی را با اصول طراحی زیرساخت سبز تلفیق می‌کند.
مواد و روش‌ها: این پژوهش با تاکید بر تحلیل فضایی مبتنی بر اسناد رسمی آمایش سرزمین، دیدگاه‌های مهندسی (طراحی سازه‌ای، هیدرولوژی، مدیریت محیط‌زیست) را با برنامه‌ریزی فضایی ترکیب نموده است. مطالعه موردی بر استان آذربایجان غربی متمرکز است که با چالش‌های بحران دریاچه ارومیه، عدم تعادل‌های فضایی-اقتصادی، رشد ناموزون شهری و انزوای کریدوری مواجه است. تحلیل آمایش استان، ساختار فضایی، الگوهای توزیع سکونتگاه‌ها، وضعیت منابع آب، تعارضات کاربری اراضی و مؤلفه‌های فنی زیرساخت سبز شامل سطوح نفوذپذیر، باغ‌های بارانی، بام‌های سبز و آبخوان‌های مصنوعی به‌صورت نظام‌مند ارزیابی شده‌اند و هر مؤلفه برای قابلیت اجرا در اقلیم نیمه‌خشک استان با محدودیت منابع آب و ویژگی‏های منطقه‏ای سنجش شده است.
نتایج: تحلیل آمایش نشان می‌دهد ساختار فضایی استان، متأثر از توپوگرافی و شبکه هیدروگرافی، به تمرکز سکونتگاه‌ها در دشت‌های حاصلخیز و برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی با کسری مخزن بحرانی در دشت‌های خوی (۱۱ میلیون مترمکعب)، ارومیه و میاندوآب انجامیده است. استان با تعادل اقتصادی پایین و انزوای کریدوری با دو گسست ساختاری به سه پهنه شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم شده است. سیستم‌های زیرساخت سبز نه تنها جایگزین زیرساخت‌های خاکستری نیستند، بلکه به‌عنوان مکمل، تاب‌آوری شهری را ارتقا می‌دهند. بر اساس مدل‌های مفهومی و مطالعات در مناطق با اقلیم مشابه، پیاده‌سازی ترکیبی باغ‌های بارانی و سطوح نفوذپذیر در زیرحوضه‌های بحرانی، می‏تواند حجم رواناب را به طور قلیب توجهی کاهش ‌دهد. راهکارهای تطبیقی شامل استفاده از سطوح نفوذپذیر با زهکش زیرسطحی در خاک‌های رسی، آبیاری باغ‌های بارانی با آب‌های خاکستری و گیاهان شوری‏پسند است. شواهد بین‌المللی کاهش رواناب تا ۸۸ درصد (بام‌های سبز-آبی) و کاهش دبی اوج تا ۴۰ درصد (روسازی نفوذپذیر) را نشان می‌دهد.
بحث: تحلیل فضایی نشان می‌دهد زیرساخت سبز کارکردهای متمایزی در سه پهنه استان دارد: پهنه‌های شمالی و جنوبی نیازمند مداخلات ارتباط‌دهنده (کریدورهای سبز و احیای مسیرهای آبی) و پهنه مرکزی نیازمند مداخلات جذب‌کننده (آبخوان‌های مصنوعی، باغ‌های بارانی و سطوح نفوذپذیر) است. این تمایز فضایی، نوآوری قابل توجهی در مطالعات منطقه‏ای محسوب می‌شود. چالش‌های اجرایی در ایران شامل پراکندگی نهادی، نظام مناقصه مبتنی بر کمترین هزینه، تنش آبی و ضعف سرمایه اجتماعی است. از آنجا که زیرساخت سبز به‌عنوان سیستم غیرمتمرکز به همکاری مستمر شهروندان وابسته است، چارچوب راهبردی پیشنهادی چهار بعد را ترکیب می‌کند: یکپارچگی نهادی با مشارکت اجتماعی، مدیریت کارآمد آب، طراحی بومی و پایش مستمر با اینترنت اشیا. در این راستا، توصیه‌های سیاستی می‏توانند شامل تشکیل کمیته فنی مشترک در استانداری، اجرای پروژه‌های پایلوت، بازنگری آموزشی و راه‌اندازی پویش‌های مشارکتی باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 11 مهر 1405