تغییر اقلیم و پیامدهای بوم‌شناختی: گسترش بالقوه و خطر تهاجم بلبل خرما (Pycnonotus leucotis) در ایران

نوع مقاله : مقاله علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم و مهندسی محیط ‌زیست، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران

2 گروه علوم و مهندسی محیط زیست. دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران

10.22034/envj.2026.578701.1622
چکیده
مقدمه: تغییر اقلیم به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی قرن حاضر، با تغییر در شرایط دما و بارش، موجب جابه‌جایی دامنه‌های جغرافیایی، تغییر در فراوانی جمعیت‌ها و در مواردی افزایش خطر انقراض گونه‌ها شده است. در حالی که بسیاری از گونه‌ها با کاهش زیستگاه‌های مطلوب مواجه می‌شوند، برخی دیگر به‌ویژه گونه‌های سازگار با شرایط گرم و خشک، می‌توانند از این تغییرات منتفع شده و دامنه پراکنش خود را به نواحی جدید گسترش دهند. این گسترش می‌تواند پیامدهای اکولوژیکی قابل‌توجهی به‌دنبال داشته باشد، به‌ویژه زمانی که گونه وارد زیستگاه‌های جدید شده و به‌عنوان یک گونه مهاجم عمل کند. بلبل خرما (Pycnonotus leucotis) گونه‌ای سازگار با اقلیم‌های گرمسیری و نیمه‌گرمسیری است که در سال‌های اخیر حضور آن در عرض‌های جغرافیایی بالاتر و نواحی شمالی ایران گزارش شده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، مدل‌سازی پراکنش کنونی این گونه و پیش‌بینی تغییرات آتی زیستگاه آن در ایران تحت سناریوهای مختلف تغییر اقلیم و بررسی پتانسیل آن برای تبدیل شدن به یک گونه مهاجم در نواحی جدید، به‌ویژه شمال کشور است.
مواد و روش‌ها: در این پژوهش، برای مدل‌سازی زمان حال، لایه‌های اقلیمی پایه با دوره مرجع 1970 تا 2000 تهیه شد و تلاش شد داده‌های حضور نیز از نظر زمانی، منطبق با همین بازه باشند. از 566 نقطه حضور ثبت‌شده بلبل خرما مربوط به بازه 1970 تا 2005، پس از پالایش، حذف داده‌های تکراری و ترقیق مکانی، 384 نقطه برای مدل‌سازی استفاده شد. همچنین از میان 19 متغیر زیست‌اقلیمی، پس از بررسی همبستگی و حذف متغیرهای همبسته، تعداد نه متغیر مستقل به‌عنوان ورودی مدل انتخاب گردید. مدل‌سازی پراکنش گونه با استفاده از الگوریتم حداکثر آنتروپی (MaxEnt) انجام شد که یکی از روش‌های دقیق و پرکاربرد در پیش‌بینی توزیع گونه‌ها بر اساس داده‌های حضور است. به‌منظور پیش‌بینی شرایط آینده، از داده‌های اقلیمی مدل گردش عمومی BCC-CSM2-MR تحت دو سناریوی اقلیمی خوش‌بینانه (SSP1-2.6) و بدبینانه (SSP5-8.5) در دو افق زمانی 2050 و 2070 استفاده شد. ارزیابی عملکرد مدل با استفاده از شاخص سطح زیر منحنی (AUC) ROC صورت گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که مدل از دقت بسیار بالایی برخوردار است (96/0 = AUC) و قادر به پیش‌بینی مناسب پراکنش گونه می‌باشد. تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که متغیرهای دمایی، به‌ویژه میانگین دمای گرم‌ترین فصل سال (bio10) و میانگین دمای سردترین فصل سال (bio11)، مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده پراکنش بلبل خرما در شرایط کنونی هستند. پیش‌بینی‌های انجام‌شده برای افق‌های زمانی آینده نشان داد که تحت هر دو سناریوی اقلیمی، زیستگاه‌های مناسب برای این گونه به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته و به سمت عرض‌های جغرافیایی بالاتر، به‌ویژه نواحی شمالی و شمال‌شرقی ایران، گسترش می‌یابند. بیشترین میزان گسترش زیستگاه در سال 2070 و تحت سناریوی خوش‌بینانه SSP1-2.6 مشاهده شد. همچنین نتایج نشان داد که در افق‌های آینده، نقش متغیرهای بارشی در تعیین مرزهای پراکنش گونه نسبت به شرایط فعلی افزایش خواهد یافت که بیانگر تغییر در عوامل محدودکننده زیستگاه است.
بحث: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که بلبل خرما برخلاف بسیاری از گونه‌ها که در اثر تغییر اقلیم با کاهش زیستگاه مواجه می‌شوند، از گرمایش جهانی منتفع شده و توانایی گسترش دامنه پراکنش خود را دارد. این الگوی گسترش، به‌ویژه در جهت عرض‌های جغرافیایی بالاتر، می‌تواند پیامدهای مهمی برای اکوسیستم‌های بومی ایران به‌همراه داشته باشد. ورود این گونه به زیستگاه‌های جدید، احتمال رقابت با گونه‌های بومی، تغییر در ساختار جوامع پرندگان و بروز خسارات بالقوه در بخش کشاورزی را افزایش می‌دهد. بنابراین، بلبل خرما می‌تواند به‌عنوان یک گونه با پتانسیل تهاجمی در نواحی شمالی ایران مطرح شود. بر این اساس، پایش مستمر جمعیت‌های در حال گسترش، شناسایی مناطق پرخطر و تدوین راهبردهای مدیریتی پیشگیرانه برای کاهش اثرات منفی احتمالی این گونه، از اهمیت بالایی برخوردار است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 02 آبان 1405