توسعه مدل مفهومی الزامات و توانمندسازهای استقرار اقتصاد چرخشی هوشمند در صنعت فولاد

نوع مقاله : مقاله علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار، دانشکده علوم مالی، مدیریت و کارآفرینی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

2 دانشیار گروه مدیریت بازگانی، دانشکده علوم مالی، مدیریت و کارآفرینی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.

3 دانشیارگروه مدیریت کسب و کار، دانشکده علوم مالی، مدیریت و کارآفرینی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران. رایا‌نامه:

10.22034/envj.2026.585913.1644
چکیده
مقدمه: اقتصاد چرخشی هوشمند رویکردی نوین است که با بهره‌گیری از فناوری‌های هوشمند و دیجیتال، به دنبال افزایش بهره‌وری منابع، کاهش مصرف مواد اولیه و حداقل‌سازی تولید پسماند و آلاینده‌ها است. این رویکرد از طریق راهکارهایی مانند استفاده مجدد، تعمیر، بازتولید و بازیافت محصولات، ضمن ارتقای پایداری زیست‌محیطی، زمینه کاهش هزینه‌ها، افزایش تاب‌آوری سازمان‌ها، توسعه نوآوری، ایجاد فرصت‌های شغلی و هم‌سویی رشد اقتصادی با اهداف توسعه پایدار را فراهم می‌سازد. با وجود اهمیت فزاینده این مفهوم، پژوهش‌های محدودی به شناسایی و اولویت‌بندی الزامات و توانمندسازهای آن پرداخته‌اند. این خلأ پژوهشی به‌ویژه در صنایع انرژی‌بر، از جمله صنعت فولاد ایران، محسوس است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی الزامات و توانمندسازهای استقرار اقتصاد چرخشی هوشمند در صنعت فولاد انجام شده است.
مواد و روش: این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) انجام شد. در مرحله کیفی، از روش تحلیل مضمون برای شناسایی و استخراج الزامات و توانمندسازهای استقرار اقتصاد چرخشی هوشمند در صنعت فولاد استفاده گردید و در مرحله کمی، روابط و میزان تأثیرگذاری متقابل این الزامات با استفاده از نقشه شناختی فازی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش را خبرگان و متخصصان صنعت فولاد تشکیل دادند. داده‌های مورد نیاز در بخش کیفی از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمی با استفاده از پرسش‌نامه گردآوری شد. فرایند نمونه‌گیری و انجام مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت و در نهایت، پس از انجام 14 مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد.
نتایج: تحلیل و کدگذاری داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها منجر به استخراج 61 مضمون پایه شد که پس از ادغام و طبقه‌بندی مفهومی، در قالب 13 مضمون سازمان‌دهنده و 5 مضمون فراگیر سامان‌دهی شدند. در ادامه، نتایج تحلیل نقشه شناختی فازی، ضمن تبیین روابط علّی میان این عوامل، آن‌ها را بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری در سه گروه اثرگذار، اثرپذیر و معمولی دسته‌بندی کرد. بررسی شاخص‌های مرکزی نشان داد که «مقررات زیست‌محیطی و نظارتی»، «سیاست‌گذاری حمایتی و تسهیل‌گری» و «رهبری تحول‌آفرین و باور مدیریتی» مهم‌ترین عوامل اثرگذار هستند. این مؤلفه‌ها به‌عنوان پیشران‌های اصلی سیستم، جهت‌گیری و سرعت گذار به اقتصاد چرخشی هوشمند را تعیین می‌کنند. در مقابل، «توسعه بازار و سودآوری» و «بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها» در زمره عوامل اثرپذیر قرار گرفتند که بیشتر به‌عنوان پیامدها و نتایج نهایی عملکرد سایر اجزای سیستم ظاهر می‌شوند. همچنین، بخش عمده ساختار سیستم را عوامل واسطی نظیر «چابکی و بهینه‌سازی ساختار»، «طراحی کسب‌وکار چرخشی»، «هوشمندسازی و تحول دیجیتال»، «توسعه فناوری‌ها و زیرساخت‌های سبز»، «سرمایه‌گذاری و توجیه اقتصادی»، «توسعه منابع انسانی متخصص»، «سیستم‌های انگیزشی مناسب» و «فرهنگ‌سازی و همکاری‌های جمعی» تشکیل می‌دهند که نقش پیونددهنده میان سایر ابعاد دارد.
بحث: الزامات استقرار اقتصاد چرخشی هوشمند در صنعت فولاد در چند سطح ساختاری، فناورانه، حکمرانی، اقتصادی و انسانی قابل تبیین است. در سطح سازمانی، چابکی و بهینه‌سازی ساختار و حرکت به‌سوی طراحی کسب‌وکار چرخشی از طریق کاهش لایه‌های تصمیم‌گیری، ایجاد تیم‌های بین‌وظیفه‌ای و توسعه ساختارهای شبکه‌ای، بستر لازم برای یادگیری و نوآوری را فراهم می‌کند. در بعد فناورانه، هوشمندسازی و تحول دیجیتال مبتنی بر اینترنت اشیاء، کلان‌داده و هوش مصنوعی، همراه با توسعه فناوری‌ها و زیرساخت‌های سبز، نقش محوری در بهینه‌سازی منابع و کاهش آلاینده‌ها دارد. در سطح حکمرانی، مقررات زیست‌محیطی سخت‌گیرانه و سیاست‌گذاری حمایتی با ایجاد استانداردهای الزام‌آور، مشوق‌های مالی و سازوکارهای نظارتی هوشمند، مسیر گذار را تسهیل می‌کند. همچنین در حوزه سرمایه انسانی، توسعه مهارت‌ها، نظام‌های انگیزشی و فرهنگ‌سازی، به همراه رهبری تحول‌آفرین، نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت اجرای اقتصاد چرخشی هوشمند دارند. در مجموع، هم‌افزایی این ابعاد می‌تواند گذار صنعت فولاد به سمت پایداری و کارایی بالاتر را تضمین کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 02 آبان 1405