آینده پژوهی تأمین مالی پایدار در صنعت آب و فاضلاب ایران
دوره 10، شماره 90، زمستان 1404، صفحه 62-80
https://doi.org/10.22034/envj.2025.480678.1418
نرگس سرلک، محمدحسن ملکی، منیژه رامشه، فریبا فقیهی فرد
چکیده مقدمه: آب منبع طبیعی ضروری است که چشماندازهای منطقهای را شکل میدهد و برای کارکرد اکوسیستمها و زندگی مطلوب انسانی بسیار حیاتی میباشد. حفظ این منبع مهم و عامل حیات بشر، نیازمند برنامهریزی پایدار و باثبات و همچنین تأمین مالی پایدار در صنعت آب و فاضلاب است. از اینرو پژوهش حاضر بهدنبال شناسایی پیشرانهای کلیدی اثرگذار بر تأمین مالی پایدار در صنعت آب و فاضلاب است.
مواد و روشها: مطالعه از حیث هدف، اکتشافی و از بعد جهتگیری، کاربردی میباشد. جمعآوری دادهها میدانی و کتابخانهای و از نظر منطق قیاسی و استقرایی میباشد. روششناسی کمی است. در این تحقیق از تکنیک دلفی فازی برای غربال اولیه پیشرانها و در مرحله بعد از تکنیک ایداس برای رتبهبندی پیشرانهای غربال شده استفاده شده است. جامعهی نظری تحقیق حاضر شامل مدیران و کارشناسان صنعت آب و فاضلاب میباشد. پس از شناسایی و رتبهبندی پیشرانها، سناریوهای پژوهش با استفاده از دو پیشران اصلی که حائز بالاترین رتبه بر اساس تکنیک ایداس بودند، طراحی شدند. بر این اساس چهار سناریو طراحی شد. سپس برای شناسایی سناریوی محتمل از تکنیک مارکوس استفاده شد.
نتایج: با مطالعه پیشینه پژوهش و مصاحبه با خبرگان، 25 پیشران استخراج شد. سپس با روش دلفی فازی این پیشرانها پایش شدند. در این مرحله 17 پیشران که عدد دیفازی آنها از 6/0 کمتر بوده است، از محاسبات حذف شده و 8 عامل برای استخراج مدل اثرگذاری پیشرانها گزینش شدند. 8 پیشران کلیدی پژوهش عبارتند از شیوه امکان سنجی پروژههای صنعت آب و فاضلاب، میزان شفافیت پروژههای صنعت آب و فاضلاب، الزامات قانونی گزارشات پایداری در صنعت آب و فاضلاب، سیاستهای حاکم بر پروژههای انتقال و توزیع آب در کشور، تنوع روشهای تأمین مالی در کشور، قیمتگذاری آب، توسعهی اوراق مالی سبز، سیاستهای ارزیابی فناوریهای مورداستفاده در پروژههای تصفیهی آب و فاضلاب. در ادامه پیشرانهای غربال شده، با استفاده از تکنیک ایداس به وسیلهی شاخصهای میزان قطعیت، شدت اهمیت و میزان تخصص خبرگان رتبهبندی شدند. از بین این سه شاخص، شاخص شدت اهمیت و تخصص خبرگان، اثر مثبت و شاخص میزان قطعیت اثر منفی دارند. در این مرحله با استفاده از تکینک رتبهبندی ایداس، دو پیشران الزامات قانونی گزارشات پایداری و تنوع روشهای تأمین مالی بعنوان پیشرانهای کلیدی شناسایی شدند. سپس با استفاده از این دو پیشران چهار سناریو تدوین شد. استفاده از تکنیک مارکوس نشان داد محتملترین سناریو برای آینده تامین مالی پایدار در صنعت آب و فاضلاب ایرانی، سناریوی چهارم است. این سناریو بدبینانهترین سناریوی تدوین شده است. بر اساس این سناریو، الزامات قانونی گزارشات پایداری و تنوع روشهای تأمین مالی در آینده در وضعیت نامناسبی قرار خواهند داشت.
بحث: سناریوی محتمل، بدبینانهترین حالت ممکن است که از وضعیت نامناسب دو پیشران کلیدی الزامات قانونی گزارشات پایداری و تنوع روشهای تأمین مالی ناشی میشود. اولین پیشران، الزامات قانونی گزارشات پایداری است که بهطور فزایندهای در سطح جهانی اهمیت پیدا کرده است. در این سناریو، پیشبینی میشود که قوانین مرتبط با گزارشات پایداری در صنعت آب و فاضلاب بهطور مؤثر پیادهسازی نشوند یا با چالشهای جدی در تطابق مواجه شوند. این امر میتواند منجر به کاهش شفافیت در پروژهها و به تبع آن، کاهش اعتماد عمومی و سرمایهگذاران به این صنعت گردد. دومین پیشران، تنوع روشهای تأمین مالی است. در سناریوی چهارم، کاهش تنوع منابع مالی و محدود شدن دسترسی به روشهای نوین تأمین مالی، مانند اوراق مالی سبز و سایر ابزارهای مالی پایدار، بهطور جدی به منابع مالی این صنعت آسیب میزند. این وضعیت میتواند رشد و توسعه پروژههای آب و فاضلاب را بهویژه در مناطق کمبود منابع، با چالشهای قابل توجهی مواجه کند. به همین دلیل، تقویت این دو پیشران بهعنوان اولویتهای اساسی برای جلوگیری از سناریوی بدبینانه ضروری است.
آینده پژوهی سرمایه گذاری در پروژه های انرژی پاک در ایران
دوره 8، شماره 80، تابستان 1402، صفحه 90-108
https://doi.org/10.22034/envj.2023.408280.1301
محمدحسن ملکی، منیژه رامشه، سمانه اقدمی، ابراهیم جواهری زاده
چکیده مقدمه: فجایع محیطزیستی، فشار ذینفعان و روندهای جهانی باعث شده تا بحث انرژیهای نو و کسبوکارهای این حوزه مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد. در ایران مسأله تحریمها، وابستگی صنایع به سوختهای فسیلی و ذهنیت سنتی مدیران اجازه رشد و توسعه قابل توجه به انرژیهای پاک را نداده است. بدون شک توسعه در این حوزه نیازمند شناخت درست آینده و برنامهریزی اصولی است. بدون توجه به تأمین مالی که یکی از مهمترین چالشهای توسعه هر کسبوکاری است، امکان ادامه فعالیت وجود نخواهد داشت. به همین خاطر پژوهش حاضر پیشرانها و سناریوهای سرمایهگذاری در حوزه انرژیهای پاک را شناسایی و گزارش کرده است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر از نظر فلسفه، پراگماتیسم؛ از منظر جهتگیری، کاربردی؛ از بعد هدف، اکتشافی و از جهت روششناسی، آمیخته است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان حوزه انرژی پاک و تأمین مالی هستند. با استفاده از نمونهگیری قضاوتی از 15 نفر از مدیران شاغل در انجمن انرژیهای تجدیدپذیر ایران، انجمن انرژی ایران، سازمان حفاظت از محیط زیست و اساتید دانشگاه در حوزههای مربوط استفاده شده است. پژوهش در پنج گام انجام شده است. در گام اول، پیشرانهای کلیدی از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان شناسایی شدند. در گام دوم، پیشرانها از طریق پرسشنامه خبرهسنجی و به کارگیری روش دلفی فازی غربال شدند. در گام سوم، پیشرانهای غربال شده از طریق پرسشنامه اثرسنجی و به کارگیری روش دیمتل فازی تحلیل شده و پیشرانهای نهایی بر مبنای درجه اثرگذاری شناسایی شدند. در گام چهارم سناریوهای باورپذیر با استفاده از ابزار تعاریف ریشهای، تدوین شدند. در پایان سناریوی محتمل با تکنیک کداس شناسایی و نتایج پژوهش تدوین شد.
نتایج: با مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان، 24 پیشران استخراج شد. با استفاده از روش دلفی فازی، 12 پیشران حذف و 12 پیشران که دارای عدد دیفازی بالاتر از حد آستانه (7/0) بودند، برای ادامه تحلیل گزینش شدند. سپس با تکنیک دیمتل فازی دو پیشران قوانین مربوط به حوزه انرژی و نگاه دولتمردان به ضرورت ورود به حوزه انرژیهای پاک واجد بیشترین اثرگذاری شناسایی شده و برای پرورش سناریوها مناسب ارزیابی شدند. در گام بعد بر مبنای این دو پیشران، چهار سناریوی زندان روح، کامیار، فرهنگ ایدهکش و ساختار زهراگین پرورش یافتند. سناریوی زندان روح آینده بدبینانه و سناریو کامیار بهترین آینده در حوزه سرمایهگذاری در انرژیهای پاک را ترسیم میکند. سپس با استفاده از تکنیک کداس، سناریوی زندان روح به عنوان محتملترین سناریو انتخاب شد.
بحث: سیاستگذاران باید تلاش کنند تا به جای تحقق سناریوی زندان روح که اتفاقاً بدترین سناریو هم هست، سناریو ایدئال کامیار رخ دهد. برای این منظور قوانین و سیاستهایی باید وضع شود که فضای کسبوکار در حوزه انرژی پاک را بهبود دهد. چنین قوانینی باید ضمن افزایش سرمایه داخلی، موانع جذب سرمایه خارجی را رفع نماید. این قوانین باید انتقال فناوریهای پیشرفته را از طریق حمایتهای مالی و مالیاتی ممکن سازد. نگاه دولتمردان به ضرورت ورود به انرژی پاک به عنوان دومین پیشران بااهمیت، ریشه فرهنگی دارد و از ناآگاهی مدیران نسبت به انرژیهای پاک و مزیتهای آن در فضای کسبوکار نشات میگیرد. به همین خاطر دانشگاهها، مراکز پژوهشی، رسانههای اجتماعی، نهادهای غیردولتی حامی محیط زیست، تحولات جهانی و منطقهای و فاجعههای محیط زیستی نقشی مهم در تغییر این نگرش دارند. در ایران به دلیل اینکه مدیران در لحظات پایانی و به اجبار به استقبال تغییر میروند، تغییر ناگهانی بوده و هزینههای فزایندهای دارد. در این زمینه بدون انجام کار فرهنگی فراگیر و خودجوش انتظار تغییر سخت است. فرهنگسازی نقشی مهم در اقبال مردم به محصولات سبز دارند. بعلاوه تغییر نگرش مدیران میتواند منجر به تسهیل تأمین مالی به عنوان یک چالش کلیدی در حوزه انرژیهای پاک باشد.