نابرابری ثروت و چالش‌های زیست‌محیطی: ارزیابی اثرات توزیع ثروت بر ردپای کربن در کشورهای نفت‌خیز

نوع مقاله : مقاله علمی - پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد فیروزکوه، تهران، ایران

10.22034/envj.2025.522675.1501
چکیده
پیشینه و هدف: امروزه افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای و تغییرات اقلیمی یکی از چالش‌های اساسی به‌ویژه در کشورهای نفت‌خیز است. مطالعات مرتبط با تغییرات اقلیمی نشان داده‌اند که تغییرات آب‌وهوایی نابرابری درآمد را هم درون کشورها و هم بین کشورها تشدید می‌کند، به طوری که جمعیت‌های فقیرتر در معرض آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به تأثیرات اقلیمی قرار دارند. هدف این مقاله ارزیابی آثار نابرابری ثروت بر ردپای کربن در چهار کشور ایران، کویت، عربستان و امارات در دوره 1995 تا 2023 می‌باشد. این کشورها به دلیل برخورداری از منابع عظیم انرژی و وابستگی بالای اقتصادشان به صادرات نفت و گاز، سهم قابل‌توجهی در انتشار کربن دارند و بررسی عوامل مؤثر بر این روند می‌تواند در تدوین سیاست‌های کاهش آلودگی نقش مهمی ایفا کند.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، سهم ثروت 1 درصد و 10 درصد بالای جامعه به‌عنوان شاخصی از تمرکز ثروت و سهم 40 درصد میانی و 50 درصد پایین جامعه به‌عنوان شاخصی از توزیع عادلانه‌تر ثروت استفاده شده است. همچنین، متغیرهای درآمد سرانه، شدت انرژی و کل تولید انرژی به‌عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته شده‌اند. برای برآورد اثرات از روش اثرات ثابت و رگرسیون استحکام جهت اطمینان از پایداری نتایج استفاده شده است. حداقل مربعات استحکام(RLS) به مجموعه‌ای از روش‌های رگرسیون اشاره دارد که به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در برابر داده‌های پرت مقاوم‌تر یا کمتر حساس باشند.
نتایج و بحث: نتایج مقاله نشان داد که نابرابری ثروت، درآمد سرانه، شدت انرژی و کل تولید انرژی همگی اثر مثبت و معنادار بر ردپای کربن در کشورهای ایران، کویت، عربستان و امارات دارند. به‌ویژه، افزایش سهم ثروت 1 درصد و 10 درصد بالای جامعه منجر به افزایش انتشار کربن شده، در حالی که افزایش سهم 40 درصد میانی و 50 درصد پایین تأثیر منفی داشته است. این یافته‌ها نشان می‌دهد که نابرابری اقتصادی و تمرکز ثروت در گروه‌های پردرآمد، نه‌تنها از منظر عدالت اجتماعی، بلکه از منظر زیست‌محیطی نیز پیامدهای منفی دارد. در عین حال، درآمد سرانه نیز به‌عنوان یک عامل کلیدی در افزایش ردپای کربن عمل کرده است که این موضوع می‌تواند به افزایش مصرف انرژی و استفاده بیشتر از سوخت‌های فسیلی مرتبط باشد. همچنین، شدت انرژی و کل تولید انرژی در تمامی مدل‌ها اثر مثبت و معناداری بر انتشار کربن داشته‌اند. این نتایج نشان می‌دهند که ساختار انرژی‌بر و ناکارآمد اقتصادی در این کشورها منجر به مصرف بالای انرژی و افزایش آلودگی شده است. با توجه نتایج تحقیق سه توصیه سیاستی ارائه می‌شود. نخست، اصلاح نظام توزیع ثروت و کاهش نابرابری اقتصادی. در واقع با اجرای سیاست‌هایی مانند مالیات بر ثروت و درآمدهای بالا، حمایت از طبقات متوسط و پایین و سرمایه‌گذاری در خدمات عمومی، می‌توان نابرابری را کاهش داد و در نتیجه اثرات منفی زیست‌محیطی ناشی از تمرکز ثروت را کنترل کرد. دوم، افزایش بهره‌وری انرژی و کاهش شدت انرژی. سرمایه‌گذاری در فناوری‌های کارآمد انرژی، بهینه‌سازی مصرف در صنایع و حمل‌ونقل، و حذف تدریجی یارانه‌های سوخت‌های فسیلی می‌تواند شدت انرژی را کاهش داده و انتشار کربن را کنترل کند. یافته‌ها بیانگر آن هستند که کاهش نابرابری ثروت، افزایش بهره‌وری انرژی و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر می‌تواند به کاهش ردپای کربن و بهبود پایداری زیست‌محیطی در این کشورها کمک کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات