دادهکاوی مکانی نقاط داغ زیستگاهی گونه در خطر انقراض سمندر لرستانی (Neurergus kaiseri Schmidt, 1952) و همپوشانی آن با مناطق تحت حفاظت موجود
دوره 11، شماره 92، تابستان 1405، صفحه 1-15
https://doi.org/10.22034/envj.2025.531176.1514
فائزه قیطانی، زهرا اسدالهی، محمد کابلی
چکیده مقدمه: تنوع زیستی به دلیل آگاهی از نقش و اهمیت آن و کاهشهای بزرگ پیشبینی شده در جهان، در چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است. روند سریع تخریب محیط زیست و نابودی تنوع زیستی نشاندهنده لزوم حفاظت از مناطقی است که به طور جامع نمایندهای از تنوع زیستی کشور هستند. حفاظت کافی و مؤثر از تنوع زیستی به احداث شبکه مناطق تحت حفاظت کافی در هر کشور در راستای یک استراتژی جهانی نیازمند است تا به صورت پناهگاهی وسیع طیف گستردهای از حیات گیاهی و جانوری را در خود جای داده و بقاء آنها را تضمین نماید در مقیاس جهانی، دوزیستان در معرض تهدید ترین دسته از مهرهداران هستند امروزه مهمترین عامل کاهش گونهها و جمعیت آنها تخریب و انهدام زیستگاههای گیاهی و جانوری است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کارایی مناطق تحت مدیریت موجود در حفاظت از سمندر لرستانی (Neurergus kaiseri) در استانهای لرستان و خوزستان انجام شد.
مواد و روشها: در این پژوهش تعداد 62 نقطه حضور با استفاده از مطالعه ادبیات گذشته و اطلاعات ثبت شده توسط اداره کل محیط زیست استان لرستان و همچنین کسب اطلاعات از افراد محلی گردآوری و مطلوبیت زیستگاه با روش بینظمی بیشینه در نرم افزار Rstudio مدلسازی شد. در ادامه روشهای آمار فضایی شامل آماره گیتس-ارد جی (Getis-Ord Gi)، شاخص موران محلی (Anselin Local Moran's I) و روش شکست طبیعی (Natural Breaks Jenks) برای شناسایی لکههای داغ زیستگاهی مورد مقایسه قرار گرفتند. در نهایت کارایی مناطق حفاظتشده موجود در حفاظت از سمندر لرستانی طریق همپوشانی لکههای داغ زیستگاهی مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج مدل مطلوبیت زیستگاه مکسنت مبتنی بر شاخص سطح زیر منحنی 95 درصد نشان داد که مدل مورد استفاده از قابلیت اطمینان و دقت کافی برای پیشبینی مناطق پراکنش سمندر لرستانی برخوردار است. همچنین نتایج نمودار جکنایف نشان داد که حداقل دما در سردترین ماه سال (Bio6)، بارش سالانه (Bio12)، بارش در سرد ترین فصل (Bio19)، همدمایی (Bio3) و ارتفاع دارای بیشترین تأثیر در پیشبینی مطلوبیت زیستگاه سمندر لرستانی هستند. ارزیابی دقت روشهای تحلیل فضایی نشان داد که روش گیتس-ارد جی با مقدار زیر منحنی (AUC) معادل 96/0 از بالاترین دقت در شناسایی لکههای داغ برخوردار است.
بحث: مدلسازی توزیع گونهها در سالهای اخیر برای پشتیبانی از مدیریت تنوعزیستی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در پژوهش حاضر تلاش شد با تلفیق روش بیشینه بینظمی و دادهکاوی مکانی نقاط داغ زیستگاهی سمندر لرستانی شناسایی و پس از صحتسنجی، میزان همپوشانی آنها با مناطق تحت حفاظت موجود پایش گردد. طبق نتایج فقط 6 درصد از لکههای داغ زیستگاهی (16/31520 از 35/579106 هکتار) در محدوده مناطق حفاظتشده قرار دارند. استان خوزستان با دارا بودن 54 درصد از لکههای داغ زیستگاهی، فاقد هرگونه منطقه حفاظتشده اختصاصی برای این گونه است. همچنین مناطق شادابکوه (با 98 درصد همپوشانی) و تنگ هفت (با 93 درصد همپوشانی) در استان لرستان، به عنوان مؤثرترین مناطق حفاظتی برای سمندر لرستانی شناسایی شدند. یافتههای این پژوهش بر ضرورت بازنگری اساسی در شبکه مناطق حفاظتشده موجود، ایجاد مناطق جدید حفاظتی در شمال خوزستان و طراحی کریدورهای اتصال زیستگاهی برای حفاظت مؤثر از این گونه تأکید دارند.
تغییرات فصلی رابطه طول-وزن و برخی متغیرهای زیستی در ماهی Cyprinion watsoni (Day, 1872) رودخانه سرباز
دوره 9، شماره 86، زمستان 1403، صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/envj.2024.476789.1412
محمد برهانی، محمدرضا رحمانی، محمد پرکی، باقر نظامی بلوچی
چکیده مقدمه: درک روابط طول- وزن میتواند در ارزیابی ساختار جمعیت آبزیان، بهویژه جهت تخمین زیستتوده، سن و وزن با استفاده از طول، کمک شایانی نماید. در سالهای اخیر به دلایل مختلف از جمله تخریب رودخانهها، ایجاد سد، آلودگی مناطق تخمریزی و صید غیرقانونی، فراوانی جمعیت ماهیها به سبب کاهش احتمال بقاء و موفقیت تولیدمثلی دستخوش تغییرات بسیاری شده است؛ بنابراین کسب اطلاعات در خصوص رابطه طول-وزن، در کنار همآوری و شاخصهای گنادی بهویژه طی یک سال، نهتنها در برآورد مدلهای ارزیابی ذخایر آبزیان بلکه در فهم جنبههای زیستی آنها که نشانهی پویایی پایدار جمعیتشان و سلامت بومسازگانهای آبی است، مؤثر میباشد.
مواد و روشها: با توجه به دادههای اندک موجود در خصوص ماهی شیدار (Cyprinion watsoni) بهمنظور درک نوسانات سالانه رابطه طول-وزن و برخی پارامترهای دیگر، 100 عدد ماهی C. watsoni در بازه زمانی اردیبهشت 1395 الی تیر 1396 با استفاده از تور ماهیگیری از رودخانه سرباز صید شد. در این پژوهش علاوه بر مطالعه فصلی رابطه طول-وزن، پارامترهای زیستی متعددی از جمله الگوی رشد، شاخص وضعیت، وزن گناد، قطر تخمک، همآوری مطلق و نسبی به تفکیک هر فصل محاسبه شد. به منظور بدست آوردن ضرب تعیین و تخمین منحنیهای مدلهای آماری در رابطه طول-وزن برای هر فصل، از طول استاندراد و لگاریتم طبیعی آن استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد رابطه طول-وزن ماهی شیدار در سه فصل بهار، تابستان و زمستان بالای 93 درصد همبستگی دارد که این مقدار حاکی از همبستگی بالای این رابطه در این ماهی، طی فصول مختلف است. شاخص الگوی رشد برای این ماهی در رودخانه سرباز طی فصول مختلف متغیر و در پاییز 3، بهار 52/3، تابستان 09/3 و زمستان 5/3 میباشد. همچنین بررسی شاخص وضعیت و رسیدگی جنسی که روند تغییرات آنها بر هم منطبق است، حاکی از آن میباشد که این شاخصها به ترتیب طی تابستان و زمستان به کمترین و بیشترین حد خود میرسند. بیشترین تعداد تخمک برای C. watsoni در تابستان (3/3405) و کمترین تعداد در بهار (4/1647) ثبت شد. به همین دلیل بیشترین همآوری مطلق در فصل تابستان محاسبه شد. در حالی که همآوری نسبی از فصل بهار روند صعودی به خود میگیرد و در زمستان به بیشترین مقدار خود میرسد.
بحث: فارغ از نوسانات فصلی در کلیه شاخصهای محاسبه شده، به نظر میرسد با توجه به مقادیر الگوی رشد (3 b≥)، میتوان نتیجه گرفت با افزایش طول، گونه مورد مطالعه در منطقه نمونهبرداری شده گردتر و سنگینتر میشود و گونه مذکور تحت شرایط زیستی (از جمله در دسترس بودن غذا، شرایط فیزیکوشیمیایی مناسب و آلوده نبودن رودخانه) مناسبی رشد مینماید. مقادیر دو شاخص وضعیت و رسیدگی جنسی نیز، نتیجه اخیر را تأیید مینمایند. شاخص وضعیت ماهی شیدار بین 03/0 تا 1 محاسبه شد که نشان از شرایط زیستی بین بسیار بد تا بد برای این ماهی در رودخانه سرباز است؛ با این وجود نتایج مربوط به شاخص همآوری حاکی از وضعیت زیستی مناسب گونه در آن منطقه میباشد. تطبیق نوسانات شاخص رسیدگی جنسی با شاخص وضعیت در این پژوهش نمایانگر تأثیر تخمریزی بر شاخص وضعیت است؛ بنابراین هنگام بررسی شاخص وضعیت باید زمان تخمریزی مدنظر باشد. با توجه به نوسانات فصلی کلیه شاخصهای مورد بررسی به دلیل تغییرات وزنی غدد جنسی و تأثیر آن بر وزن کل، بهمنظور جلوگیری از ایجاد اریب در دادهها و نهایتاً تحلیل آنها، پیشنهاد میگردد از وزن نمونه با شکم تخلیه شده، استفاده گردد.
مدلسازی مطلوبیت زیستگاه پازن (Capra aegagrus) و کبکدری (Tetraogallus caspius) در منطقه حفاطتشده البرز مرکزی شمالی بر مبنای رویه ارزیابی چندمعیاره (MCE)
دوره 8، شماره 82، زمستان 1402، صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/envj.2024.424325.1319
سپیده یوسفی قلعهسلیمی، مهدی غلامعلی فرد، سید محمود قاسمپوری، ابوالفضل رهبریزاده
چکیده مقدمه: در چند سال اخیر، زیستگاههای طبیعی به ویژه مناطق تحتحفاظت عمدتاً حالت تکهتکهای و جزیرهای یافتهاند و در میان کاربریهای انسانی قرار گرفتهاند. شناخت زیستگاههای مطلوب حیاتوحش و درک ویژگیهای آنها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. با استفاده از روشهای مدلسازی زیستگاه به صورت گسترده و بدون نیاز به جمعآوری جزئیات ویژگیهای فیزیولوژیک و رفتاری گونهها میتوان به برآوردی از مطلوبیت زیستگاه برای حیاتوحش دست یافت. پازن (Capra aegagrus) و کبک دری (Tetraogallus caspius) دو گونه شاخص مناطق کوهستانی مرتفع میباشند که به ترتیب بر اساس لیست قرمز 2020 و 2016 آیو سی ان، در دسته NT & LC قرار گرفتهاند.
مواد و روشها: در این مطالعه برای دو گونه مورد نظر در منطقه حفاظتشده البرز مرکزی شمالی با بکارگیری روش ارزیابی چند معیاره (MCE) مدلسازی مطلوبیت زیستگاه انجام گرفت. ابتدا معیارهای تأثیرگذار با مرور منابع و مطالعه اجمالی گونهها تعیین شدند و سپس با استفاده از روش AHP شش فرانامه وزنی مختلف برای هر گونه ایجاد گردید. با بکارگیری روش ترکیب خطی وزندار شش فرانامه مدلسازی شدند و صحتسنجی مدل با استفاده از شاخص ROC از مقایسه تصویر شبیهسازی شده و تصویر مرجع انجام شد. اطلاعات حضور پازن و کبکدری از طریق بازدید میدانی و مشاهدات مستقیم گونهها، آثار باقی مانده مانند سرگین و ردپا در منطقه حفاظتشده البرز مرکزی شمالی به دست آمد و به عنوان تصویر مرجع برای ارزیابی صحت استفاده شد. در نهایت وابستگی میزان مطلوبیت نهایی به معیارها با استفاده از ضریب خطی همبستگی پیرسون (r) مشخص گردید.
نتایج: از میان شش فرانامه وزنی مختلف برای پازن و کبکدری طبق نتایج صحتسنجی، فرانامه دوم با میزان ROC برابر 95/0 درصد برای هر دو گونه به عنوان بهترین فرانامه وزنی انتخاب شد. تصویر مطلوبیت نهایی بیشترین میزان مطلوبیت را برای هر دو گونه در بخشهای مرکزی و جنوبشرقی محدوده مورد مطالعه نشان داد و بر اساس نتایج ضریب خطی همبستگی پیرسون (r) میزان مطلوبیت زیستگاهی بیشترین وابستگی را به فاکتورهای ارتفاع، فاصله از مناطق صخرهای و پاسگاههای محیطبانی دارد و به نسبت تأثیر پارامترهای دیگر کمتر میباشد. همچنین گونه پازن و کبکدری دارای همپوشانی قابل توجهی در مناطق زیستگاهی هستند به گونهای که هر دو مناطق مرتفع صخرهای را به عنوان زیستگاه ترجیح میدهند. یکی دیگر از فاکتورهای مهم وجود پاسگاههای محیطبانی میباشد که به شدت مطلوبیت را برای گونههای این منطقه افزایش میدهد.
بحث: مطالعه حاضر نشان میدهد که گونههای کبک دری و پازن در مناطق کوهستانی مرتفع، به خصوص در مناطق جنوبشرقی و مرکزی منطقه حفاظتشده البرز مرکزی شمالی، دارای شرایط زیستگاهی مناسبتری هستند. این مناطق شامل ارتفاعات صخرهای میباشند که برای این گونهها جذابیت ویژهای دارند. فاصله از مناطق صخرهای و فاصله از پاسگاههای محیطبانی نیز از اهمیت بالایی برخوردارند و تأثیر قابل توجهی در مطلوبیت زیستگاهی این گونهها دارند. برای این گونهها جادهها و احداث مناطق سکونت انسانی با زیستگاه آنها تداخل دارند، اما شکار غیرقانونی یک تهدید جدی برای این گونهها محسوب میشود. بنابراین، برای حفاظت از این گونهها، اقداماتی مانند احداث پاسگاههای محیطبانی، ایجاد محدودیتها در ساختوساز در مناطق زیستگاهی، ارتقای آگاهی عمومی دربارهی حفاظت از این گونهها و اجرای قوانین سختگیرانه در برابر شکار غیرقانونی میتواند مؤثر باشد.
مروری بر شواهد ژنتیکی کاهش گسترده تنوع ژنی یوزپلنگها و لزوم حفاظت از جمعیتهای باقیمانده
دوره 6، شماره 74، زمستان 1400، صفحه 1-9
https://doi.org/10.22034/envj.2021.304264.1133
مریم محمودی اصل، فرهاد حسینی طائفه، باقر نظامی بلوچی
چکیده یوزپلنگ تنها گونه از جنس و زیرخانواده Acinonyx است که روند جمعیت جهانی کاهشی را تجربه میکند. این گونه با تغییرات ژنتیکی پایین شناخته میشود که نتیجه تجربه دو گردنه بطری در حدود 10000 و 12000 سال پیش است. تمام جمعیتهای زیرگونه یوز آسیایی در خاورمیانه و جنوب غربی آسیا منقرض شده و ایران آخرین پناهگاه یوز آسیایی در دنیاست. زیرگونه یوز آسیایی در فهرست سرخ اتحادیه بینالمللی حفاظت در زمره گونههای در آستانه انقراض قرار دارد و به دلیل کاهش شدید تنوع ژنی ناشی از کاهش شدید جمعیت ناشی از تخریب زیستگاه، جدایی جغرافیایی و افزایش درون آمیزی تعداد اندکی از آن ها در طبیعت ایران باقیمانده است. در این پژوهش مروری، بر اعتبارسنجی کاهش تغییرات ژنی در سطوح مختلف نشانگرهای مولکولی آلوزیمها، ریزماهوارهها، دی.ان.ای. میتوکندریایی و نرخ چندشکلی تکنوکلئوتیدی در کل ژنوم یوزپلنگ پرداخته شده است. بررسیهای مبتنی بر چندشکلی قطعات طولی محدود شونده بیانگر کاهش شدید تنوع ژنی در بروز تغییرات تکنوکلئوتیدی، تراکم تغییرات تکنوکلئوتیدی، تغییرات تک نوکلئوتیدی ژنهای کدکننده از جمله ژنهای مجموعه سازگاری بافتی اصلی و دی.ان.ای. میتوکندریایی نسبت به سایر گونهها است. کاهش چشمگیر در تغییرات کلی ژنتیکی توسط نشانگرهای ژنومی متعدد با افزایش مرگ و میر توله ها، ناهنجاری های شدید در رشد اسپرم، مشکلات مربوط به برنامه های تکثیر در اسارت و افزایش آسیب پذیری در برابر شیوع بیماریهای عفونی ارتباط دارد. از آنجایی که علم ژنتیک حفاظت نقش اساسی در حفاظت و مدیریت گونه ها دارد، نتایج این پژوهش می تواند در حفاظت ژنتیکی، تولیدمثل در اسارت و مدیریت جمعیتهای باقیمانده یوز آسیایی مورد استفاده قرار گیرد.
ارزیابی زیستگاه پایکا Ochotona rufescens در حوضه آبخیز آدرشک (استان یزد- شیرکوه)
دوره 5، شماره 70، زمستان 1399، صفحه 31-44
https://doi.org/10.22034/envj.2021.181317
سمیه اراضی
چکیده ارزیابی زیستگاه یکی از ارکان مدیریت و حفاظت حیات وحش محسوب می گردد. در این پژوهش، ارزیابی زیستگاه پایکا (Ochotona rufescens) در حوضه آبخیز آدرشک با استفاده از مدل الگوریتم آنتروپی بیشینه (MaxEnt) انجام شد. مطابق اصول کارتوگرافی از نقشه ژئورفرنس توپوگرافی برای استخراج مرز منطقه، مدل رقومی ارتفاع (Dem) برای تهیه نقشه طبقه بندی شده تغییرات ارتفاعی، شیب و دامنه جغرافیایی بهره گرفته شد. به منظور آماده سازی لایه های محیط زیستی برای ورود به مدل الگوریتم آنتروپی بیشینه از نرم افزار ArcGIS نسخه 10,3 استفاده شد. نمونه برداری، با استفاده از روش ترانسکت خطی تصادفی و دوربین دوچشمی از طریق مشاهده مستقیم گونه و نمایه ها در بهار و تابستان سال 1398 انجام و تعداد 33 نقطه حضور پایکا توسط دستگاه موقعیت یاب جهانی ثبت شد. اعتبارسنجی مدل با استفاده از سطح زیر منحنی (AUC) و میزان سودمندی متغیرها با تحلیل آزمون جکنایف صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مطلوبیت زیستگاه پایکا در حوضه آبخیز آدرشک عمدتاً در مناطق صخرهای و کوهستانی به هم پیوسته با پوشش علفی، بوته ای و درختچه، در ارتفاعات بالاتر از 2500 متر از سطح دریا و شیب های بیشتر از 50 درصد می باشد. اقلیم مناسب برای پایکا تیپ معتدل شناخته شد. مناطق مطلوب برای پایکا، 275 هکتار (46/17 درصد) از زیستگاه را تشکیل می دهند. همچنین مشخص شد که در آدرشک، پایکاها بیشتر دامنه غربی را ترجیح می دهند.
شناسایی حیات وحش دارویی حوضه آبخیز آدرشک و تهیه نقشه پراکنش آن ها (استان یزد- شیرکوه)
دوره 5، شماره 67، بهار 1399، صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/envj.2020.181140
سمیه اراضی
چکیده گونه های مختلف حیات وحش خدمات زیادی فراهم می سازند. بر همین اساس، در این پژوهش به مطالعه شناسایی حیات وحش دارای ارزش دارویی حوضه آبخیز آدرشک و تهیه نقشه پراکندگی آنها پرداخته شد. بدین منظور، در بهار و تابستان سال 1398، از طریق بازدیدهای میدانی و روش ترانسکت خطی تصادفی، شناسایی حیات وحش زیستگاه انجام گرفت و برای تهیه نقشه های پراکنش حیات وحش، نقاط حضور گونه ها، توسط دستگاه موقعیت یاب جهانی ثبت میشد. تهیه نقشه های پراکندگی در محیط نرم افزار Google Earth، از طریق تفسیر چشمی پدیده ها و اطلاعات حاصل از بازدیدهای میدانی و نقاط کنترل زمینی صورت پذیرفت. نقشه های نهایی در محیط نرم افزار Arc GIS 10,3 تهیه شدند. نتایج نشان داد که در آدرشک، تعداد 11 گونه پستاندار دارویی متعلق به 7 خانواده و 4 راسته وجود دارد که از این میان، بیشترین فراوانی متعلق به گونه علفخوار، کل و بز با 57 رأس و کمترین تعداد فراوانی متعلق به گونه های گوشتخوار؛ پلنگ، زردهبر، سمورسنگی و کفتار با یکبار مشاهده می باشد. راسته گوشتخواران با 5 گونه، بیشترین تعداد و راسته خارپشت ها با یک گونه کمترین تعداد گونه دارویی را دارا هستند. همچنین، تعداد 6 گونه پرنده با خواص دارویی متعلق به 3 خانواده و 3 راسته نیز شناسایی و شمارش شدند. از این میان، بیشترین تعداد فراوانی متعلق به گونه کبک با 193 قطعه و کمترین تعداد به گونه کبوتر جنگلی با 2 قطعه تعلق دارد و تعداد کل پرندگان دارویی مشاهده شده در این پژوهش، 392 قطعه برآورد شد.