تحلیل موانع بازیافت زباله با استفاده از رویکرد مدل‌سازی ساختاری تفسیری

نوع مقاله : مقاله علمی - پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه علوم اجتماعی دانشکده علوم انسانی دانشگاه کاشان

10.22034/envj.2025.514159.1488
چکیده
مقدمه: مدیریت پسماند عمدتاً بر دفع زباله تمرکز دارد و سه روش اصلی آن شامل سوزاندن، دفن و بازیافت است. در این میان، بازیافت به دلیل مزایای زیست‌محیطی و اقتصادی اهمیت بیشتری دارد و به دو بخش رسمی و غیررسمی تقسیم می‌شود. بازیافت رسمی، هرچند پایدارتر است، اما به دلیل هزینه‌های بالا با چالش‌هایی مواجه است، درحالی‌که بازیافت غیررسمی با هزینه‌های کمتر، اثرات زیست‌محیطی منفی دارد. با بررسی نظریات مرتبط، نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده نشان می‌دهد که نگرش‌های زیست‌محیطی، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری بر مشارکت در بازیافت تأثیرگذارند، و موانعی نظیر آگاهی ناکافی و عدم تشویق اجتماعی می‌توانند در این چارچوب تحلیل شوند. نظریه اقتصاد چرخه‌ای بر کاهش ضایعات و استفاده مجدد تأکید دارد، اما چالش‌هایی مانند کمبود مواد اولیه و رقابت با تولیدکنندگان مواد بکر، تحقق آن را دشوار می‌سازد. نظریه نهادگرایی بر نقش سیاست‌های دولتی و حمایت‌های نهادی تأکید دارد و نشان می‌دهد که نبود یارانه‌ها، معافیت‌های مالیاتی و بروکراسی پیچیده از موانع نهادی کلیدی در صنعت بازیافت هستند. همچنین، نظریه هزینه مبادله توضیح می‌دهد که هزینه‌های بالای جمع‌آوری، پردازش و توزیع زباله، رقابت بازیافت با روش‌های ارزان‌تری مانند دفن زباله را دشوار می‌سازد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه از روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) برای تحلیل موانع بازیافت زباله استفاده شد. در این روش، ابتدا از طریق بررسی ادبیات و مطالعات میدانی ۱۵ مانع کلیدی را شناسایی گردید. سپس، با نظرسنجی از ۹ کارشناس مدیریت پسماند، ماتریس خودتعاملی ساختاری (SSIM) تشکیل شد که روابط میان موانع را بر اساس معیارهای علیت و تأثیرگذاری مشخص می‌کرد. در مرحله بعد، ماتریس دستیابی اولیه ایجاد و با استفاده از قانون بولین اصلاح شد تا به ماتریس دستیابی نهایی برسد. این ماتریس، مبنای سطح‌بندی موانع و تحلیل MICMAC قرار گرفت.
نتایج: خروجی نرم افزار، موانع بازیافت زباله در این تحقیق را ۷ سطح دسته‌بندی نمود. در سطح اول، موانعی مانند نبود یارانه از سوی دولت، عدم معافیت مالیاتی، کاغذبازی زیاد یا بوروکراسی، کمبود نیروی کار ماهر، کمبود آب و کمبود بودجه قرار دارند. در سطح دوم، موانع سود پایین و کمبود فضای دفن برای باقی‌مانده‌ها پس از پردازش زباله شناسایی شده‌اند. در سطح سوم، هزینه بالای عملیات پایدار از نظر زیست‌محیطی و رقابت شدید با تولیدکنندگان مواد بکر قرار دارند. در سطح چهارم، موانع هزینه بالای تهیه مواد و کیفیت پایین محصول بازیافتی به چشم می‌خورند. در سطح پنجم، هزینه بالای فناوری شناسایی شده است، در حالی که برنامه‌ریزی نامناسب ظرفیت و هزینه بالای پردازش زباله در سطح ششم قرار دارد. در نهایت، کمبود مواد اولیه در سطح هفتم قرار دارد که به عنوان عامل کلیدی در فرآیند بازیافت شناخته می‌شود.
بحث: نتایجISM نشان داد که موانع فوق به دو دسته عوامل مستقل و عوامل خودمختار اصلی تقسیم می‌شوند. عوامل مستقل، مانند کمبود مواد اولیه، هزینه‌های بالای فناوری، و برنامه‌ریزی نادرست ظرفیت پردازش، بیشترین تأثیر را بر سایر عناصر سیستم داشته و عوامل کلیدی برای اصلاحات ساختاری محسوب می‌شوند. در مقابل، عوامل خودمختار مانند نبود یارانه دولتی یا معافیت‌های مالیاتی تأثیر محدودتری در کوتاه‌مدت دارند، اما در بلندمدت نقش حمایتی مهمی ایفا می‌کنند. بنابراین، تأمین مواد اولیه پایدار، کاهش هزینه فناوری، و سیاست‌های حمایتی می‌تواند توسعه صنعت بازیافت را تسهیل کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات