پارامترهای زیستسنجی، الگوی تغذیه و رشد ماهی یالاسبی سر بزرگ (Trichiurus lepturus)در آبهای ساحلی مکران (چابهار و دشتیاری)
دوره 11، شماره 91، بهار 1405، صفحه 72-86
https://doi.org/10.22034/envj.2025.524637.1504
یوسف عبدالهی فرد، سراج بیتا
چکیده مقدمه: ماهی یالاسبی سر بزرگ (Trichiurus lepturus) یکی از گونههای اقتصادی و با ارزش بومسازگانهای دریایی گرمسیری و نیمهگرمسیری است که در آبهای ساحلی مکران پراکنش وسیعی دارد. بررسی پارامترهای زیستسنجی و تعیین نوع تغذیه و رشد در ماهیان میتواند به عنوان یک ابزار مهم برای مدیریت صید و شناخت عادات غذایی گونه ماهی از مرحله جوانی تا مرحله بلوغ کمک نماید. علاوه بر این شناخت ویژگیهای زیستی این ماهی در زیستگاههای محلی، زمینهساز تدوین راهبردهای مؤثر برای مدیریت پایدار ذخایر شیلاتی و حفاظت از تنوع زیستی اکوسیستمهای دریایی خواهد بود، بنابراین مطالعه حاضر با هدف شناخت ویژگیهای زیستسنجی، نوع رشد و تغذیه این گونه به منظور مدیریت بهتر صید آن در آبهای ساحلی مکران انجام شد.
مواد و روشها: بدین منظور تعداد 120 قطعه ماهی یالاسبی سر بزرگ از سه صیدگاه مختلف در ساحل مکران واقع در محدوده آبهای استان سیستان و بلوچستان شامل چابهار، بریس و رمین طی مدت یک سال از پاییز 1400 تا تابستان 1401 به صورت فصلی تهیه شد و بلافاصله در داخل فرمالین 10 درصد تثبیت و به آزمایشگاه منتقل شدند. در آزمایشگاه مشخصات زیست سنجی شامل طول کل و وزن بدن و الگوی رشد مورد سنجش قرار گرفتند، در ادامه دستگاه گوارش ماهیان به منظور بررسی اقلام غذایی از حفره شکمی خارج و محتویات معده آنها شناسایی شدند. همچنین شاخص طول نسبی روده از طریق تقسیم طول روده بر طول کل بدن برای بررسی رژیم غذایی این ماهی استفاده شد.
نتایج: طبق نتایج میانگین (± انحراف معیار) طول کل و وزن نمونهها بهترتیب بین 33/21 ± 53/73 سانتی متر و 7/270 ± 72/501 گرم برآورد شد. بیشترین مقادیر میانگین (± انحراف معیار) طول و وزن برابر با 03/20± 13/81 سانتیمتر و 54/294± 47/522 گرم در پاییز و کمترین برابر با 39/20 ± 56/69 سانتیمتر و 11/244 ± 02/479 گرم در تابستان ثبت گردید، هر چند اختلاف معنیداری در این مقادیر بین فصول مشاهده نشد (05/0p>). بررسی توزیع طولی و وزنی ماهیان نشان داد بیشترین درصد فراوانی به میزان 35 درصد به گروههای طولی 73–83 سانتیمتر و وزنی 150–250 گرم تعلق داشت. ضریب b در رابطه طول و وزن برابر با 293/2 محاسبه شد که نشاندهنده رشد آلومتریک منفی است. آنالیز محتویات معده بیانگر رژیم غذایی متنوع، شامل مواد هضمشده، ماهیان، سختپوستان و نرمتنان بود. بیشترین سهم رژیم غذایی مربوط به مواد هضمشده (58%) و کمترین مربوط به نرمتنان (9%) بود. شاخص طول نسبی روده در گروههای مختلف طولی و فصول گوناگون نوسان داشت و بیشترین مقدار آن در ماهیان با طول بیش از 107 سانتیمتر ثبت شد. یافتهها بیانگر انعطافپذیری تغذیهای و الگوی رشد همگون در این گونه هستند.
بحث: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که ماهی یالاسبی سر بزرگ (Trichiurus lepturus) در آبهای ساحلی مکران از رشد آلومتریک منفی برخوردار است، بهطوریکه افزایش وزن آن نسبت به افزایش طول کمتر است. این الگوی رشد معمولاً در شرایطی مشاهده میشود که گونه با محدودیتهای تغذیهای، زیستگاهی یا فیزیولوژیکی مواجه باشد. رژیم غذایی متنوع این گونه، با بیش از ۵۸% مواد هضمشده و سهم قابلتوجه ماهیان و سختپوستان، نشاندهنده استراتژی تغذیهای فعال و فرصتطلبانه است که با جایگاه شکارگری سطح بالای آن در زنجیره غذایی هماهنگ است. این رفتار انعطافپذیر در تغذیه نقش مهمی در سازگاری گونه با شرایط فصلی و نوسانات منابع غذایی ایفا میکند. همچنین، بررسی شاخص طول نسبی روده نشاندهنده وابستگی نسبی رفتار تغذیهای به اندازه بدن و فصل بوده و مؤید تغییرات احتمالی در نیازهای متابولیکی و ترکیب غذایی در مراحل مختلف رشد است. این یافتهها، همراه با توزیع یکنواخت طولی و وزنی، میتوانند بهعنوان شاخصهایی برای پایش سلامت جمعیت و برنامهریزی در خصوص زمان و اندازه مجاز صید مورد استفاده قرار گیرند.
ارزیابی تأثیر نانوذرات اکسید روی به عنوان ضدفولینگ دوستدار محیطزیست در رنگ اپوکسی بر قفس پرورش ماهی دریایی
دوره 9، شماره 86، زمستان 1403، صفحه 47-64
https://doi.org/10.22034/envj.2025.502369.1461
ساجده مزارعی، محسن صفائی، احمد همایی، زهرا قاسمی
چکیده مقدمه: فولینگ زیستی به فرآیند چسبیدن و رشد موجودات بر روی سطوح در آبهای دریایی اطلاق میشود. این پدیده از مشکلات عمده صنایع دریایی مانند صنایع آبزیپروری محسوب میشود و بنابراین رنگهای ضد فولینگ برای مبارزه با موجودات فولینگکننده توسعه یافتند. با توجه به تأثیرات منفی رنگهای سمی ضد فولینگ بر محیط زیست، توسعه رنگهای دوستدار محیط زیست به هدفی مهم برای محققان تبدیل شده است، یکی از رویکردهای نوآورانه برای حل این مشکل، استفاده از نانوذرات در تولید رنگهای دوستدار محیط زیست میباشد. تحقیق حاضر به تحلیل خواص ضد فولینگ نانوذرات اکسید روی در ترکیب رنگ اپوکسی اختصاص دارد.
مواد و روشها: اثربخشی ضد فولینگ نانوذرات اکسید روی از طریق آزمایشهای ضدباکتریایی به مدت 48 ساعت در غلظتهای 400، 200، 100، 50، 25، 5/12، 25/6، 125/3 و 0 (شاهد) میلیگرم در لیتر و ضد جلبکی به مدت 72 ساعت در غلظتهای 800، 400، 200، 100، 50، 25، 5/12، 25/6 و 0 (شاهد) میلیگرم در لیتر و همچنین بررسی اثر سمیت آن بر دو گونه زئوپلانکتون Amphibalanus amphitrite و Artemia salina به مدت 72 ساعت در غلظتهای 400، 200، 100، 50، 25، 5/12، 25/6 و 0 (شاهد) در آزمایشگاه ارزیابی و ثابت شد. عملکرد ضدفولینگ نانو ذرات اکسید روی با اضافه کردن 2%، 4% و 8% وزنی به رنگ رزین اپوکسی روی قطعات فایبرگلاس به مدت 90 روز در قفس پرورش ماهی در محیط دریا ارزیابی شد.
نتایج: حداقل غلظت بازدارنده نانو ذرات اکسید روی در دو باکتری Staphylococcus aureus و Escherichia coli بهترتیب برابر با 5/12 و 50 میلیگرم در لیتر تعیین شد. در آزمایش ضد جلبکی نانو ذرات اکسیدروی، غلظت مهارکنندگی میانی (IC50) برای جلبک Chaetoceros muelleri ، 58/83 میلیگرم در لیتر و بیشترین درصد بازدارندگی متوسط رشد ویژه در غلظت 800 میلیگرم در لیتر برابر 87/83 درصد تعیین شد. نانوذرات اکسید روی حتی در کم ترین غلظت مورد آزمون نیز باعث ایجاد سمیت در ریزجلبک C. muelleri گردیدند. غلظت نیمهکشنده (LC50) نانو ذرات برای Amphibalanus amphitrite و Artemia salina به ترتیب 69/162 و 66/395 میلی گرم در لیتر بدست آمد. نتایج نشان داد کمترین وزن قطعات فایبر گلاس در روز 30، 60 و 90 مربوط به تیمار نانو ذرات اکسید روی %8 بود که در هر سه دوره با تیمارهای شاهد تفاوت معنیداری نشان داد (05/0≥P).
بحث: خواص ضد باکتریایی نانو ذرات اکسید روی میتواند به دلیل گونههای فعال اکسیژن، تولید احتمالی رادیکالهای آزاد و آزادسازی یونهای فلزی باشد. نانو ذرات میتوانند وارد دیواره سلولی جلبک شده و باعث آسیب ساختاری شوند که منجر به آزاد شدن محتویات سلولی و در نهایت مرگ سلولی میشود. اثر بخشی ضد فولینگ رنگ با افزایش میزان نانواکسید روی افزایش یافت. غلظتهای بالا از نانوذرات ذرات اکسید روی مقادیر زیادی یونهای روی را آزاد میکند. یون روی میتواند از غشای سلولی عبور کرده و گونههای اکسیژن فعال تولید کنند و منجر به آسیب به اجزای سلولی، اختلال در عملکرد سلولی و مرگ سلولی شود. کارایی بالای ضد فولینگ نانو ذرات اکسید روی میتواند یک راهکار مؤثر برای مقابله با فولینگ زیستی دریایی باشد.
تغییرات فصلی اجتماع پلانکتونها در حوضچههای نمک پتروشیمی ماهشهر و خور اودله
دوره 9، شماره 86، زمستان 1403، صفحه 88-105
https://doi.org/10.22034/envj.2025.486244.1439
فرحناز کیان ارثی، کبری جلالی، مهرناز شیرمحمدی، محسن مزرعاوی، حسین هوشمند، جمیل بنی طرفی زادگان
چکیده مقدمه: فیتوپلانکتونها به عنوان تولیدکنندگان اولیه در پایه شبکههای غذایی در اکوسیستمهای آبی قرار دارند. زئوپلانکتونهای دریایی جز تولیدکنندگان ثانویه شبکه غذایی دریایی محسوب میشوند توزیع و پخش زئوپلانکتونها بر پتانسیل رشد ماهیان منطقه بهویژه لارو آنها تأثیر میگذارد. حساسیت پلانکتونها به تغییرات جزئی محیط، آنها را به اندیکاتورهای زیستی مناسبی تبدیل کرده که منعکسکننده شرایط سلامت اکوسیستم آبی میباشند. لارو میگو و ماهی در مرحله آبگیری حوضچههای نمکی ماهشهر، از خور اودله به عنوان تنها منبع تأمینکننده آب حوضچهها، از طریق پمپاژ به داخل حوضچه ها وارد میشوند و در شرایط سخت رشد میکنند در نتیجه ارزیابی منظم جهت حفاظت از ساکنین این اکوسیستم آبی ضروری است. هدف از این مطالعه بررسی سلامت زیستی اکوسیستم حوضچههای نمک ماهشهر و خور اودله توسط شاخص کیفیت آب (WQS, Water Quality Score) و شاخصهای اکولوژیکی بر حسب جوامع پلانکتونی این اکوسیستم بود.
مواد و روشها: نمونهبرداری از 7 ایستگاه از خور اودله تا حوضچههای نمک 1و 2 انجام گرفت. برداشت از آب جهت بررسی فیتوپلانکتونها و زئوپلانکتونها توسط تور پلانکتونگیری، در چهار فصل از خرداد 1402 تا اردیبهشت 1403 انجام گرفت. عوامل فیزیکی شیمیایی شامل اکسیژن محلول، pH، فسفات، نیترات و اکسیژن خواهی بیوشیمایی جهت ارزیابی شاخص WQS سنجش شدند. بعضی عوامل فیزیکوشیمیایی از قبیل pH، دما و اکسیژن محلول در محل نمونهبرداری با استفاده از دستگاه مولتی پارامتر پرتابل و شوری توسط دستگاه شوریسنج اندازهگیری گردید. بقیه پارامترها توسط روشهای استاندارد آزمایشی سنجیده شدند.
نتایج: در طی این تحقیق، با دور شدن از خور و پیشروی به سمت درون حوضچهها فراوانی فیتوپلانکتونها، شوری، نیترات و شاخص غالبیت روند افزایشی و فراوانی زئوپلانکتونها، فسفات، شاخص تنوع، غنای گونهایی و تراززیستی روند کاهشی را نشان داد. همچنین یک پیک زمستانی برای تراکم فیتوپلانکتونها و به دنبال آن یک پیک بهاری برای تراکم زئوپلانکتونها مشاهده شد. در این مطالعه 51 گونه از 6 شاخه فیتوپلانکتونی و 17 گونه و 4 لارو از 2 شاخه زئوپلانکتونی شناسایی شد. میانگین فراوانی برای فیتوپلانکتونها 4229 سلول در لیتر و برای زئوپلانکتونها 10395 سلول در لیتر ثبت گردید.خانوادههای Bacillariaceae و Paracalanidae و همچنین مراحل لاروی (ناپلیوس و کوپهپودا) گروههای غالب را در منطقه به خود اختصاص داده بودند. طبق ارزیابی شاخص WQS رتبه 6/2 برای ایستگاههای خور و حوضچه نمک شماره 1 و رتبه 4/3 برای ایستگاههای درون حوضچه شماره 2 تعیین شد. مقادیر pH و اکسیژن محلول در طول دوره نمونهبرداری دارای امتیاز 5 (کیفیت خوب)، نیتروژن کل، فسفر کل و BOD5 در طول دوره مطالعه دارای امتیاز 1 (کیفیت پایین) بودند. در مجموع، ایستگاههای خور ادوله و ابتدای حوضچه شماره 1 کیفیت پایین و ایستگاههای انتهای حوضچه شماره 1 و درون حوضچه شماره 2 دارای کیفیت ضعیف از لحاظ کیفیت آب بوده اند. یک همبستگی مثبت بین فراوانی فیتوپلانکتونها با میزان شوری و نیترات مشاهده شد. درحالی که زئوپلانکتونها رابط معکوسی با این دو پارامتر نشان دادند.
بحث: طبق بررسی انجام شده با افزایش شوری و نیترات به سمت درون حوضچهها فراوانی فیتوپلانکتونها افزایش درحالی که زئوپلانکتونها کاهشیافته بودند که علت آن احتمالاً حساسیت زئوپلانکتونها به شوری و ایجاد فشاراسمزی بیش از حد توان آنها بود که به دنبال آن با کاهش شکارچی و موجود بودن نیترات به عنوان منبع غذایی فیتوپلانکتونها ما شاهد رشد بیشتر فیتوپلانکتونها بودیم. همچنین با پیشروی به سمت حوضچهها به دلیل تبخیر شدید و شوری بالا تنوع گونهایی کاهشیافته و گونههای مقاوم جمعیت غالب را تشکیل داده بودند. از طرفی با توجه به نتایج شاخص WQS کیفیت آب منطقه پایین بود که می توان آن را به شرایط استرسزا همچون تبخیر شدید نسبت داد. بنابراین در حوضچهها جهت رفا شرایط زیست آبزیان ساکن این منطقه انجام پایشهای متوالی و شناسایی فاکتورهای استرسزا و رفع آنها ضروری میباشد.
تنوعزیستی سواحل صخرهای طبیعی و ساختارهای مصنوعی در خطوط ساحلی جنوب جزیره قشم
دوره 9، شماره 85، پاییز 1403، صفحه 27-42
https://doi.org/10.22034/envj.2024.469275.1396
مرضیه رزاقی، علی نصرالهی، احسان کامرانی، محمد شریف رنجبر، امیر وزیریزاده
چکیده مقدمه: چشماندازهای ساحلی در نتیجه افزایش تقاضا جهت ایجاد سازههایی بهمنظور فعالیتهای اقتصادی، مسکونی و گردشگری همواره در حال تغییر هستند. تنوع ساخت و سازهای دست بشر همچون موجشکن، اسکلهها و دیوارهای ساحلی جزو ویژگیهای همراه با زیستگاههای کمعمق نواحی زیر جزرومدی و بین جزرومدی شده است. این تغییر و تحول در پاسخ به رشد نمایی جمعیت بشر و تغییرات آب و هوایی همچون بالا آمدن تراز آب دریا و افزایش نیاز برای مقابله با حوادث طبیعی همچون طوفانهای دریایی شتاب بیشتری خواهد گرفت. با افزایش نگرانیهای به وجود آمده درباره ارزش اکولوژیک محیطهای ایجاد شده، تلاشهایی برای ایجاد زیستگاههای جدید بهمنظور افزایش تنوعزیستی در حال جریان هستند. از اینرو این مطالعه با هدف مقایسه بین الگوهای تنوعزیستی بین سطوح بسترهای مصنوعی و طبیعی و همچنین نقش ویژگیهای شیب و ارتفاع جزرومدی در تعیین الگوهای تنوعزیستی صورت پذیرفت.
مواد و روشها: نمونهبرداری از 4 زیستگاه طبیعی (سواحل صخرهای جزیره ناز، مسن، نقاشه و رمچاه) و 4 زیستگاه مصنوعی (بسترهای صخرهای موج شکنهای جزیره ناز، پودر فرآوری ماهی، سلخ و رمچاه) در سواحل جنوبی جزیره قشم، بهطور فصلی از تابستان 1395 تا بهار 1396 انجام پذیرفت. طی این مطالعه از نمونهبرداری جوامع اپیبیوتیک در دو نوع بستر طبیعی و مصنوعی در هشت ایستگاه و سه سطح جزرومدی طی چهار دوره نمونهبرداری 960 عکس تهیه گردید.
نتایج: پس از بررسی عکسها و شناسایی نمونههای جمعآوری شده، 105 گونه شناسایی گردید که از این میان 65 گونه در بسترهای طبیعی و 42 گونه در بسترهای مصنوعی مشاهده گردید. بسترهای طبیعی در مقایسه با بسترهای مصنوعی دارای فراوانی (درصد پوشش) بالاتر جوامع اپیبیوتیک بودند. درصد پوشش اکثر گروههای تاکسونومی شناسایی شده در بسترهای طبیعی بالاتر بود بجز سه گروه تاکسونومی هیدروییدها، بریوزوا و شکمپایان که در بسترهای مصنوعی فراوانی (درصد پوشش) بیشتری را به خود اختصاص داده بودند. در مقایسه تعداد گونه نیز همین مدل مشاهده گردید و ایستگاه مسن، رمچاه و نقاشه به ترتیب بیشترین تعداد گونه را به خود اختصاص داده بودند. نتایج حاکی از تنوع گونهای بالاتری در بسترهای طبیعی (99/14) در مقایسه با بسترهای مصنوعی (98/9) بود. آزمون PERMANOVA تفاوت معناداری در ساختار جوامع اپی بیوتیک بین بسترهای سخت طبیعی و مصنوعی و همچنین سطوح جزرومدی متفاوت در سواحل جنوبی جزیره قشم نشان داد (05/0>p).
بحث: در مقایسه بین تعداد گونه در سطوح جزرومدی متفاوت تقریباً یک روند منظم افزایشی در تعداد گونه همراه با ارتفاع جزرومدی مشاهده گردید و تخته سنگهای ناحیه پایین جزرومدی در مقایسه با دو سطح دیگر جزرومدی دارای غنای گونهای بالاتری بودند. هیچیک از افراد جمعیت خارپوستان برروی سطوح صاف زیستگاههای مصنوعی مشاهده نشدند که این امر میتواند بهدلیل شیب تند بسترهای مصنوعی و عدم وجود خردزیستگاه باشد که سبب شده است که این جوامع محیط مناسبی جهت استقرار پیدا نکنند. در بررسی گونههای تمیز دهنده دو زیستگاه طبیعی و مصنوعی مشخص شد که در مقایسه با بسترهای طبیعی، وسعت گسترش و رشد جلبک Padina sp. برروی بسترهای مصنوعی بهطور قابلتوجهی کاهش داشته است و این ماکروجلبک یکی از گونههای مؤثر در تفاوت ساختار جمعیتی بین این دو زیستگاه بوده است. بهنظر میرسد که شیب تند و بالا بودن قدرت امواج در بسترهای مصنوعی سبب شده است که این گونه نتواند بهخوبی برروی بسترهای مصنوعی گسترش یابد. در مقابل ماکروجلبک Centroceras clavulatum بخوبی توانسته بود با ساختارهای مصنوعی سازگار شود و گسترش قابل توجهی برروی این ساختارها ایجاد کرده بود بهطوری که بعد از Padina sp. به عنوان یکی از گونههای مؤثر در تفاوت ساختار جمعیت بین این دو زیستگاه معرفی شد. مطالعه حاضر نشان داد که ایجاد سطوحی با شیب کم، دامنه بیشتری از زیستگاهها ایجاد میکند و با افزایش ناهمگنی بستر، چندین آشیانه اکولوژیک برای چندین گونه ایجاد میشود و در نهایت تنوع زیستی منطقهای افزایش مییابد.
بررسی عوامل بومشناختی در تغییرات زمانی و مکانی گونه کیتون (Acanthopleura vaillantii) در سواحل میانی دریای مکران، استان سیستان و بلوچستان
دوره 8، شماره 82، زمستان 1402، صفحه 76-88
https://doi.org/10.22034/envj.2024.436328.1339
مصطفی بهره بر، محمد منصور توتونی، مهران لقمانی
چکیده مقدمه: کیتونها از نرمتنانی دریایی، اکثراً چرنده، مقاوم به شرایط جزرومدی و غالباً ساکن در شکاف تخته سنگها هستند. دریای عمان در جنوب شرقی ایران و شمالغربی اقیانوس هند و به شدت تحت تأثیر بادهای موسمی اقیانوس هند (مانسون) قرار دارد. دریای مکران به علت وقوع فرایند مانسون دارای تنوع غنی از انواع گونههای دریازی از جمله، نرمتنان است. هدف تحقیق حاضر، بررسی تراکم و پراکنش کیتون Acanthopleura vaillantii در سواحل پزم، کنارک، تیس، کلبه غواصی، دریای بزرگ و رمین در زمستان 1398و تابستان 1399 بوده است.
مواد و روشها: در این مطالعه، با استفاده از کوادرات یک در یک متر مربع، تراکم و پراکنش A. vaillantii در ترانسکتهای عمود بر دریا و در منطقه جزرومدی شش ایستگاه در سواحل پزم، کنارک، تیس، کلبه غواصی، دریای بزرگ و رمین بررسی شد. تعدادی از نمونهها در هر ایستگاه جهت اندازه گیری پارامترهای زیستی از قبیل طول، وزنتر کل، وزنتر بافت نرم، درصد رطوبت بافت و درصد وزن خشک جمعآوری و به آزمایشگاه منتقل گردید. در هر ایستگاه فاکتورهای فیزیکی شیمیایی آب (دما،شوری و اسیدیته) بهوسیله دستگاه مولتی متر WTW ثبت گردید.
نتایج: بررسیها نشانداد که بیشترین میانگین تراکم در زمستان، در ایستگاه رمین و معادل 46/1 ± 27/11 فرد بر متر مربع بوده است. درمجموع، ایستگاه رمین در زمستان و تابستان دارای بیشترین میانگین تراکم با 67/2± 15/19 فرد بر مترمربع بود. همچنین، کمترین میانگین تراکم مربوط به ایستگاه کلبه غواصی در تابستان و ترانسکت اول بخش پایین جزر و مدی بوده که به دلیل وجود بستر ماسهای نمونهای ثبت نشد. درمجموع، در ایستگاه کلبه غواصی میانگین تراکم برای دو فصل، 26/0±85/0 فرد بر مترمربع کمترین میزان بود. آزمون آماری اختلاف معنیداری را بین ایستگاهها نشان داد (05/0P<). بررسی پارامترهای زیستی نشان داد که در ایستگاه تیس، به ترتیب در زمستان و تابستان بیشترین میانگین طول 25/4±56/53 و 53/4± 2/58 میلیمتر، وزن 43/7±19/23 و 51/8± 22/28 گرم و در ایستگاه کلبه غواصی برای زمستان کمترین میانگین طول 14/2± 32 میلیمتر و وزن 85/0±99/2 گرم بود. در ایستگاه دریای بزرگ، در تابستان کمترین میانگین طول و وزن به ترتیب 21/4±44/43 میلیمتر و 89/4± 53/16 گرم بوده است.
بحث: طبق نتایج سایر محققین ایستگاه تیس از تنوعزیستی بالایی برخوردار میباشد ولی نتایج مطالعه حاضر نشان داد که در این ایستگاه، نمونههای A. vaillantii علی رغم تراکم کمتر (احتمالا به دلیل رقابت) دارای وزن و طول بیشتری بودند. همچنین، در شکاف صخرهها و استخرهای جزرومدی با پوشش جلبکی و دمای 22 تا 26 درجه سانتیگراد، تراکم و پراکنش بیشتری وجود داشت.
بررسی پویایی و ساختار جامعه فیتوپلانکتون خلیج چابهار (در مانسون تابستانه، زمستانه، پیش و پس مانسون)
دوره 6، شماره 74، زمستان 1400، صفحه 91-105
https://doi.org/10.22034/envj.2022.327023.1184
مهشید جلیلی، ابوالفضل صالح، مریم فلاحی، علی ماشینچیان مرادی، محمدرضا فاطمی
چکیده فراوانی، پراکندگی و تنوع ساختار جمعیت گونه ای فیتوپلانکتونی و میزان غلظت مواد مغذی خلیج چابهار در سال 99-98 مورد بررسی و اندازه گیری قرار گرفت. گسترش فیتوپلانکتون به عوامل فیزیکوشیمیایی، مواد مغذی در دسترس، میکسوتروفی بودن گونه ها و شکارچیان (زئوپلانکتون) بستگی دارد. نمونه برداری از آب توسط بطری نیسکین در 9 ایستگاه در 6 بار از سال در دوره های پیش مانسون، 2 بار در مانسون جنوب غربی، پس مانسون و 2 بار در مانسون تابستانه انجام گرفت. در این بررسی 114 گونه فیتوپلانکتون متعلق به 4 شاخه باسیلاریوفیتا، داینوفیتا، سیانوفیتا و کروموفیتا شناسایی شد. داینوفیتا با تراکم 94% بیشترین فراوانی را به خود اختصاص دادند. با انجام آزمون آماری غیرپارامتریک Kruskal-Wallis تفاوت معنیداری بین تراکم گونه های ماههای نمونه برداری شده دیده شد. اگرچه اختلاف معنی داری بین تراکم گونه ها و میزان مواد مغذی دیده نشد اما همسویی مشخص و واضحی بین میزان مصرف مواد مغذی و تراکم فیتوپلانکتون مشاهده گردید. نتایج نشان داد افزایش مواد مغذی در پاییز و زمستان سبب افزایش تراکم فیتوپلانکتون (به خصوص در مهر و بهمن) میشود. آزمون CCA نشان داد که حدود 84% تغییرات تراکم فیتوپلانکتون به میزان مواد مغذی و میزان اکسیژن محلول بستگی دارد.
نقش سازمان بین المللی دریانوردی در جلوگیری از آلودگی ناشی از دفع ضایعات: مطالعه موردی کنوانسیون لندن
دوره 6، شماره 71، بهار 1400، صفحه 41-50
https://doi.org/10.22034/envj.2021.180151
حمیدرضا اکبرپور، سید باقر میرعباسی، احسان کامرانی
چکیده آلودگی دریایی از دیرباز به عنوان یکی از الویت ها و اهداف سطح بالای سازمان بین المللی دریانوردی (ایمو) مطرح بوده است. در این میان آلودگی ناشی از دفع ضایعات به عنوان یکی از مهمترین مباحث مطروحه توسط ایمو مورد توجه بوده است. این پژوهش در پی بررسی عملکرد ایمو به عنوان سازمان صلاحیتدار در این زمینه است. به طور کلی ایمو با ایجاد تغییر در ساختار و متناسب سازی آن با اهداف مصرح در اساسنامه خود، زمینه را برای مقابله با انواع آلودگی دریایی مهیا نموده است. تأسیس کمیته حفاظت از محیط زیست دریایی و سپس تأسیس کمیته فرعی آلودگی های دریایی و مقابله با آن به وضوح بر تأکید ویژه ایمو برای مقابله با انواع آلودگی به ویژه آلودگی ناشی از دفع ضایعات اشاره دارد. علاوه بر این تدوین و تصویب کنوانسیون اختصاصی پیشگیری از آلودگی دریایی ناشی از دفع ضایعات و سایر مواد (کنوانسیون لندن) و پروتکل آن، به تمرکز بر مبارزه با این نوع آلودگی کمک فراوانی نموده است. این کنوانسیون و پروتکل آن با اجرای برنامههای نظارتی، کنترل تخلیه ضایعات را مدیریت می نماید. همچنین این کنوانسیون در ابتدا دفع ضایعات از نوع خاصی را هدف قرار داد و سپس به تدریج این رژیم را محدودتر نمود. این مسأله سبب شد تا محیط زیست دریایی و سایر منافع حاصل از دریا از جمله منافع اقتصادی دریایی بیش از پیش محافظت شود. در مجموع کنوانسیون لندن و پروتکل آن باعث شد که آلودگی ناشی از دفع ضایعات در مرکز توجه جامعه دریایی قرار گیرد و ابزار حقوقی مناسب در جهت کنترل و پیشگیری این نوع آلودگی فراهم شود.