کلیدواژه‌ها = محیط زیست
اقتصاد محیط زیست

تحلیل اثرات شوک مالیات سبز بر صنایع عمده‌ی آلاینده با استفاده از الگوی خودرگرسیون برداری پانل (PVAR)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 اسفند 1404

https://doi.org/10.22034/envj.2026.558945.1581

حبیب حبیبی زاد، هاشم زارع، مهرزاد ابراهیمی

چکیده چکیده
مقدمه: تخریب محیط زیست و تغییرات اقلیمی از بزرگترین چالش‌های توسعه پایدار در سال‌های اخیر قلمداد می‌شوند زیرا توسعه اقتصادی و اجتماعی در گرو پایداری و کارکرد صحیح محیط زیست می‌باشد. در دو قرن اخیر فعالیت‌های اقتصادی که با مصرف گسترده انرژی به ویژه سوخت‌های فسیلی همراه بوده است، صدمات جبران ناپذیری به محیط زیست در سطوح، منطقه‌ای و جهانی وارد و در این میان سلامت بشر با تهدید جدی مواجه شده است. در پاسخ به این چالش‌ها، دولت‌ها با استفاده از ابزارهایی نظیر مالیات‌های زیست محیطی، انگیزه لازم برای به حداقل رساندن خسارات زیست محیطی را فراهم می‌کنند. این مالیات دلالت بر هزینه انتشار آلودگی دارد و توسط دولت از طریق مالیات به ازای انتشار آلودگی در هوا، آب و خاک وضع می‌شود.
مواد و روش‌ها: در این مقاله، با استفاده از داده‌های ترکیبی و در چارچوب الگوی خودرگرسیون برداری پانل (PVAR)، اثرات شوک مالیات سبز بر متغیرهای منتخب صنایع عمده‌ی آلاینده تحلیل شده است. جهت نیل به اهداف ذکر شده، آمار و اطلاعات مورد نیاز جهت صنایع مورد مطالعه، که بخش عظیمی از مصرف انرژی کشور را به خود اختصاص داده‌اند، شامل: صنعت حمل‌و‌نقل، صنایع پالایشگاهی، صنایع نیروگاهی، صنایع لاستیک و پلاستیک، صنایع کانی‌های غیرفلزی، صنایع مواد غذایی و آشامیدنی، صنایع فلزات اساسی، صنایع مواد و محصولات شیمیایی، صنایع تولید منسوجات و صنایع تولید کاغذ و فرآورده‌های کاغذی از سایت‌های آماری طی بازه زمانی 1385 لغایت 1401 استخراج و مورد استفاده قرار گرفته شد.
نتایج: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که، شوک مالیات سبز اثر منفی بر متغیرهای ارزش افزوده در صنایع منتخب، مصرف انرژی، ارزش تشکیل سرمایه ثابت ناخالص و هزینه‌های تحقیق و توسعه در صنایع منتخب دارد، لیکن همین شوک اثر مثبتی بر اشتغال در صنایع منتخب در اکثر دوره‌ها، و متغیر قدرت صادراتی صنایع منتخب دارد. با این توضیح که به عنوان مثال شوک مورد نظر در دوره 10 و بعد از آن، بین -0.05 درصد و -0.07 درصد بر ارزش افزوده صنایع مورد مطالعه اثر دارد.
بحث: مالیات سبز بعنوان یکی از پایه‌های مالیاتی جدید، علاوه بر اثر درآمدی، دارای آثار تخصیصی مهمی است. با توجه به تأثیر این نوع مالیات بر متغیرهای منتخب صنایع مورد مطالعه، پیشنهاد می شود: بدلیل نتایج مطالعات مختلف در زمینه اثرات وضع این نوع مالیات در بهبود شاخص‌های مختلف اقتصادی، نظیر شاخص سلامت، شاخص توزیع درآمد و درآمدهای دولت و نیز بهبود شاخص مصرف انرژی و به تبع آن کاهش آلایندگی و سایر شاخص‌ها، جهت جلوگیری از اختلال در روند ارزش افزوده در صنایع آلاینده، سیاست‌گذاری اقتصادی در کشور در راستای ایجاد ثبات و تقویت سایر مؤلفه‌های موثر بر ارتقای ارزش افزوده و تولید نظیر امنیت اقتصادی و ثبات در متغیرهای کلان اقتصادی نظیر، نرخ ارز و جریان تبادلات بین المللی، سرمایه انسانی و کیفیت تولیدات مبتنی بر تولید دانش محور، متمرکز شود. توصیه می‌شود، صنایعی که در تقلیل انتشار آلاینده‌ها با تأیید سازمان محیط زیست گام‌های مؤثری برداشته‌اند، با تخفیف در نرخ مالیات بر انتشار آلایندگی و یا تخفیف در نرخ پایه‌های مالیاتی دیگر مواجه شوند، که از این منظر رشد صنایع مورد نظر در جهت مثبت تحت الشعاع قرار گیرد. از آنجا که هدف از اعمال هر نوع مالیاتی فقط کسب درآمد جهت دولت نیست و با عنایت به این نکته که اعمال مالیات‌ها بر متغیرهای واقعی اقتصاد تأثیرگذار هستند، توصیه می‌شود، با اعمال نرخ‌های نزولی یا معافیت‌های مختلف مالیاتی (به تبع کاهش آلایندگی) صرفه‌جویی مالیاتی برای رشد در صنایع آلاینده بیشتر شود.

اقتصاد محیط زیست

فرضیه پناهگاه آلودگی و کارآفرینی در ایران: نقش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی گرین‌فیلد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 فروردین 1405

https://doi.org/10.22034/envj.2026.564780.1593

کاظم عابدزاده، بهزاد سلمانی، محمدرضا سلمانی بیشک

چکیده مقدمه: این پژوهش به بررسی نقش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی گرینفیلد (احداثی) در ایران می‌پردازد و این کار را با تمرکز بر فرضیه پناهگاه آلودگی انجام می‌دهد. مطابق این فرضیه، ورود سرمایه همراه با فناوری‌های آلاینده می‌تواند با تخریب کیفیت محیط‌زیست و تضعیف سلامت و بهره‌وری نیروی کار، اکوسیستم کارآفرینی را فرسوده سازد. در مقابل این دیدگاه، فرضیه هاله فناوری قرار دارد که معتقد است این سرمایه‌گذاری‌ها می‌توانند به رشد نوآوری کمک کنند. بر این اساس، هدف اصلی مطالعه، سنجش اثر مستقیم و غیرمستقیم سرمایه‌گذاری گرین‌فیلد (احداثی) بر کارآفرینی، با تأکید ویژه بر نقش میانجی‌گرانه آلودگی است. این تحلیل به دنبال پر کردن شکافی است که در آن، مطالعات پیشین عمدتاً بر کمیت سرمایه‌گذاری متمرکز بوده و نقش کلیدی آلودگی را نادیده گرفته‌اند. در نهایت، پژوهش تلاش می‌کند تا مشخص سازد کدام‌یک از این دو روایت، با واقعیت‌های اقتصادی ایران در دوره ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۳ همخوانی بیشتری دارد.
مواد و روش‌ها: به‌منظور تفکیک اثرات مستقیم و غیرمستقیم، یک چارچوب تحلیلی دو‌معادله‌ای طراحی گردید. معادله اول، تأثیر مستقیم سرمایه‌گذاری گرین‌فیلد (احداثی) و آلودگی را بر شاخص فعالیت کارآفرینانه می‌سنجد و متغیرهایی چون رشد اقتصادی، ترس از شکست و قصد کارآفرینانه را برای کنترل عوامل کلان و رفتاری در مدل لحاظ می‌کند. معادله دوم، به‌طور مشخص کانال آلودگی را کالبدشکافی کرده و تأثیر سرمایه‌گذاری گرین‌فیلد بر انتشار سرانه دی‌اکسید کربن را، با کنترل متغیرهایی نظیر شدت مصرف انرژی و کیفیت نهادی، برآورد می‌کند. با توجه به محدودیت داده‌های سری زمانی و وجود ابهام ذاتی در متغیرهای اقتصادی، به‌جای روش‌های کلاسیک، از رگرسیون فازی استفاده شد. این رویکرد با تخمین ضرایب به‌صورت یک بازه، عدم قطعیت را در نتایج لحاظ کرده و تحلیلی قابل‌اعتمادتر در شرایط داده‌های محدود ارائه می‌دهد.
نتایج: نتایج تحلیل رگرسیون فازی، روایتی شفاف و هشداردهنده را به تصویر می‌کشد. یافته‌ها نشان داد که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی گرین‌فیلد(احداثی)، به‌طور مستقیم تأثیری منفی و معنادار بر فعالیت کارآفرینانه در ایران داشته است (ضریب فازی: ۱.۰۵۶۶-). تحلیل‌ها همزمان یک کانال غیرمستقیم و مخرب را نیز آشکار ساختند: این نوع سرمایه‌گذاری به افزایش معنادار سطح آلودگی زیست‌محیطی منجر شده است (ضریب فازی: ۰.۰۶۳۶+). این آلودگی فزاینده نیز به نوبه خود، تأثیری منفی و بازدارنده بر کارآفرینی اعمال می‌کند (ضریب فازی: ۰.۶۱۸۴-). در نتیجه، اثر منفی مستقیم سرمایه‌گذاری با یک اثر منفی غیرمستقیم (با حاصل‌ضرب تقریبی ۰.۰۳۹) که از مسیر آلودگی عبور می‌کند، تقویت می‌شود. در مجموع، الگوی غالب در دوره مورد بررسی این‌گونه بوده است که ورود سرمایه‌های گرین‌فیلد، نه تنها به شکوفایی کارآفرینی کمک نکرده، بلکه از طریق تشدید آلودگی، به تضعیف بیشتر آن نیز دامن زده است.
بحث: شواهد این پژوهش به طور قوی بیانگر آن است که الگوی سرمایه‌گذاری خارجی در ایران طی دوره مورد مطالعه، با فرضیه پناهگاه آلودگی سازگاری بیشتری دارد. به نظر می‌رسد ترکیب کیفیت پایین فناوری پروژه‌های ورودی و ضعف نهادهای نظارتی برای اجرای استانداردهای زیست‌محیطی، مانع از تحقق سرریزهای مثبت فناورانه شده است. این مطالعه با برجسته‌سازی نقش کیفیت سرمایه‌گذاری در برابر کمیت آن، یک پیام سیاستی روشن ارائه می‌دهد: زمان آن فرارسیده که سیاست‌گذاران از رویکرد جذب بدون قید و شرط سرمایه، به سمت یک استراتژی جذب هوشمندانه و گزینشی حرکت کنند. اقداماتی نظیر استقرار نظام غربالگری فناورانه برای پروژه‌ها، مشروط‌سازی مشوق‌ها به عملکرد زیست‌محیطی و تقویت شفافیت و نظارت بر انتشار آلاینده‌ها، گام‌هایی ضروری برای مدیریت این کانال منفی هستند. تنها در این صورت است که می‌توان سرمایه‌گذاری خارجی را از یک تهدید، به یک موتور محرک واقعی برای رشد اقتصاد دانش‌بنیان و کارآفرینی نوآور در ایران تبدیل کرد.

اقتصاد محیط زیست

محیط زیست و تجارت بین الملل (رویکرد خودرگرسیون برداری ساختاری SVAR)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/envj.2026.532095.1516

نسیم حاجی حاجی آقازاده، صالح قویدل، میرحسین موسوی، خسرو عزیزی

چکیده نوع مقاله : پژوهشی
تاریخچه مقاله:
دریافت:
پذیرش:
کلمات کلیدی:
منحنی زیست محیطی - لجستیک سبز-فرضیه پناهگاه آلودگی - اثر گلخانه ای


چکیده
در دهه‌های اخیر، بررسی ارتباط میان توسعه اقتصادی، گسترش تجارت بین‌الملل و پیامدهای زیست‌محیطی، به‌ویژه انتشار گاز دی‌اکسید کربن (CO₂)، به یکی از موضوعات کلیدی در ادبیات اقتصاد محیط‌زیست تبدیل شده است. دغدغه اصلی کشورها این است که چگونه می‌توان میان رشد اقتصادی و حفظ محیط‌زیست تعادل برقرار کرد و هم‌زمان مسیر توسعه پایدار را نیز دنبال نمود. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از مدل خودرگرسیون برداری ساختاری (SVAR) و استفاده از داده‌های ۳۰ منطقه جغرافیایی جهان طی دوره‌ی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱، به بررسی روابط علّی میان رشد اقتصادی، میزان آزادی تجاری و انتشار CO₂ پرداخته و این تحلیل در قالب دو سناریوی مجزا انجام شده است تا اثر هر یک از متغیرها به‌صورت مستقل ارزیابی گردد. نتایج این بررسی‌ها نشان می‌دهد که تأثیر رشد اقتصادی بر انتشار CO₂ به‌طور میانگین بین ۴۰ تا ۶۰ درصد قوی‌تر از تأثیر تجارت آزاد است. همچنین، واکنش مناطق مختلف جهان به شوک‌های اقتصادی و تجاری از الگوی یکنواختی پیروی نمی‌کند و کاملاً وابسته به ساختار اقتصادی، سطح توسعه و میزان صنعتی‌شدن هر منطقه است. در مناطق توسعه‌یافته مانند اروپا و آسیای مرکزی، شوک‌های مثبت رشد اقتصادی منجر به افزایش قابل‌توجه انتشار CO₂ می‌شوند؛ در حالی‌که در مناطق کمترتوسعه‌یافته مانند کشورهای عضو IDA و جنوب صحرای آفریقا، این اثر بسیار محدود بوده و حتی در برخی موارد از لحاظ آماری معنادار نیست. این یافته‌ها بر وجود تفاوت‌های ساختاری در رابطه میان رشد، تجارت و محیط‌زیست تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری زیست‌محیطی باید متناسب با سطح توسعه‌یافتگی هر منطقه طراحی شود. بر این اساس، اتخاذ سیاست‌های هماهنگ جهانی مانند مالیات بین‌المللی بر کربن، انتقال فناوری‌های پاک، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و استانداردسازی زیست‌محیطی در تجارت جهانی می‌تواند به کنترل انتشار CO₂ در سطح جهانی کمک کند. بنابراین، همکاری بین‌المللی و رویکرد چندجانبه برای مقابله با تغییرات اقلیمی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌شود و باید با اراده سیاسی مستمر و حمایت نهادی همراه گردد.
مواد و روش‌ها
این پژوهش با هدف تحلیل روابط علّی میان تجارت آزاد، رشد اقتصادی و انتشار CO₂، با استفاده از داده‌های معتبر بانک جهانی برای ۳۰ منطقه جغرافیایی جهان در طی دوره زمانی ۲۰۰0 تا ۲۰۲۱ انجام شده است. متغیرهای اصلی این مقاله شامل نسبت تجارت به تولید ناخالص داخلی (شاخص آزادی تجاری), نرخ رشد واقعی تولید ناخالص داخلی و میزان انتشار دی‌اکسید کربن هستند. پیش از تخمین مدل، آزمون‌های ایستایی سری‌های زمانی و تعیین وقفه بهینه براساس معیارهای اطلاعاتی انجام شد. سپس، مدل SVAR در دو سناریو برآورد گردید: در سناریوی نخست، رشد اقتصادی به‌عنوان متغیر علّی اصلی در نظر گرفته شد و در سناریوی دوم، تجارت آزاد نقش علت‌العلل را بر عهده داشت. برای تحلیل پویای واکنش متغیرها به شوک‌ها، از توابع ضربه–واکنش استفاده شد تا رفتار متغیرها در کوتاه‌مدت و بلندمدت بهتر تبیین گردد.
نتایج و بحث
نتایج حاصل از توابع ضربه–واکنش نشان داد که در مناطق توسعه‌یافته، شوک‌های رشد اقتصادی به افزایش محسوس انتشار CO₂ منجر می‌شوند که بیانگر وابستگی شدید این کشورها به صنایع انرژی‌بر است. اما در کشورهای کم‌درآمد، به دلیل سهم بالای بخش کشاورزی، مصرف پایین انرژی و ضعف زیرساخت‌های صنعتی، این رابطه ضعیف و کمتر معنادار است و حتی در برخی مواقع خنثی جلوه می‌کند. همچنین مشخص شد که در مجموع، رشد اقتصادی تأثیر بیشتری نسبت به تجارت آزاد بر آلودگی زیست‌محیطی دارد. بنابراین، توصیه می‌شود سیاست‌های جهانی بر ابزارهایی مانند مالیات کربن، ترویج فناوری‌های پاک، سرمایه‌گذاری سبز و هماهنگ‌سازی مقررات زیست‌محیطی در تجارت بین‌الملل متمرکز شوند تا روند کاهش انتشار آلاینده‌ها تسریع گردد.

توسعه پایدار

بررسی رفتار سبز ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 9، شماره 86، زمستان 1403، صفحه 15-26

https://doi.org/10.22034/envj.2024.482628.1422

زهرا اقائی دهنوی، سید نصراله سجادی، مهرزاد حمیدی، مهدی غفوری یزدی

چکیده مقدمه: در دنیای امروز، اهمیت مسائل محیط‌زیستی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. تغییرات اقلیمی، آلودگی محیط‌زیست، کاهش منابع طبیعی و تهدیدات محیط‌زیستی از جمله چالش‌هایی هستند که جوامع بشری با آن‌ها مواجه‌اند. در این میان، ورزشکاران به‌عنوان الگوهای اجتماعی و فرهنگی می‌توانند نقش مهمی در ارتقای آگاهی محیط‌زیستی و تشویق به رفتارهای سبز ایفا کنند. شهرت و تأثیرگذاری ورزشکاران به‌ویژه در سطح ملی می‌تواند عامل مهمی در ترویج این ارزش‌ها و رفتارهای سبز در بین طرفداران و جامعه ورزشی باشد. هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی رفتار سبز ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران بود.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر توصیفی و به لحاظ هدف کاربردی بود که گردآوری اطلاعات آن به‌صورت پیمایشی انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع کمی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل ورزشکاران تیم‌های ملی ایران بود که در بازه زمانی اسفند 1402 تا خرداد 1403 در اردوهای تیم ملی در تهران حضور داشته‌اند که بر اساس کسب اطلاعات از مراجع زیربط 420 نفر برآورد شدند. حجم نمونه نیز بر اساس جدول مورگان 201 ورزشکار محاسبه شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه اصلاح شده  Potteiger و همکاران (2017) استفاده شد. برای بررسی و تأیید روایی پرسشنامه نیز با از نظرات 15 عضو هیأت علمی از دانشکده‌های علوم ورزشی و تندرستی و محیط زیست و منابع طبیعی بهره گرفته شد. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ بررسی شد و مقدار آلفای به‌دست‌آمده 839/0 بود که نشان‌دهنده پایایی قابل قبول پرسشنامه است. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. برای بررسی طبیعی بودن توزیع داده‌ها از آزمون کولموگروف- اسمیزنوف و برای تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها از آزمون‌های تی تک نمونه‌ای، همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شد. با استفاده از آزمون تی تک نمونه‌ای، میزان آگاهی، نگرش و رفتار سبز ورزشکاران مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی ارتباط بین آگاهی، نگرش و رفتار سبز از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. درنهایت برای پیش‌بینی رفتار سبز بر اساس آگاهی و نگرش محیط‌زیستی نیز از رگرسیون خطی استفاده شد.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد وضعیت آگاهی، نگرش و رفتار محیط‌زیستی ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران بالاتر از حد مبنا (3) بوده است و بین آگاهی و نگرش محیط‌زیستی با رفتارسبز ورزشکاران منتخب تیم های ملی ج.ا.ا رابطه مثبت معنادار وجود دارد (p<0.001). از طرفی مؤلفه‌های آگاهی محیط‌زیستی (Beta=0.335) و نگرش محیط‌زیستی(Beta=0.232)  (R2=0.147, P<0.001) ارتباط معنادار و شرایط پیش‌بینی‌کنندگی برای رفتارسبز ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران را دارا بودند.
بحث: یافته‌های این تحقیق تأکید می‌کنند که آموزش و ترویج آگاهی‌های محیط‌زیستی در میان ورزشکاران می‌تواند به بهبود رفتارهای محیط‌زیستی آنان کمک کند و ارتقاء فرهنگ سبز در جامعه ورزشی را تسهیل نماید. بر این اساس پیشنهاد می‌شود با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت محیط زیست، چالش‌های محیط‌زیستی حال حاضر دنیا و نقش مؤثر ورزشکاران ملی بر جامعه و ورزش دوستان، سازمان‌های ورزشی و متولیان ورزش به توسعه آگاهی و نگرش محیط‌زیستی در بین ورزشکاران تیم‌های ملی توجه ویژه داشته باشند. برای این منظور در برنامه‌ریزی‌های آموزشی اقدام به طراحی دوره‌های آموزشی با مضامین آشنایی با رفتار سبز، محیط‌زیست و چالش‌های محیط‌زیستی، نقش ورزشکاران در توسعه رفتار سبز و ارتباط متقابل ورزش، ورزشکاران و رفتار سبز نمایند.

حقوق محیط زیست

واکاوی سیاست کیفری مقابله با تروریسم محیط‌زیستی با تأکید بر تمهیدات بازدارنده

دوره 9، شماره 85، پاییز 1403، صفحه 99-117

https://doi.org/10.22034/envj.2024.471911.1402

بهروز سپهری، نوروز کارگری، محمد آشوری، قاسم قاسمی

چکیده مقدمه: تروریسم محیط‌زیستی با هدف یا ابزار قرار دادن محیط‌زیست، تهدیدی جدی علیه امنیت زیستی محسوب می‌شود و قابلیت زیست را از محیط سلب می‌کند و به خاطر وابستگی حیاتی، گسترده و اجتناب‌ناپذیر انسان‌ها با محیط‌زیست، می‌تواند آسیب‌های گسترده و جبران‌ناپذیری به حیات و سلامتی انسان‌ها وارد نماید و غالباً بارزترین آثار آسیب‌های وارده به امنیت و سلامت محیط‌زیست به صورت بیماری‌های همه‌گیر نمایان می‌شود و از طرفی اثرگذاری خزنده و مخفیانه‌ی آثار ناشی از اقدامات منتهی به خارج شدن محیط‌زیست از قابلیت زیست سالم و مرزگذر بودن آثار این‌گونه اقدامات و امکان انتقال آثار یادشده از طریق جریان هوا یا آب و یا ناقلان عوامل بیماری به کشورها و مناطق فراتر از محل حادثه، و احتمال سرایت بخشی از این آثار بر حیات و سلامتی نسل‌های آینده از طریق سازوکار پیچیده‌ی ژنتیکی، جدیت خطر پیشامد تروریسم محیط‌زیستی را آشکار می‌سازد، از این رو هدف از این پژوهش، تبیین راهکارهای مقابله قانونمند، فنی و تخصصی با تروریسم محیط‌زیستی در قالب سیاست کیفری کارآمد همراه با تعامل بین‌المللی، با تأکید بر ضرورت تدابیر پیشگیرانه بیان می‌شود.
مواد و روش‌ها: در پژوهش جاری مطالب و اطلاعات مورد استفاده در پژوهش، با روش کتابخانه‌ای گردآوری می‌شوند و سپس با روش توصیفی ـ تحلیلی، یافته‌ها و مطالب گرد‌آوری شده مورد تجزیه و تحلیل منطقی و حقوقی قرار می‌گیرند.
نتایج: در یک سیاست کیفری کارآمد علاوه بر جرم‌انگاری تروریسم محیط‌زیستی همراه با مفهوم‌ و عناصر اختصاصی مشخص، انتظار می‌رود که اقداماتی تخصصی در شناسایی و جرم‌انگاری رفتارهایی صورت پذیرد، که صرف‌نظر از سطح قباحت اجتماعی و میزان خسارات ناشی آن‌ها برای جامعه، نسبت به تروریسم محیط‌زیستی جنبه مقدماتی دارند و جرم‌انگاری اینگونه رفتارها، در قالب جرائم مانع در پیشگیری از این پدیده جنایی امری ضروری به نظر می‌رسد که با کنکاش در مقررات داخلی، عناصر قانونی اینگونه رفتارها قابل ردیابی است.
بحث: در حقوق کیفری داخلی و نظام بین‌المللی به دلایل مختلف، اقدامی اختصاصی در مقابله با تروریسم محیط‌زیستی به عنوان رفتار مجرمانه‌ی مستقل، با مفهوم، عناصر اختصاصی و شرایط مشخص مورد توجه قرار نگرفته است؛ اما به دلیل ذات‌باور بودن رفتارهای مربوط به تروریسم محیط‌زیستی، این‌گونه از تروریسم ذاتاً قابل سرزنش بوده و بر حسب قاعده، می‌توان آن را در مقررات کیفری داخلی و بین‌المللی مشمول عناوین مجرمانه مختلف قرار داد و در حقوق کیفری داخلی، می‌توان مصادیق قابل توجهی از رفتارهای مشمول تروریسم محیط‌زیستی را به عنوان مصادیقی از افساد‌فی‌الارض موضوع ماده‌ 286 قانون مجازات اسلامی (مصوب 1392) قابل تعقیب دانست و از طرفی در نظام بین‌المللی از عمومات مقررات حاوی مقابله با تروریسم به مفهوم عام، نظیر کنوانسیون‌ها، پروتکل‌ها و قطعنامه‌های شورای امنیت، می‌توان تمهیدات شایان توجهی استخراج نمود، که در پیشگیری از تروریسم محیط‌زیستی اثرگذار و کارآمد خواهند بود.

کاربرد گیاهان در حذف آلاینده‌های نفتی

دوره 7، شماره 77، پاییز 1401، صفحه 13-31

https://doi.org/10.22034/envj.2022.160906

محدثه فریدونی، منا صراحی نوبر، خدیجه کیارستمی

چکیده پیشینه و هدف: صنعت نفت یک صنعت مهم، مادر و اشتغال‌زا است که به عنوان صنعت تغذیه کننده بسیاری از صنایع محسوب می‌شود. یکی از مشکلات مهم محیط زیستی مرتبط با این صنعت این است که در طی فرایندهای مختلف استخراج، انتقال، پالایش و فراوری آن امکان ورود نفت به محیط‌زیست وجود دارد. آلودگی نفتی محیط‌زیست، تهدیدی بزرگ برای سلامت اکوسیستم و انسان ایجاد می‌کند. از این رو حذف آلاینده‌های نفتی وارد شده به محیط‌زیست و به ‌ویژه خاک برای سلامت آن، ضروری است. هدف از این مقاله، علاوه بر ارائه اطلاعات کلی در مورد گیاه‌پالایی، مرور آخرین پژوهش ها در مورد استفاده از گیاهان مختلف برای حذف آلاینده های نفتی از محیط زیست می باشد. همچنین در این پژوهش تعدادی از گونه های گیاهی دارای قابلیت حذف آلاینده های نفتی معرفی شده است.
مواد و روش­ ها: برای انجام این مطالعه، کتابخانه­های الکترونیکی الزویر، اشپرینگر و مرکز اطلاعات جهاد دانشگاهی (SID)  با استفاده از کلیدواژه ­هایPhytoremediation ، Oil Contamination، گیاه پالایی، آلودگی نفتی و آلاینده نفتی مورد کاوش قرار گرفت. منابع پس از استخراج و دسته بندی موضوعی مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: با انجام کاوش در منابع اطلاعات علمی 10 مقاله مروری به عنوان هسته اصلی و در مجموع 99 منبع استخراج شد و مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس مطالعات صورت گرفته، استفاده از گیاهان برای حذف انواع آلاینده‌ها یکی از روش­های مقرون به صرفه و سازگار با محیط‌زیست معرفی شده است. از جمله مزایای گیاه پالایی می توان به نیاز به سرمایه‌گذاری کم، امکان حذف آلاینده در محل، زیبایی‌شناسی مناسب، جلوگیری از فرسایش خاک‌، جلوگیری از انتشار مواد سمی و امکان استفاده به ویژه در مناطقی که غلظت آلاینده پایین است اشاره کرد. طبق مطالعات انجام شده، گیاهان از پنج مکانیسم مختلف شامل گیاه استخراجی، گیاه تثبیتی، گیاه تبدیلی، گیاه تبخیری و  ریزوفیلتراسیون برای حذف آلاینده ها از محیط استفاده می­ کنند. در این مطالعه تعداد 12 گیاه موثر در حذف فلزات سنگین و 30 گیاه دارای قابلیت گیاه پالایی نفت و ترکیبات سمی مرتبط با آن یعنی هیدروکربن های چندحلقه­ای آروماتیک معرفی شدند.
بحث: گیاه‌پالایی یک روش دوستدار محیط‌زیست و مبتنی بر انرژی خورشید است که از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه است و امکان  تجاری‌سازی آن نیز فراهم می باشد. در حال حاضر، فناوری گیاه‌پالایی در مراحل اولیه خود است و مشکلات فنی زیادی برای توسعه آن وجود دارد که باید برطرف شود. در میان گیاهان، گیاهان علفی با سطح ریشه بالا برای حذف هیدروکربن های چندحلقه­ای آروماتیک کارآمد هستند، زیرا سیستم ریشه فیبری آن‌ها سطح بسیار خوبی را برای میکروب‌ها و ریزوفیلتراسیون فراهم می‌کند. در حال حاضر و به ویژه در کشور ما نیاز مبرمی به کشف گونه‌های گیاهی جدید با توانمندی تحمل و حذف آلاینده های محیطی به ویژه آلودگی های نفتی وجود دارد. همچنین انجام تحقیقات برای بهینه‌سازی فرآیندهای گیاه پالایی، درک فعل و انفعالات گیاهی، فعل و انفعالات میکروبی و تجهیزات مناسب برای انجام آن ضروری می باشد. علاوه بر این، استفاده از تکنیک‌های مولکولی و توسعه گیاهان تراریخته برای افزایش کارامدی گیاه‌پالایی در حال گسترش است. بنابراین، انتظار می‌رود مهندسی ژنتیک نقش مهمی در افزایش کاربرد فن‌آوری‌های گیاه‌پالایی ایفا کند. مطالعات مربوط به این استراتژی‌ها در توسعه ابزارهای ساده‌تر و مقرون به صرفه برای گیاه‌پالایی بسیار مفید خواهد بود.

بررسی اثرات متقابل تغییرات جمعیتی و منابع پایه‌ی محیط‌زیست در ایران (با تأکید بر مسأله‌ی آب)

دوره 6، شماره 71، بهار 1400، صفحه 11-24

https://doi.org/10.22034/envj.2021.180146

مهری شمس قهفرخی، عباس عسکری ندوشن، فریده شمس قهفرخی

چکیده جمعیت کره زمین بین 1960 تا 2018، از سه میلیارد نفر به بیش از هفت میلیارد نفر افزایش یافته‌ است. در طی این دوره، بشر با سرعت بی‌سابقه‌ای تغییراتی را در محیط ­زیست جهانی رقم زده است. رابطه‌ی جمعیت و محیط زیست یک رابطه‌ی دو سویه است. از یک سو، افزایش جمعیت و پیشرفت‌های اقتصادی و صنعتی بر محیط­زیست تأثیر می‌گذارد و از سوی دیگر، تغییرات زیست‌محیطی، خشک‌سالی و گرم شدن کره‌ی زمین و آب شدن یخچال‌ها و ...، بر پویایی جمعیت تأثیر می‌گذارد. با توجه به مسائل زیست محیطی که در سالیان اخیر در اثر گرمای جهانی و افزایش گازهای گلخانه‌ای، افزایش آلودگی‌های هوا و آب، شکل حادتری به خود گرفته است، توجه به مسأله‌ی افزایش جمعیت و تأثیری که افزایش جمعیت می‌تواند بر محیط زیست داشته باشد، دغدغه‌ای مهمی برای جمعیت‌شناسان شده است. بحران‌های زیست محیطی، به‌­ویژه بحران آب در سال‌های اخیر، این سؤال را بوجود آورده است، که آیا کشور ایران با توجه به ظرفیت حمل زمین، توان تحمل این حجم جمعیت را دارد؟ به این منظور، در این مطالعه با استفاده از روش کتابخانه‌ای، به بررسی رابطه‌ی جمعیت بر محیط زیست پرداخته‌ شده است. نتایج حاصل از بررسی‌ها نشان داد که با توجه به افزایش جمعیت به 106 میلیون نفر تا سال 1420 و  107 میلیارد متر مکعب آب شرب مورد نیاز برای این جمعیت، و ادامه‌ی روند کم‌بارشی در کشور، هم­چنین کمبود منابع آبی تجدید‌پذیر، کشور در آینده با چالش‌های فراوانی برای تأمین منابع آبی برای جمعیت خود مواجه خواهد بود.

آلودگی آب

اثرات مخرب کودهای شیمیایی بر طبیعت و موجودات زنده

دوره 5، شماره 70، زمستان 1399، صفحه 61-68

https://doi.org/10.22034/envj.2021.181319

محمد ابراهیم فراشیانی، مرضیه علینژاد، سیده معصومه زمانی

چکیده رشد سریع جمعیت، نیاز به تولیدات کشاورزی و مواد غذایی را افزایش داده و زمینه توسعه فعالیت‌های کشاورزی را فراهم کرده است. با توجه به محدود بودن زمین جهت کشت، نیاز روز افزون به مواد غذایی تنها با دستیابی به حداکثر بهره‌وری در واحد سطح و افزایش کیفیت محصول امکان‌پذیر خواهد بود. کاربرد کودهای شیمیایی و آفت‌کش‌ها و هم­چنین آبیاری از جمله روش‌های مؤثر در جهت افزایش تولید و بهره‌وری محصولات کشاورزی هستند که در این میان، استفاده از کودهای شیمیایی همواره یکی از اولویت‌های بسیار مهم در بهبود فعالیت‌های کشاورزی تولیدکنندگان این محصولات بوده است. کشاورزان کاربرد این نهاده‌های شیمیایی را عامل افزایش عملکرد محصول، بهبود حاصلخیزی خاک و افزایش درآمد خود می‌دانند. مطالعات اخیر نشان داده‌اند که مصرف بیش از اندازه و بی‌موقع کودها اثرات نامطلوب متعددی بر محیط‌زیست و سلامت انسان دارد. از جمله این اثرات می‌توان به شستشو و جابه‌جایی ترکیبات لایه‌های مختلف خاک، آلودگی‌ آب‌های زیرزمینی و سطحی، تجمع فلزات سنگین و نیترات، افزایش خوراک تالاب‌ها، آلودگی هوا و تجمع گازهای نیتروژن، سولفور و تولید گازهای گلخانه‌ای، گرم شدن زمین، از بین رفتن لایه ازن و اسیدی شدن باران و تجمع مواد شیمیایی در بافت‌های گیاهی، جانوری و انسانی اشاره کرد. هدف از این بررسی مشخص نمودن اثرات محیطی و زیستی ناشی از کاربرد نادرست کودهای شیمیایی و ارائه راهکار عملی در جهت کاهش مصرف و آلودگی‌های محیطزیستی است.

ارزیابی زیست محیطی

بررسی تأثیر معدن مس بوانات بر محیط زیست منطقه

دوره 5، شماره 67، بهار 1399، صفحه 65-75

https://doi.org/10.22034/envj.2020.181147

خداکرم شکری، مجید شبان

چکیده ضایعات حاصل از معدنکاری، از خطرناک­ترین آلاینده ه­ای محیط­ زیست هستند که در صورت عدم حذف آن­ها ضمن ورود به آب­ های سطحی و زیرزمینی، موجب تشکیل کمپلکس ­های سمی شده و خطرات بالقو­ای را برای انسان و اکوسیستم ­های زیست­ محیطی ایجاد می کنند. چون سنگ معدن قسمت کوچکی از حجم کل مواد معدنی شده را تشکیل می ­دهد، معادن مقدار زیادی ضایعات خواهند داشت. در صنعت فلزی تولید مس، سرب و روی بیشترین تخریب را به محیط ­زیست وارد می­ سازند. عملیات معدن کاری مس ضایعات معدنی وسیعی تولید می­کند ذوب روی و سرب مقادیر زیادی کادمیوم و سرب وارد محیط می­ سازد. تصاعد گاز­ها و ذرات معلق، تولید پساب­ های آلوده و ضایعات جامد حاصل ذوب و تصفیه فلزات می­ باشند. آلودگی خاک با فلزات سنگین در ارتباط با ذوب فلزات مسأله­ ای جدی به حساب می ­آید. جهت بررسی تأثیرات معدن مورد مطالعه بر محیط زیست، ضروری است تا آب، سنگ­ ها و خاک، گیاهان و حتی زهاب­ ها و آبراه ­های آن ­ها از نظر آلودگی مورد بررسی قرار گیرند. یافته ­های این پژوهش نشان می­ دهد که معدن مس بوانات بر میزان آلودگی در آب، خاک و گیاهان منطقه تأثیر به­ سزایی دارد.

گرافیک محیطی، رسانه ای برای حفظ محیط زیست

دوره 4، شماره 64، تابستان 1398، صفحه 11-22

فائزه قائمی منش

چکیده محیط ­زیست مسئله­ ای حیاتی در زندگی بشر امروزی است و توجه به حفظ و نگه داری آن مسئولیتی بزرگ، بر گردن تک­تک افراد جامعه می­ نهد. امروزه گرافیک محیطی به عنوان عامل رسانه ­ای عمل می‌کند. طراح گرافیک آشناترین هنرمند به جامعه است و اثر او به جامعه راه دارد، لذا می ­تواند از طریق هنر خود، مسئله محیط ­زیست را به جامعه بشری معرفی نماید. هدف اصلی این پژوهش، بررسی عملکرد رسانه ­ایِ گرافیک محیطی در مواجهه با بحران محیط ­زیست و ارائه راه حل برای حفظ آن می ­باشد. در این مقاله ضمن تعریف رسانه، گرافیک محیطی و انواع آن، به این سؤال پاسخ داده می­ شود که رسانه در شکل ­دهی به افکار عمومی جامعه جهت افزایش آگاهی زیست ­محیطی چگونه عمل می­ کند؟ و گرافیک محیطی به عنوان عامل رسانه­ ای آیا می ­تواند در حفظ محیط­ زیست و شناساندن آن به افراد جامعه مؤثر باشد؟ این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و در گردآوری مطالب از شیوه کتابخانه­ ای استفاده شده است. با بررسی نمونه­ های گرافیک محیطی انجام شده با موضوع محیط ­زیست در جهان و ایران، مشخص شد که کمبود آگاهی و در نتیجه عدم وجود فرهنگ زیست ­محیطی در یک جامعه می ­تواند بزرگ ترین معضل در زمینه مسائل زیست­ محیطی باشد و گرافیک محیطی به عنوان یک رسانه می ­­تواند نقش بسیار مهمی در افزایش آگاهی و فرهنگ زیست­ محیطی افراد جامعه و مسئولین داشته باشد.

تحلیلی بر جایگاه استراتژی بانکداری سبز در توسعه پایدار اقتصادی

دوره 4، شماره 64، تابستان 1398، صفحه 50-67

سمانه عابدی

چکیده بانکداری سبز به مفهوم گسترش فراگیر استراتژی ­های بانکداری است که منجر به توسعه پایدار اقتصادی می­ شود. بر این اساس استراتژی­ ها بانکداری سبز شامل مجموعه‌ای از عملیات‌ها و دستورالعمل‌هایی است که بانک را از نظر اقتصادی، محیط زیست و اجتماعی پایدار می­ سازد و دارای رویکردی دو جانبه است. به طوری که در مراحل اولیه، بانک ­ها برای به حداقل رساندن اثرات کربن در فعالیت ­های بانکی، برروی انتقال سبز عملیات داخلی بانک از جمله استفاده از انرژی­ های تجدیدپذیر، اتوماسیون و اقدامات دیگر تمرکز دارند. سپس در گام دوم، روش ­های تأمین مالی سازگار با محیط زیست را اتخاذ می ­نمایند و ریسک­ های محیط زیستی پروژه خود را قبل از اتخاذ تصمیمات مالی، کاهش می ­دهند. بنابراین به کارگیری استراتژی­ های سبز در بانک، نه تنها برای محیط زیست سودمند است بلکه مزایای متعددی از جمله کاهش ریسک اعتباری، کاهش هزینه­ های بانک و افزایش شهرت بانک به عنوان یک سازمان حامی محیط زیست را نیز، به همراه دارد. بر این اساس، رواج بانکداری سبز، وضعیت برنده- برنده بانک ­ها، صنایع و جامعه را نشان می دهد که در نهایت به توسعه پایدار کمک می­ نماید. لذا در مطالعه حاضر با استفاده از روش اسنادی و مروری، ضمن بررسی مفاهیم مربوط به بانکداری سبز، تجربه برخی از کشورها در رابطه با بانکداری سبز در دستیابی به توسعه پایدار، مراحل اجرایی نمودن بانکداری سبز و استراتژی های مربوط به آن، مورد بحث قرار گرفته است.

اقتصاد محیط زیست

جایگاه خدمات اکوسیستم در برنامه ریزی کاربری زمین

دوره 3، شماره 60، تابستان 1397، صفحه 29-48

سلیمه عبادی قاجاری

چکیده اکوسیستم‌ها و تنوع زیستی موجود در آن‌ها جریانی از کالاها و خدمات ضروری برای زندگی بشر، رونق اقتصادی و دیگر جنبه‌های رفاه را فراهم می‌کنند. بسیاری از این خدمات در سرازیری سقوط هستند که نادیده گرفتن آن­ها در تصمیم‌ گیری‌ها و برنامه­ریزی­های توسعه عواقب بالقوه­ای در پی دارد. بنابراین، گنجاندن خدمات اکوسیستم در برنامه‌ ریزی توسعه بالأخص برنامه‌ ریزی کاربری زمین از اهمیت حیاتی برخوردار است. هدف مقالۀ حاضر شناسایی و معرفی روش­های یکپارچه­ سازی خدمات اکوسیستم در فرایند برنامه ­ریزی است. مقالۀ حاضر از نوع کاربردی توسعه ­ای بوده و روش انجام آن توصیفی است. بدین ­منظور، در مقاله حاضر سعی شده است تا ضمن تعریف مفاهیم مرتبط، به تشریح رابطۀ بین آن­ ها پرداخته شود. از این رو، روش ­های قابل استفاده جهت هماهنگ ­سازی خدمات اکوسیستم در برنامه ­ریزی کاربری زمین معرفی شده­ اند که از جملۀ آن­ ها می ­توان به روش ­های IES، SEA و GI اشاره کرد. سپس، با ارائۀ نمونه­ های مطالعاتی در چین، هاوایی و بریتانیا که با استفاده از خدمات اکوسیستم به برنامه ­ریزی کاربری زمین پرداخته­ اند،  جایگاه خدمات یکپارچه اکوسیستم در برنامه ­ریزی کاربری زمین مشخص شده است. درنهایت، سعی شده است تا اصولی جهت یکپارچه­ سازی خدمات اکوسیستم در برنامه­ ریزی کاربری زمین استخراج شود.

آموزش محیط زیست

ارزیابی دوره آموزشی محیط ‏یار؛ مطالعه دانش‏ آموزان مقطع ابتدایی شهر اهواز

دوره 1، شماره 57، پاییز 1395، صفحه 47-56

چکیده دوره‏ی آموزشی محیط­یار دوره­ای­ است که از سوی اداره کل حفاظت محیط­زیست استان خوزستان با هدف ارتقاء دانش زیست­محیطی کودکان مدارس ابتدایی اجراء شده است. هدف از این مطالعه، ارزیابی طرح محیط­یار در ارتقای دانش زیست‌محیطی دانش­آموزان مدارس ابتدایی شهر اهواز می­باشد. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات آزمایشی و از لحاظ هدف کاربردی به­شمار می­رود. تمامی دانش­آموزان مقطع ابتدایی شهر اهواز جامعه آماری این مطالعه را تشکیل دادند که از میان آن‌ها نمونه­ای به تعداد 1325 نفر از دانش­آموزان آموزش­دیده و آموزش­ندیده (گروه کنترل) با استفاده از روش نمونه­گیری کاملاً تصادفی نسبی، انتخاب گردید. این مطالعه در دو فاز انجام پذیرفت. فاز اول با استفاده از ابزار مشاهده و با هدف تبیین وضعیت کلی آموزش­ها و بررسی محتوای آموزشی انجام پذیرفت. در فاز دوم مطالعه با استفاده از پرسشنامه­ای محقق­ساخت بر مبنای محتوای آموزشی دوره، دانش زیست‏محیطی دانش‏آموزان بررسی گردید. داده­های فاز دوم بوسیله نرم­افزار SPSS (V20) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین میانگین دانش زیست­محیطی گروه کنترل و گروه آموزش‏دیده، تفاوت آماری معنی­دار وجود دارد. نتایج آزمون کای اسکوئر نیز رابطه میان سطوح دانش زیست‏محیطی و گروه‏های آزمایشی را تأیید نمود، که گویای موفقیت بالای دوره آموزشی بر ارتقاء سطح دانش زیست­محیطی دانش­آموزان دبستانی می‏باشد.