دوره و شماره: دوره 7، شماره 76، تابستان 1401 

سنجش نگرش ساکنان شهری در زمینه مدیریت مواد زائد جامد شهری (مطالعه موردی شهر شهرکرد)

صفحه 1-11

https://doi.org/10.22034/envj.2022.151267

رسول زمانی احمدمحمودی، نسرین قرهی، سمیرا بیاتی، حجت الله خدری غریب‌وند، مهناز امینی، فاطمه اسدی

چکیده پیشینه و هدف: مدیریت مواد زائد جامد شهری در قرن اخیر به یک مسأله مهم محیط زیستی تبدیل شده است. مطالعه حاضر برای سنجش نگرش و آگاهی مردم در ارتباط با مدیریت پسماند شهری در شهرکرد انجام شده­ است. مواد زائد جامد در شهرکرد اغلب شامل زباله­ های خانگی، تجاری، صنعتی، ساختمانی و زراعی می­ باشند. این زباله ­ها به­ صورت غیرتفکیک شده دفن می­شوند و درصدی از زباله ­ها بدون هیچ­گونه مدیریتی باقی می­ مانند. از آن ­جا که کارخانه بازیافت در استان چهارمحال و بختیاری وجود ندارد، بسیاری از پسماندها ­که ارزش اقتصادی بالایی دارند، بدون بهره از بین می ­روند. با توجه به نقش تأثیرگذار مدیران و برنامه­ ریزان شهری و استانی، با کمی تأمل و قبول نقش افراد جامعه در چرخه مدیریت می ­توان بسیاری از مشکلات مربوط به مراحل بعدی سیستم دفن پسماند را به حداقل ممکن کاهش داد.
مواد و روش ­ها: به­ منظور انجام این مطالعه از روش ترکیبی (روش‌های میدانی، کتابخانه‌ای و اسنادی، تحلیلی و توصیفی) استفاده شد و شهر به سه ناحیه تقسیم و در هر ناحیه به­ طور تصادفی پنجاه پرسشنامه توزیع شد. روایی پرسشنامه‌ها توسط متخصص در زمینه مواد زائد دانشگاه­ های علوم پزشکی کشور و پایایی آن توسط تست آلفا کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. در نهایت تجزیه و تحلیل داده­ های حاصل از این پرسشنامه­ ها با استفاده از نرم­افزار Excel و SPSS نسخه 19 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون همبستگی، تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور بررسی تأثیر جنسیت بر میزان مشارکت از آزمون T مستقل و تأثیر تحصیلات و ساختار سنی بر میزان مشارکت از آزمون ANOVA استفاده شد.
نتایج: با توجه به میزان آلفای کرومباخ برابر 87/0، سوالات مطرح شده در پرسشنامه­ ها از روایی خوبی برخوردار بودند. بیشترین تعداد پاسخ ­دهندگان به پرسشنامه ­ها از نظر سنی در بازه 40-25 سال (3/53 درصد)، از لحاظ سطح تحصیلات دارای مدرک فوق­ دیپلم و کارشناسی (3/55 درصد) بودند. هم­­چنین 7/50 درصد از پاسخ ­دهندگان را بانوان و 3/ 49 درصد را آقایان تشکیل دادند. نتایج نشان داد بین میزان تحصیلات و میزان آگاهی افراد در رابطه با مدیریت مواد زائد جامد ارتباط معنی­ داری وجود دارد
(کای اسکور، 05/0>p). درحالی­ که بین سن و جنسیت و میزان آگاهی افراد ارتباط معنی ­داری وجود ندارد (کای اسکور، 05/0<p). نتایج توزیع فراوانی پاسخ مردم در خصوص مواد زائد جامد نشان داد که تقریباً 97 درصد افراد آگاهی کامل از تفاوت بین زباله­ های خشک و تر دارند. میانگین نمره آگاهی در این بررسی 98/ 0± 88/31 (میانگین ± خطای استاندارد) از 68 امتیاز بود که با توجه به این امتیاز میزان آگاهی مردم متوسط برآورد شد.
بحث: نتایج بیانگر این است که در ارتباط با موضوع خاص مواد زائد جامد شهری باید آگاهی ­رسانی و آموزش­ های بیشتری صورت گیرد، با این وجود در این مطالعه با افزایش سطح سواد و آگاهی مردم، مسائل محیط­ زیستی و به ­طور خاص مواد زائد جامد را بهتر می­ توان مدیریت کرد. برنامه­ ریزی ­هایی به­ منظور تغییر رفتار و نگرش خانواده ­ها و تقویت دانش مردم ضروری است. در این راستا پیشنهاد می­ شود متولیان و مسؤولان امر آموزش چهره به چهره، بهره­ گیری از فناوری­ های آموزشی مناسب و رسانه ­های گروهی برای ارتقاء فرهنگ عمومی در رابطه با مواد زائد جامد را مورد توجه قرار دهند.

توسعه روش شناسی برآورد سیلاب مبتنی بر سنجش از دور در محیط گوگل ارث انجین

صفحه 12-26

https://doi.org/10.22034/envj.2022.154826

محمدحسین باقری، محمدرضا فرزانه، بهزاد رایگانی

چکیده پیشینه و هدف: سیل به­ عنوان یکی از اصلی ­ترین مخاطرات طبیعی در ایران خسارات گسترده­ ای را در مناطق مختلف به همراه داشته است. یکی از فن­ آوری هایی که در این زمینه می­ تواند دستاوردهای قابل توجهی را به همراه داشته باشد فن­ آوری سنجش از دور می ­باشد توانایی ارزیابی دقیق و به موقع سیل ابزاری مهم و ایمن جهت کاهش سیل و واکنش به این مخاطره می ­باشد. روش‌های متعددی برای نشان دادن خطرات مرتبط با سیل با استفاده از اندازه‌گیری‌های زمینی ایجاد شده‌اند. داده‌های سنجش از دور ماهواره‌ای برای ارزیابی سیل به دلیل قدرت تفکیک مکانی و ظرفیت آن‌ها برای ارائه اطلاعات برای مناطقی با دسترسی ضعیف یا فاقد اندازه‌گیری‌های زمینی استفاده شده‌اند. داده های ماهواره ای راداری و  با وضوح بالا عمدتاً برای تجزیه و تحلیل فضایی پیکسل ­های آب مفید است. زمانی که داده‌های سیل (قبل و بعد از وقوع سیل) در دسترس باشد، می‌توان تغییرات پوشش زمین را طبقه‌بندی کرد و بنابراین مشخص کرد که کدام مناطق سیل‌زده هستند. از طرفی نیز توسعه ابزاری کاربردی برای تسهیل و تسریع پردازش تصاویر ماهواره نیز می تواند نقش کلیدی در پیشبرد و توسعه تحقیقات در این زمینه باشد.
موارد و روش ­ها: پژوهش حاضر به ­دنبال توسعه روش شناسی می ­باشد که با استفاده از تصاویر ماهواره سنتینل 1 و با به کارگیری محصولات جهانی، خسارات ناشی از رویداد سیل را با رویکردی نوین برآورد کند این خسارات در دو واقعه سیلابی 1398 خوزستان و 1400 کنارک و چابهار مد نظر قرار گرفت. در این پژوهش به ­جز داده‌های ماهواره‌ای سنتینل 1، جهت تعیین حد آستانه‌ها و تدقیق نتایج، از تصاویر ماهواره اپتیک از قبیل لندست 8 نیز استفاده شده است. برای مناطقی که به دلایلی از قبیل مزاحمت ابر و یا عدم گذر ماهواره اپتیک و یا حتی عدم انطباق زمانی تصویر رادار و اپتیک، امکان استخراج و تدقیق حد آستانه بر اساس تصاویر اپتیک میسر نباشد؛ ایده استفاده از ترکیب رنگی حاصل از تصاویر بعد و قبل سیلاب به­ کار گرفته شد. 
نتایج: نتایج این پژوهش به توسعه ابزار کاربردی جهت برآورد خسارت سیل در محیط گوگل ارث انجین منجر گردیده است. نتایج پژوهش بیانگر این موضوع بود که با توجه به محدودیت های استفاده از تصاویر ماهواره نوری که غالباً در شرایط جوی بعد سیلاب و به دلیل مشکلات پوشش ابر، امکان استفاده از آن ایجاد مشکل می­ کند؛ لذا استفاده از ماهواره های راداری با ارائه ایده استفاده از ترکیب رنگی حاصل از تصاویر بعد و قبل سیلاب، می­ تواند به تنهایی نقش مؤثری در شناسایی پهنه سیلابی و متعاقباً برآورد خسارات حاصل از سیلاب داشته باشد. پیاده ­سازی روش ارائه شده در محیط گوگل ارث انجین به ­دلیل سهولت در دسترسی به مجموعه تصاویر ماهواره­ای و محصولات جهانی راهکاری مناسب در زمینه­ استخراج پهنه سیلابی و متعاقباً برآورد خسارات کشاورزی و مسکونی ناشی از سیلاب می­ باشد.
بحث: اگرچه تلفیق اطلاعات ماهواره های راداری و نوری می­تواند نقش مهمی در تدقیق حد آستانه­ ها و استخراج پهنه سیلابی ایفا کند. لیکن محدودیت ­های مربوط به تصاویر نوری از قبیل مزاحمت ­های پوشش ابری منجر به این شد که در این تحقیق روش‌شناسی مبتنی بر تصاویر راداری (بدون استفاده از تصاویر نوری) به ­کار گرفته و ارزیابی شود. از طرفی نیز مطابق با روش­ شناسی تحقیق، نیازی به تهیه و جمع­ آوری اطلاعات زمینی نبوده و محصولات جهانی در خصوص جمعیت و توزیع مکانی آن، پوشش زمین، پهنه ­های آبی دایمی و مدل رقومی ارتفاعی زمین، با دقت مکانی مناسب (کلیه اطلاعات با دقت مکانی کمتر از 100متر) به ­کار گرفته شده است. سهولت دسترسی سریع به تصاویر ماهواره­ ای پردازش شده و هم­چنین کدنویسی کلی و پردازش تصاویر و اجرای روش‌شناسی مدنظر در محیط ارث انجین از ویژگی‌های منحصر به فرد این مطالعه می‌باشد.

بررسی روندهای زمانی و مکانی تغییرات آلاینده‌های هوا در کلانشهر کرج

صفحه 27-44

https://doi.org/10.22034/envj.2022.154827

اعظم شاه بیک، راحله پورمظاهری، احمد طاهری

چکیده مقدمه: آلودگی هوا به عنوان یکی از معضلات کلانشهرها به شمار می‌آید که تأثیرات سوء متعددی بر سلامت انسان و سایر موجودات دارد. کرج، به عنوان یک کلانشهر صنعتی و در مجاورت صنایع و نیروگاه‌های بزرگ کشور از منابع متحرک و ثابت تأثیر می‌پذیرد. مهم‌ترین مطالعه انجام شده در زمینه آلودگی هوای شهر کرج را می‌توان تدوین سیاهه انتشار آلاینده‌های هوای این شهر دانست که برای آلاینده‌های معیار و در دو بخش منابع ثابت و متحرک، به تفکیک هر منبع بیان شده است. با این وجود پس از اصلاحات ایجاد شده در شبکه سنجش کیفیت هوای این شهر، مطالعه حاضر را می‌توان اولین مطالعه جامع آلاینده‌های هوا، از نظر روندهای زمانی و مکانی آن‌ها دانست.
مواد و روش ها: در این مطالعه بررسی شاخص کیفیت هوا برای آلاینده‌های معیار مورد سنجش در ایستگاه‌ها، شامل چهار آلاینده گازی ازن، منوکسید کربن، نیتروژن دی‌اکسید و گوگرد دی‌اکسید و دو آلاینده ذرات معلق، شامل ذرات معلق کوچکتر از 5/2 (PM2.5) و 10 میکرون، به تفکیک ایستگاه‌های سنجش به انجام رسید. هم ­چنین در انتها شاخص کیفیت هوای شهر، بدست آمده از مجموع ایستگاه‌ها، بررسی شد.
نتایج: بر اساس این مطالعه آلاینده‌های ازن و PM2.5 به عنوان آلاینده‌های اصلی شهر کرج در فصول گرم و سرد سال به شمار می‌آیند و سایر آلاینده‌ها به ندرت وضعیت شاخص کیفیت هوا را از حد مجاز فراتر می‌برند. در بازه زمانی یک ساله مورد بررسی، آلاینده‌های PM2.5 و ازن به ترتیب، 94 و 18 روز هوای شهر کرج را در وضعیت با شاخص در محدوده ناسالم قرار دادند. هم­چنین در این مطالعه، بررسی اثر انتقال آلاینده‌ها با استفاده از ترکیب داده‌های غلظت آلاینده‌ها و سرعت و جهت باد مورد بررسی و برای هر ایستگاه سنجش کیفیت هوا، جهت‌ها غالب منتقل­کننده آلاینده‌ها به آن ایستگاه تعیین گردیدند. بر اساس نتایج مطالعه حاضر، برای آلاینده PM2.5 به عنوان مهم‌ترین آلاینده در شهر کرج، با بررسی داده‌های غلظت ذرات معلق کوچکتر از 5/2 میکرون، می‌توان دریافت که بالاترین غلظت و به دنبال آن بیشترین روزهای با شاخص در محدوده ناسالم برای این آلاینده به ترتیب در ایستگاه‌های مترو و منطقه سه و در فصول سرد سال (پاییز و زمستان) به ثبت رسیده است.
بحث: با بررسی موقعیت این دو ایستگاه، می‌توان این دو ایستگاه را به عنوان ایستگاه‌های ترافیکی ارزیابی نمود. ایستگاه مترو با توجه به این که در محوطه مترو کرج قرار دارد، نه تنها از آلودگی‌های ایجاد شده توسط ناوگان حمل و نقل در مسیرهای مجاور ایستگاه (که مهم ­ترین آن‌ها آزادراه کرج- قروین می‌باشد) تأثیر می‌پذیرد، بلکه تردد و توقف اتوبوس‌های واحد و ناوگان تاکسیرانی نیز می‌تواند گسیل ذرات معلق در آن محدوده را به همراه داشته باشد. از طرف دیگر ایستگاه منطقه سه نیز با فاصله بسیار کم از بلوار ارم قرار دارد، کاملاً از آلاینده‌های گسیل شده از ناوگان حمل و نقل در این مسیر تأثیر می‌پذیرد. بر اساس بررسی‌های انجام شده، با توجه به ماهیت ثانویه بودن آلاینده‌های اصلی شهر کرج شامل ازن در فصل گرم سال و بخش عمده PM2.5 در فصل سرد سال، لازم است برنامه کاهش آلودگی هوا در این کلانشهر بر مبنای مدلسازی آلودگی هوا با قابلیت پیاده‌سازی واکنش‌های فتوشیمیایی در جو توسعه یابد.

بررسی نقش میانجی گری مسئولیت پذیری در رابطه بین ارزش نوع‌دوستی و رفتار شهروندی محیطزیستی

صفحه 45-60

https://doi.org/10.22034/envj.2022.154829

الهام شفائی مقدم

چکیده پیشینه و هدف: یکی از راه‌های اجتناب از آسیب رساندن به محیط‌زیست، تغییر رفتار شهروندان در جهت رفتار محیط ­زیستی یعنی رفتارهای حافظ محیط‌زیست و کاهش‌دهنده اثرات منفی اعمال انسانی بر محیط در کارهای روزانه و نیز برنامه‌های خاص در فضای باز و به زعم دابسون شهروندی محیط­زیستی می­باشد. در مطالعات اولیه در زمینه رفتارهای محیط ­زیستی استفاده از مدل‌هایی بر مبنای دانش و نگرش به محیط‌زیست متداول بود. اما، غیرکارآمدی این رویکردها باعث شد تا محققان به سوی مدل‌های هنجارهای اخلاقی مانند مدل برآمده از نظریه ارزش- باور- هنجار استرن (1999) روی آورند. این نظریه زنجیره‌ای از متغیرها، از ارزش‌ها و نگرانی‌های عمومی در مورد محیط‌زیست گرفته تا اعتقادات خاص در مورد پیامدهای منفی برخی فعالیت‌ها را پیشنهاد می‌دهد و در عین حال، بر توانایی و مسؤولیت افراد برای جلوگیری از این پیامدهای منفی و فعال کردن هنجارهای شخصی آن‌ها برای حفظ محیط‌زیست تأکید دارد. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی­گری مسؤولیت ­­پذیری در رابطه بین ارزش نوع‌دوستی و رفتار شهروندی محیط زیستی است که با توجه به تئوری ارزش- باور- هنجار استرن، رفتار شهروند محیط زیستی در قالب نوع دوم از رفتارهای محیط­ زیستی مورد نظر استرن و هم­چنین، ارزش نوع‌دوستانه از بخش ارزش‌ها و مسؤولیت­ پذیری از بخش باور و اعتقادات این نظریه انتخاب و به تبیین رفتار شهروندی محیط­زیستی شهروندان پرداخته شده است.
مواد و روش ­ها: جامعه آماری این پژوهش شهروندان 18 سال به بالای شهرستان کاشان در سال 1399 می‌باشد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر با 352 نفر بوده و  جهت نمونه­گیری از روش خوشه­ای استفاده شده است. متغیر مسؤولیت‌پذیری و نوع‌دوستی هر کدام با 14 گویه و متغیر رفتار شهروندی محیط­زیستی با 13 گویه محقق ساخته در قالب طیف 5 گزینه­ای لیکرت، مورد سنجش قرار گرفته است. برای سنجش پایایی از ضرایب پایایی ترکیبی (C.R) و آلفای کرونباخ استفاده شده است که با توجه به مناسب بودن این ضرایب، پایایی متغیرهای مورد بررسی تأیید گردیده است. به منظور سنجش روایی واگرا از شاخص نسبت HTMT استفاده شده است. لازم به ذکر است که جهت تعیین پایایی هر یک از شاخص‌ها نیز از بار عاملی استفاده شده است.
نتایج: بر اساس یافته ­های پژوهش، شهروندان کاشانی به لحاظ نوع‌دوستی و مسؤولیت­ پذیری و رفتار شهروندی محیط­زیستی از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده و میانگین این متغیرها در میان آن‌ها بالاتر از حد متوسط می‌باشد. رابطه بین متغیرهای نوع‌دوستی و مسؤولیت‌پذیری با رفتار شهروندی محیط­زیستی با میزان همبستگی به ترتیب (61/0 و 58/0=r و 000/0=sig) معنادار می ­باشد. هم­چنین، بر اساس مدل حجم اثر دو متغیر نوع‌دوستی و مسؤولیت‌پذیری به ترتیب با (275/0 و 245/0=F2 ) در حد متوسط می­باشد. مقدار Q2  نیز برابر با 269/0 نشان می­دهد در مجموع، توان پیش ­بینی ­کنندگی مدل در حد متوسط می­ باشد. علاوه بر این، اثر میانجی­گری جزئی متغیر مسؤولیت­ پذیری برای رابطه بین نوع‌دوستی و رفتار شهروندی محیط­زیستی تأیید گردیده است، به‌گونه‌ای که مقدار VAF برابر با 384/0 بیانگر این امر است که 38 درصد از اثر نوع‌دوستی بر رفتار شهروندی محیط­زیستی از طریق غیرمستقیم توسط متغیر میانجی مسؤولیت‌پذیری تبیین می‌شود.
بحث: نتایج این مطالعه بیانگر تلاش شهروندان در راستای پیشبرد اصول محیط­زیستی قانون اساسی و سند چشم انداز 1404 بوده و با پژوهش­های محققین قبلی مبنی بر درک روشن و احساس نگرانی شهروندان نسبت به محیط‌زیست و مشکلات آن و برخورداری از انگیزه کافی برای مشارکت فعالانه در بهبود محیط‌زیست و حفاظت از آن می­باشد. لذا، با توجه به نقش مسؤولیت‌پذیری در رفتارهای شهروندی محیط­زیستی پیشنهاد می‌گردد تشکل‌های داوطلبانه محیط­زیستی در بین شهروندان افزایش یابند تا ضمن واگذاری برخی از وظایف مرتبط با محیط‌زیست به شهروندان، حس تعهد و مسؤولیت‌پذیری آنان تقویت گردد.

تجزیه و تحلیل تابع انتشار گاز کربنیک در ایران

صفحه 61-73

https://doi.org/10.22034/envj.2022.159308

سمانه باقری

چکیده پیشینه و هدف: بر اساس گزارش­ های بین­ المللی انتشار گاز کربنیک در ایران در حال افزایش است و در حال حرکت به رده ­های برتر ده کشور اول در انتشار گاز­کربنیک است، پس پژوهش در این زمینه ضرورت می­ یابد. هدف این پژوهش، تجزیه و تحلیل تابع انتشار گاز ­کربنیک و متغیرهای مؤثر در این تابع با استفاده از روش مارکف سوییچینگ با دو رژیم برای دوره زمانی 1975 تا 2018 میلادی است. در پژوهش­ های انجام شده تابع انتشار گاز کربنیک برای کشور ایران بررسی نشده است. این پژوهش برای نخستین ­بار به بررسی تابع انتشار گاز کربنیک در کشور ایران می­ پردازد. هدف این پژوهش بررسی تابع انتشار گاز کربنیک در کشور ایران با بهره ­گیری از روش مارکوف­ سوییچینگ است.
مواد و روش­ ها: در این پژوهش از روش مارکف سوییچینگ بهره گرفته شد. در مدل­های مارکف سوئیچینگ، فرآیند سری زمانی، تابعی از یک متغیر تصادفی غیرقابل مشاهده است که، رژیم نام دارد.  اگر سری زمانی در طی زمان با تغییر رژیم، تغییر داشته باشد، فرض ثابت بودن پارامترها در مدل­ های VAR موجه نیست و می­توان از مدل­های MS-VAR به عنوان جای­گزینی مناسب استفاده شود. مدل مورد بررسی در این پژوهش، به صورت زیر است:
LCO2t = β  + LCO2t-1 + LENERGYt + LGDPt + (LGDP)t2 + Ut
β عرض از مبدأ،LENERGY  لگاریتم مصرف انرژی سرانه، LGDP لگاریتم تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت سال 2005 میلادی، U جمله خطا و (LGDP) 2 مجذور لگاریتم تولید ناخالص داخلی به قیمت سال 2005 میلادی،LCO2t-1    لگاریتم انتشار دی اکسیدکربن برحسب کیلوگرم با یک وقفه و LCOt لگاریتم انتشار دی اکسیدکربن (کیلوگرم در هر تولید ناخالص داخلی به قیمت دلار سال 2010) است. داده­ های این پژوهش از سایت بانک جهانی گردآوری شده است و از نرم افزار Oxmetrics7 برای برآورد مدل بهره گرفته شد. مدل با دو رژیم، یک رژیم با نوسان بالای انتشار گاز کربنیک و رژیم  با نوسان پایین انتشار گاز کربنیک در نظر گرفته شد.
نتایج: در این پژوهش دو رژیم، شامل رژیم نوسان بالای انتشار گاز کربنیک و رژیم نوسان پایین، انتشار گاز دی­اکسیدکربن بررسی شد. مطابق نتایج، فرضیه منحنی کوزنتس ایران به شکل U معکوس تأیید شد.  مطابق نتایج، کشور ایران در ابتدای قسمت نزولی منحنی کوزنتس قرار دارد. در تابع انتشار گاز دی­ اکسیدکربن، لگاریتم انتشار گاز دی­ اکسیدکربن با یک وقفه، لگاریتم متغیر مصرف انرژی، لگاریتم تولید ناخالص­داخلی حقیقی، لگاریتم مجذور تولید ناخالص داخلی حقیقی، به ترتیب 53/0درصد، 55/0 درصد، 46/0 درصد و 070/0- درصد اثر معنی­داری بر انتشار گاز دی­ اکسیدکربن دارد.
بحث: در این مدل عرض از مبدأ رگرسیون وابسته به رژیم است. متغیر وقفه ­دار لگاریتم انتشار گاز کربنیک، تأثیر مثبت و معنی ­دار بر لگاریتم انتشار گاز کربنیک داشته است که نشان می­دهد با افزایش انتشار گاز دی ­اکسیدکربن دوره گذشته، انتشار گاز دی ­اکسیدکربن دوره بعد افزایش می­یابد. گاز دی­اکسیدکربن منتشر شده در یک دوره تا انتهای دوره به­ طور کامل جذب نمی­ شود و مقداری از آن به­ صورت انباره در محیط باقی می ­ماند. تمامی متغیرهای مدل با احتمال صفر در تابع معنادار شده است. بر اساس یافته ­های پژوهش، متغیرهای مصرف انرژی، تولید ناخالص داخلی حقیقی، مجذور تولید ناخالص داخلی حقیقی و متغیر انتشار گاز دی ­اکسیدکربن با یک وقفه، اثر مثبت و معنی­ داری بر انتشار گاز دی ­اکسیدکربن دارند. 

بررسی حضور، فراوانی و ویژگی های میکروپلاستیک ها در رسوبات رودخانه زاینده‌رود

صفحه 74-89

https://doi.org/10.22034/envj.2022.159474

مکرمه بهمنش، عاطفه چمنی، الهام چاوشی

چکیده پیشینه و هدف: یکی از مهم‌ترین آلاینده‌های نوظهور در محیط‌های آبی که در سال‌های اخیر مورد توجه محققان جهانی قرار گرفته، زباله‌های پلاستیکی به‌ویژه میکروپلاستیک‌ها می‌باشد. جانوران آبزی می‌توانند میکروپلاستیک‌ها را بخورند زیرا آن­ ها را به جای طعمه‌ی خود اشتباه می‌گیرند. در نتیجه، حیوان بعد از مصرف میکروپلاستیک، می‌تواند احساس سیری کند و باعث کاهش جذب مواد غذایی و کاهش مصرف انرژی شود که به نوبه خود ممکن است بر رشد، بقا، باروری و میزان تولید مثل تأثیر بگذارد. این ذرات پس از بلعیدن می‌توانند به سطوح بالاتر تغذیه‌ای منتقل شوند و در نهایت از طریق زنجیره‌ی غذایی به انسان برسند. با وجود این واقعیت که آب شیرین منبع آب آشامیدنی است، دانش در مورد اثرات آلودگی میکروپلاستیک در محیط‌های آب شیرین در مقایسه با محیط‌های دریایی، هنوز در مراحل ابتدایی خود است. از این‌رو هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی جامع حضور و پراکنش میکروپلاستیک در رسوبات رودخانه زاینده‌رود می‌باشد.
مواد و روش‌ها: از بالادست تا پایین‌دست رودخانه‌زاینده رود، 21 ایستگاه نمونه‌برداری، انتخاب و در هر ایستگاه، نمونه‌برداری در مساحتی به ابعاد 30×30 سانتی‌متر تا عمق تقریبی10 سانتی‌متری بالای رسوب در سه تکرار انجام شد. پردازش نمونه طی دو مرحله‌ی هضم مواد آلی با استفاده از پراکسید هیدوروژن و جداسازی چگالی با استفاده از نمک سدیم‌کلرید انجام شد. میکروپلاستیک‌ها با استفاده از میکروسکوپ نوری استاندارد با بزرگ‌نمایی­های 40 × 100 × و 400 ×، شناسایی شدند. پروتکل‌هـای اسـتاندارد مختلـف ماننـد آزمون­ های فشار، کشیدگی، نور اضافی یا سوزن داغ برای تشـخیص میکروپلاسـتیک‌ها اسـتفاده شد. پس از شناسایی ذرات میکروپلاسـتیک، نـوع و شـکل آن­ هـا، رنـگ و انـدازه آن­هـا تعیـین و یادداشت شد. برای تعیین ترکیب پلیمری میکروپلاستیک‌ها از دستگاه طیف سنج رامان استفاده شد.
نتایج: میانگین فراوانی میکروپلاستیک‌ها 39/29±481/70 ذره در 50 گرم رسوب خشک  بود. ایستگاه 17 با میانگین تعداد 849/14±50/363  ذره و ایستگاه‌های 1، 6 و 7 با میانگین تعداد 528/1±33/1 ذره در 50 گرم رسوب خشک به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میزان آلودگی بودند. اندازه تمامی میکروپلاستیک‌ها در محدوده 5000-50 میکرومتر بود. میکروپلاستیک‌های کمتر از 500 میکرون با 5/64 درصد دارای بیشترین فراوانی بودند. شکل غالب میکروپلاستیک‌ها با فراوانی 9/34 درصد، 33 درصد و 8/28 درصد به ترتیب به رشته‌ای، قطعه و فیبر تعلق داشت. نتایج با طیف مرجع ارائه شده در پایگاه داده Openspecy مقایسه شد. در مجموع 3 پلیمر مختلف شامل پلی‌پروپیلن (PP)، پلی‌اتیلن (PE) و پلی‌آمید (PA) در رسوبات یافت شدند.
بحث: نتایج این پژوهش نشان‌دهنده‌ی پراکندگی میکروپلاستیک­ها در رسوبات رودخانه زاینده‌رود است. پلیمرهای پلی‌پروپیلن (PP)، پلی‌آمید (PA) و پلی‌اتیلن (PE) یافت‌شده در رسوبات رودخانه زاینده‌رود اغلب در پارچه‌ها استفاده می‌شوند. ترکیب پلیمر، در رسوبات رودخانه زاینده‌رود به وضوح نشان دهنده‌ی ورود فاضلاب‌های حاصل از شست‌و‌شوی پارچه های مصنوعی به رودخانه می‌باشد. پلی‌پروپیلن و پلی‌اتیلن برای ساخت طناب­ ها و تورهای ماهیگیری استفاده می‌شود. علاوه‌بر‌این الیاف پلی‌پروپیلن به طور گسترده برای تولید پوشش کف پوش، فرش و قالی، لباس ورزشی، ساخت مالچ کشاورزی، تورهای ماهیگیری، کیسه ­های بسته ­بندی و طناب استفاده می‌شود. پلی­ آمید با توجه به استحکام و سختی بالا برای تولید وسایلی مانند طناب، کمربند ایمنی، چتر نجات، نخ و تور ماهیگیری، هم­چنین در تولید الیاف مصنوعی از قبیل انواع البسه و جوراب و الیاف فرش استفاده می ­شود. بنابراین می‌توان اذعان نمود که فعالیت‌های انسانی از جمله رهاسازی فاضلاب‌های شهری و صنعتی، ریختن زباله توسط گردشگران در ساحل رودخانه و استفاده از تور ماهیگیری از طرف صیادان نقش مهمی در آلودگی میکروپلاستیک در این منطقه داشته است. بنابراین پایش دوره‌ای میکروپلاستیک­ ها در آب و رسوب رودخانه زاینده‌رود کمک شایانی به اقدامات مدیریتی برای کنترل این آلودگی خواهد بود.

جایگاه تعهدات محیط زیستی در حقوق سرمایه گذاری بین المللی با تأکید بر سرمایه گذاری در حوزه نفت

صفحه 90-101

https://doi.org/10.22034/envj.2022.159703

حمید بذرپاچ، فرزاد کریمی خنجری

چکیده حقوق بین­الملل محیط­زیست و حقوق بین­ الملل سرمایه­گذاری در اهداف با هم متعارض­اند به این شکل که هدف سرمایه ­گذار منفعت فردی و هدف محیط ­زیست منافع جمعی است، در حالی که در عمل و اجرا با هم ارتباط تنگاتنگی دارند و در یک محیط اجرا می­ شوند، و نقش اساسی در جامعه امروزی بشر ایفا می­ کنند. به همین جهت سرمایه­گذاری­های اقتصادی توسط شرکت ­ها در کشورهای مختلف مستلزم قانون­ گذاری و بعضاً قوانین محدودکننده است. یکی از این روش ­ها اعمال قوانین محیط زیستی است، که اغلب در سرمایه ­گذاری­ های شرکتی و نفتی با هدف جذب سرمایه­ گذار خارجی، نادیده گرفته می­شود. بدین ترتیب این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موضوع تعهدات محیط­زیستی در سرمایه گذاری­ها می­ پردازد. تحقیقات نشان می­دهد که سرمایه ­گذاران نفتی اغلب از تعهدات محیط­زیستی چشم ­پوشی می­کنند و دولت­ های حاکم بر کشورهای در حال توسعه، به دلیل محدودیت های مالی و ضعف اقتصادی با هدف جذب بیشتر سرمایه­­ گذاران انعطاف از خود نشان می­ دهند، که یکی از حوزه ­های انعطاف آن ­ها قوانین محیط­زیستی می ­باشد. در حالی که با توجه به بحران­ های محیط­زیستی کنونی دولت ­ها باید با وضع و اجرای قوانین و مقررات سختگیرانه و محدودکننده، نقض تعهدات محیط ­زیستی را به حداقل برسانند.

ارزیابی میزان توافق بین شاخص‌های اکولوژیک در تعیین وضعیت کیفیت رودخانه کرج (استان البرز)

صفحه 102-117

https://doi.org/10.22034/envj.2022.159940

سید قاسم قربانزاده زعفرانی، فرهاد حسینی طایفه، منا ایزدیان

چکیده پیشینه و هدف: بررسی ساختار جوامع آبی در اکوسیستم ­های آبی جایگاه ویژه­ای در مطالعات اکولوژیک موجودات آبزی دارد. از جمله شاخص‌های مهم و رایج ماکروبنتیک می‌توان به شاخص‌های اکولوژیک تک متغیره و چند متغیره اشاره کرد که با داشتن مزایا و معایب متفاوت، هم­چنان در مطالعات مختلف در آب‌های رودخانه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند. در سال­های اخیر مطالعاتی با استفاده از شاخص تنوع زیستی و شاخص ­های زیستی به ویژه شاخص هلسینهوف برای ارزیابی کیفیت آب رودخانه کرج مورد استفاده قرار گرفته است. با فرض وجود توافق بین شاخص‌های اکولوژیک منطقه، پژوهش حاضر میزان سازگاری بین نتایج وضعیت کیفی به‌دست‌آمده از شاخص‌های اکولوژیک مختلف رودخانه کرج را ارزیابی کرد. مواد و روش­ها: در این مطالعه در طول 9 ایستگاه و طی چهار فصل (1397-1396)، نمونه­برداری از ماکروبنتوزها با نمونه ­بردار سوربر انجام شد. پس از جداسازی و شناسایی ماکروبنتوزها، شاخص شانون، EPT، ASPT، BMWP و HFBI محاسبه شد. سپس طبقه ­بندی وضعیت اکولوژیک ایستگاه­ ها بر اساس این شاخص ­ها انجام شد. درصد ایستگاه هایی که وضعیت اکولوژیک آن­ ها قابل قبول یا غیرقابل قبول بود و هم­چنین میزان سازگاری بین این پنج شاخص در منطقه مورد مطالعه محاسبه شد. برای تعیین گرایش مشابه شاخص ­های مختلف در طبقه ­بندی ایستگاه ­ها، میزان همبستگی بین آن­ ها، با استفاده از آزمون غیرپارامتریک تعیین شد. به ­منظور تجزیه و تحلیل آماری از نرم افزار  SPSS23 وExcel  و جهت تعیین شاخص تنوع زیستی از Primer6 استفاده شد. برای بررسی توزیع نرمال داده­ ها، از آزمون شاپیرو- ویلک استفاده شد. به­ منظور بررسی اختلاف معنی­ داری بین داده­ های مورد نظر از آنالیز واریانس یک ­طرفه و از آزمون کروسکال والیس در سطح معنی­ داری 05/0 p<استفاده شد. جهت تهیه نقشه ­ها با روش IDW از نرم ­افزار ArcGIS10.3 و Terrset17.3 استفاده گردید. نتایج: به لحاظ فراوانی، شیرنومیده­ ها، خانواده غالب بودند. خانواده­ های Baetis، Tubifex، Micrasema، Rhithrogena، Eporus، Hydropsyche،Leptophlebiidae  و Simulium، 83 درصد نمونه ­ها را تشکیل دادند. مقادیر شاخص ­های H'، EPT، ASPT، BMWP و HFBI به ­ترتیب (65/0±12/2)، (8/2±6/5)، (0/1±9/3)، (4/23±8/48) و (0/1±6/4) محاسبه گردید. توافق نسبی در نتایج حاصله از پنج شاخص مورد مطالعه در 67 درصد از ایستگاه­ ها با کیفیت غیرقابل قبول دیده شد. در صورتی که در 22 درصد از ایستگاه ­های رودخانه توافق کامل و 11 درصد ایستگاه ­ها عدم توافق را نشان داده­است. تحلیل آماری بیانگر وجود توافق و سازگاری معنی ­دار بین نتایج وضعیت اکولوژیک حاصل ازEPT  با ASPT،BMWP  و شانون بوده در صورتی ­که با شاخص  HFBIمتفاوت هستند. هم­چنین بر اساس نتایج همبستگی بین طبقه­ بندی کیفیت اکولوژیک حاصل از شاخص ­های زیستی (ارتباط مثبت و قوی بین  EPT با شانون و BMWP)، نشان­ دهنده جهت مشابه این شاخص ­ها در طبقه ­بندی ایستگاه ­ها می­ باشد. بحث: تغییرات ساختاری و جمعیتی ماکروبنتوزها در اکوسیستم‌های آبی در اثر عوامل طبیعی و فعالیت‌های انسانی وجود دارد. با توجه به عدم وجود توافق کامل بین نتایج ارزیابی شاخص‌های پنج‌گانه در این مطالعه، به منظور استفاده از این شاخص‌ها در هر منطقه برای مدیریت محیط زیست، استفاده هم­زمان از شاخص‌ها توصیه می‌شود. هم­چنین بررسی تطابق بین شاخص ­های مختلف و انتخاب شاخص اکولوژیک مناسب بسیار مهم است. در نتیجه استفاده از هر یک از این شاخص­ ها به تنهایی و بدون در نظر گرفتن ملاحظات فوق می­ تواند منجر به نتایج اشتباه شود. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، شاخص هلسینهوف (HFBI) را می­ توان به عنوان شاخص مناسب­تری نسبت به سایر شاخص ­های مورد مطالعه برای ارزیابی وضعیت اکولوژیک رودخانه کرج معرفی کرد.