دوره و شماره: دوره 7، شماره 77، پاییز 1401 

کمی سازی تأثیر انتشار کهور آمریکایی (Prosopis juliflora) بر پوشش گیاهی بومی در جنوب ایران

صفحه 1-12

https://doi.org/10.22034/envj.2022.159953

فاطمه ایزدی، عاطفه چمنی، رسول زمانی احمدمحمودی

چکیده پیشینه و هدف: یکی از مهم­ترین گونه­ های گیاهی مهاجم ایران، درخت کهور آمریکایی (Prosopis juliflora) است که گستره­ بزرگی از جنوب و جنوب شرق ایران را تحت کنترل خود در آورده است. اثر این گونه به حدی است که کهور آمریکایی، گونه غالب و در مواردی تنها گونه درختی در بیشتر اکوسیستم ­های ساحلی جنوب ایران بشمار می ­آید. صرف نظر از تخلیه آب­ های زیر زمینی به عنوان تنها منبع آب شرب جوامع محلی و از بین بردن غذای دام­، ساده سازی اکوسیستم به تنها یک گونه درختی، زنگ خطر جدی برای از دست روی تعادل آن و بروز اثرات جدی اقتصادی و اجتماعی است.  با توجه به اهمیت مدیریت درختان کهور آمریکایی در جنوب ایران، این تحقیق به شناسایی گستره­ی انتشار درختان کهور آمریکایی با استفاده از پردازش تصاویر ماهواره­ای پرداخته است.
مواد و روش ها: از میان 45 گونه ­ی شناسایی شده از جنس Proposis، تعداد کمی از آن­ ها مخصوصاً کهور آمریکایی به عنوان گونه ­های مهاجم شناخته می­ شوند. این گیاه در اروپا به عنوان تهدید کننده ­ترین گیاه مهاجم شناخته می­ شود. در فهرست قرمز اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست، از کهور آمریکایی به عنوان یکی از 100 گونه­ ی مهاجم تهدید کننده دنیا نام برده شده است. در این مطالعه، منطقه ­ای به وسعت 1850 کیلومتر مربع در حد فاصل دو شهر سیریک تا جاسک کهنه مورد بررسی قرار گرفت. برای تهیه نقشه پوشش درختی منطقه، از پردازش سلول-مبنای تصاویر ماهواره لندست 8 (سنجنده OLI) استفاده شد. واحدهای اراضی (نواحی با پوشش خاک و گیاه همکن) با بهره­ گیری از پردازش شی­گرای تصاویر ماهواره لندست 8 تولید گردید. در آخر، طبقات غالبیت کهور آمریکایی نسبت به سایر درختان در هر واحد محاسبه و تغییرات تراکم تاج پوشش هر طبقه با استفاده از شاخص­ گیاهی سنجنده مودیس در یک دوره 20 ساله مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بر اساس نتایج حاصل، 13417 هکتار از منطقه مورد مطالعه توسط انواع درختان پوشیده شده است. طبقه درختان کهور آمریکایی به عنوان دومین طبقه درختی وسیع (وسعت 3991 هکتار، 29 درصد از کل پوشش درختی) با توزیعی ناهمگن و اغلب در نواحی با خاک­ های سبک و شور موجود در مسیر آبراهه ­ها قرار گرفته­ اند. مناطقی با غالبیت شدید کهور (بیش از 60 درصد)، معادل 11 درصد وسعت منطقه دیده شد که بیشتر در قسمت­ های مرکزی منطقه قرار دارند.
 بحث: نتایج حاصل از طبقه­ بندی تصاویر ماهواره ­ای نشان داد که نواحی به شدت اشغال شده توسط درختان کهور آمریکایی بیشتر در امتداد رودخانه­ ها و مسیل­های اصلی است که از ارتفاعات شرقی به سمت آب­ های تنگه هرمز امتداد یافته است. بدین ترتیب، نزدیکی به رودخانه­ها و آبراهه­ ها را می­توان به عنوان یکی از مهم­ ترین عوامل محیطی مؤثر در شیوع این درختان در نظر گرفت. در نواحی با غالبیت شدید درختان کهور آمریکایی، انتظار می­ رود تا زیست توده گیاهی افزایش چشمگیری داشته باشد. در این مطالعه، اعداد بالای NDVI در واحدهای طبقه 4 نیز گویای این مطالب است. با این حال، نکته قابل توجه، نرخ افزایشی مقادیر متوسط این شاخص گیاهی در طول 20 سال گذشته در واحدهای طبقه 4 است که هم اکنون نیز با سرعت بالایی در حال افزایش و متوسط NDVI آن از سال 2017 میلادی از مقدار 5/0 عبور کرده است. این امر نشان­دهنده­ی روند رو به رشد گسترش کهور آمریکایی در منطقه و حتی در نواحی است که در طول دهه ­های پیش میزبان این گونه مهاجم بوده­اند.

کاربرد گیاهان در حذف آلاینده‌های نفتی

صفحه 13-31

https://doi.org/10.22034/envj.2022.160906

محدثه فریدونی، منا صراحی نوبر، خدیجه کیارستمی

چکیده پیشینه و هدف: صنعت نفت یک صنعت مهم، مادر و اشتغال‌زا است که به عنوان صنعت تغذیه کننده بسیاری از صنایع محسوب می‌شود. یکی از مشکلات مهم محیط زیستی مرتبط با این صنعت این است که در طی فرایندهای مختلف استخراج، انتقال، پالایش و فراوری آن امکان ورود نفت به محیط‌زیست وجود دارد. آلودگی نفتی محیط‌زیست، تهدیدی بزرگ برای سلامت اکوسیستم و انسان ایجاد می‌کند. از این رو حذف آلاینده‌های نفتی وارد شده به محیط‌زیست و به ‌ویژه خاک برای سلامت آن، ضروری است. هدف از این مقاله، علاوه بر ارائه اطلاعات کلی در مورد گیاه‌پالایی، مرور آخرین پژوهش ها در مورد استفاده از گیاهان مختلف برای حذف آلاینده های نفتی از محیط زیست می باشد. همچنین در این پژوهش تعدادی از گونه های گیاهی دارای قابلیت حذف آلاینده های نفتی معرفی شده است.
مواد و روش­ ها: برای انجام این مطالعه، کتابخانه­های الکترونیکی الزویر، اشپرینگر و مرکز اطلاعات جهاد دانشگاهی (SID)  با استفاده از کلیدواژه ­هایPhytoremediation ، Oil Contamination، گیاه پالایی، آلودگی نفتی و آلاینده نفتی مورد کاوش قرار گرفت. منابع پس از استخراج و دسته بندی موضوعی مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: با انجام کاوش در منابع اطلاعات علمی 10 مقاله مروری به عنوان هسته اصلی و در مجموع 99 منبع استخراج شد و مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس مطالعات صورت گرفته، استفاده از گیاهان برای حذف انواع آلاینده‌ها یکی از روش­های مقرون به صرفه و سازگار با محیط‌زیست معرفی شده است. از جمله مزایای گیاه پالایی می توان به نیاز به سرمایه‌گذاری کم، امکان حذف آلاینده در محل، زیبایی‌شناسی مناسب، جلوگیری از فرسایش خاک‌، جلوگیری از انتشار مواد سمی و امکان استفاده به ویژه در مناطقی که غلظت آلاینده پایین است اشاره کرد. طبق مطالعات انجام شده، گیاهان از پنج مکانیسم مختلف شامل گیاه استخراجی، گیاه تثبیتی، گیاه تبدیلی، گیاه تبخیری و  ریزوفیلتراسیون برای حذف آلاینده ها از محیط استفاده می­ کنند. در این مطالعه تعداد 12 گیاه موثر در حذف فلزات سنگین و 30 گیاه دارای قابلیت گیاه پالایی نفت و ترکیبات سمی مرتبط با آن یعنی هیدروکربن های چندحلقه­ای آروماتیک معرفی شدند.
بحث: گیاه‌پالایی یک روش دوستدار محیط‌زیست و مبتنی بر انرژی خورشید است که از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه است و امکان  تجاری‌سازی آن نیز فراهم می باشد. در حال حاضر، فناوری گیاه‌پالایی در مراحل اولیه خود است و مشکلات فنی زیادی برای توسعه آن وجود دارد که باید برطرف شود. در میان گیاهان، گیاهان علفی با سطح ریشه بالا برای حذف هیدروکربن های چندحلقه­ای آروماتیک کارآمد هستند، زیرا سیستم ریشه فیبری آن‌ها سطح بسیار خوبی را برای میکروب‌ها و ریزوفیلتراسیون فراهم می‌کند. در حال حاضر و به ویژه در کشور ما نیاز مبرمی به کشف گونه‌های گیاهی جدید با توانمندی تحمل و حذف آلاینده های محیطی به ویژه آلودگی های نفتی وجود دارد. همچنین انجام تحقیقات برای بهینه‌سازی فرآیندهای گیاه پالایی، درک فعل و انفعالات گیاهی، فعل و انفعالات میکروبی و تجهیزات مناسب برای انجام آن ضروری می باشد. علاوه بر این، استفاده از تکنیک‌های مولکولی و توسعه گیاهان تراریخته برای افزایش کارامدی گیاه‌پالایی در حال گسترش است. بنابراین، انتظار می‌رود مهندسی ژنتیک نقش مهمی در افزایش کاربرد فن‌آوری‌های گیاه‌پالایی ایفا کند. مطالعات مربوط به این استراتژی‌ها در توسعه ابزارهای ساده‌تر و مقرون به صرفه برای گیاه‌پالایی بسیار مفید خواهد بود.

ارزیابی سرمایه اجتماعی در بین کشاورزان شهرستان ارومیه و تاثیر آن بر تمایلات رفتاری طرفدار محیط زیست آن ها

صفحه 32-48

https://doi.org/10.22034/envj.2022.161953

شهرام محمدزاده

چکیده پیشینه و هدف: مفهوم سرمایه اجتماعی بعد از مطرح شدن موضوع توسعه پایدار در دهه ­های پایانی قرن بیستم از طرف صاحب­نظران مطرح شد. مفهوم محوری سرمایه اجتماعی این است که تعاملات اجتماعی باعث ایجاد شبکه ­های اجتماعی، تقویت اعتماد، شکل­ گیری ارزش­ ها، حمایت از هنجارها و فرهنگ و ایجاد اجتماع می­ شود. سرمایه اجتماعی و مؤلفه­ های آن بسیاری از دیدگاه­ ها، نگرش­ ها و رفتارهای حفاظت محیط زیست افراد را تحت تأثیر قرار می ­دهند. رفتار حفاظت از محیط زیست را رفتار طرفدار محیط ­زیست نیز می­ نامند. هدف این پژوهش سنجش میزان سرمایه اجتماعی کشاورزان و تأثیر آن در تمایلات رفتاری طرفدار محیط­ زیست (ترطم) آن­ ها می­ باشد. مواد و روش ­ها: این تحقیق با دیدمان کمی و روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه کشاورزان شهرستان ارومیه بود که تعداد 184 نفر از آن ها به روش نمونه ­گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط 4 نفر از اساتید مرتبط دانشگاه ارومیه و پایایی آن با ضریب کرونباخ آلفا (75/0 تا 83/) مورد تأیید قرار گرفت. داده ­های میدانی با روش مصاحبه جمع ­آوری و با نرم­افزار SPSSversion26 و با بهره­ گیری از آزمون مقایسه میانگین تک نمونه­ ای و دو نمونه t، مدل­سازی رگرسیونی و تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج: یافته ­ها نشان داد که میزان سرمایه اجتماعی در بین کشاورزان کمتر از متوسط است. نتایج مؤلفه ­های سرمایه اجتماعی هم نشان داد که اعتماد به جامعه درونی، انسجام اجتماعی، مشارکت و تعامل با جامعه درونی (شبکه روابط داخلی) به طور معنی­ داری بالاتر از میانگین اما اعتماد به جامعه بیرونی، اعتماد به نهادها (بخش دولتی، مدنی و خصوصی) و تعامل روستائیان با جامعه بیرونی (شبکه روابط خارجی) به طور معنی­ داری پایین­تر از میانگین است. اکثریت قریب به اتفاق (95 درصد) کشاورزان تمایلات رفتاری مخرب محیط زیست دارند. متغیرهای اعتماد به نهادهای اجتماعی، شبکه­ روابط بیرونی، سطح تحصیلات کشاورزان و فرزندان آن­ ها و میزان بهره ­مندی از نشریات ترویجی و اینترنت رابطه مثبت معنی ­دار و متغیرهای سن و تعداد فرزندان رابطه منفی معنی­ داری با ترطم دارند. به علاوه سطح ترطم در بین کشاورزان شهری و دارای شغل غیر کشاورزی از کشاورزان روستایی و با شغل اصلی کشاورزی بیشتر است. متغیرهای شبکه روابط بیرونی و سطح تحصیلات کشاورزان و فرزندان آن ­ها در مجموع بیش از 15 درصد تغییرات ترطم کشاورزان را تبیین می­ کنند که دو متغیر سطح سواد کشاورزان و فرزندان آن­ ها نقش تعدیل­ کننده را بازی می ­کنند. بحث: بر اساس نتایج پیشنهاد می­ شود سازمان­ های دولتی مرتبط با بخش کشاورزی برای تقویت اعتماد و سرمایه اجتماعی، شفافیت و پاسخگویی و مبارزه با فساد را در اولویت کاری خود قرار دهند. دولت با سیاست­گذاری و ایجاد بازار مناسب برای محصولات ارگانیک و تدوین سازوکارهای مناسب، رفتار کشاورزان را به سمت رفتارهای طرفدار محیط­زیست سوق دهند. هم­ زمان دست­اندرکاران بخش آموزش ترویج سعی نمایند با کانال­ های ترویجی که در اختیار دارند اطلاع ­رسانی و آموزش ­های بیشتری را به ­ویژه برای کشاورزان مسن ارائه نمایند و این قشر را به فراموشی نسپارند؛ چرا که بیشتر کشاورزان جزء کشاورزان معیشتی و خرده ­پا و سنتی هستند و آموزش ترویجی باید به این قشر در اولویت باشد. بالاخره توسعه منابع انسانی در نواحی روستایی با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند تا با ارتقاء سطح تحصیلات کشاورزان، رفتارهای آن­ ها به سمت رفتارهای محیط­ زیست پسند سوق پیدا کند. 

نقش قابلیت اطلاع رسانی و مشارکت اجتماعی رسانه های اجتماعی بر یادگیری وآگاهی محیط زیستی

صفحه 49-62

https://doi.org/10.22034/envj.2022.163592

طاهره نیک پور، علی اصغر کیا، محمد رضا رسولی

چکیده پیشینه و هدف: بروز انقلاب صنعتی امروزه جهان را در آستانه رویارویی با بحران های محیط زیستی قرار داده است که یکی از اساسی ترین معضلات جهانی است و مواجهه با آن به عنوان یک تلاش جمعی مستلزم ایجاد نگرش محیط زیستی در جامعه است. یکی از حوزه هایی که به شدت تحت تاثیر رسانه های اجتماعی قرار دارد، حوزه محیط زیست است. وجود رسانه های مجازی به مثابه کاتالیزوری است که اهداف محیط زیستی را پیش برده و کاربران شبکه های اجتماعی را که به ویژه تعداد فزاینده ای از آنان را نسل های جوان تشکیل می دهند و فعالیت های آنلاین به عنوان بخشی از زندگی روزمره شان می باشد را به عنوان متولیان اصلی حفظ محیط زیست وارد این چرخه ساخته است.
هدف از انجام این مطالعه بررسی نقش قابلیت اطلاع رسانی و مشارکت اجتماعی رسانه های اجتماعی بر یادگیری محیط زیست و آگاهی زیست محیطی بود.
مواد و روش ها: این مطالعه با روش توصیفی از نوع همبستگی و با تکیه بر مدل معادلات ساختاری  انجام گرفته است. همچنین این مطالعه از لحاظ هدف از نوع کاربردی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه کاربران فعال در شبکه های اجتماعی مرتبط با مسایل محیط زیستی بودند که با توجه به روش نمونه گیری تصادفی 230 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته شامل قابلیت های رسانه های اجتماعی و ابعاد اطلاع رسانی و مشارکت اجتماعی و یادگیری و آگاهی محیط زیستی بود که پس از تایید روایی سازه و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل، آزمون مدل ارایه شده و بررسی فرضیه های مطالعه با استفاده از روش معادلات ساختاری انجام گردید.
نتایج: یافته های این مطالعه نشان دهنده اثرات مثبت اطلاع رسانی و مشارکت اجتماعی ابزارهای رسانه های اجتماعی بر یادگیری مسایل محیط زیست و آگاهی زیست محیطی بین کاربران شبکه های اجتماعی بود. همچنین در این مطالعه نقش یادگیری محیط زیست بر آگاهی بخشی مسایل محیط زیستی نیز مورد تایید قرار گرفت.
بحث: با توجه به نتایج این مطالعه سازمان ها و نهادهای فعال در حفظ محیط زیست به جهت آموزش و ارتقای فرهنگ محیط زیست باید به نقش رسانه های اجتماعی توجه نمایند.

بررسی فرضیه منحنی محیط زیستی کوزنتس و رشد اقتصادی در استان های صنعتی ایران با استفاده از رویکرد DOLS

صفحه 87-63

https://doi.org/10.22034/envj.2022.162892

کاظم امین زاده، صادق بختیاری، سعید دائی کریم زاده

چکیده پیشینه و هدف:ارتباط میان رشد اقتصادی و کیفیت محیط زیستی در یک بستر زمانی بلندمدت، می­ تواند به صورت مستقیم، معکوس و یا ترکیبی از هر دو باشد. این بحث (جریان ارتباط میان رشد اقتصادی و کیفیت محیط زیستی)، موضوع بسیاری از مطالعات و تحقیقات قرار گرفته است. آثار رشد اقتصادی بر محیط ­زیست یکی از مهم ­ترین بحث ­های مطرح امروز در اقتصاد محیط ­زیست است. صنعتی شدن جوامع امروزی منجر به بهره­ برداری بیشتر و فشرده­ تر از سوخت ­های فسیلی شده ­است. احتراق این سوخت­ ها منجر به افزایش انتشار مواد آلاینده سمی و خطرناک می­ شود و آسیب­ های جهانی نظیر گرم شدن کره زمین و تغییرات آب­ و هوایی، از پیامدهای غیرقابل‌اجتناب آن به شمار می ­رود. هدف از این مطالعه بررسی اثرات U شکل معکوس و N شکل تولید ناخالص داخلی واقعی سرانه در قالب سه شکل مختلف از این متغیر؛ در سطح، با توان دو و با توان سه بر حجم انتشار آلاینده­ های بخش صنعت شامل؛ دی­ اکسیدکربن، دی­ اکسیدگوگرد، تری ­اکسیدگوگرد با بهره ­گیری از روش­ اقتصادسنجی پانلی بلندمدت حداقل مربعات پویا طی دوره زمانی 1376- 1399 برای 12 استان صنعتی کشور می­ باشد. نتایج برآوردها به گونه­ ای است که فرضیات محیط زیستی کوزنتس برای هر سه آلاینده برقرار است و با افزایش تولید ناخالص داخلی واقعی سرانه، ابتدا آلودگی افزایش یافته، سپس با رسیدن به نقطه اوج شروع به کاهش نموده و در نهایت با افزایش بیشتر تولید مجددا روند صعودی افزایش آلودگی ادامه می ­یابد و با استفاده از تکنیک DOLS و با تصریح روابط درجه دوم و سوم رشد اقتصادی در 12 استان صنعتی کشور و طی دوره زمانی یاد شده، منحنی N شکل مورد تایید واقع شده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه ابتدا با استفاده از آزمون ­های ریشه­ واحد پانلی، مانایی متغیرها مورد بررسی قرار می ­گیرد. سپس با استفاده از آزمون هم ­انباشتگی کائو، رابطه هم جمعی بین متغیرها و وجود و عدم وجود رگرسیون کاذب مورد ارزیابی قرار می­ گیرد. در نهایت با بهره­ گیری از روش حداقل مربعات کاملاً اصلاح شده و حداقل مربعات پویا به برآورد ضرایب متغیرها پرداخته شده است.
نتایج: بررسی اثرات U شکل معکوس و N شکل تولید ناخالص داخلی در قالب سه شکل مختلف از این متغیر؛ در سطح، با توان دو و با توان سه بر حجم انتشار آلاینده­ های موجود در بخش صنعت شامل؛ دی­ اکسیدکربن، دی­ اکسیدگوگرد، تری اکسیدگوگرد با بهره­ گیری از روش اقتصادسنجی پانلی بلندمدت حداقل مربعات پویا طی دوره زمانی 1376- 1399 برای 12 استان صنعتی کشور پرداخته شود. نتایج برآورد به گونه ­ای است که فرضیات محیط زیستی کوزنتس برای هر سه آلاینده برقرار است.
بحث: باتوجه به نتایج بدست آمده از تخمین مدل­ ها به روش DOLS در بررسی منحنی محیط زیستی کوزنتس و با تصریح روابط درجه دوم و سوم رشد اقتصادی در 12 استان صنعتی کشور و طی دوره زمانی انتخابی، منحنی N شکل مورد تایید واقع شده است. 
همچنین وجود متغیر شهرنشینی در مدل، باعث ایجاد اثرات مثبت و افزایشی بر آلودگی شده است، این موضوع بدان معنی است که گسترش شهرنشینی موجب افزایش مصرف سوخت های فسیلی شده و در نتیجه آلودگی هوای ناشی از آن را نیز تشدید نموده است.
باتوجه به ضرایب بالای رابطه تولید و آلودگی، مشخص می ­شود ایران در مرحله اول آلودگی و در قسمت صعودی منحنی محیط زیستی کوزنتس قرار دارد. هم چنین با توجه به نرخ مثبت رشد آلودگی در ایران در بلندمدت شاهد انباشت آلودگی در محیط ­زیست خواهیم بود.

شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر آلودگی هوای شهر تهران با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری

صفحه 88-98

https://doi.org/10.22034/envj.2022.163597

محمد شاه محمدی، یارمحمد بای، پروانه کیانی

چکیده پیشینه و هدف: آلودگی هوا بحرانی است که در حال حاضر بسیاری از کشورهای جهان با آن روبرو هستند. شهر تهران، مدت‌ها است که با مشکل آلودگی هوا مواجه است و حل آن به یکی از مطالبات مهم اجتماعی تبدیل شده و ابعاد بین‌المللی نیز یافته است. پدیده آلودگی هوای تهران سال­هاست که تهران را درگیر کرده و در چندین سال گذشته با ورود به فصل سرد و زمستان پایتخت‌نشینان را با معضل جدی روبه­ رو می‌کند و با وجود تمام اقدامات انجام شده برای جلوگیری از ورود آلودگی باز هم شاهد روزهایی هستیم که مدارس تعطیل می‌شود و طرح زوج و فرد کردن ماشین‌ها نیز هم­چنان ادامه می‌یابد؛ اما آلودگی قرص و محکم پابرجاست. نتایج مطالعات پیشین حاکی از تأثیر عوامل مختلفی از جمله عوامل جغرافیایی، ویژگی‌های طبیعی شهر، وارونگی دمایی و آلاینده‌های صنعتی در آلودگی هوا دارد. هدف از این پژوهش، ارائه مدلی برای شاخص‌های آلودگی هوای شهر تهران است.

مواد و روش­ ها: تحقیق حاضر از لحاظ نوع و هدف پژوهش، کاربردی و از جنبه روش جمع‌آوری داده‌ها، توصیفی- تحلیلی می­باشد. در این مطالعه، پژوهشگر پس از شناسایی عوامل مؤثر بر آلودگی هوای شهر تهران با بهره‌گیری ازنظر خبرگان مربوطه، تکنیک مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) را برای سطح‌بندی و تفسیر روابط مفهومی شاخص‌های مذکور به‌کاربرده است. با مرور ادبیات پژوهش و اخذ نظر خبرگان، موضوع در قالب شش شاخص (وارونگی دمایی، موقعیت جغرافیایی- اقلیمی، آلایندگی کارخانه‌ها و پالایشگاه‌ها، کیفیت پایین وسایل نقلیه و سوخت مصرفی، پایین­بودن سرانه فضای سبز، تراکم بالای جمعیت تهران) مورد شناسایی قرار گرفت. سپس پرسشنامه ماتریسی ساخت‌یافته برای تعیین ارتباطات بینابینی این شاخص‌ها تدوین گردید. داده‌های حاصل از پرسشنامه با استفاده از مدل‌سازی ساختاری تفسیری، تحلیل و در پنج سطح در یک شبکه تعاملی ترسیم شد.

نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد هم عوامل صنعتی و هم عوامل اقلیمی می‌توانند بر آلودگی هوای تهران مؤثر باشند. با توجه به نتایج حاصل از مدلسازی، شاخص «آلایندگی کارخانه‌ها و پالایشگاه‌ها» در بالاترین سطح قرار گرفته است لذا انتقال کارخانجات سطح شهر و جلوگیری از احداث کارخانجات جدید داخل شهر به عنوان یک راهکار می‌تواند به کاهش آلودگی هوای شهر تهران کمک کند.

بحث: هنگام وقوع وارونگی دمایی، هوا پایدار شده و ذرات در محدوده لایه وارونگی تجمع پیدا کرده و بر شدت آلودگی هوا می‌افزاید. در خصوص آلایندگی کارخانه‌ها و پالایشگاه‌ها بیشترین فرایند تولید­کننده آلودگی هوا در صنایع، پس از فرایند گرمایش، به فرایند ترکیب مواد اختصاص داشته و آلاینده‌های هوا به حالت دود و ذرات معلق بیشترین موارد را در بر می‌گیرد. همچنین عمل احتراق در موتور خودروهای قدیمی و بی‌کیفیت به‌خوبی انجام نمی‌شود و این اصلی‌ترین دلیل تولید مونوکسید کربن است. اقلیم از طریق تغییر عناصر آن مانند دما، بارش، فشار و باد شرایط آلودگی شهر تهران را کنترل می‌کند. هم­چنین در مقایسه با شهرهای بزرگ جهان و جمعیت در آن­ها، تهران از نظر وسعت رتبه 120 تا 130 را به خود اختصاص داده است لکن از نظر تراکم در هر کیلومترمربع، بین رتبه 25 تا 30 قرار گرفته است. این به آن معناست که در این شهر جمعیتی بیش از توان اکولوژیک و مساحت شهری انباشت شده که باعث ایجاد بحران‌هایی از جمله آلودگی هوا می‌شود.

بررسی فعالیت صیادی در زیستگاه‌ مرجانی اطراف جزایر خارک و خارگو با روش SWARA

صفحه 99-110

https://doi.org/10.22034/envj.2022.164638

سید قاسم قربانزاده زعفرانی، سید کرامت هاشمی عنا، امین احمدی گیوی، مهدی بلوکی، محمد امین طلاب، اردوان زرندیان، فرهاد حسینی طائفه

چکیده پیشینه و هدف: نظر به اهمیتی که مرجان‌ها در ابعاد مختلف زندگی بشر دارند بررسی و مطالعه آن‌ها بیش از پیش ضرورت پیدا خواهد کرد. جزایر خارک و خارگو از لحاظ محیط­زیستی به خصوص پوشش‌های مرجانی خاص بسیار حائز اهمیت است. در چند دهه‌ی گذشته بسیاری از تهدیدهای بالقوه مانند فعالیت‌های انسانی مخرب مرتبط با صنعت نفت و پسماندهای ناشی از آن در محیط‌های ساحلی، آلودگی نفتی و هیدروکربنی، آلودگی صنعتی و شهری، آلودگی هوا، تخلیه پساب‌های شهری و فاضلاب‌ها،
تنش ­های حرارتی ناشی از تغییرات اقلیمی و نوسان سطوح میانی و بالایی آب، صید با تور توسط صیادان و شکار ماهی توسط غواصان در مناطق مرجانی و همین­طور بی احتیاطی غواصان زیستگاه ­های مرجانی را با چالش‌های زیادی مواجه کرده است. یکی از فعالیت‌هایی که در تعارض نسبی با اکوسیستم دریایی جزیره خارک و به خصوص موقعیت سواحل مرجانی قرار دارد، فعالیت‌ها و تحرکات مربوط به صید و صیادی در جزیره خارک و خارگو است. قدمت این فعالیت‌ها به چندین دهه می­رسد. بیکاری و نبود اشتغال پایدار در بسیاری از مناطق ساحلی سـبب شـده کـه تعداد زیادی از مردم به ماهیگیری بپردازند. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی چالش‌های محیطی- انسانی با جنبه­ های مختلف چالش‌ صید و صیادی است که قلمرو جغرافیایی آبسنگ‌های مرجانی را تهدید می‌نماید. مواد و روش‌ها: در این پژوهش جهت ارزیابی و بررسی تهدیدات ایجاد شده در حوزه جغرافیای جزیره خارک ابتدا به بررسی چالش‌های فعالیت صیادی با استفاده از مشاهدات میدانی و تحلیل پرسشنامه‌ای پرداخته شد. سپس این چالش‌ها طبقه‌بندی شدند و در نهایت سهم هریک از جنبه­های آن در جوامع صیادی نزدیک به زیستگاه‌ مرجانی جزایر خارگ و خارگو تحلیل و بررسی شدند. جهت بررسی چالش‌های صید و صیادی با استفاده از روش آماری تحلیل آلفای کرونباخ و طیف لیکرت درصد اعتماد را محاسبه تا در صورت تأیید بتوان به نتایج و تحلیل­های نهایی اعتماد کرد. وزن­های هر کدام از معیارها توسط آزمون فازی-عددی سوارا (SWARA)، نهایی گردید. نتایج: در پرسشنامه این پژوهش 21 سوال مطرح و میزان آلفای کرونباخ در سطح قابل قبول و خوب 729/. بدست آمد که اعتماد به محتوای پرسشنامه تأیید می کند. اثرگذاری و وزن هرکدام از معیارها در میزان پایایی نشان داد که بیشترین درصد صید از طریق قایق­های موتوری در فصل زمستان و اوایل صبح انجام می­شود (93 درصد). نتایج نشان داد که بیش از 85 درصد صیادان هیچ­گونه‌ آموزش لازم جهت صید در مناطق مرجانی را ندیده­اند و این چالش جدی و اساسی شناخته می‌شود. طبق نتایج نهایی وجود پاسخگویی در ابعاد انسانی و محیطی (مانند فصل، ابزار و زمان صید)، ابزار صید با 8/30 درصد بیشترین و زمان صید با 3/23 درصد کم‌ترین وزن معیارها را شامل می‌شوند. بحث: خروجی حاکی از آن است که ابزار صید به عنوان معیاری با رتبه اول ارزش گذاری می‌شود به عبارتی 31 درصد از وزن گویه‌ها را تبیین می‌نماید. در مقابل زمان صید با 23 درصد کمترین وزن را در تبین معیارها دارد. این پردازش‌های آماری بیانگر این موضوع است که در بررسی چالش‌ها و تهدید‌های گستره‌ی مرجانی در جزیره خارک عوامل انسانی- محیطی بایستی در اولویت بررسی باشد. به عبارتی کنترل و مدیریت چالش‌های انسان‌ساخت و عوامل وابسته به آن می‌تواند محیط‌های امن مرجانی را خلق نماید.

بهینه سازی انتشار آلاینده های BTEX از بخارات تولیدی کارخانه تولید عایق حرارتی با استفاده از طراحی کوره (مورد مطالعه: کارخانه پارسیان دژ)

صفحه 111-124

https://doi.org/10.22034/envj.2022.162893

زهرا سلطانیان زاده، محسن میرمحمدی، محمد علی زاهد

چکیده پیشینه و هدف: هیدروکربن­ های معطر مانند بنزن، تولوئن، اتیل بنزن و ایزومرهای زایلن (BTEX) از آلاینده­های موجود در کارخانه ­های صنعتی هستند که در منابع مختلف به ویژه هوا مشکلاتی را ایجاد می­ کنند. حذف این ترکیبات سمی حتی به میزان بسیار کم از این منابع ثابت آلاینده ­ها نه تنها از نظر محیط ­زیستی بلکه از نظر اقتصادی نیز حائز اهمیت است. امروزه صنعتی­ شدن سریع جوامع به ­ویژه کشورهای در حال توسعه برای رفع نیازهای شهروندان به عنوان عامل اصلی آلودگی هوا شناخته شده است. بنابراین، حفظ استانداردهای محیط­ زیستی برای کاهش پتانسیل آلودگی و حمایت از توسعه پایدار ضروری است. کارخانه­ های تولید عایق رطوبتی یکی از منابع اصلی انتشار این گروه از آلاینده­ ها هستند، لذا اجرای اقدامات کنترلی و بهینه­ سازی عملکرد این واحدهای صنعتی در شهرستان دلیجان به عنوان پایتخت تولید عایق رطوبتی ضروری و غیرقابل انکار است. مواد و روش ­ها: در این تحقیق فرآیند حذف آلاینده ­های BTEX از کارخانه ایزوگام پارسیان دلیجان از طریق شبیه ­سازی و اصلاح فرآیند بر اساس طراحی کوره و با استفاده از روش اکسیداسیون حرارتی آلاینده­ ها مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفته است. سوالات مربوط به کارایی و مزایای محیط ­زیستی طراحی زباله ­سوز به عنوان انگیزه اصلی کار حاضر است. هدف از این مطالعه کمک به این شواهد با ارزیابی محیط زیستی و فنی عملکرد واحد زباله سوز در یک کارخانه تولید عایق حرارتی واقع در دلیجان ایران است. هم­چنین در این مطالعه با تغییر دما و زمان اقامت زباله سوز با استفاده از نرم­ افزار SPSS، مصرف انرژی و انتشار آلاینده ­های سیستم بهینه شده است. لازم به ذکر است که فرآیند حذف آلاینده­های BTEX با شبیه­سازی با استفاده از نرم­افزار Aspen Hysys انجام شده است. در این راستا، اصلاح فرآیند بر اساس طراحی کوره سوزاننده و با استفاده از روش اکسیداسیون حرارتی مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج: بر اساس نتایج، دما و زمان ماند در شرایط بهینه به ترتیب 732 و 84/0 است. علاوه بر این، راندمان کنترل زباله سوز (CF) نشان می­ دهد که 5/98 درصد از ترکیبات BTEX در گازهای خروجی حذف شده است. لازم به ذکر است که بهره ­وری انرژی سیستم نیز بهبود چشمگیری داشته است به
گونه ­ای که میزان سوخت مصرفی سیستم در شرایط بهینه نسبت به حالت اولیه 23 درصد کاهش یافته است. عناصر سخت ­افزاری نتایج استفاده از دستگاه زباله­ سوز در این مطالعه، میزان راندمان کنترل (CEF) دستگاه در حذف ترکیبات مورد نظر5 /98 درصد گزارش شده است. هم­چنین شاخص مصرف انرژی در این حالت نسبت به عملکرد سیستم بدون عایق در همان حالت باعث کاهش 23 درصدی مصرف سوخت شده است. بحث: نتایج بهینه­ سازی نشان داد که استفاده از زباله سوز در شرایط خاص می ­تواند به عنوان یک راه حل کاربردی برای حذف ترکیبات BTEX از فعالیت ­های صنعتی در نظر گرفته شود. در این راستا، دما و زمان ماند را می‌توان به عنوان دو شاخص عملیاتی مهم مؤثر بر انتشار آلاینده‌ها و مصرف انرژی تعیین کرد. با توجه به نتایج، روش پیشنهادی عملکرد محیط ­زیستی و اقتصادی قابل قبولی دارد، بنابراین امکان سرمایه‌گذاری‌های کلان برای کاهش اثرات آلاینده‌های BTEX در منطقه از طریق جفت کردن آن ­ها به انرژی‌های تجدیدپذیر پیشنهاد می‌شود.