موضوعات = آموزش محیط زیست
آموزش محیط زیست

بررسی تأثیر روایت های تصویری بر شکل‌گیری نگرش زیست‌محیطی در دانش‌آموزان دوره ابتدایی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 بهمن 1404

https://doi.org/10.22034/envj.2026.535780.1524

رحیم مرادی، یاسمن سیفی مصلح آبادی، بهمن یاسبلاغی شراهی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش مفاهیم محیط زیست مبتنی بر روایت تصویری (کمیک استریپ دیجیتال) بر نگرش زیست‌محیطی دانش آموزان دوره ابتدایی شهر اراک است که با روش شبه آزمایشی همراه با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر(10-9) ساله مشغول به تحصیل در پایه چهارم دوره دوم ابتدایی در سال تحصیلی1403-1404 شهر اراک بود. به منظور انتخاب حجم نمونه، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 32 نفر از دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهر اراک از دبستان امام خمینی(ره) بودند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش رسانه کمیک استریپ محقق ساخته و پرسشنامه نگرش زیست محیطی امامقلی (1390) بود. گروه آزمایش به مدت8 جلسه 45 دقیقه ای(هفته ای دو جلسه) از طریق کمیک استریپ دیجیتال محقق ساخته مفاهیم محیط زیست درس علوم پایه چهارم ابتدایی را آموزش دیدند و گروه گواه آموزش این مفاهیم درس علوم را به شیوه سنتی دنبال کردند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت پذیرفت. در سطح توصیفی از روش های آمار توصیفی شامل جدول فراوانی، نمودارها، شاخص های مرکزی (میانگین)، شاخص های پراکندگی (انحراف معیار) و در سطح استنباطی از تحلیل کوواریانس چند متغیری و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارSPSS استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش نشان می‌دهد که بین دو گروه آزمایش و کنترل متغیر نگرش زیست محیطی با سطح معنی‌داری 001/0 اختلاف معنی‌داری وجود دارد (01/0P<)؛ یعنی تفاوت تأثیر دو روش استفاده از کمیک استریپ دیجیتال برای آموزش مفاهیم محیط زیست درس علوم و روش سنتی در ترکیب خطی متغیرهای وابسته در دانش آموزان پایۀ چهارم ابتدایی معنی‌دار بوده است. بر اساس یافته های به دست آمده می‌توان گفت بعد از حذف اثر پیش آزمون (اختلافات اولیه)، استفاده از کمیک استریپ دیجیتال برای آموزش مفاهیم محیط زیست درس علوم بر بهبود نگرش زیست محیطی دانش‌آموزان ابتدایی تاثیر گذار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش مفاهیم محیط زیست مبتنی بر روایت تصویری (کمیک استریپ دیجیتال) بر نگرش زیست‌محیطی دانش آموزان دوره ابتدایی شهر اراک است که با روش شبه آزمایشی همراه با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر(10-9) ساله مشغول به تحصیل در پایه چهارم دوره دوم ابتدایی در سال تحصیلی1403-1404 شهر اراک بود. به منظور انتخاب حجم نمونه، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 32 نفر از دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهر اراک از دبستان امام خمینی(ره) بودند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) تقسیم شدند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش مفاهیم محیط زیست مبتنی بر روایت تصویری (کمیک استریپ دیجیتال) بر نگرش زیست‌محیطی دانش آموزان دوره ابتدایی شهر اراک است که با روش شبه آزمایشی همراه با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر(10-9) ساله مشغول به تحصیل در پایه چهارم دوره دوم ابتدایی در سال تحصیلی1403-1404 شهر اراک بود. به منظور انتخاب حجم نمونه، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 32 نفر از دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهر اراک از دبستان امام خمینی(ره) بودند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) تقسیم شدند. به منظور انتخاب حجم نمونه، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 32 نفر از دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهر اراک از دبستان امام خمینی(ره) بودند که به صورت تصادفی

آموزش محیط زیست

ارزیابی تأثیر مداخله آموزشی بر بهبود مدیریت پسماند بیمارستانی (مطالعه موردی: بیمارستان کمالی کرج، استان البرز)

دوره 10، شماره 90، زمستان 1404، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/envj.2025.485197.1426

فرزاد نیکزاد، مریم لاریجانی، آزاده منصوری

چکیده مقدمه: پسماندهای بیمارستانی به دلیل وجود مواد عفونی، شیمیایی و خطرناک که می‌تواند به طور جدی بر سلامت عمومی و محیط زیست تأثیر بگذارد، به شیوه‌های مدیریت تخصصی و کارآمد نیاز دارد. در این زمینه، آموزش به عنوان ابزاری ضروری در ارتقای کمی و تفکیک پسماند بیمارستانی شناخته شده است. آموزش محیطزیست با هدف ایجاد مهارت‌ها و نگرش‌های ضروری برای درک و احترام به روابط متقابل میان انسان، فرهنگ او و محیط زیست پیرامون اوست. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر آموزش به شیوه یادگیری ترکیبی به پرسنل درگیر در فرآیند مدیریت پسماند از لحاظ کمیت و تفکیک در بیمارستان کمالی می‌پردازد و به دنبال شناسایی راهکارهای مؤثر در ارتقاء مدیریت پسماند در مراکز درمانی است.
مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر یک مداخله شبه تجربی با تجزیه و تحلیل قبل و بعد برای مقایسه تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی ترکیبی بر آگاهی و نگرش و عملکرد (میزان تولید و تفکیک پسماند) پرسنل بیمارستان کمالی کرج می‌باشد. حجم نمونه به روش تمام شماری عبارت بودند از 17 گروه 30 نفره با مجموع کل 480 نفر شامل پرسنل درگیر در تولید، جمع‌آوری و انتقال پسماند بودند. مداخله‌ها شامل ساختار آموزش با استفاده از رویکرد یادگیری ترکیبی است که هر دو روش‌های متعارف و از دور را ادغام می‌کند. مطالب آموزشی از کتاب مدیریت پسماند در بیمارستان و مراکز درمانی و منابع بهداشت محیط شغلی گرفته شده است. دوره قبل از مداخله از فروردین تا شهریور 1402 در نظر گرفته شد و زمان ارزیابی پس از مداخله از مهر تا اسفند 1402 بود. براى جمع‌آورى اطلاعات از پرسشنامه استاندارد مطالعه Sadeghi و همکاران (2020) استفاده شد. تجزیه و تحلیل توصیفی و داده‌های کمی با میانگین (کیلوگرم در ماه) و انحراف معیار (SD) توصیف شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های کولموگروف - اسمیرنف و تی و همچنین نرم افزارهای Excel و Spss.12 انجام شده است.
نتایج: یافته‌هاى این پژوهش نشان داد مداخله آموزشى مبتنی بر روش ترکیبی مى‌تواند بر افزایش آگاهى و نگرش و عملکرد (میزان پسماند و تفکیک) مشارکت‌کنندگان تأثیر داشته باشد. میزان کل تولید پسماند از 40638 کیلوگرم در ماه پس از مداخله به 34160 کیلوگرم در ماه رسید. بیشترین کاهش در میزان پسماند به ترتیب عفونی، شیمیایی دارویی و عادی است. هم چنین نتایج بهبود تفکیک پسماند به میزان 6/26 درصد را برآورد کرد.
بحث: در پژوهش حاضر نتایج، حاکى از تأثیر مثبت این مداخله آموزشى در حیطه شناختى، نگرشى و عملکردی در زمینه تولید و انجام تفکیک پسماند بود که نشان می‌دهد یک برنامه آموزشی با الگوی ترکیبی با ساختار مناسب می‌تواند به طور قابل توجهی میزان و تفکیک پسماند را بهبود بخشد و پایداری زیست محیطی را در محیط بیمارستان ترویج کند.

آموزش محیط زیست

تبیین تأثیر فرهنگ سازمانی سبز و اقدامات مدیریت منابع انسانی سبز بر عملکرد محیط زیستی کارکنان با نقش میانجی نوآوری سبز

دوره 10، شماره 87، بهار 1404، صفحه 127-147

https://doi.org/10.22034/envj.2025.503795.1463

سارا محمدی، فرج الله رحیمی، مهدیه داستین

چکیده مقدمه: در دهه‌های اخیر نگرانی در مورد محیط طبیعی به یک موضوع بحرانی تبدیل شده است. بخش صنعت به عنوان یک بخش کلیدی و مؤثر در چرخه اقتصادی کشور نیز از فشارهای اجتماعی و نهادی مرتبط با مسائل محیط‌زیستی مجزا نمانده است. از این‌رو، سازمان‌های دوستدار محیط زیست به دنبال یافتن شیوه‌ها و تکنیک‌هایی برای کاهش اثرات محیط‌زیستی علاوه بر مقابله با مسائل اقتصادی می‌باشند. هدف اکثر شرکت‌های دوستدار محیط زیست حذف ضایعات و پسماندهای آلاینده و به طبع آن افزایش بازدهی شرکت می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی‌تأثیر فرهنگ سازمانی سبز و مدیریت منابع انسانی سبز بر عملکرد محیط زیستی کارکنان با نقش میانجی نوآوری سبز صورت گرفت.
مواد و روش­‌ها: این پژوهش برحسب هدف و ماهیت، یک مطالعه کمی و کاربردی، براساس نحوه گرد‌آوری داده‌ها از نوع پژوهش‌­های توصیفی همبستگی و از نظر افق زمانی پژوهشی مقطعی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش، کلیة کارکنان شرکت فولاد خوزستان می‌باشند که از میان آن‌ها، تعداد 368  نفر به­عنوان نمونه به روش نمونه­‌گیری تصادفی ساده انتخاب و در نظر گرفته شد. گردآوری داده‌­ها به روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه­‌های استاندارد صورت گرفت. روایی صوری و محتوایی داده­‌ها توسط اساتید و خبرگان و پایایی آن­‌ها نیز با استفاده از آلفای کرونباخ، مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار Smart PLS نسخه 3,3,3 استفاده شده است.
نتایج: یافته‌های پژوهش نشان داد که اقدامات مدیریت منابع انسانی و فرهنگ سازمانی سبز بر نوآوری سبز و عملکرد محیط زیستی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین تأثیر مثبت اقدامات مدیریت منابع انسانی سبز بر فرهنگ سازمانی سبز و نوآوری سبز بر عملکرد محیط زیستی به­‌طور معناداری تأیید گردید. نتایج همچنین نشان داد نوآوری سبز به­‌عنوان میانجی در رابطه بین اقدامات مدیریت منابع انسانی و فرهنگ سازمانی سبز با عملکرد محیط­‌زیستی کارکنان، نقشی کلیدی ایفا می‌کند.
بحث: با توجه به اهمیت و ضرورت پایداری، شناخت عوامل مؤثر بر محیط زیست، می‌­تواند منجر به بهبود و ارتقاء عملکرد محیط زیستی و پایداری شود. توجه مدیران به اقدامات منابع انسانی سبز، فرهنگ سازمانی و نوآوری سبز در این راستا یاری­‌دهنده است. با آموزش و اقدامات منابع انسانی، می‌توان فرایندهای مدیریت سبز را تسهیل نموده و قابلیت‌های بنیادی را از طریق بسط، تعمیق و تسهیم دانش سبز، ایجاد باور و رهنمودهای لازم در منابع انسانی شکل داد. مدیران با اﺟﺮای ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﻣﺤﻴﻄ‌زیستی از ﻃﺮﻳﻖ استخدام کارکنان حامی محیط زیست، ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﭘﺎداش ﺳﺒﺰ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی ﻛﺎرﻛﻨﺎن از ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزش ﺳﺒﺰ، ﺷﺮاﻳﻂ را ﺑﺮای اﻳﺠﺎد و ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺳـﺒﺰ ﻓـﺮاﻫﻢ ﻧﻤﻮده ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ در ﺑﺴﺘﺮ فرﻫﻨﮕﻲ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺴﺘﻤﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮد محیط‌زیستی دﺳﺖ ﻳﺎﺑﻨﺪ. ارتقاء فرهنگ سبز باعث می‌­شود مواد اولیه‌ای برای تولید کالا و خدمات انتخاب شوند که حداقل آلودگی محیط‌زیستی را به همراه داشته باشد. با ترویج فرهنگ پایداری و ادغام شیوه‌های دوستدار محیط زیست در استراتژی‌های منابع انسانی، سازمان‌ها می‌توانند به نتایج محیط‌زیستی بهتری دست یابند و در عین حال، قابلیت‌های اقتصادی خود را حفظ کنند.

آموزش محیط زیست

ارائه الگوی رهبری محیط‌زیستی در مدارس ابتدایی با رویکرد پدیدارشناسانه تفسیری

دوره 9، شماره 85، پاییز 1403، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/envj.2024.436078.1338

عادل زاهد بابلان، سیدمحمد سیدکلان

چکیده مقدمه: امروزه، حفاظت و صیانت از محیط‌زیست به یک مسأله‌ حیاتی در دنیا تبدیل شده است. این مسأله باعث شده است چالش‌­های مدیریتی و رهبری زیادی در وضعیت فعلی بافت آموزشی مدارس به وجود آید. بسیاری از مدیران و معلمان در این خصوص استدلال دارند که صحبت کردن در مورد فعالیت‌های آموزشی و تربیتی زیست‌بوم و مشاهده عینی محیط­‌ز­یستی مدارس هنوز حلقه مفقوده در نظام آموزشی بوده است که بدون تأملات و نقدهای معتبر در مورد بوم مدارس غیرممکن است. به طوری­ که، مدارس برای حل این چالش‌­ها نیاز به رهبری محیط­زیستی دارد که توجه ویژه محققان عرصه رهبری را برانگیخته است. هدف از این پژوهش، ارائه­ الگوی رهبری محیط­‌زیستی در مدارس ابتدایی با رویکرد پدیدارشناسانه تفسیری بوده است.
مواد و روش‌ها: روش پژوهش کیفی به لحاظ اهداف از نوع پژوهش­‌های کیفی و به لحاظ نوع جمع‌­آوری داده‌­ها روش پدیدارشناسی تفسیری است. محیط پژوهش را مدیران و معلمان مدارس که سوابق مدارس سبز را داشتند، تشکیل می­‌دهند که به روش هدفمند از نوع گلوله برفی به تعداد 23 نفر تا اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات را مصاحبه نیمه ­ساختار یافته تشکیل می­‌دهد که تحت پروتکلی به ­واسطه درک و تجربیات معلمان و مدیران مدارس در مناطق مختلف استان اردبیل تنظیم شد که به لحاظ روایی و اطمینان­ پذیری از اعتبار مناسبی برخوردار بوده است؛ ضریب توافق کاپای کوهن بین کدگذاران برای بررسی میزان توافق کدگذاران 71/0 به دست آمد که با توجه به تفسیر سطوح متفاوت ضریب کاپا، شدت توافق نسبتاً زیاد است.
نتایج: یافته‌­ها نشان داد، 98 مفهوم در قالب 17 محور با سه مضمون اصلی بر پدیده رهبری محیط زیستی معنا می­‌بخشند. بر اساس ادراک و تجارب مشترک مدیران و معلمان رهبری محیط­‌زیستی با شش مشخصه رهبری مشترک، انسجام گروهی، نگرش ایده­‌آل، عمل به باورها، ملاحظه فردی و انگیزه الهام بخش قابل­ فهم است. این شاخصه­‌های رهبری محیط­‌زیستی در بستر فلسفه ارزشی، اهداف و مقاصد، سیاست­‌های کلان، مبانی آموزشی- تربیتی، مبانی روان شناختی و مبانی جامعه شناختی قابل توسعه است، اما توسعه رهبری محیط‌­زیستی با چالش­‌های عمده­ای رو به رو هست نیازمند درک صحیح زمینه‌های بسترساز در بین سیاست­گذاران آموزشی و تربیتی است.
بحث: بنا بر ضرورت اجتناب ­ناپذیر رهبری محیط­­زیستی در مدارس ابتدایی می توان با آموزش مدیران و عوامل مدرس‌ه­ای و برون مدرس‌ه­ای در آینده شاهد پایداری محیط‌­ز­یستی بود که مهم و ارزشمند است. بنابر برنامه­‌های وزارت آموزش و پرورش در سال­‌های اخیر (از سال 1397 به بعد) که به دنبال اجرای برنامه‌­های محیط­زیستی در مدرسه هستند؛ این پژوهش می‌­تواند از چالش‌­ها و مشکلات این برنامه بکاهد. نتایج این پژوهش با توجه به نوآوری آن در رهبری مدارس در درجه اول توانسته است مفهوم‌­سازی درستی از رهبری محیط­‌زیستی در نظام مدیریت آموزش و پرورش ارائه نماید. در درجه دوم، چالش‌­های محیط­زیستی مدارس دوره ابتدایی را شناسایی و تحلیل نماید و در نهایت به راهکارهای برون رفت از مدل رهبری نوین با پیچیدگی­‌های بوم­‌شناختی مدارس، مشکلات محیط‌­زیستی جامعه محلی را در آینده نسبت به بحران­‌های محیط­‌زیستی حل نماید.

آموزش محیط زیست

شناسایی رفتارهای تعدیلی و سازشی شهروندان اصفهان در مواجهه با جزایر حرارت شهری

دوره 9، شماره 84، تابستان 1403، صفحه 20-1

https://doi.org/10.22034/envj.2024.427294.1322

مسعود مطهرنژاد، مژگان احمدی ندوشن

چکیده مقدمه: با توسعه مناطق شهری و شهرنشینی، تغییرات قابل‌توجهی در پوشش زمین، زیرساخت‌ها و تراکم جمعیت رخ می‌دهد که باعث تغییرات در آب ‌و هوا و اقلیم محلی می‌شود. این فرایند که به عنوان اثر جزیره گرمایی شهری شناخته می‌شود و به صورت عمده مسؤول گرمایش شهری است. ساکنان شهری نقش مهمی در رویارویی با چالش‌های گرمایش شهری و پرداختن به اثر جزیره گرمایی شهری دارند. به ‌عبارت‌ دیگر، اقدامات جمعی تک‌تک ساکنان شهری تأثیر تجمعی بر گرمایش شهری دارد. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و مقایسه رفتارهای تعدیلی و سازشی انسان‌های شهر اصفهان در مواجهه با جزایر گرمایی است.
مواد و روش‌ها: برای جمع­آوری اطلاعات از شهروندان، از روش اتفاقی- تصادفی استفاده شد و تعداد 100 فرد از جمعیت شهر اصفهان برای این مطالعه انتخاب شدند. از افراد شرکت‌کننده خواسته شد تا اطلاعات ادراک خود از تغییرات اقلیمی، میزان دسترسی به زیرساخت­‌های شهری و همچنین رویکردهای فردی مواجهه با دمای بالای تابستان را بیان کنند. میزان نزدیکی به زیرساخت‌های شهری به­ خصوص شبکه حمل و نقل شهری و پارک­‌های سبز و همچنین رتبه اتخاذ دو دسته رفتارهای کاهش‌دهنده و سازگارشونده با دما در مقیاس لیکرت جمع‌آوری شد. پس از جمع­‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه و اطمینان از روایی و پایایی آن، آمار توصیفی اطلاعات برای تفسیر بهتر نتایج استفاده شد. از مدل رگرسیون خطی به منظور بررسی فاصله زمانی افراد از زیرساخت­‌های شهری و رتبه­‌ی اتخاذ رفتارهای متناسب با آن استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که بیش­ترین تعداد افراد (29 نفر) در فاصله سنی بین 38 تا 48 سال قرار داشتند. متوسط زمان رسیدن به اولین ایستگاه اتوبوس و مترو برای افراد موردنظر برابر با 65/21 دقیقه و به اولین پارک‌ شهری برابر با 35/20 دقیقه به­ دست آمد. از بین رتبه‌­های به ‌دست ‌آمده قطع اتصال وسایل برقی که از آن‌ها استفاده نمی­‌گردد با متوسط 83/2 بالاترین عدد متوسط رتبه بین عوامل کاهش­‌دهنده دما در بین ۱۰ سؤال این زمینه را به خود اختصاص داد. همچنین استفاده از لباس‌­های سازگار با دما مانند کلاه، پوشیدن لباس‌­های متناسب با دما و ماندن در خانه در ساعات بسیار گرم روز از جمله عواملی بودند که بالاترین رتبه‌­های اختصاص‌یافته از عوامل سازگارشونده با دما را به خود اختصاص دادند. نتایج رگرسیون خطی نیز نشان داد که نزدیکی به زیرساخت­‌ها به شکل معنی­‌داری بر رتبه­‌هایی که شهروندان به رفتارهای انطباقی می­‌دهند اثرگذار است.
بحث: بر اساس نتایج این مطالعه، عملکرد بهینه افراد و بهبود اتخاذ روش‌های مقابله با دما در فصل تابستان به مجموعه‌ای از رویکردها چه در سطح فرد چه در سطح طراحی خانه و المان‌های مختلف آن و چه در زیرساخت‌های شهری که فرد با آن سروکار دارد نیاز است. اصفهان یکی از شهر­های خشک و نیمه‌خشک در مرکز ایران است که در سال‌های اخیر با مشکلات متعدد محیط‌زیستی به‌ خصوص کمبود آب و افزایش دما در فصول گرم مواجه بوده است. این امر موجب شده تا تلاش‌های بی‌شماری برای افزایش تطابق با دما توسط گروه‌های اجتماعی و مدیریتی از بخش برنامه‌ریزی شهری تا شهروندان صورت بگیرد. چنان­چه فعالیت‌های صحیحی در خصوص انطباق با دمای افزایش‌یافته شهر صورت بگیرد می‌توان انتظار داشت تقابل با افزایش دما در سال‌های آینده با کم­ترین هزینه‌های محیط‌زیستی پذیرد. گرچه، بدون توجه به ادراک و شناخت شهروندان از این پدیده و عدم تلاش برای بهبود آن این امر بسیار دشوار است. 

آموزش محیط زیست

تحلیل رابطه‌ی اخلاق محیط‌زیستی با رفتار صرفه‌جویی در مصرف انرژی: مطالعه موردی دانشجویان کشاورزی

دوره 9، شماره 83، بهار 1403، صفحه 45-59

https://doi.org/10.22034/envj.2024.422036.1317

مسعود رضائی

چکیده مقدمه: انسان‌محوری یکی از دلایل اصلی بحران‌های محیط‌زیستی است که ریشه در چارچوب مصرف‌گرایی دارد و مصرف‌گرایی در انرژی، تقاضای بیشتر برای منابع طبیعی را در پی دارد. فلسفه محیط‌زیست با نقد انسان‌محوری، تلقی فرهنگ غربی از طبیعت را مورد تردید قرار داده و این روند را با نقد عقلانیت ابزاری و تأکید بر ارزش ذاتی طبیعت به چالش کشیده است. مصرف مؤلفه‌ای مهم برای دستیابی به توسعه پایدار و صرفه‌جویی در مصرف انرژی یکی از راه‌های دستیابی به محیط‌زیست پاک‌تر و سالم‌تر و مدیریت تغییرات اقلیمی است. افزایش سریع مصرف انرژی برای فعالیت‌های اجتماعی- اقتصادی، منبع اصلی افزایش مداوم انتشار گازهای گلخانه‌ای است که باعث گرم شدن کره زمین و اثرات تغییرات آب‌وهوایی می‌شود. از دیدگاه علم روان‌شناسی محیط‌زیست، پرداختن به تغییرات اقلیمی به عنوان یک چالش اساسی تلقی می‌شود که مستلزم درک عمیق از فرآیندهای روانی دخیل در رفتارها و سبک زندگی دوستدار محیط‌زیست به طور کلی و مصرف انرژی به طور خاص است. شواهد نشان می‌دهند مداخلات فنی به تنهایی نمی‎توانند در کاهش مصرف انرژی تأثیر داشته باشند و رفتار مصرف‌کنندگان باید تغییر یابد. 
مواد و روش‌ها: هدف کلی این پژوهش تحلیل رابطه‌ی اخلاق محیط‌زیستی با رفتار صرفه‌جویی در مصرف انرژی دانشجویان کشاورزی بود. برای دستیابی به این هدف، از فن پیمایش استفاده شد. جامعه آماری پژوهش دانشجویان کارشناسی‌ارشد و دکتری کشاورزی دانشگاه تهران بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و جدول کرجیسی و مورگان، 126 نفر نمونه‌گیری شدند. پرسشنامه ابزار جمع‌آوری اطلاعات بود که در سه بخش ویژگی‌های جمعیت‌شناختی دانشجویان، رفتار صرفه‌جویی در مصرف انرژی و اخلاق محیط‌زیستی طراحی شده بود. روایی صوری پرسشنامه با کسب نظر متخصصان بررسی شد و اصلاحات لازم صورت گرفت. همچنین روایی آن با استفاده از روایی همگرا و واگرا و پایایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی به دست آمد.
نتایج: یافته‌های پژوهش نشان داد زیست‌بوم‌محوری، خدامحوری و انسان‌محوری به ترتیب در اولویت اول تا سوم دانشجویان قرار گرفته‌اند. بر اساس نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری، فقط اخلاق محیط‌زیستی زیست‌بوم‌محور در رفتار صرفه‌جویی در مصرف انرژی تأثیرگذار بوده و مدل پژوهش توانسته است 38 درصد از تغییرات رفتار صرفه‌جویی در مصرف انرژی دانشجویان را تبیین نماید.
بحث: بهره‌برداری بی‌رویه از منابع طبیعی برای تأمین انرژی و هدر دادن منابع انرژی، از مصداق‌های بارز توجه به نیازهای انسانی، بدون توجه به ظرفیت و پتانسیل طبیعت است. با عنایت به اخلاق زیست‌بوم‌محور، گفتمان ارزش ذاتی باید به گفتمان غالب در سیاست‌گذاری‌های انرژی بدل شود و تغییر رویکرد از توسعه‌گرایی با محوریت انسان، به بوم‌نظام‌گرایی با محوریت محیط‌زیست باید در دستور کار قرار گیرد تا شکاف ایجاد شده بین انسان‌محوری و زیست‌بوم‌محوری ترمیم شود. این که دانشجویان بر انسان‌محوری یا زیست‌بوم‌محوری تمرکز کنند، بر درک محیط‌زیست و حفاظت از آن و نگرش آنان به محیط‌زیست تأثیر می‌گذارد. آموزش زیست‌بوم‌محوری به دانشجویان یکی از اولویت‌های مهم در این زمینه است. آموزشی که باعث می‌شود دانشجویان از ارزش ذاتی طبیعت آگاه شوند. این فرآیند نقد ارزش‌های مسلط مانند مصرف‌ بی‌رویه انرژی را افزایش و اثرات جانبی منفی توسعه را با اهمیت جلوه می‌دهد. نکته کلیدی در آموزش پایداری محیط‌زیستی، رویکردهای آموزشی متمرکز بر توسعه تفکر انتقادی و تأملی است. در این آموزش‌ها باید همدلی با حیات بر روی کره زمین، گوش دادن به زمین و اقدام برای حفاظت از زیست‎کره تشویق شود.   

آموزش محیط زیست

شناخت ترجیحات زیبایی شناختی و تمایل به پرداخت ساکنین اصفهان برای استفاده از پارک‌های شهری

دوره 9، شماره 83، بهار 1403، صفحه 76-96

https://doi.org/10.22034/envj.2024.414452.1312

ربابه الله دادی هفشجانی، مژگان احمدی ندوشن

چکیده مقدمه: پارک‌­ها در یک شهر وظایف متعدد اجتماعی و اکوسیستمی را بر عهده دارند و به شهروندان کمک می­‌کنند تا به صورت آسان در زمان کوتاهی از زندگی شهری فاصله گرفته و حضور در طبیعت را احساس کنند. از این رو مدیریت یکپارچه پارک‌های شهری باید بر افزایش مطلوبیت پارک­‌ها با استفاده از اجزای طبیعی متمرکز باشد. هدف اصلی این تحقیق، کسب دانش و شناخت ترجیحات زیبایی شناختی و تمایل به پرداخت ساکنین اصفهان برای استفاده از پارک‌های شهری بود.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، شش پارک صفه، ناژوان، غدیر، هشت‌­بهشت، لاله و قلمستان انتخاب و نظرات 150 بازدید کننده به روش نمونه­‌گیری در دسترس از طیف­های مختلف شهروندان تحلیل و بررسی شد. پس از طراحی و جمع‌­آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته و اطمینان از روایی و پایایی آن، آمار توصیفی اطلاعات برای تفسیر بهتر نتایج استفاده شد. اطلاعات دسترسی به پارک در طبقات زمان رسیدن به پارک، زمان مراجعه در هفته، وسیله مورد استفاده برای رسیدن به پارک و اشخاص همراه طبقه‌­بندی شد. برای جمع‌­آوری پاسخ‌­ها در هر زمینه، از مقیاس لیکرت ­پنج ­تایی استفاده شد. همچنین برای بررسی تفاوت بین نظرات گروه‌­های مختلف از تحلیل واریانس ANOVA استفاده شد. در این مطالعه، یک شاخص مطلوبیت برای اندازه‌­گیری میزان تمایل افراد به حضور و استفاده در پارک طراحی گردید.
نتایج: در این تحقیق، کم­ترین درصد حضور بانوان در پارک صفه و ناژوان که در حاشیه شهر حضور دارد مشاهده شد. افراد جوان در گروه سنی 18 تا ۲۵ سال با 28/24 درصد، فراوان‌ترین جامعه سنی بازدیدکننده از پارک بودند. از بین پارک­‌های منتخب، پارک صفه و سپس پارک هشت‌بهشت به ترتیب با 13/40 و 73/38 دقیقه طولانی­‌ترین متوسط زمان دسترسی به پارک را داشتند. نتایج نشان داد که نوع پارک و مکان قرارگیری آن بر انتخاب وسیله سفر اثرگذار است. پارک صفه با بیش از ۴۰ درصد بازدیدکنندگان و پارک هشت‌بهشت با بیش از ۳۸ درصد بازدیدکنندگان در رتبه‌های اول و دوم استفاده از حمل و نقل عمومی قرار داشتند. همچنین از منظر ارتباط با طبیعت، پارک صفه و ناژوان تفاوت معنی‌داری (05/0 ≥ p-value) سایر پارک‌ها از خود نشان دادند. به‌­طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که پارک‌های ناژوان و صفه عموماً به عنوان یک مقصد تفریحی و نه به عنوان نزدیک­ترین پارک برای انجام فعالیت‌های تفرجی انتخاب می­‌شوند. حال آن­‌که سایر پارک‌ها که دارای طراحی عمومی هستند اغلب توسط ساکنین محلی مورد استفاده قرار گرفته و کمتر به عنوان مقصد گردشگری برای طیف‌های خاصی استفاده می­‌شود. شهروندان بیشتر میزان تمایل به پرداخت را در پارک­‌های صفه و ناژوان نشان دادند که دلیلی بر اثر طبیعی بودن محیط بر حفظ آن است.
بحث: بر اساس نتایج این مطالعه به نظر می‌رسد که افزایش طبیعی بودن پارک‌ها، افزایش وسعت آن‌ها و تلاش برای طراحی پارک‌هایی که برای استفاده‌های خاص (نه به صورت عمومی) طراحی می‌شوند مقبولیت بیشتری بین شهروندان برای تمایل به پرداخت و مطلوبت بالای آن­‌ها برخوردار خواهد بود. پیشنهاد می­شود تا اجزای طراحی پارک‌­ها نیز طبقه­‌بندی و کیفیت حضور و چیدمان آن­‌ها در داخل پارک نیز به عنوان یکی از معیارهای مهم مطلوبیت مورد بررسی قرار گیرد. ملاحظاتی از قبیل سرانه هر پارک، وسعت و موقعیت مکانی آن‌ها نیز یکی از مهم­ترین مواردی است که بر کیـفیت و مـطلوبیـت پارک اثـر می‌­گـذارد.

آموزش محیط زیست

شناسایی و رتبه‌بندی مؤلفه‌های بازدارنده مشارکت بهره‌برداران در طرح‌های مرتع‌داری با تأکید بر آموزش از دیدگاه کارشناسان (مطالعه موردی: استان لرستان)

دوره 8، شماره 81، پاییز 1402، صفحه 91-106

https://doi.org/10.22034/envj.2024.414176.1310

شیوا غزنوی، سعید یزدانی، حامد رفیعی

چکیده مقدمه: مراتع کشور یکی از منابع اساسی تولید محسوب می‌گردد و بخش مهمی از علوفه مورد نیاز دام را تأمین می‌کند. در بخش زاگرس، این منابع بسیار حائز اهمیت می‌باشد. همچنین به دلیل تخریب بالا در استان لرستان، طرح‌های مرتع‌داری از اهمیت بالایی در این استان برخوردار هستند. لذا با توجه به اهمیت حفاظت از منابع طبیعی تدوین راهبردهای حفاظت و بهره‌برداری از این منابع و شناسایی مؤلفه‌های بازدارنده مشارکت به‌عنوان ضرورتی بنیادی بیش از پیش احساس می‌شود. مشارکت مردم در هر پروژه‌ای ضامن اجرا و پایداری آن پروژه است. این مسأله در حفاظت از منابع طبیعی از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشد، زیرا مسائل مربوط به محیط‌زیست و منابع طبیعی با زندگی جوامع آمیخته است و توفیق هر نوع برنامه‌ای نیازمند مشارکت این جوامع خواهد بود.
مواد و روش‌ها: مشکل اساسی که برنامه‌ریزان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان لرستان با آن روبرو هستند، عدم مشارکت مرتع‌داران با توجه به نقش مؤثر آن‌ها در حفظ و احیای مراتع، در اجرای طرح‌های مرتع‌داری می‌باشد که این‌گونه برنامه‌ها را با عدم موفقیت روبرو ساخته است. لذا هدف اصلی از این پژوهش بررسی علل عدم مشارکت بهره‌برداران با تأکید بر آموزش از دیدگاه کارشناسان در این استان می‌باشد. جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات در این پژوهش از طریق 20 پرسشنامه از کارشناسان کل استان لرستان) انجام شد و به‌منظور تحلیل داده‌های این مطالعه، از نرم‌افزارهای Spss21 و Expert Choice11 استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که موانع ساختاری، مدیریتی، اقتصادی سه عامل بازدارنده مهم در عدم مشارکت می‌باشد. جمع‌بندی نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که به‌منظور بهبود شرایط مراتع با رویکرد مشارکت بیشتر بهره‌برداران برای منطقه‌ی مورد مطالعه و مناطق مشابه از توانمندی‌ها و نقطه نظرات بهره‌برداران و کارشناسان استفاده شود. نظر به جایگاهی که روستا و روستانشین‌ها در پویایی اقتصاد کشور، از قبیل کمک به رشد اقتصادی، کنترل نرخ تورم، افزایش نرخ اشتغال و فعالیت دارند، می‌توانند بستر مناسبی برای تولیدات کشاورزی، دامی، صنعتی و خدماتی، حفظ محیط‌زیست و امنیت، هنجارهای فرهنگی و اجتماعی، حراست و نگهبانی مرزها را فراهم نمایند. بنابراین ترسیم نقشه راهی که نقش روستاها را در نظام برنامه‌ریزی کشور تعیین نماید از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این میان آموزش نیز همواره به‌عنوان راهی مطمئن در جهت بهبود کیفیت عملکرد و حل مشکلات مدیریت مدنظر قرار می‌گیرد و فقدان آن نیز یکی از مسائل اساسی را تشکیل می‌دهد. آموزش یک وظیفه اساسی جهت مدیریت بهتر و یک فرایند مداوم و همیشگی است. نتایج نیز نشان داد که عدم آموزش از مؤلفه‌های مهم بازدارنده در مشارکت بهره‌برداران می‌باشد. لذا می‌توان با اجرای برنامه‌های آموزشی، برگزاری گردهمایی‌ها و نمایشگاه‌ها این مشارکت را افزایش داد و سبب بهبود مراتع شد.
بحث: جمع‌بندی نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که به‌منظور بهبود شرایط مراتع با رویکرد مشارکت بیشتر بهره‌برداران برای منطقه‌ی مورد مطالعه و مناطق مشابه از توانمندی‌ها و نقطه نظرات بهره‌برداران و کارشناسان استفاده شود تا براساس نیازها، اولویت‌ها و خواسته‌های آن‌ها زمینه‌ی تهیه، برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌های مرتع‌داری فراهم شود و در آینده بتوان شاهد بهبود مدیریت مراتع و همچنین حفاظت، اصلاح و احیای مراتع همراه با افزایش تولیدات دامی با کمترین مشکلات در سطح هر سامان عرفی به‌عنوان واحدهای اقتصادی- اجتماعی بود.

آموزش محیط زیست

تحلیل مفاهیم سواد محیط‌ زیستی در کتاب‌های علوم دوره ابتدایی براساس برنامه درسی ملی

دوره 8، شماره 79، بهار 1402، صفحه 90-105

https://doi.org/10.22034/envj.2023.387001.1280

منیژه احمدی، سپیده حسینی

چکیده مقدمه: دست‌اندازی مداوم بشر بر حوزه­ های محیط زیست و برداشت ­های بی‌رویه و استفاده نادرست از منابع طبیعی، آسیب­ های غیرقابل جبرانی بر محیط زیست وارد نموده ­است. انسان­ ها در طول زندگی با دخالت و تأثیرات منفی خود در قواعد منظم طبیعت موجب به هم خوردن تعادل و تناسب محیط زیست شده و تا جایی پیش رفته که جامعه انسانی را با انبوهی از معضلات محیط زیستی روبه­ رو کرده است. از این رو شناخت رفتارهای نامطلوب محیطی، مدیریت و کنترل آن‌ها، زمینه ­ساز آموزش‌هایی است که باید از همان روزهای آغازین آموزش رسمی، برنامه­‌ریزان درسی از طریق محتوا و کتب درسی مدنظر قرار دهند. یکی از راه­های اثرگذار در این امر، آموزش مفاهیم محیط زیستی در دوران ابتدایی می­باشد. آموزش محیط زیست از طریق مفهوم‌سازی در کتاب­های درسی می­ تواند ابزاری حیاتی جهت مقابله با مشکلات محیط زیستی باشد. از این رو هدف پژوهش، تحلیل مفاهیم سواد محیط زیستی در کتاب‌های علوم دوره ابتدایی براساس برنامه درسی ملی است.
مواد و روش ­ها: روش پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا است. جامعه آماری شامل کتاب‌های علوم تجربی دوره ابتدایی بوده که با توجه به ماهیت موضوع، نمونه ­گیری­ انجام نشده و همه جامعه آماری بررسی شده است. ابزار جمع ­آوری داده­ ها، سیاهه­ تحلیل محتوای محقق­ ساخته بوده که با قضاوت متخصصان ساخته شده است و داده ­های حاصل با استفاده از شاخص ­های آمار توصیفی مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که در کتاب­ های علوم تجربی دوره ابتدایی، براساس مؤلفه ­های سواد محیط زیستی (مدیریت مصرف آب، مدیریت مصرف برق، مدیریت مصرف گاز، مدیریت پسماند، حفظ جنگل، حفظ حیوانات) بیشترین توجه در پایه اول و سوم، مدیریت مصرف آب (79/25 و 19/35 درصد)، پایه دوم، مدیریت پسماند (69/34 درصد)، پایه چهارم، پنجم و ششم، حفظ جنگل (64/22، 15/22 و 91/31 درصد) می‌باشد. همچنین توجه به عناصر محیط زیستی در کل دوره ابتدایی (با 987 فراوانی) بیشترین توجه مربوط به کتاب علوم تجربی پایه پنجم با 47/21 درصد و کمترین توجه مربوط به پایه ششم با 28/14 درصد است. از سوی دیگر براساس اولویت­ بندی، بیشترین توجه کتاب ­های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی به مدیریت مصرف آب (با 217 فراوانی) و کمترین توجه به مدیریت مصرف گاز (با 115 فراوانی) بوده است.
بحث: مفاهیم محیط زیستی در کتاب‌های علوم تجربی دوره ابتدایی از جایگاه مطلوب برخوردار نیست. با توجه به مشکلات محیط زیستی در کشور، پیشنهاد شد در بازنگری محتوای کتاب‌های درسی علوم تجربی بیشتر به مؤلفه ­های محیط زیستی پرداخته و محتوای محیط زیستی مهارت محور در پایه ­های اول تا سوم و پژوهش محور در پایه ­های چهارم تا ششم گنجانده شود، سازماندهی عمودی و افقی در طراحی محتوای محیط زیستی کتاب‌های درسی علوم تجربی و توزیع متوازن محتوا در پایه اول تا ششم ابتدایی رعایت شود، محتواهای بیشتر و غنی­تر با موضوع زباله در محتوای کتاب‌های­ درسی دوره ابتدایی به‌ویژه موضوع مدیریت پسماند در پایه پنجم و ششم گنجانده شود، محتوای بیشتر با موضوع انرژی و محوریت مسأله مصرف گاز در کتاب ­های پایه سوم و چهارم اختصاص داده شود، محتواهای مربوط به حفظ جنگل و حیوانات در تمام پایه­ های دوره ابتدایی گنجانده شود.

آموزش محیط زیست

چالش های ترویج سواد محیط زیستی زنان روستایی: مطالعه موردی استان کرمانشاه

دوره 6، شماره 73، پاییز 1400، صفحه 35-48

https://doi.org/10.22034/envj.2021.308765.1144

فاطمه پورقاسم، امیرحسین علی بیگی، عبدالحمید پاپ زن

چکیده این پژوهش کیفی با هدف بررسی چالش ­های ترویج سواد محیط ­زیستی زنان روستایی در استان کرمانشاه صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه، صاحب­نظران محیط ­زیست، منابع­ طبیعی، ترویج کشاورزی و هم­چنین سازمان­ های مردم نهاد استان کرمانشاه بودند و نمونه ­ها به صورت هدفمند و با روش نمونه ­گیری ملاک محور انتخاب شدند. تحلیل محتوای داده ­ها نشان داد که عدم برنامه ­ریزی سیستماتیک، جامع و متناسب با زمینه، عدم مسؤولیت­ پذیری و پاسخگویی در قبال معضلات محیط زیست، عدم ارتباطات سازنده بین بخشی و فرابخشی، اولویت نبودن زنان روستایی در آموزش ­های محیط­زیستی، مشکلات مربوط به تأمین نیروی ماهر و بودجه کافی برای آموزش به­ ویژه آموزش زنان، سیاست ­ها و ساختار تشکیلاتی ناکارآمد، و حاکم نبودن دیدگاه ­های مدیریتی محیط ­زیست­گرا سبب عدم برنامه­ ریزی و اجرای صحیح برنامه­ ها و آموزش ­های محیط زیستی به­ ویژه برای زنان شده است. نتایج این مطالعه می­ تواند به برنامه­ ریزان در جهت ارتقاء سطح آموزش ­های محیط زیستی زنان روستایی کمک نماید.

آموزش محیط زیست

اثربخشی آموزش های شهروندی بر کارکنان شهرداری بجنورد و تأثیرات آن بر مسؤولیت پذیری اجتماعی و مهارت های اجتماعی و محیط زیستی

دوره 5، شماره 70، زمستان 1399، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/envj.2021.181315

محبوبه سلیمان پورعمران، مجید فیض عارفی، شیما محمدزاده، حمیدرضا سوداگر

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر آموزش شهروندی بر مسؤولیت‌پذیری اجتماعی، مهارت اجتماعی و مهارت زیست‌محیطی کارکنان شهرداری بجنورد در سال 96 انجام گرفت. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش نیمه تجربی از نوع پیش­ آزمون و پس ­آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری، شامل کلیه کارکنان شهرداری بجنورد به تعداد 810 نفر هست که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده تعداد 60 نفر از کارکنان انتخاب و به دو گروه 30 نفری آزمایش و گواه تقسیم شدند. سپس از هر دو گروه پیش ­آزمون گرفته شد و پس از برگزاری 12 جلسه آموزش‌های شهروندی برای گروه آزمایش، از هر دو گروه پس ­آزمون گرفته شد. برای گردآوری داده‌ها، از پرسشنامه‌های مهارت اجتماعی ماتسون (1983)، رفتار ‌محیط ­زیستی امامقلی (1390) و صفات پنج‌گانه شخصیتی NEO (1985) خرده مقیاس مسؤولیت‌پذیری استفاده شد. روایی پرسشنامه‌ها از نوع صوری و محتوایی بوده که مورد تأیید اساتید و خبرگان قرار گرفت. پایایی پرسشنامه مهارت اجتماعی ماتسون 859/0، پرسشنامه رفتار محیط ­زیستی امامقلی 899/0 و پرسشنامه صفات پنج‌گانه شخصیتی NEO خرده مقیاس مسؤولیت‌پذیری 821/0 است. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل عاملی تأییدی و نرم‌افزار PLS 3 استفاده شده است. مقایسه پیش‌آزمون و پس‌آزمون در گروه کنترل نشان داد که تغییر خاصی در داده‌ها به وجود نیامده است. با مقایسه پیش‌آزمون و پس‌آزمون در گروه آزمایش نیز تغییر هر بار عاملی مشخص گردید که هر سه متغیر در حالت پس‌آزمون بار عاملی بیشتری داشته‌اند. با توجه به نتایج تحلیل عاملی در مرحله پس‌آزمون بر روی گروه آزمایش، آموزش شهروندی بیش‌ترین تأثیر را بر روی مسؤولیت‌پذیری داشته است.

آموزش محیط زیست

تأملی بر سبزگرایی در سازمان: واکاوی نقش رهبری تحول گرا مبتنی بر محیط زیست و رهبری معنوی در ایجاد رفتارهای محیط زیستی در سازمان

دوره 5، شماره 69، پاییز 1399، صفحه 47-62

https://doi.org/10.22034/envj.2020.181312

محمد کشاورز، حسین دامغانیان، سید عباس ابراهیمی، عباسعلی رستگار

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رهبری تحول­گرا مبتنی بر محیط ­زیست، رهبری معنوی و اشتیاق زیست­ محیطی کارکنان بر ایجاد رفتار زیست ­محیطی در سازمان انجام شده است. این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی، از نوع توصیفی و با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری در این مطالعه 212 نفر از کارکنان شهرداری شیراز است که به روش نمونه‌گیری در­ دسترس انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ­ها، روش حداقل مربعات جزئی و نرم­افزار Smart PLS­2 مورد استفاده قرار گرفت. جهت سنجش روایی از روایی هم­گرا بهره گرفته شد و به منظور برازش پایایی، آلفای کرونباخ مورد استفاده قرار گرفت و ضریب آن برای تمام سازه ­های پژوهش بیشتر از (7/0) می­باشد. نتایج نشان می­ دهد که رهبری تحول­گرا مبتنی بر محیط­ زیست و رهبری معنوی به ترتیب با ضریب مسیر (384/0) و (579/0) بر اشتیاق زیست­ محیطی تأثیر مثبت و معناداری می­ گذارد. نتایج پژوهش اثر مثبت و معنادار اشتیاق زیست ­محیطی و رفتار زیست­ محیطی کارکنان را با ضریب مسیر (613/0) و ضریب معناداری (033/7) تأیید کرد. همچنین اشتیاق زیست­ محیطی در سازمان ارتباط میان رهبری تحول­گرا مبتنی بر محیط ­زیست و رفتار زیست­ محیطی کارکنان را میانجی­گری می­ کند، ولی ارتباط میان رهبری معنوی و رفتار زیست­ محیطی کارکنان را میانجی­گری نمی­ کند. بر اساس یافته­ ها پیشنهاد می­ شود که مدیران شهرداری با به­ کارگیری سبک­ های رهبری تحول­گرا و معنوی بر رفتارهای کارکنان خود کنترل داشته باشند و در نتیجه اشتیاق زیست­محیطی بیشتری برای ارائه­ی رفتارهای زیست­محیطی به ­وجود بیاورند.

آموزش محیط زیست

طراحی مدل محیط زیستی پایدار در صنعت گاز ایران با تأکید بر روش آمیخته اکتشافی

دوره 5، شماره 67، بهار 1399، صفحه 31-50

https://doi.org/10.22034/envj.2020.181144

محمد بابایی، اسدالله مهرآرا، مهرداد متانی، محمدرضا باقرزاده

چکیده مفهوم محیط ­زیست پاک، یکی از مهم­ترین و شاخص­ ترین اصول کلان در سیاستگذاری تمام کشور جهان به شمار می­ رود. این مسأله به­ ویژه در میان کشورهایی که از سرمایه ­های کلان نفت و گاز (که یکی از آلاینده ­های مهم محیط­ زیست به ­شمار می­ روند) از اهمیت ویژه ­ای برخوردار می­ گردد. چرا که امروزه هزینه­ های انسانی و اقتصادی صرف شده در راستای دستیابی به محیط­ زیست پایدار میلیاردها دلار برآورد می ­گردد. کشور ایران نیز به سبب برخورداری از صنایع نفت و گاز یکی از کشورهایی است که به مسأله محیط ­زیست و آلاینده­ های حاصل از فعالیت آن اهمیت ویژه ­ای می­ دهد و همواره درصدد طراحی و اعمال مدل و الگوهایی مختلفی برای کاهش آلاینده های نفت و گاز بوده است. در این مقاله نیز، نویسندگان مساعی خود را صرف طراحی الگوی محیط­ زیستی توسعه پایدار در صنعت گاز ایران نموده ­اند. روش تحقیق ترکیبی مبتنی بر تحقیق آمیخته اکتشافی (کیفی – کمی) است. جامعه آماری مقاله حاضر مبتنی بر 1080 نفر بوده و با استفاده از روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری  با 25 خبره، مصاحبه عمیق انجام و در بخش کمی، برای سنجش مدل، پرسشنامه محقق ساخته ای با روش نمونه ­گیری خوشه ­ای نسبی در بین 285 نفر از نمونه­ ها توزیع گردید. روایی پرسشنامه با روش صوری و محتوایی و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. داده ­ها با روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل گردید. نتایج بخش کیفی حاکی از آن بوده که الگوی محیط ­زیستی توسعه پایدار دارای 15 بعد به ­شرح شرایط علی (1. رسالت خدمات‌رسانی، 2. الزامات ایمنی و بهداشت، 3. مسؤولیت اجتماعی)، شرایط زمینه ­ای (4. آموزش و یادگیری، 5. فرهنگ‌سازی، 6. نگرش و آگاهی مدیران)، شرایط مداخله­ ای (7.  پیمانکاران، 8. تأسیسات و تجهیزات فنی، 9. تکنولوژی و عملیات فنی)، راهبرد ( 10. سیاست‌گذاری‌های میان‌مدت و بلندمدت وزارت نیرو، 11. نظارت و ارزیابی مستمر بر روند پروژه‌ها، 12. برنامه‌های مدیریت مصرف مشترکان، 13. برنامه‌های مدیریت آلاینده‌های حاصله) و  پیامد ( 14. ارتقاء عملکرد  زیست محیطی شرکت گاز و 15. حرکت در جهت توسعه پایدار) است. نتایج بخش کمی نشان داد که تمامی ابعاد مدل پارادایمی پژوهش، مورد تأیید واقع شدند.

آموزش محیط زیست

بررسی رابطه بین مدیریت سبز با رفتار زیست محیطی مدیران و معاونین مدارس استان خراسان شمالی

دوره 4، شماره 65، پاییز 1398، صفحه 25-36

محبوبه سلیمان پورعمران، علیرضا نوری

چکیده هدف از پژوهش حاضر، تعیین ارتباط بین مدیریت سبز ﺑا رفتار زیست محیطی مدیران و معاونین دوره اول متوسطه آﻣﻮزش و ﭘﺮورش شهرستان اسفراین در سال 1394 بوده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع، توصیفی- پیمایشی  با روش همبستگی می‌باشد. در راستای انجام این پژوهش، حجم نمونه مطابق با جدول مورگان 127 نفر از مدیران و  معاونین تعیین شده است که به شکل تصادفی از سطح شهرستان اسفراین  نمونه‌گیری شدند. ابزار گردآوری داده­ها  به منظور بررسی متغیر مدیریت سبز پرسشنامه محقق ساخته شامل 8 مولفه و برای سنجش رفتار زیست محیطی پرسشنامه استاندارد صالحی و صالحی عمران (1388)  با روایی و پایایی به ترتیب 0/97 و 0/95  است که نشان دهنده اعتبار و پایایی پرسشنامه‌های مذکور می‌باشد. در انتها داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون‌های آماری توصیفی و استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS  نسخه 21 تجزیه و تحلیل گردیدند.  یافته‌های پژوهش حاکی از ارتباط معنادار بین مدیریت سبز با رفتار زیست محیطی در مدیران و معاونین دوره اول متوسطه شهرستان اسفراین با ضریب همبستگی 0/694 در سطح معنی داری  95 درصد اطمینان بوده است.  نتایج نشان داد که بین شاخص انرژی و رفتار زیست محیطی در مدیران  معاونین دوره اول متوسطه شهرستان اسفراین رابطه معنی داری وجود ندارد (P > 0/05). بنابراین، با افزایش مدیریت سبز و ترویج ابعاد آن در بین مدیران و معاونین دوره اول متوسطه آموزش و پرورش شهرستان اسفراین می‌توان به ارتقای رفتار زیست محیطی آنان کمک کرد.

آموزش محیط زیست

بررسی اثرات محیط‌زیستی نمک‌پاشی معابر شهری (مطالعه موردی شهر کرج)

دوره 3، شماره 60، تابستان 1397، صفحه 59-72

سیدحسن موسوی، سمیه حیدری

چکیده در این مطالعه مقدار ماسه و نمک مصرفی شهر کرج با توجه به آمار گردآوری شده از سازمان مدیریت پسماند شهرداری کرج بررسی گردید. بررسی‌ها نشان داد که طی 3 سال گذشته (96-1394) در مجموع 18810 تن مخلوط ماسه و نمک مصرف شده است. عملیات برف و یخ‌زدایی معابر نیز به دو شیوه سنتی (83 درصد) و مکانیزه (17 درصد) صورت می‌گیرد و رعایت نکردن نسبت استاندارد ماسه و نمک و دستی بودن روش نمک پاشی باعث تحمیل اثرات سوء بسیاری بر روی منابع محیط‌ زیستی شهر شده است. سپس در ادامه اثرات سوء نمک پاشی معابر با محوریت اثر بر زیرساخت‌های شهری (آسفالت، جداول و ....) و پارامترهای محیطی (پوشش گیاهی، آب‌های سطحی و زیرزمینی، خاک، هوا) و ارائه راهکارهای تقلیل این اثرات با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و مرور منابع مرتبط در اینترنت مورد توجه قرار گرفت. در حقیقت، نمک‌ پاشی برای یخ‌زدایی معابر هم اکنون آخرین گزینه اجرایی در کشورهای پیشرفته به شمار می‌رود و مسئولان شهری تلاش می‌کنند ضمن حذف تدریجی نمک سدیم (NaCl)، با به کارگیری شیوه‌های جدیدتر هم چون آموزش شهروندان برای مواجه با شرایط یخبندان، استفاده از مواد یخ‌زدا با ترکیبات آلی (CaMg4 )(COO3CH) یا همان (C.M.A)، آموزش پیمانکاران در خصوص نحوه اصولی استفاده از مواد یخ‌زدا، لوله‌گذاری آب گرم در زیر مسیر پیاده‌راه‌ها، کشیدن یک لایه سیلیکون محافظ روی سنگفرش معابر و پیاده‌راه‌ها، اثرات مخرب نمک‌ پاشی را به حداقل برسانند. هرچند این روش‌ها پرهزینه‌‌تر است، اما عملی است و هزینه‌های آن در درازمدت در مقابل اثرات و هزینه‌های ناشی از انباشت نمک در محیط بسیار ناچیز می‌باشد.

آموزش محیط زیست

تجزیه و تحلیل تئوریکی و تجربی منحنی آلودگی محیط زیست کوزنتس در ایران طی دوره 1365 تا 1395

دوره 3، شماره 59، بهار 1397، صفحه 29-46

محمدرضا ناهیدی امیرخیز، علی سلمانپور زنوز، سیامک شکوهی فرد

چکیده بررسی آلودگی محیط زیست و عوامل تاثیر گذار بر آن از مباحث مهم در هر‌اقتصادی می‌باشد. هدف این تحقیق بررسی اثر رشد اقتصادی بر آلودگی محیط زیست در اقتصاد ایران طی سال‌های 1365 تا 1395 می‌باشد. در این ارتباط ابتدا مباحث تئوریکی اثر گذاری رشد اقتصادی برآلودگی محیط زیست بررسی شده سپس این موضوع از لحاظ تجربی مورد بررسی قرار گرفته و منحنی آلودگی محیط زیست کوزنتس (EKC) استخراج می‌شود. با توجه به اهمیت موضوع در این پژوهش با استفاده از نرم افزارMicrofit و به وسیله روش اﻟﮕﻮی ﺧﻮد ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺑﺎ وﻗﻔﻪ ﮔﺴﺘﺮدهARDL)) به بررسی و تجزیه و تحلیل داده‌های سری زمانی می‌پردازیم. نتایج حاصل از برآورد مدل نشان دهنده وجود رابطه مثبت بین متغیرهای درآمد سرانه و آلودگی محیط زیست و رابطه منفی  بین مربع درآمد سرانه و آلودگی محیط زیست می‌باشد. لذا فرضیه زیست محیطی کوزنتس در ایران صادق بوده و هم‌چنین نقطه برگشت منحنی نشان می‌دهد که ایران هنوز به نقطه برگشت منحنی زیست محیطی کوزنتس نرسیده است. هم‌چنین بین مصرف فرآورده های نفتی و آلودگی محیط زیست نیز رابطه مثبت وجود دارد. لذا با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می‌گردد که سیاست‌گذاری‌های لازم برای حرکت به سمت تکنولوژی‌های سبز و پاک به‌ویژه در تولید صورت پذیرد چرا که باعث خواهد شد کشور در مسیر رشد پایدار قرار گیرد. بنابراین کشور ایران می‌تواند ضمن صرفه‌جویی در مصرف انرژی، با تکیه بر پتانسیل‌های موجود و تمرکز بر سرمایه‌گذاری‌ها در بخش انرژیهای تجدیدپذیر، در مسیر توسعه پایدار و رشد اقتصادی سبز گام بردارد تا بدین طریق از وابستگی شدید اقتصادی به سوختهای فسیلی و در نهایت از میزان آلودگی محیط زیست کاسته شود.

آموزش محیط زیست

نیازسنجی آموزش محیط زیستی معلمان هنرستان‌های ‌اهواز

دوره 1، شماره 57، پاییز 1395، صفحه 19-26

چکیده تحقیق حاضر با هدف نیاز سنجی آموزش محیط‌زیستی معلمان هنرستان­های اهواز انجام شد. تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی است. نمونه آماری تحقیق شامل 108 معلم (54 مرد و 54 زن) است که به صورت تصادفی و بر اساس جدول مورگان انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته اطلاعات زیست‌محیطی می­باشد که بر اساس مؤلفه­های شابینا (2009) طراحی شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS انجام شد. جهت بررسی تفاوت معنی­دار بین متغیرها از آزمون t و آنالیز واریانس (ANOVA) و  ارتباط بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که اطلاعات زیست محیطی معلمان مورد مطالعه در حد متوسط و در بخش­های تنوع زیستی، انرژی و منابع طبیعی در حد ضعیف است. نتایج دیگر این تحقیق نشان داد که بین جنسیت معلم و اطلاعات زیست‌محیطی تفاوت معنی­دار وجود ندارد ولی بین رشته تحصیلی و اطلاعات زیست‌محیطی تفاوت معنی­دار وجود دارد. هم­چنین بین تحصیلات و اطلاعات زیست‌محیطی ارتباط وجود ندارد. 

آموزش محیط زیست

ارزیابی دوره آموزشی محیط ‏یار؛ مطالعه دانش‏ آموزان مقطع ابتدایی شهر اهواز

دوره 1، شماره 57، پاییز 1395، صفحه 47-56

چکیده دوره‏ی آموزشی محیط­یار دوره­ای­ است که از سوی اداره کل حفاظت محیط­زیست استان خوزستان با هدف ارتقاء دانش زیست­محیطی کودکان مدارس ابتدایی اجراء شده است. هدف از این مطالعه، ارزیابی طرح محیط­یار در ارتقای دانش زیست‌محیطی دانش­آموزان مدارس ابتدایی شهر اهواز می­باشد. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات آزمایشی و از لحاظ هدف کاربردی به­شمار می­رود. تمامی دانش­آموزان مقطع ابتدایی شهر اهواز جامعه آماری این مطالعه را تشکیل دادند که از میان آن‌ها نمونه­ای به تعداد 1325 نفر از دانش­آموزان آموزش­دیده و آموزش­ندیده (گروه کنترل) با استفاده از روش نمونه­گیری کاملاً تصادفی نسبی، انتخاب گردید. این مطالعه در دو فاز انجام پذیرفت. فاز اول با استفاده از ابزار مشاهده و با هدف تبیین وضعیت کلی آموزش­ها و بررسی محتوای آموزشی انجام پذیرفت. در فاز دوم مطالعه با استفاده از پرسشنامه­ای محقق­ساخت بر مبنای محتوای آموزشی دوره، دانش زیست‏محیطی دانش‏آموزان بررسی گردید. داده­های فاز دوم بوسیله نرم­افزار SPSS (V20) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین میانگین دانش زیست­محیطی گروه کنترل و گروه آموزش‏دیده، تفاوت آماری معنی­دار وجود دارد. نتایج آزمون کای اسکوئر نیز رابطه میان سطوح دانش زیست‏محیطی و گروه‏های آزمایشی را تأیید نمود، که گویای موفقیت بالای دوره آموزشی بر ارتقاء سطح دانش زیست­محیطی دانش­آموزان دبستانی می‏باشد.