دوره و شماره: دوره 10، شماره 90، زمستان 1404 
آموزش محیط زیست

ارزیابی تأثیر مداخله آموزشی بر بهبود مدیریت پسماند بیمارستانی (مطالعه موردی: بیمارستان کمالی کرج، استان البرز)

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/envj.2025.485197.1426

فرزاد نیکزاد، مریم لاریجانی، آزاده منصوری

چکیده مقدمه: پسماندهای بیمارستانی به دلیل وجود مواد عفونی، شیمیایی و خطرناک که می‌تواند به طور جدی بر سلامت عمومی و محیط زیست تأثیر بگذارد، به شیوه‌های مدیریت تخصصی و کارآمد نیاز دارد. در این زمینه، آموزش به عنوان ابزاری ضروری در ارتقای کمی و تفکیک پسماند بیمارستانی شناخته شده است. آموزش محیطزیست با هدف ایجاد مهارت‌ها و نگرش‌های ضروری برای درک و احترام به روابط متقابل میان انسان، فرهنگ او و محیط زیست پیرامون اوست. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر آموزش به شیوه یادگیری ترکیبی به پرسنل درگیر در فرآیند مدیریت پسماند از لحاظ کمیت و تفکیک در بیمارستان کمالی می‌پردازد و به دنبال شناسایی راهکارهای مؤثر در ارتقاء مدیریت پسماند در مراکز درمانی است.
مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر یک مداخله شبه تجربی با تجزیه و تحلیل قبل و بعد برای مقایسه تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی ترکیبی بر آگاهی و نگرش و عملکرد (میزان تولید و تفکیک پسماند) پرسنل بیمارستان کمالی کرج می‌باشد. حجم نمونه به روش تمام شماری عبارت بودند از 17 گروه 30 نفره با مجموع کل 480 نفر شامل پرسنل درگیر در تولید، جمع‌آوری و انتقال پسماند بودند. مداخله‌ها شامل ساختار آموزش با استفاده از رویکرد یادگیری ترکیبی است که هر دو روش‌های متعارف و از دور را ادغام می‌کند. مطالب آموزشی از کتاب مدیریت پسماند در بیمارستان و مراکز درمانی و منابع بهداشت محیط شغلی گرفته شده است. دوره قبل از مداخله از فروردین تا شهریور 1402 در نظر گرفته شد و زمان ارزیابی پس از مداخله از مهر تا اسفند 1402 بود. براى جمع‌آورى اطلاعات از پرسشنامه استاندارد مطالعه Sadeghi و همکاران (2020) استفاده شد. تجزیه و تحلیل توصیفی و داده‌های کمی با میانگین (کیلوگرم در ماه) و انحراف معیار (SD) توصیف شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های کولموگروف - اسمیرنف و تی و همچنین نرم افزارهای Excel و Spss.12 انجام شده است.
نتایج: یافته‌هاى این پژوهش نشان داد مداخله آموزشى مبتنی بر روش ترکیبی مى‌تواند بر افزایش آگاهى و نگرش و عملکرد (میزان پسماند و تفکیک) مشارکت‌کنندگان تأثیر داشته باشد. میزان کل تولید پسماند از 40638 کیلوگرم در ماه پس از مداخله به 34160 کیلوگرم در ماه رسید. بیشترین کاهش در میزان پسماند به ترتیب عفونی، شیمیایی دارویی و عادی است. هم چنین نتایج بهبود تفکیک پسماند به میزان 6/26 درصد را برآورد کرد.
بحث: در پژوهش حاضر نتایج، حاکى از تأثیر مثبت این مداخله آموزشى در حیطه شناختى، نگرشى و عملکردی در زمینه تولید و انجام تفکیک پسماند بود که نشان می‌دهد یک برنامه آموزشی با الگوی ترکیبی با ساختار مناسب می‌تواند به طور قابل توجهی میزان و تفکیک پسماند را بهبود بخشد و پایداری زیست محیطی را در محیط بیمارستان ترویج کند.

اقتصاد محیط زیست

بررسی رابطه بین مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر و تخریب محیط زیست

صفحه 15-30

https://doi.org/10.22034/envj.2025.485997.1427

مهسا شجاعی ‏فر، سمیه امیرتیموری، محمد رضا زارع مهرجردی

چکیده مقدمه: در دهه‌‏های اخیر، فعالیت‌های انسانی به‏‌طور قابل توجهی به محیط‌زیست آسیب وارد کرده است و در حال حاضر، انتشار گازهای گلخانه‏‌ای و گرم شدن کره‏ی زمین از مهم‏ترین مسائل زیست محیطی هستند. استفاده از انرژی‏‌های فسیلی سهم عمده‏ای در انتشار گازهای گلخانه‌‏ای و در نتیجه تخریب محیط زیست توسط بشر داشته است. با توجه به نقش انرژی‌های تجدیدپذیر در کاهش انتشار آلاینده‌ها و در نتیجه کاهش تخریب محیط‌زیست، استفاده بیشتر از این انرژی‌‏ها توجه کشورها را به خود جلب کرده است. لذا، در این مطالعه به بررسی رابطه بین مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر و تخریب محیط زیست (شاخص ردپای اکولوژیک) در 38 کشور با درآمد متوسط رو به پایین طی دوره زمانی 1997 تا 2020 پرداخته شده است. 
مواد و روش‌‏ها: بدین منظور از سیستم معادلات همزمان و روش حداقل مربعات سه مرحله‌ای (3SLS) استفاده شد. به‏‌منظور تخمین سیستم معادلات همزمان، اول مانایی متغیرها بررسی و برای پرهیز از رگرسیون ساختگی با استفاده از آزمون کائو، هم انباشتگی معادلات مورد بررسی قرار گرفت. سپس با استفاده از آزمون هاسمن، انتخاب از بین دو روش تخمین داده‎های ترکیبی صورت گرفت. پس از آن، آزمون اریب همزمانی به‌‏منظور بررسی وجود همزمانی بین متغیرهای درون‌زا انجام شد و در نهایت به‏‌منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، سیستم معادلات با استفاده از روش 3SLS برآورد گردید. آمار و اطلاعات لازم از سایت شبکه جهانی ردپا و پایگاه اطلاعات و آمار بانک جهانی برای دوره زمانی 2020-1997 جمع‏آوری شد. 
نتایج: نتایج تجربی نشان داد که بین تخریب محیط زیست و مصرف انرژی‏‌های تجدیدپذیر یک رابطه منفی وجود دارد و با افزایش یک واحدی مصرف انرژی‏های تجدیدپذیر، ردپای اکولوژیک 0071/0 کاهش می‌یابد. با افزایش یک واحدی متغیرهای سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، شهرنشینی، نوآوری‌های تکنولوژیک و رشد اقتصادی، میزان مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر به‌‏ترتیب 78/0،  32/0، 06/0 و 33/9 واحد کاهش می‏‌یابد. میزان مصرف انرژی‌های تجدیدپذیر با افزایش یک واحدی در متغیر رانت منابع طبیعی، 34/0 واحد افزایش می‌یابد. یک واحد افزایش در متغیرهای تولید محصولات زراعی، شاخص تولیدات دامی، شاخص توسعه مالی سبب افزایش 0022/0، 0042/0 و 0107/0 واحدی ردپای اکولوژیک خواهد شد. با افزایش یک واحدی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، ردپای اکولوژیک 023/0 واحد کاهش می‏‌یابد.
بحث: نتایج نشان داد که با افزایش مصرف انرژی‌‏های تجدیدپذیر می‏‌توان کیفیت محیط زیست را بهبود بخشید. بخش مالی، منابع را به بنگاه‌هایی تخصیص داده که منجر به افزایش پسماندهای صنعتی، انتشار آلودگی‏‌ها و در نتیجه تخریب محیط‌زیست شده است. بخش کشاورزی از طریق پرورش دام، آمونیاک موجود در کودها در مزارع کشاورزی، تالاب‌های فاضلاب‌های دامی، ذبح حیوانات گوشتی، تولید ذرت و پروتئین سویا، پالایش قند، فرآوری پشم و موارد دیگر سبب ایجاد آلودگی و تخریب محیط زیست شده است. سرمایه‏‌های خارجی می‌‏تواند تخریب محیط زیست را با تسهیل توسعه فن‏آوری‏‌های مدرن دوستدار محیط زیست کاهش دهد. افزایش بازدهی منابع طبیعی به مردم انگیزه می‌دهد تا از آن‌ها به‏طور مؤثر و کارا استفاده کنند و مصرف انرژی‏‌های تجدیدپذیر را افزایش می‏‌دهد. لذا هدایت سرمایه‌گذاری‏‌های مستقیم خارجی و نوآوری‌های تکنولوژیک به سمت استفاده بیشتر از انرژی‌‏های تجدیدپذیر، افزایش بازدهی منابع طبیعی، هدایت منابع ملی به سمت فعالیت‏‌ها و تکنولوژی‏‌های سازگار با محیط زیست، افزایش بهره‌‏وری تولید محصولات زراعی و دامی و استفاده از فن‏‌آوری‏‌های سازگار با محیط زیست در بخش کشاورزی می‏‌تواند به کاهش تخریب محیط زیست کمک نماید.

اقتصاد محیط زیست

بررسی تأثیر عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) بر جریانات نقد عملیاتی آتی: نقش تعدیلی سودآوری

صفحه 31-43

https://doi.org/10.22034/envj.2025.506861.1472

محمدجواد زارع بهنمیری، فاطمه تلخابی، رضا یعقوبی بریجانی

چکیده مقدمه: فعالیت زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی (ESG) برای رشد پایدار حیاتی است و مطالعات قبلی نشان داده است که عملکرد ESG برای شرکت‌ها دارای پیامدهای مالی و غیرمالی است. جریانات نقد عملیاتی آتی نیز یکی از سازه‌های مهم ارزش‌گذاری شرکت‌ها است. همچنین انتظار می‌رود سودآوری بر رابطه بین عملکرد ESG و جریانات نقد عملیاتی آتی تأثیرگذار باشد. چرا که سودآوری بالاتر نشان می‌دهد که شرکت حاشیه‌های مالی کافی برای پوشش هزینه‌های اجرای عملکرد ESG را دارد، بدون آن‌که ریسک مالی قابل توجهی ایجاد شود. در نتیجه افزایش جریانات نقد عملیاتی آتی در این شرکت‌ها دور از انتظار نیست. لذا هدف از این پژوهش بررسی تاثیر عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی ESG بر جریانات نقد عملیاتی آتی و در ادامه، ارائه شواهدی از نقش تعدیلی سودآوری بر رابطه عملکرد ESG و جریانات نقد عملیاتی آتی است.
مواد و روش‌ها: شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می‌دهند. روش انتخاب جامعه آماری دردسترس، از نوع نمونه‌گیری غربالگری بوده و از بین شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، شرکت‌هایی که محدودیت‌هایی مانند شرکت مالی، هلدینگ، بانک، بیمه، اطلاعات ناقص و غیره نداشته باشند انتخاب شدند، همچنین شرکت‌ها می‌بایست از سال 1394 تا پایان سال 1402 عضو فعال بورس اوراق بهادار باشند. با مراجعه به پایگاه‌های مختلف بورس اوراق بهادار تهران، ارقام و اعداد مورد نیاز از گزارش‌های سالانه صورت‌های مالی پایان دوره، یادداشت‌های ضمیمه و گزارش فعالیت‌های مالی و گزارش فعالیت‌های هیأت مدیره به شرکت برای تحلیل و تحلیل داده‌های جمع‌آوری و استفاده شده است. این پژوهش از نوع راهبردی/کمی، هدف/توصیفی، رویکردی/تجربی و راه‌حلی/کتابخانه‌ای است. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش، یک مدل ریاضی با استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره برازش داده شده است. همچنین داده‌ها به صورت پنل دیتا تهیه شده‌اند و از برآوردگر گشتاور تعمیم یافته (GMM) و نرم افزار استاتا ورژن 17 برای آزمون فرضیه پژوهش استفاده شده‌است.
نتایج: نتایج این مطالعه در آزمون فرضیه اول نشان داد که عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی شرکت‌ها به طور مثبت با جریان‌های نقدی آتی مرتبط است. بدین معنا که بهبود فعالیت‌های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی شرکت‌ها می‌تواند منجر به افزایش یا تشدید جریان‌های نقدی آتی شود. همچنین نتایج این مطالعه در آزمون فرضیه دوم نشان داد سودآوری تأثیر مثبتی بر ارتباط بین عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی شرکت‌ها و جریان‌های نقدی آتی دارد. لذا می‌توان بیان داشت که سودآوری رابطة مثبت بین عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی شرکتی و جریانات نقد عملیاتی آتی را تشدید می‌کند. 
بحث: در این پژوهش رابطه بین عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی و جریانات نقدی عملیاتی آتی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شد. مضافاً این‌که این رابطه در شرایط سودآوری شرکت‌ها نیز بررسی گردید. یافته‌ها از نظریه مبتنی بر منابع و استدلال نظری حمایت می‌کند که بیانگر ارتباط مثبت بین عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی شرکت و کیفیت سود است. این مطالعه با نشان دادن اینکه عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی شرکت‌ها اطلاعاتی را در مورد چشم انداز مالی آتی و کیفیت سود آن‌ها نشان می‌دهد، ادبیات در این زمینه را غنی می‌کند.

مدیریت پسماند

عوامل مؤثر بر راه‏کارهای پیشنهادی جهت ارتقاء سطح همکاری خانوارها در اجرای طرح پرداخت بر اساس دورریز (PAYT) در سیستم مدیریت پسماند شهر تهران

صفحه 44-61

https://doi.org/10.22034/envj.2025.520951.1497

ثمین محرمی، مهدی جلیلی قاضی زاده، حسین محمودی، محمد قربانی

چکیده مقدمه: یکی از جدی‌ترین چالش‌های مدیریت شهری افزایش روزافزون پسماند شهری (به‌خصوص در کلانشهرها) است که مدیریت اصولی پسماند بدون مشارکت عمومی را غیرممکن می‌سازد. در این بین موضوعات مرتبط با ذخیره‌سازی و جمع‌آوری پسماند و همچنین نحوه وضع و اخذ بهای خدمات مدیریت پسماند که در ارتباط مستقیم با مردم بوده و به شدت متأثر از میزان مشارکت شهروندان است، از اهمیت بیشتری در موضوع جلب مشارکت شهروندان دارد. امروزه ابزار‏های اقتصادی به‌عنوان یکی از سازوکارهای مهم جهت تقویت مشارکت عمومی در راستای اجرای موفقیت‌آمیز برنامه‌های مدیریت پسماند شناخته می‌شود. روش پرداخت بر اساس دورریز (PAYT) یکی از روش‌های وضع و وصول بهای خدمات مدیریت پسماند است که اجرای درست آن نه تنها می‌تواند ضامن پایداری اقتصادی کلی سیستم مدیریت پسماند باشد، بلکه می‏تواند به‏عنوان عامل محرکی در کاهش تولید پسماند، افزایش تفکیک از مبدأ و افزایش مشارکت مردم در پیاده‌سازی برنامه‌های مدیریت پسماند عمل کند. با این وجود اجرای این روش می‌تواند از منظر اجتماعی مشکلاتی ایجاد کند که می‌بایست راه‏کارهای متناسب با آن شناسایی و اولویت‌بندی شود. در همین راستا رضایت عمومی و مشارکت مردم و نیز بررسی همکاری ذی‌نفعان کلیدی بسیار مهم است که هدف اصلی این مقاله است.
مواد و روش‌ها: در پژوهش حاضر با جمع‏آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه از 1150 خانوار در شهر تهران که با روش نمونه‏‌گیری تصادفی خوشه‏‏‌ای چند مرحله‏ای انتخاب شده است، تحلیل کیفی برخی از متغیرهای مهم و نیز بهره‏گیری از الگوی لاجیت تلاش شده است تا عوامل مؤثر بر راه‏کارهای پیشنهادی جهت ارتقاء سطح همکاری مردم در اجرای طرح PAYT در شهر تهران مورد بررسی قرار گیرد. 
نتایج: نتایج نشان می‌‏دهد 55 درصد از شهروندان در سطح شهر تهران آموزش و اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌های مختلف را راه‏کار مؤثری برای موفقیت این طرح می‌دانند. شفاف‌سازی اطلاعات و هزینه‌های مدیریت پسماند توسط شهرداری با 18 درصد در اولویت بعدی قرار دارد. همچنین ارزیابی اثرات احتمالی اجرای طرح نشان داد شاخص جمعی (کل) آثار احتمالی 61/0 است که در مقیاس 0 تا 1 نشان‏دهنده ارزیابی نسبتاً مثبت اما نه خیلی قوی و محتاطانه شهروندان نسبت به اجرای طرح  PAYT و آثار کلی احتمالی آن است. شهروندان اگرچه به منافع محیط‏‌زیستی و عدالت‌‏پایه این سیستم امیدوارند، اما درباره اجرا، هزینه‌ها و رفتارهای غیرقانونی نگرانی‌هایی دارند. همچنین الگوی لاجیت  نشان می‏دهد شاخص جمعی آثار احتمالی به‏‌لحاظ آماری بر احتمال تأثیرگذاری راه‏کارهای اطلاع‌‏رسانی و آگاهی‏بخشی بر همکاری در طرح، تأثیر مثبت معنی‏‌داری دارد.
بحث: مطابق نتایج بدست‌آمده پیشنهاد می‌شود که در درجه نخست، با زبان ساده روش اجرای این طرح به شهروندان آموزش داده شود و اطلاع‏رسانی جامع صورت گیرد تا این حس مشارکت مردمی در آن‌ها افزایش یابد. همچنین لازم است این طرح به‌صورت پایلوت در چند محله در سطح شهر تهران انجام شود تا بتوان با استفاده از بازخورد واقعی مردم از اثرات آن نسبت به تدقیق راه‏کارهای پیشنهادی اقدام کرد. در نهایت شفاف‌سازی جریان اطلاعاتی شامل موضوعات مبتنی بر نحوه محاسبه بهای خدمات مدیریت پسماند، منابع دریافتی از مردم و میزان کاهش بهای خدمات مدیریت پسماند برای شهروندان با مشارکت بیشتر از طریق ایجاد پلتفرم‌های آنلاین برای دسترسی شهروندان به اطلاعات شفاف (به‌ویژه در مناطق توسعه‌یافته) می‌تواند نقش موثری در موفقیت اجرای طرح داشته باشد. 

ارزیابی زیست محیطی

آینده پژوهی تأمین مالی پایدار در صنعت آب و فاضلاب ایران

صفحه 62-80

https://doi.org/10.22034/envj.2025.480678.1418

نرگس سرلک، محمدحسن ملکی، منیژه رامشه، فریبا فقیهی فرد

چکیده مقدمه: آب منبع طبیعی ضروری است که چشم‌اندازهای منطقه‌ای را شکل می‌دهد و برای کارکرد اکوسیستم‌ها و زندگی مطلوب انسانی بسیار حیاتی می‌باشد. حفظ این منبع مهم و عامل حیات بشر، نیازمند برنامه‌ریزی پایدار و باثبات و هم‌چنین تأمین مالی پایدار در صنعت آب و فاضلاب است. از این‌رو پژوهش حاضر به‌دنبال شناسایی پیشران‌های کلیدی اثرگذار بر تأمین مالی پایدار در صنعت آب و فاضلاب است. 
مواد و روش‌ها: مطالعه از حیث هدف، اکتشافی و از بعد جهت‌گیری، کاربردی می‌باشد. جمع‌آوری داده‌ها میدانی و کتابخانه‌ای و از نظر منطق قیاسی و استقرایی می‌باشد. روش‌شناسی کمی است. در این تحقیق از تکنیک دلفی فازی برای غربال اولیه پیشرانها و در مرحله بعد از تکنیک ایداس برای رتبه‌بندی پیشران‌های غربال شده استفاده شده است. جامعه‌ی نظری تحقیق حاضر شامل مدیران و کارشناسان صنعت آب و فاضلاب می‌باشد. پس از شناسایی و رتبه‌بندی پیشران‌ها، سناریوهای پژوهش با استفاده از دو پیشران اصلی که حائز بالاترین رتبه بر اساس تکنیک ایداس بودند، طراحی شدند. بر این اساس چهار سناریو طراحی شد. سپس برای شناسایی سناریوی محتمل از تکنیک مارکوس استفاده شد.
نتایج: با مطالعه پیشینه پژوهش و مصاحبه با خبرگان، 25 پیشران استخراج شد. سپس با روش دلفی فازی این پیشران‌ها پایش شدند. در این مرحله 17 پیشران که عدد دیفازی آن‌ها از 6/0 کمتر بوده است، از محاسبات حذف شده و 8 عامل برای استخراج مدل اثرگذاری پیشران‌ها گزینش شدند. 8 پیشران کلیدی پژوهش عبارتند از شیوه امکان سنجی پروژه‌های صنعت آب و فاضلاب، میزان شفافیت پروژه‌های صنعت آب و فاضلاب، الزامات قانونی گزارشات پایداری در صنعت آب و فاضلاب، سیاست‌های حاکم بر پروژه‌های انتقال و توزیع آب در کشور، تنوع روش‌های تأمین مالی در کشور، قیمت‌گذاری آب، توسعه‌ی اوراق مالی سبز، سیاست‌های ارزیابی فناوری‌های مورداستفاده در پروژه‌های تصفیه‌ی آب و فاضلاب. در ادامه پیشران‌های غربال شده، با استفاده از تکنیک ایداس به وسیله‌ی شاخص‌های میزان قطعیت، شدت اهمیت و میزان تخصص خبرگان رتبه‌بندی شدند. از بین این سه شاخص، شاخص شدت اهمیت و تخصص خبرگان، اثر مثبت و شاخص میزان قطعیت اثر منفی دارند. در این مرحله با استفاده از تکینک رتبه‌بندی ایداس، دو پیشران الزامات قانونی گزارشات پایداری و تنوع روش‌های تأمین مالی بعنوان پیشرانهای کلیدی شناسایی شدند. سپس با استفاده از این دو پیشران چهار سناریو تدوین شد. استفاده از تکنیک مارکوس نشان داد محتمل‌ترین سناریو برای آینده تامین مالی پایدار در صنعت آب و فاضلاب ایرانی، سناریوی چهارم است. این سناریو بدبینانه‌ترین سناریوی تدوین شده است. بر اساس این سناریو، الزامات قانونی گزارشات پایداری و تنوع روش‌های تأمین مالی در آینده در وضعیت نامناسبی قرار خواهند داشت.
بحث: سناریوی محتمل، بدبینانه‌ترین حالت ممکن است که از وضعیت نامناسب دو پیشران کلیدی الزامات قانونی گزارشات پایداری و تنوع روش‌های تأمین مالی ناشی می‌شود. اولین پیشران، الزامات قانونی گزارشات پایداری است که به‌طور فزاینده‌ای در سطح جهانی اهمیت پیدا کرده است. در این سناریو، پیش‌بینی می‌شود که قوانین مرتبط با گزارشات پایداری در صنعت آب و فاضلاب به‌طور مؤثر پیاده‌سازی نشوند یا با چالش‌های جدی در تطابق مواجه شوند. این امر می‌تواند منجر به کاهش شفافیت در پروژه‌ها و به تبع آن، کاهش اعتماد عمومی و سرمایه‌گذاران به این صنعت گردد. دومین پیشران، تنوع روش‌های تأمین مالی است. در سناریوی چهارم، کاهش تنوع منابع مالی و محدود شدن دسترسی به روش‌های نوین تأمین مالی، مانند اوراق مالی سبز و سایر ابزارهای مالی پایدار، به‌طور جدی به منابع مالی این صنعت آسیب می‌زند. این وضعیت می‌تواند رشد و توسعه پروژه‌های آب و فاضلاب را به‌ویژه در مناطق کمبود منابع، با چالش‌های قابل توجهی مواجه کند. به همین دلیل، تقویت این دو پیشران به‌عنوان اولویت‌های اساسی برای جلوگیری از سناریوی بدبینانه ضروری است.

آلودگی آب

سنتز نانو جاذب مغناطیسی نیکل فریت به عنوان یک جاذب قابل بازیافت در حذف آلاینده آلی از محیط آبی

صفحه 81-93

https://doi.org/10.22034/envj.2025.523096.1502

زهرا ایازی، سیده بهاره عظیمی، زهرا منصف خوشحساب، معصومه عسگری

چکیده مقدمه: امروزه با توجه به کمبود آب و جایگاه ویژه آب در زندگی روزمره انسان‌ها، معضل آلودگی منابع آبی یک مشکل زیست محیطی بسیار مهم می‌باشد. آلودگی‌ها معمولاً ناشی از ورود آلاینده‌های مختلف به منابع آبی به‌خصوص رودخانه‌ها بوده که یک خطر جدی برای سلامت انسان و سایر موجودات زنده و خصوصاً آبزیان به شمار می‌رود. آلاینده‌های آلی به دلیل کاربرد زیادی که در صنایع مختلف دارند و همچنین به دلیل حلالیت بالای برخی از آن‌ها در آب، جزء آلاینده‌های معمول آب بوده که عمدتاً سمی نیز می‌باشند. برای حذف ترکیبات آلی از آب، روش‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد که هر یک مزایا و معایبی دارد. یکی از فنون کارآمد برای تصفیه پساب و حذف آلاینده‌ها، فرایند جذب سطحی است که به دلیل سهولت اجرا و هم چنین تنوع جاذب‌ها و هزینه نسبی پایین، به طور ویژه جهت کاربردهای مقیاس وسیع، مورد توجه قرار گرفته است. یکی از چالش‌های استفاده از فرآیند جذب سطحی جداسازی جاذب در انتهای فرآیند می‌باشد که امروزه استفاده از جاذب‌های مغناطیسی راه حلی برای این چالش است. در تحقیق حاضر جداسازی و حذف رنگینه کریستال بنفش از محیط‌های آبی با استفاده از نانو ذرات مغناطیسی نیکل فریت (NiFe2O4) به عنوان جاذب مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روش: در این کار رنگ کریستال بنفش به عنوان یک آلاینده معمول رنگی استفاده شده و مواد شیمیایی، آمونیاک، نیترات نیکل، نیترات آهن برای سنتز نانو فریت نیکل استفاده شده است. به منظور مشخصه‌یابی نانوجاذب فریت نیکل از میکروسکوپ الکترونی عبوری، طیف سنج پراش اشعه ایکس، دستگاه تجزیه حرارتی و طیف سنجی مادون قرمز و برای اندازه‌گیری غلظت نمونه‌ها از روش اسپکتروفوتومتر UV-Vis استفاده شده است. در این تحقیق، تأثیر پارامترهای مختلف نظیرpH ، غلظت اولیه رنگ، مقدار وزن جاذب و زمان تماس جاذب با محلول کریستال بنفش بر میزان جذب رنگ آزمایش شده است. نانوجاذب مغناطیسی مربوطه به روش همرسوبی سنتز شده و به منظور استفاده در فرایند مقدار مشخصی از آن را به محلول اضافه کرده و بعد از اتمام فرایند، نمونه برداری شده و جاذب مورد استفاده به راحتی با استفاده از آهنربا از محیط آبی جداسازی می‌شود. 
نتایج: نتایج شناسایی جاذب نشان داد که جاذب سنتز شده ذرات نیکل فریت با خاصیت مغناطیسی بوده و ابعاد نانو ذرات سنتز شده بر اساس نتایج میکروسکوپ الکترونی عبوری و محاسبات دبای شرر حاصل از نتایج پراش اشعه ایکس، حدود 15 نانومتر می‌باشد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که برای غلظت اولیه رنگ به میزانmg/l  10 در 8pH= و مقدار جاذب 05/0 گرم در 50 میلی‌لیتر در زمان 90 دقیقه بازده حذف رنگ حدود 95 درصد به دست می‌آید. 
بحث: ابعاد ذرات سنتز شده در محدوده نانومتری بوده که خاصیت جذب بالایی را برای جاذب محیا می‌کند. با توجه به نتایج بدست آمده، درصد حذف رنگ کریستال بنفش توسط جاذب مغناطیسی نیکل فریت به pH آب حساس بوده و حذف رنگ در محیط قلیایی بهتر از اسیدی است. نیکل فریت، جاذب مناسبی است که می‌توان از آن برای حذف رنگ کریستال بنفش از آب‌های آلوده استفاده کرد. از مزایای این روش، مغناطیسی بودن جاذب نیکل فریت است چرا که مغناطیسی بودن باعث می‌شود به آسانی جاذب را از محیط آبی توسط آهنربا جداسازی کرد.

ارزیابی زیست محیطی

ارزیابی قابلیت اکولوژیک گردشگری طبیعت در سواحل مکران با استفاده از مدل تصمیم‌گیری چند معیاره

صفحه 94-108

https://doi.org/10.22034/envj.2025.560419.1586

شقایق شهرکی، محسن شهریاری مقدم، وحید راهداری، سعید محمدی، منا ایزدیان

چکیده مقدمه: گردشگری طبیعت شاخه‌ای از گردشگری می‌باشد که در اقتصاد جهانی و ایجاد توسعه پایدار نقش مهمی دارد. سواحل یکی از جذاب‌ترین مناطق برای انجام فعالیت‌های مربوط به گردشگری طبیعت می‌باشند. برای توسعه پایدار گردشگری طبیعت، به‌ویژه در مناطق حساس مانند سواحل و جلوگیری از تخریب ارزش‌های ذاتی این نواحی، ارزیابی قابلیت اکولوژیک این مناطق ضروری است. روش‌های مختلفی برای ارزیابی قابلیت سرزمین وجود دارد. روش‌ ارزیابی چندمعیاره یکی از روش‌های کاربردی در ارزیابی قابلیت سرزمین برای کاربری‌های مختلف بر اساس معیارهای مؤثر در قابلیت سرزمین می‌باشد. در این روش اهمیت معیارها با استفاده از روش‌هایی مانند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تعیین و با توجه به متفاوت بودن این معیارها، از روش‌های استانداردسازی مانند استانداردسازی فازی استفاده می‌شود. این روش قابلیت انجام در سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) را داشته و ترکیب معیارها با مدل‌های مختلف مانند WLC در محیط GIS انجام می‌گردد. سواحل مکران با دارا بودن ارزش‌های بوم‌شناختی و جاذبه‌های منحصر‌به‌فرد، ظرفیت بالایی برای گردشگری دارند و نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و مدل بومی ارزیابی قابلیت اکولوژیک هستند.
مواد و روش کار: در این مطالعه برای ارزیابی قابلیت اکولوژیک سرزمین برای گردشگری طبیعت از روش ارزیابی چند معیاره استفاده شده است. معیارهای مطالعه بر اساس نظر 15 نفر از کارشناسان و خبرگان تعیین گردیدند و همچنین معیارها با استفاده از روش AHP وزندهی و به روش فازی استانداردسازی شدند. محدودیت‌های مطالعه با استفاده از روش بولین استاندارد شدند. نقشه برخی از خصوصیات خاک، پوشش گیاهی، آب و جنگل‌های حرا با استفاده از تحلیل تصاویر سنجنده OLI ماهواره لندست 9، تهیه شدند. نقشه سایر منابع از مراجع در دسترس تهیه گردید. لایه‌های استاندارد و وزندهی شده با استفاده از ورش WLC با یکدیگر ترکیب و مدل قابلیت اکولوژیک اراضی سواحل مکران در 5 طبقه تهیه گردید. 
نتایج: نقشه کاربری و پوشش اراضی منطقه مکران با دقت کاپاری 86/0 و صحت کلی90 درصد تهیه شد و نشان داد که اراضی کشاورزی، به ویژه مزارع در غرب و اطراف رودخانه باهوکلات در شرق، به عنوان جاذبه‌های گردشگری مطرح هستند. بررسی مساحت طبقات نشان داد که بیشترین سهم منطقه به اراضی بایر (78درصد) و شوره‌زارها با 303141 هکتار (17درصد) در رتبه دوم قرار دارند. مدل ارزیابی قابلیت اکولوژیک گردشگری با معیارهای اقلیمی، زیستگاهی، حساسیت‌های طبیعی، جاذبه‌های طبیعی، عوامل اقتصادی-اجتماعی و توپوگرافی طراحی شد و وزن هر معیار با روش AHP مشخص شد. نقشه قابلیت اکولوژیک نشان می‌دهد که خط ساحلی، منطقه آزاد چابهار و روستاهای تاریخی در طبقات با قابلیت زیاد تا خیلی زیاد گردشگری به ترتیب با مساحت‌های 15436 و 16322 هکتار، قرار دارند. در حالی که بخش‌های مرکزی و شمالی منطقه که بخش عمده مساحت منطقه را پوشش می‌دهند، به دلیل محدودیت‌های محیطی و کمبود زیرساخت، در طبقات قابلیت کم تا متوسط قرار دارند. 
بحث: بررسی قابلیت گردشگری سواحل مکران نشان می‌دهد که بیشترین وزن ارزیابی به عوامل اقتصادی-اجتماعی اختصاص یافته و زیرساخت‌های گردشگری، دسترسی جاده‌ای و جاذبه‌های تاریخی اهمیت بالایی برای جذب گردشگر دارند. پس از آن، مناطق طبیعی جذاب با نزدیکی به پهنه‌های آبی و مناظر گیاهی چشمگیر نقش مهمی دارند و تجربه گردشگران را ارتقا می‌دهند. اقلیم معتدل منطقه، به ویژه پدیده مونسون، در جذب گردشگر فصلی مؤثر است و زیستگاه‌های طبیعی به ویژه تالاب‌ها و جنگل‌های حرا، جاذبه بوم‌محور ایجاد می‌کنند. حساسیت‌های محیطی باید رعایت شود تا توسعه گردشگری پایدار تضمین شود. پهنه‌بندی نشان می‌دهد تنها بخش اندکی از منطقه دارای قابلیت خیلی زیاد گردشگری است که عمدتاً شامل سواحل چابهار، جنگل‌های حرا، گل‌افشان‌ها و روستاهای تاریخی است؛ در حالی که بخش‌های مرکزی و دور از زیرساخت‌ها قابلیت کمتر دارند. یافته‌ها تأکید می‌کنند که راهبرد توسعه باید حفاظت و بهره‌برداری پایدار از مناطق با قابلیت بالا را در اولویت قرار دهد و همزمان ظرفیت مناطق متوسط و کم ارتقا یابد.

آلودگی هوا

تحلیل ارتباط میان شهرنشینی، گردشگری و گسیل دی‌اکسیدکربن در استان‌های ایران

صفحه 109-128

https://doi.org/10.22034/envj.2025.478250.1413

امیدعلی عادلی، معصومه والی

چکیده مقدمه: شهرنشینی و گردشگری به عنوان دو عامل کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی معاصر، تأثیرات قابل توجهی بر محیط زیست دارند. در کشورهایی مانند ایران که شاهد رشد سریع در این دو حوزه بوده‌اند، تأثیرات این روندها به ویژه در زمینه تغییرات اقلیمی و انتشار گازهای گلخانه‌ای، به ویژه دی‌اکسیدکربن (CO2)، به وضوح قابل مشاهده است. استان‌های ایران با تنوع در سطح شهرنشینی و توسعه گردشگری و همچنین تفاوت‌های زیست‌محیطی، زمینه مناسبی برای بررسی این روابط فراهم می‌آورند. این مطالعه به تحلیل اثرات مرتبط با شهرنشینی، گردشگری و انتشار CO2 در استان‌های مختلف ایران با استفاده از داده‌های معتبر مرکز آمار ایران و بانک جهانی می‌پردازد.
مواد و روش‌ها: پیامدهای زیست‌محیطی مصرف نفت و گاز، به ویژه به دلیل حمل و نقل شهری، فعالیت‌های گردشگری و توسعه صنعتی در شهرها، به طور قابل توجهی به آلودگی هوا کمک می‌کند. در این مطالعه، از داده‌های استان‌های ایران در دوره زمانی 2018-2021 استفاده شده است و با مدل تصحیح خطای پنل، به تحلیل روابط  تعادلی میان این متغیرها پرداخته شده است. هدف این تحلیل بررسی نحوه تأثیرات شهرنشینی، گردشگری و فعالیت‌های صنعتی بر انتشار CO2 و بررسی تغییرات این انتشارات در مناطق مختلف کشور است. داده‌ها شامل اطلاعات درباره میزان انتشار CO2، سطوح شهرنشینی، شدت فعالیت‌های گردشگری و مصرف سوخت در هر استان است که از پایگاه‌های داده معتبر ملی (مرکز آمار ایران، پورتال وزارت نیرو) گردآوری شده‌اند.
نتایج: آزمون هم‌جمعی پدرونی (Pedroni) وجود روابط بلندمدت میان متغیرهای مورد مطالعه را تأیید کرده و تأثیرات شهرنشینی و گردشگری بر انتشار CO2 را پایدار نشان می‌دهد. یافته‌های این آزمون نشان می‌دهد که تأثیرات شهرنشینی و گردشگری بر انتشار CO2 در استان‌های ایران به‌صورت پایدار وجود دارد. این بدان معناست که تغییرات در سطوح شهرنشینی و فعالیت‌های گردشگری اثرات ماندگاری بر میزان انتشار CO2 در طول زمان خواهند داشت. یافته‌های مدل تصحیح خطا حاکی از روابط معنی‌دار و میان انتشار CO2، صنعتی‌شدن، شهرنشینی و مصرف بنزین است. یافته‌های ECM نشان می‌دهد که تغییرات در سطح صنعتی‌شدن (SANAT)، شهرنشینی (URBAN) و مصرف بنزین (BENZIN) به طور معناداری بر میزان انتشار CO2 (NFG_CO2) در بلندمدت اثرگذار هستند. 
این نتایج با نظریه‌های اقتصادی مانند فرضیه منحنی کوزنتس زیست‌محیطی (EKC) همخوانی دارد. سطح آلاینده‌ها در مراحل اولیه توسعه اقتصادی و صنعتی به طور موقت افزایش یافته و سپس با پیشرفت اقتصادی و پذیرش شیوه‌های پایدار کاهش می‌یابد. در ایران، مناطق با سطوح بالاتر شهرنشینی و بخش‌های گردشگری پیشرفته‌تر تمایل به انتشار CO2 بیشتری دارند که هزینه‌های زیست‌محیطی مرتبط با این نوع توسعه را منعکس می‌کند.
بحث: یافته‌های این مطالعه، که مبتنی بر تحلیل داده‌های پانل استانی طی دوره‌ی زمانی 1397–1400 می‌باشد، نشان می‌دهند که افزایش شهرنشینی و گردشگری در ایران اثر بلندمدت و معناداری بر افزایش انتشار CO₂ داشته‌اند. این نتایج بر ضرورت بازنگری در سیاست‌گذاری‌های شهری و گردشگری کشور، به‌ویژه از منظر زیست‌محیطی و در راستای اهداف توسعه پایدار تأکید دارند. در چارچوب سیاست‌های پیشنهادی، گذار به فناوری‌های سبز همچون استفاده از انرژی خورشیدی در مناطق مرکزی و کویری، و توسعه‌ی انرژی بادی در نواحی غربی کشور می‌تواند به‌عنوان راهکار عملی در کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای مطرح شود. همچنین، در بخش گردشگری، اجرای سیاست‌هایی نظیر احداث اقامتگاه‌های زیست‌سازگار، بهبود مدیریت پسماند در مقاصد پرتردد و آموزش گردشگران در جهت حفظ منابع طبیعی، نمونه‌هایی از اقدامات پایدار قابل‌اجرا در سطح استانی به‌شمار می‌روند. از اینرو، پیشنهاد می‌شود که پروژه‌های پایلوت در استان‌های با انتشار بالای CO2 به اجرا درآید تا اثرات واقعی اقدامات سبز بر آلودگی هوا مورد ارزیابی تجربی قرار گیرد. افزون‌براین، به‌منظور ارتقاء اثربخشی سیاست‌گذاری، تعیین اهداف کمی مشخص از جمله کاهش ۲۰٪ انتشار CO2 در آینده در بخش‌های شهری و گردشگری، و افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر به 30% ضروری است.