دوره و شماره: دوره 8، شماره 81، پاییز 1402 
ارزیابی زیست محیطی

ارزیابی ریسک آلودگی هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای رسوبات در بازه ی شهرستان دزفول تا خلیج فارس (استان خوزستان، ایران)

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22034/envj.2023.389327.1283

هوشنگ جادری، داوود جهانی، حمیدرضا پیروان، نادر کهنسال قدیم وند

چکیده مقدمه: هیدروکربن­ های آروماتیک چندحلقه­ای توسط فعالیت­ های انسانی به محیط زیست وارد شده و در بستر آب رسوب می­ کنند. این ترکیبات از جمله آلاینده ­های محیط زیست به شمار می ­روند و به شدت برای سلامتی انسان و سایر جانداران حتی در مقادیر بسیار کم مضر هستند. به همین دلیل، تعیین غلظت این آلاینده ­ها برای ارزیابی کیفیت آب رودخانه­ ها بسیار اهمیت دارد. از حدود صد ترکیب PAHs که توسط سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا شناسایی شده است، 16 ترکیب بیشترین تخریب و بیماری­زایی را دارند و به همین دلیل به عنوان آلاینده­ های پیشگام معرفی شده­اند. در پژوهش حاضر به تعیین غلظت این آلاینده ­ها در رودخانه کارون پرداخته شد.
مواد و روش ­ها: در این تحقیق، تعداد 29 نمونه رسوب در محدوده­ی چم گلک در شمال خوزستان تا چوئیبده در جنوب خوزستان در سال 1401  برداشت شد. نمونه­ های برداشت شده بلافاصله در ظروف شیشه­ ای و در دمای 10- درجه سانتی­ گراد نگهداری شده و به آزمایشگاه منتقل شدند. تا زمان استخراج، نمونه­ ها در دستگاه خشکاننده­ی انجمادی خشک شده سپس در فریزر با دمای 50- درجه سانتی­گراد نگهداری شدند. پیش از انجام عملیات استخراج، کلیه نمونه­ ها به وسیله­ ی کوبیدن در هاون چینی، پودر شده و از الک کوچکتر از 63/0 میکرون عبور داده شدند. پس از تعیین مقادیر هر کدام از هیدروکربن­ های مورد نظر توسط دستگاه دوینکس 350، منشاء ترکیبات از نظر سوختی یا نفتی بودن تعیین گردید. در نهایت غلظت ترکیبات به دست آمده با استاندارد کیفیت رسوب آمریکا مقایسه شدند. در این استاندارد، دو دسته خطر ERL و ERM برای آلودگی رسوبات در نظر گرفته شده است.
نتایج: براساس میانگین غلظت هیدروکربن­ های مورد مطالعه، فلورانتن بنزو b و فنانترن بیشترین آلودگی را به نسبت غلظت در بین کلیه هیدروکربن­ های مورد مطالعه داشتند. غلظت فلورانتن بنزو k، فلورن، پایرن و پایرن ایندن (1,2,3,c,d) نیز بیشتر از یک میکروگرم بر کیلوگرم رسوب بود که نسبت به میانگین غلظت سایر هیدروکربن ­ها بالا بود. سایر هیدروکربن­ ها میانگین غلظت کمتر از 80/0 میکروگرم بر کیلوگرم داشتند. حداقل غلظت کل هیدروکربن­ های چند حلقه­ای بین 15/2-01/0 میکروگرم بر کیلوگرم و حداکثر غلظت آن­ها بین 97/8-05/0 میکروگرم بر کیلوگرم رسوب متغیر بود. نتایج چولگی (0/3 > SKW > 75/0-) نشان داد که تغییرات مکانی زیادی برای همه­ ی آلاینده­ ها وجود داشت لیکن آنتراسن با چولگی 0/3 دارای بیشترین تغییرات مکانی، با بیشترین غلظت در جنوب رودخانه کارون و فلورانتن بنزو b نیز دارای چولگی 75/0- و بیشترین غلظت آلاینده در شمال رودخانه کارون بود. به جز چهار هیدروکربن فلورانتن بنزو b و k، پایرن ایندن (1,2,3,c,d) و پرلن بنزو (g,h,i)، غلظت اکثر آلاینده­ ها در رودخانه کارون کمتر از حد استاندارد کیفیت رسوب آمریکا (<ERM و <ERL) بود.   بحث: بررسی منشاء آلاینده­ ها نشان داد که در شمال رودخانه کارون آلودگی بیشتر منشاء سوختی داشت ولی در مرکز و جنوب این رودخانه هر دو منشاء سوختی و نفتی مشاهده شد. این نتایج نشان داد که آلودگی­ های هوایی اثر بیشتری بر افزایش غلظت هیدروکربن­ ها در رسوبات این رودخانه داشته است. همچنین سوخت قایق ­های موتوری و شناورهای موجود در بازه­ی اهواز تا آبادان نیز می­ تواند عامل مهمی در افزایش آلودگی هیدروکربنی با منشاء سوختی باشد. بنابراین گرچه آلودگی هیدروکربنی در این رودخانه مشاهده شد، ولی از نظر غلظت در حد بحرانی نبود.

اقتصاد محیط زیست

بررسی نمودار غیرچرخه ای جهت دار بین مصرف انرژی، انتشار گازکربنیک و رشد اقتصادی: مطالعه موردی ایران

صفحه 19-29

https://doi.org/10.22034/envj.2023.338377.1199

سمانه باقری

چکیده مقدمه: مصرف سوخت فسیلی همراه با انتشار گازهای گلخانه ­ای، سبب افزایش دمای کره زمین شده است. تغییرات غیرعادی آب و هوا، بالا آمدن سطح دریاها، ذوب شدن یخچال­ها و دیگر پدیده­ های آب و هوایی توجه جهانی را  برانگیخته است. انتشار گازهای گلخانه ­ای به عنوان عامل اصلی تغییرات آب و هوا و گرمایش زمین در نظر گرفته شده است. گاز دی­ اکسیدکربن، بیش­ترین درصد گازهای گلخانه ­ای را شامل می ­شود. انتشار آلودگی، از مهم­ترین مشکلات کشورها است و از مشکلات قرن حاضر است. ایران در رده ده کشور با بیش­ترین انتشار گاز کربنیک در جهان است که برای کاهش انتشار گاز کربنیک در این کشور برنامه­ ریزی­ هایی انجام شده است که سبب کاهش انتشار گاز کربنیک در این کشور نشده است.
مواد و روش ­­ها: هدف این پژوهش بررسی مصرف انرژی، انتشار گاز کربنیک و رشد اقتصادی با استفاده از رویکرد نمودار غیرچرخه­ ای جهت­دار برای دوره زمانی 2018-1990 میلادی برای کشور ایران است.
داده­ های سالانه از بانک جهانی به­دست آمده است. آزمون همبستگی پیرسون و آزمون علیت گرنجر برای متغیرهای رشد اقتصادی، سرمایه، تجارت آزاد، انتشار گاز کربنیک و مصرف انرژی بررسی شدند. این پژوهش برای نخستین بار به بررسی رابطه علیت مصرف انرژی، انتشار گاز کربنیک و رشد اقتصادی با رویکرد نمودار غیرچرخه ­ای جهت ­دار می­ پردازد.
نتایج: مطابق نتایج این پژوهش، همبستگی معنادار بین متغیرهای انتشار گاز کربنیک، تجارت آزاد، مصرف انرژی، تشکیل سرمایه و تولید ناخالص داخلی وجود دارد. بیش­ترین ضریب همبستگی متعلق به تولید ناخالص داخلی و انتشار گاز کربنیک است و کم­ترین ضریب همبستگی مربوط به تولید ناخالص داخلی و تجارت آزاد است. مطابق نتایج آزمون علیت گرنجر، علیت از GDP به انتشار گاز کربنیک، علیت از انتشار گاز کربنیک به مصرف انرژی، علیت از GDP به مصرف انرژی، علیت از سرمایه به مصرف انرژی، علیت از سرمایه به GDP، علیت از انتشار گاز کربنیک به تجارت آزاد، علیت از مصرف انرژی به تجارت آزاد، علیت از سرمایه به تجارت آزاد و علیت از GDP به تجارت آزاد وجود دارد.
بحث: کشور ایران به دلیل دارا بودن منابع عظیم نفت و گاز، دارای مزیت نسبی در مصرف سوخت­ های فسیلی است که این مزیت، سبب انتشار آلاینده ­ها توسط تولید ناخالص داخلی شده است. مطابق نتایج، علیت از تولید ناخالص داخلی به مصرف انرژی و انتشار گاز کربنیک وجود دارد که نشان می ­دهد، برای کاهش انتشار گاز کربنیک، نیازی به کاهش رشد اقتصادی نیست و بیان­گر این موضوع است که مصرف انرژی و انتشار گاز کربنیک در کشور ایران، به رشد اقتصادی منجر نخواهند شد و این کشور می­تواند سیاست محافظه ­کارانه مصرف انرژی و سیاست کاهش انتشار کربن را در درازمدت بدون ایجاد مانع و کاهش در رشد اقتصادی دنبال کند. رشد اقتصادی منجر به انتشار آلودگی شده است و می­توان با استفاده از سیاست­ های توسعه پایدار، رشد اقتصادی بدون انتشار آلودگی را دنبال کرد. علیت از رشد اقتصادی به مصرف انرژی، تجارت و سرمایه وجود دارد. مطابق نمودار غیرچرخه­ ای جهت­دار (DAG)، آزمون علیت گرنجر در متغیرهای رشد اقتصادی، تجارت آزاد، سرمایه، انتشار گاز کربنیک و مصرف انرژی بررسی شد و مطابق نتایج این پژوهش، علیت گرنجر از رشد اقتصادی به دیگر متغیرها آغاز شده است. 

آلودگی آب

بررسی اثرگذاری دستگاه مکانیزه ضدعفونی کننده آب با استفاده از اشعه فرابنفش بر آب خروجی مزرعه پرورش ماهی قزل آلای رنگین‌کمان

صفحه 30-43

https://doi.org/10.22034/envj.2023.401372.1300

رسول زمانی احمدمحمودی، اسماعیل پیرعلی خیرآبادی، حسین رحیمی پردنجانی

چکیده مقدمه: آبزی­‌پروری شامل تکثیر و پرورش گیاهان آبزی، جانوران و سایر موجودات برای اهداف تجاری، تفریحی و علمی می‌­باشد که امروزه توجه زیادی را به خود جلب کرده است. با این‌­حال، توسعه­‌ی کنترل نشده­ی آن مانند هر فعالیت تولیدی دیگر اثرات مخربی بر محیط‌زیست داشته و لذا حذف آلاینده‌­های آب امری مهم محسوب می‌­گردد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرگذاری دستگاه مکانیزه ضدعفونی­‌کننده آب با استفاده از اشعه فرابنفش (UV) با دوزهای مختلف بر کاهش میکروارگانیسم‌­های آب خروجی مزارع پرورش ماهی قزل­‌آلای رنگین­‌کمان بود. هم­چنین کارایی این دستگاه در غیرفعال کردن پاتوژن­‌ها، در دبی‌­ها و میزان کدورت­‌های مختلف آب مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‌­ها: مکان اجرای طرح مورد مطالعه در یک مزرعه‌ پرورش ماهی قزل­‌آلای رنگین‌­کمان با ظرفیت 30 تن واقع در شهرستان کیار در 30 کیلومتری مرکز استان چهارمحال و بختیاری بود. دستگاه UV با دوز­های مختلف (60، 120، 180 و 240 mW/cm2 milliwatt- = joule) روی آب خروجی کارگاه پرورش ماهی، با کدورت­‌ها و دبی­‌های مختلف (5/2، 5، 10، 15، 20 و 25 لیتر بر ثانیه) تابیده شد. سپس نمونه‌­برداری از آب کارگاه قبل و بعد از نصب دستگاه گندزدایی UV انجام شد. میانگین شمارش کلی­فرم کل و کلی­فرم مدفوعی، قارچ و مخمر هر کدام با سه تکرار محاسبه شد. به منظور بررسی تغییرات درصد حذف میکروارگانیسم‌­ها در دوزهای مختلف UV از رگرسیون پروبیت (Probit) در محیط نرم‌­افزار SPSS در سطح آماری 001/0 استفاده شد. رسم نمودارها با استفاده از نرم‌افزار  Microsoft Excel 2016 انجام گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که افزایش دبی آب و کدورت آب، باعث کاهش راندمان حذف میکروارگانیسم‌­های هدف می‌­شود. هم­چنین با افزایش دوزUV، درصد حذف کلی­فرم کل، کلی‌فرم مدفوعی، قارچ و مخمر افزایش پیدا می­‌کند به­‌طوری­‌که در دوز  mJ/cm256 میزان کلی فرم­ کل، کلی‌فرم مدفوعی، قارچ و مخمر به­‌ترتیب 7/1، 2/3، 7/0 و 86/0 log کاهش یافت در­حالی­‌که در دوزهای  mJ/cm2 185و 167 تراکم کلی­فرم کل و مدفوعی 23 برابر و تراکم کلنی­‌های قارچ و مخمر بین 7/0 تا 6/1 log کاهش پیدا کرد. در دوز حدود  mJ/cm2 100 الی 120 تقریباً حذف کامل کلی­فرم کل، کلی­فرم مدفوعی و قارچ­‌ها صورت گرفت، ولی برای حذف کامل مخمر­ها بسته به میزان دبی آب و کدورت آب، به‌­طور قابل ملاحظه­‌ای به دوزهای بیشتری از اشعه UV احتیاج است (تا حداکثر mJ/cm2 240). همچنین نتایج رگرسیون پروبیت نشان داد در دوز mJ/cm2 50/40،  mJ/cm22/20، mJ/cm2 31/30، و  mJ/cm2 36/14 به ترتیب پنجاه درصد جمعیت مخمر (001/0 P<،16Z=)، قارچ (001/0 P<،5/13Z=)، کلی­فرم مدفوعی (001/0P<،77/22 Z=) و کلی­فرم کل (001/0 P<، 8/6Z=) حذف خواهد شد.
بحث: به­‌طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که در دوز mJ/cm2 20 حذف تدریجی میکروارگانیسم‌­ها شروع می­‌شود و در دوز­های بالاتر ازmJ/cm2  120 از شدت حذف میکروارگانیسم‌­ها کاسته می­‌شود. بنابراین تابش دوزهای اشعه فرابنفش متناسب با کیفیت آب مزارع پرورش ماهیان، می‌­تواند باعث حفظ سلامت سیستم و به تبع آن افزایش بهره­‌وری گردد. اطلاعات به­‌دست آمده از این طرح می‌­تواند برای سیستم‌­های تجاری تصفیه آب و سیستم‌­های مداربسته آبزیان مفید باشد. مطالعات بیشتری برای کارائی حذف ویروس­‌ها در آب توسط اشعه فراینفش نیاز است.  احداث حوضچه رسوب­‌گیر و فیلتر کردن آب با روش‌­های مختلف مانند استفاده از فیلترهای شنی قبل از استفاده از اشعه فرابنفش به­‌منظور کاهش بار ذرات معلق در آب و افزایش کارآیی دستگاه ضدعفونی­‌کننده پیشنهاد می­‌شود.

تنوع زیستی و ایمنی زیستی

تنوع زیستی، بومزادی و وضعیت حفاظتی گونه‌های گیاهی منطقه حفاظت شده پلنگ‌دره استان قم

صفحه 44-61

https://doi.org/10.22034/envj.2023.405122.1297

رضا شیخ اکبری مهر، زهرا خلیلی، یونس عصری، مهدی رمضانی

چکیده مقدمه: گیاهان نقش کلیدی در تعادل اکوسیستم داشته و بنابراین برای پایداری محیط زیست حیاتی هستند. شناخت عناصر گیاهی موجود در یک منطقه به عنوان اصل زیربنایی برای سایر تحقیقات محسوب شده است و می­‌تواند نقطه شروعی برای مطالعات تکمیلی آینده باشد. تنوع زیستی یکی از جنبه‌های مهم حیات، به ویژه با توجه به اقلیم و کاربری زمین می‌­باشد. تخریب محیط‌­زیست و منابع طبیعی موجب انقراض گونه­‌های گیاهی و جانوری و درنتیجه کاهش تنوع زیستی در جهان شده است. نظر به این‌که امروزه انسان­‌ها با مشکلات متعدد محیط‌زیستی و تهدید تنوع زیستی مواجه هستند، بهترین راه برای نجات تنوع زیستی و درک ارزش­‌های آن، ارزیابی و پایش مستمر زیستگاه‌هاست. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل تنوع زیستی گیاهی منطقه حفاظت شده پلنگ دره در استان قم و همچنین تعیین وضعیت بومزادی و حفاظتی گونه­‌های گیاهی منطقه انجام شده است. اطلاعات و نتایج بدست آمده از این تحقیق می­‌تواند در تبیین جایگاه مناطق حفاظت شده در حفظ و نگهداری ذخایر ژنتیکی، سلامت محیط زیست و تدوین برنامه‌­های مدیریتی- حفاظتی مناسب، مورد استفاده قرار گیرد.
مواد و روش‌­ها: منطقه حفاظت شده پلنگ­دره استان قم در جنوب غربی و50 کیلومتری شهرستان قم واقع شده است. به‌منظور آشنایی با فلور منطقه طی بازدیدهای دوره­ای، جمع‌­آوری نمونه‌­های گیاهی در فصول رویشی دو سال متوالی انجام گردید. پس از جمع­‌آوری نمونه‌­ها، ضمن یادداشت کردن مختصات محل، ارتفاع محل جمع‌­آوری و ویژگی‌­های گیاه، نمونه‌­ها پرس و خشک شدند و سپس بر اساس روش‌­های رایج و با استفاده از منابع معتبرگیاه‌­شناسی شناسایی شدند. ضمن تعیین وضعیت بومزادی و حفاظتی گونه‌­های گیاهی، شکل زیستی گیاهان براساس روش رانکیه و پراکنش جغرافیایی گونه­‌های گیاهی منطقه با استفاده از تقسیم­‌بندی زهری و لئونارد تعیین شد. به‌منظور ارزیابی تنوع زیستی پوشش گیاهی در امتداد یک شیب ارتفاعی، ارتفاع از سطح دریا در منطقه مورد مطالعه، به سه طبقه (1600-1900،1300-2200،1600-1900 متر) تقسیم شد. نمونه­‌برداری به‌صورت سیستماتیک- تصادفی از طبقات مختلف ارتفاعی منطقه مورد مطالعه انجام و شاخص‌­های تنوع زیستی محاسبه گردید.
نتایج: نتایج نشان‌­دهنده وجود 171 گونه گیاهی متعلق به 126 سرده و 46 تیره در منطقه مورد مطالعه می‌­باشد. بزرگترین تیره گیاهی منطقه تیره کاسنی (Asteraceae) است. از نظر شکل زیستی، 45 درصد گونه­ها به همی­کریپتوفیت‌­ها و 22 درصد به تروفیت­‌ها تعلق دارند. بررسی کورولوژی گونه‌­ها نشان می­‌دهد که بیش از 65 درصد فلور منطقه به ناحیه رویشی ایران - تورانی و 12 درصد به ناحیه رویشی ایران - تورانی و مدیترانه­‌ای تعلق دارند. 15درصد از گونه­‌های شناسایی شده بومزاد ایران بوده و برخی از گیاهان در فهرست گونه­‌های آسیب­‌پذیر و یا در معرض خطر انقراض قرار دارند. ارزیابی شاخص‌­های تنوع زیستی در طبقات مختلف ارتفاعی نشان می­‌دهد که شاخص‌­های تنوع گونه‌­ای و غنای گونه‌­ای در طبقه ارتفاعی حدواسط به بیشترین حد خود رسیده و با افزایش ارتفاع از تنوع گونه‌­ای کاسته می­‌شود.
بحث: شناخت عناصر گیاهی یک منطقه یک اقدام ضروری و قدم اول در حل مسائل اکولوژیکی مانند حفاظت زیستی و مدیریت منابع طبیعی و ارزیابی شرایط محیط‌زیستی است. حضور فراوان برخی عناصر گیاهیِ شاخصِ تخریب و همچنین فراوانی تروفیت­‍‌ها در منطقه مورد مطالعه، نشان­‌دهنده اقلیم خشک و کمبود نزولات جوی و همچنین تخریب­‌های صورت گرفته در منطقه به‌علت چرا و فعالیت­‌های انسانی غیرمجاز می‌­باشد. از آن‌جائی‌که منطقه مورد مطالعه یک منطقه حفاظت شده بوده و از پوشش گیاهی متنوع و بومزادی مناسبی بهره می­‌برد، و برخی از گیاهان بومزاد منطقه مستعد آسیب­‌پذیری و یا در معرض خطر قرار دارند، مدیریت دقیق­تر حفاظتی باید در دستورکار قرار گیرد.

ارزیابی زیست محیطی

بررسی تغییرات پوشش اراضی با استفاده از کمی‌سازی سنجه‌های سیمای سرزمین در سواحل چابهار

صفحه 62-77

https://doi.org/10.22034/envj.2024.426083.1321

مریم دهمرده پهلوان، محسن شهریاری مقدم، سعیده ملکی نجف آبادی، وحید راهداری

چکیده مقدمه: مناطق ساحلی در سراسر جهان از اهمیت اجتماعی و اقتصادی زیادی برخوردار می‌باشند. این مناطق علاوه بر ارائه خدمات مهم اکوسیستمی، قابلیت شایانی برای فعالیت‌هایی از قبیل گردشگری، صنعتی و ترابری داشته و به توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها کمک زیادی کرده‌ است. از سویی دیگر با توجه به اینکه مناطق ساحلی از پیچیده‌ترین اکوسیستم‌ها هستند، نیازمند پایش و برنامه‌ریزی برای حفاظت هرچه بیشتر می‌باشند، بنابراین تشخیص به موقع و دقیق تغییرات کاربری اراضی که پایه و اساس درک بهتر تعاملات میان انسان و پدیده‌های طبیعی است، مقدمات لازم را برای مدیریت و استفاده کارآمد از قابلیت‌های مناطق ساحلی را فراهم می‌کند.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییرات کاربری و پوشش اراضی در نواحی ساحلی چابهار برای 4 دوره شامل سال‌های 1368، 1378، 1388 و 1398 با استفاده از از سری زمانی داده‌های ماهواره لندست انجام گرفت. به منظور تهیه نقشه پوشش زمین، عملیات پردازش بر روی تصاویر طی مراحل پیش‌پردازش و پردازش انجام و طبقه‌بندی به روش ترکیبی انجام شد. دقت نقشه‌های تهیه شده با تهیه ماتریس خطا، محاسبه شاخص کاپا و صحت کلی به ترتیب بیش از 8/0 و 80 درصد، محاسبه گردید. سپس با استفاده سنجه‌های سیمای سرزمین تحلیل تغییرات الگوی مکانی طبقات کاربری اراضی انجام گرفت.
نتایج:  نتایح نشان داد در سال‌های مورد مطالعه بیش‌ترین درصد کاربری مربوط به اراضی بایر بوده است. پوشش اراضی شوره زار و بایر در سال ۱۳۹۸ نسبت به سال 1368 به ترتیب 28/398 و 7/75 هکتار کاهش در حالی که پوشش اراضی پهنه آبی در سال 1398 نسبت به سال 1368 به میزان 3/115 هکتار افزایش را نشان داد. بررسی کاربری پوشش گیاهی نیز نشان داد این کاربری در تمامی دوره‌ها کمترین میزان مساحت را به همراه کاربری انسان ساخت به خود اختصاص داده است و افزایش تدریجی داشته‌اند. هم‌چنین ارزیابی صحت طبقه‌بندی نقشه پوشش اراضی نشان دهنده صحت بالای نقشه تولیدی هستند به طوری که در دوره 1368 با 25/93 بیشترین و دوره 1398 با 6/85 کمترین میزان صحت جهت طبقه‌بندی به دست آمده است. نتایج نشان داد در سال ۱۳۹۸ تعداد لکه پهنه آبی، پوشش گیاهی و انسان ساخت (830، 2662 و 4 به ترتیب) نسبت به سال 1368 (146، 2386 و 1 به ترتیب) افزایش یافته در حالی که تعداد لکه شوره زار و اراضی بایر در سال 1398 (643 و 761 به ترتیب) نسبت به سال ۱۳۶۸ (720 و 1060 به ترتیب) کاهش نشان داد.
بحث: نتایج مطالعه حاضر نشان داد تغییرات قابل ملاحظه‌ایی در خط ساحلی چابهار طی 30 سال اخیر رخ داده است. نتایج حاکی از آن است که در منطقه مطالعاتی از سال 1368 تا 1398 پوشش گیاهی رشد قابل ملاحظه‌ایی کرده است (از 34/116 به 30/202) و در مجموع 96/85 به کاربری پوشش گیاهی افزوده شده است. افزایش کاربری پوشش گیاهی را می‌توان به افزایش کشاورزی نسبت داد. نتایج آشکارسازی تغییرات مناطق انسان ساخت نیز رشد چشمگیری را (18/133، 74/205، 29/228 و 42/411 به ترتیب در سال‌های 1368، 1378، 1388 و 1398) در دوره  مورد مطالعه نشان داده است. به طور کلی می‌توان گفت با توجه به تجزیه و تحلیل‌های سنجه‌های سیمای سرزمین در  دوره مطالعه افزایش کاربری‌های انسان ساخت و تغییرات محیط زیستی ادامه داشته است و طرح‌های مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی اتخاذ نشده است.

آلودگی خاک

آلودگی خاک و گیاه به کادمیوم در پارک ملی و پناهگاه حیات‌وحش موته (اصفهان، ایران)

صفحه 78-90

https://doi.org/10.22034/envj.2023.412162.1305

علی جمشیدیان، عاطفه چمنی، مژگان احمدی ندوشن

چکیده مقدمه: مناطق حفاظت شده ابزارهایی حیاتی در مدیریت و حفاظت از محیط زیست خشکی و دریایی هستند. با این حال، تضاد بین اولویت­‌های حفاظتی و برداشت منابع از مناطق حفاظت شده روز به روز در سراسر جهان حال افزایش است. پارک ملی و پناهگاه حیات‌وحش موته به واسطه تنوع زیستی بالا از ارزش حفـاظتی برخـوردار است، ولی در سال­‌های اخیر به دلیل جاذبه­‌های غنی معدنی به شدت مورد بهره‌­برداری قرار گرفته است. از این رو، مطالعه حاضر به بررسی غلظت کادمیوم خاک و گیاه درمنه دشتی، عامل انتقال و عوامل مؤثر در بروز آن پرداخته است.
مواد و روش‌ها: 45 نمونه­ خاک از عمق 0 تا 30 سانتی­متر و برگ گیاه درمنه دشتی (Artemisia sieberi) در 15 نقطه در منطقه دشتی پارک ملی و پناهگاه حیات‌وحش موته (با وسعت 423 کیلومترمربع) برداشت و غلظت کادمیوم نمونه‌­ها توسط دستگاه جذب اتمی مدل محاسبه شد. جذب کادمیوم توسط گیاه با استفاده از عامل انتقال محاسبه و تفسیر شد. با استفاده از روش معکوس فاصله وزنی در نرم افزار GIS، نواحی آلوده به کادمیوم در بخش خاک و گیاه تعیین و وسعت و موقعیت مکانی نواحی با غلظت کادمیوم بیش از mg/kg 5 در خاک و بیش از mg/kg 2/0 در برگ گیاه بر اساس استاندارد سازمان بهداشت جهانی و  آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده آمریکا شناسایی شد. درنهایت از مدل­های رگرسیون خطی، لگاریتمی، توانی، نمایی و چندجمله­ای برای بررسی اثر حمل و نقل جاده­ای در آلودگی به کادمیوم استفاده شد.
نتایج: متوسط غلظت کادمیوم در گیاه و خاک (mg/kg) به ترتیب برابر با  11/0 ± 39/0 و  15/0 ± 97/2 بدست آمد. بیشترین غلظت خاک این عنصر در میانه­‌های منطقه برابر با mg/kg 69/0 ± 00/15 بدست آمد که با حرکت به سمت قسمت­‌های جنوبی منطقه، به تدریج از غلظت آن کاسته شد. بیشترین غلظت این عنصر در برگ­های گیاه درمـنه در بخـش­های شمـالـی ناحیـه بـرابـر با mg/kg 09/0 ± 62/0 بود و کمترین مقدار نیز در بخش میانی (mg/kg 32/0 ± 05/0) ثبت گردید. عامل انتقال بین دو مقدار 005/0 تا 544/0 با متوسط 93/4 قرار داشت. بر اساس حد استاندارد mg/kg 5 کادمیوم در خاک، وسعتی برابر با 80/20 درصد از منطقه به عنوان ناحیه آلوده به این عنصر شناخته شد، حال آن‌که با در نظر گرفتن مقدار مجاز mg/kg 2/0 در گیاه، بخش­های بسیار زیادی از پوشش گیاهی منطقه (بیش از 95 درصد) آلوده به کادمیوم شناسایی شد. بهترین مدل رگرسیونی در حالت مدل نمایی با مقدار ضریب تشخیص 301/0 نشان داد که حمل و نقل جاده­ای به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل انسانی موجب افزایش آلودگی خاک و گیاه درمنه دشتی موته به کادمیوم شده است.
بحث: اکتشاف طلا و احداث معادن متعدد در منطقه موته و همچنین احداث کنارگذرهای شمال استان اصفهان باعث شد تا تهدیدات زیادی متوجه اکوسیستم و گونه­‌های این ناحیه شود. بر اساس نتایج بدست آمده، خاک­‌های منطقه دشتی موته به عنصر کادمیوم آلوده شده است. غلظت بالای این عنصر در خاک­‌های اطراف جاده‌­ها و کاهش غلظت آن­ها با افزایش فاصله از جاده معیاری از اثر حمل و نقل جاده­ای بر افزایش آلودگی خاک است. بر این اساس، جلوگیری از احداث راه‌­های مواصلاتی در مناطقی با اکوسیستم­‌های ارزشمند، افزایش کیفیت سوخت و خودروها و همچنین کاهش بار ترافیکی از جمله مهم‌ترین راهکارها برای حفظ محیط زیست و کاهش آلودگی به عناصر سمی بالقوه است.

آموزش محیط زیست

شناسایی و رتبه‌بندی مؤلفه‌های بازدارنده مشارکت بهره‌برداران در طرح‌های مرتع‌داری با تأکید بر آموزش از دیدگاه کارشناسان (مطالعه موردی: استان لرستان)

صفحه 91-106

https://doi.org/10.22034/envj.2024.414176.1310

شیوا غزنوی، سعید یزدانی، حامد رفیعی

چکیده مقدمه: مراتع کشور یکی از منابع اساسی تولید محسوب می‌گردد و بخش مهمی از علوفه مورد نیاز دام را تأمین می‌کند. در بخش زاگرس، این منابع بسیار حائز اهمیت می‌باشد. همچنین به دلیل تخریب بالا در استان لرستان، طرح‌های مرتع‌داری از اهمیت بالایی در این استان برخوردار هستند. لذا با توجه به اهمیت حفاظت از منابع طبیعی تدوین راهبردهای حفاظت و بهره‌برداری از این منابع و شناسایی مؤلفه‌های بازدارنده مشارکت به‌عنوان ضرورتی بنیادی بیش از پیش احساس می‌شود. مشارکت مردم در هر پروژه‌ای ضامن اجرا و پایداری آن پروژه است. این مسأله در حفاظت از منابع طبیعی از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشد، زیرا مسائل مربوط به محیط‌زیست و منابع طبیعی با زندگی جوامع آمیخته است و توفیق هر نوع برنامه‌ای نیازمند مشارکت این جوامع خواهد بود.
مواد و روش‌ها: مشکل اساسی که برنامه‌ریزان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان لرستان با آن روبرو هستند، عدم مشارکت مرتع‌داران با توجه به نقش مؤثر آن‌ها در حفظ و احیای مراتع، در اجرای طرح‌های مرتع‌داری می‌باشد که این‌گونه برنامه‌ها را با عدم موفقیت روبرو ساخته است. لذا هدف اصلی از این پژوهش بررسی علل عدم مشارکت بهره‌برداران با تأکید بر آموزش از دیدگاه کارشناسان در این استان می‌باشد. جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات در این پژوهش از طریق 20 پرسشنامه از کارشناسان کل استان لرستان) انجام شد و به‌منظور تحلیل داده‌های این مطالعه، از نرم‌افزارهای Spss21 و Expert Choice11 استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که موانع ساختاری، مدیریتی، اقتصادی سه عامل بازدارنده مهم در عدم مشارکت می‌باشد. جمع‌بندی نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که به‌منظور بهبود شرایط مراتع با رویکرد مشارکت بیشتر بهره‌برداران برای منطقه‌ی مورد مطالعه و مناطق مشابه از توانمندی‌ها و نقطه نظرات بهره‌برداران و کارشناسان استفاده شود. نظر به جایگاهی که روستا و روستانشین‌ها در پویایی اقتصاد کشور، از قبیل کمک به رشد اقتصادی، کنترل نرخ تورم، افزایش نرخ اشتغال و فعالیت دارند، می‌توانند بستر مناسبی برای تولیدات کشاورزی، دامی، صنعتی و خدماتی، حفظ محیط‌زیست و امنیت، هنجارهای فرهنگی و اجتماعی، حراست و نگهبانی مرزها را فراهم نمایند. بنابراین ترسیم نقشه راهی که نقش روستاها را در نظام برنامه‌ریزی کشور تعیین نماید از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این میان آموزش نیز همواره به‌عنوان راهی مطمئن در جهت بهبود کیفیت عملکرد و حل مشکلات مدیریت مدنظر قرار می‌گیرد و فقدان آن نیز یکی از مسائل اساسی را تشکیل می‌دهد. آموزش یک وظیفه اساسی جهت مدیریت بهتر و یک فرایند مداوم و همیشگی است. نتایج نیز نشان داد که عدم آموزش از مؤلفه‌های مهم بازدارنده در مشارکت بهره‌برداران می‌باشد. لذا می‌توان با اجرای برنامه‌های آموزشی، برگزاری گردهمایی‌ها و نمایشگاه‌ها این مشارکت را افزایش داد و سبب بهبود مراتع شد.
بحث: جمع‌بندی نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که به‌منظور بهبود شرایط مراتع با رویکرد مشارکت بیشتر بهره‌برداران برای منطقه‌ی مورد مطالعه و مناطق مشابه از توانمندی‌ها و نقطه نظرات بهره‌برداران و کارشناسان استفاده شود تا براساس نیازها، اولویت‌ها و خواسته‌های آن‌ها زمینه‌ی تهیه، برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌های مرتع‌داری فراهم شود و در آینده بتوان شاهد بهبود مدیریت مراتع و همچنین حفاظت، اصلاح و احیای مراتع همراه با افزایش تولیدات دامی با کمترین مشکلات در سطح هر سامان عرفی به‌عنوان واحدهای اقتصادی- اجتماعی بود.

اقتصاد محیط زیست

ارزیابی نقش کاربری اراضی در عرضه خدمت اکوسیستمی نگهداشت خاک (مطالعه موردی: استان سمنان)

صفحه 107-119

https://doi.org/10.22034/envj.2024.432019.1331

اردوان زرندیان، فاطمه محمدیاری، رویا موسی زاده، مجید رمضانی مهریان، جلیل بادام فیروز

چکیده مقدمه: منابع خاک نقش مهمی در تأمین کالاهای مادی ضروری برای انسان و سایر موجودات دارد و خدمات اکوسیستمی متنوعی را به انسان ارائه می­‌دهد. همچنین خاک برای مدت طولانی به عنوان یک زیرساخت سبز مهم برای حفظ کشاورزی و جنگلداری به عنوان پایه رشد گیاهان عمل کرده است. علاوه بر این، خاک می‌تواند خدمات مختلف اکوسیستمی مانند بی‌حرکت کردن آلاینده‌ها، کنترل آب باران، ترسیب کربن و تأمین زیستگاه را ارائه دهد که به صورت مستقیم برای انسان سودمند است. خدمات ارائه شده توسط اکوسیستم­‌ها به انسان را خدمات اکوسیستمی می‌­گویند. نگهداشت خاک به پتانسیل اکوسیستم­‌ها در کنترل فرسایش خاک و حفظ خاک می­‌گویند که در طبقه خدمات تنظیمی قرار دارد.
مواد و روش‌­ها: کمی‌­سازی نگهداشت و فرسایش خاک در نرم­افزار InVEST با مدلInVEST Sediment Delivery Ratio  (SDR) ارزیابی شد. ورودی­‌های مورد نیاز برای اجرای این مدل شامل: نقشه کاربری اراضی، فاکتور K (فرسایش‌­پذیری خاک)، فاکتور R (فرسایندگی باران)، فاکتور C (نوع کاربری اراضی و پوشش)، فاکتور P (اقدامات حفاظتی)، DEM (مدل رقومی ارتفاع) و جدول بیوفیزیکی است.
نتایج: بر اساس نتایج، پتانسیل اتلاف خاک و انتقال رسوب در محدوده مطالعاتی به ترتیب از صفر تا 18/248 تن در پیکسل و صفر تا 25/57 تن در پیکسل متغیر است. نگهداشت خاک نیز در طیفی از صفر تا 85/124 تن در پیکسل در محدوده مورد مطالعه برآورد شده است. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار اتلاف خاک در زیرحوضه 14 با 13716400 تن در سال و کمترین میزان اتلاف خاک در زیرحوضه 4 با 416594 تن در سال رخ می‌دهد. همچنین بیشترین مقدار خدمت اکوسیستمی نگهداشت خاک در زیرحوضه 13 با 4304414 تن در سال و کمترین مقدار آن در زیرحوضه 4 با 5645 تن در هکتار در سال تدارک می‌شود.
بحث: جنگل‌های متراکم استان سمنان در منتهی‌الیه شمالی استان، با بیش از 36 تن در هکتار بیشترین خدمت اکوسیستمی نگهداشت خاک و محدوده‌های کویری، دریاچه نمک و شوره‌زار کمترین میزان خدمت نگهداشت خاک را فراهم می‌نمایند. بر همین اساس، مجموعه جنگل‌های استان شامل جنگل‌های متراکم، نیمه متراکم، کم‌تراکم و تنک در مجموع 4269166 تن در سال موجب نگهداشت خاک در استان می‌شوند. همچنین مراتع خوب، سالانه موجب نگهداشت بیش از 18 تن در هکتار از خاک استان می‌شوند و مجموع کارکرد نگهداشت خاک توسط انواع مراتع استان شامل مراتع خوب، متوسط و فقیر به میزان 9395160 تن در سال است که با توجه به  مساحت حدود 18 برابری مراتع نسبت به جنگل‌ها، می‌توان گفت بیشترین خدمت اکوسیستمی نگهداشت خاک به لحاظ توزیع جغرافیایی این خدمت در استان توسط مراتع تدارک می‌شود؛ هرچند که محدوده‌های جنگلی دارای توان بیشتری برای حفاظت از خاک هستند. کاربری‌های باغ و مزارع دیم بعد از  پوشش‌های طبیعی جنگلی و مرتعی، به ترتیب با تدارک نگهداشت خاک به میزان 86/7 و 15/2 تن در هکتار در رتبه‌های بعدی قراردادند. اما سایر کاربری‌های انسان‌ساخت مانند محدوده‌های شهری چون معمولاً با حذف یا کاهش پوشش گیاهی همراه هستند، موجب زایل شدن این خدمت اکوسیستمی می‌شوند. با توجه به استقرار نواحی شهری در نیمه شمالی محدوده مورد مطالعه و اثر منفی آنها بر این خدمت اکوسیستمی، اهمیت حفاظت از پوشش‌های جنگلی و مرتعی استان برای حفظ استمرار تدارک خدمت نگهداشت خاک یک امر حیاتی محسوب می‌شود.