شناسایی رفتارهای تعدیلی و سازشی شهروندان اصفهان در مواجهه با جزایر حرارت شهری
صفحه 20-1
https://doi.org/10.22034/envj.2024.427294.1322
مسعود مطهرنژاد، مژگان احمدی ندوشن
چکیده مقدمه: با توسعه مناطق شهری و شهرنشینی، تغییرات قابلتوجهی در پوشش زمین، زیرساختها و تراکم جمعیت رخ میدهد که باعث تغییرات در آب و هوا و اقلیم محلی میشود. این فرایند که به عنوان اثر جزیره گرمایی شهری شناخته میشود و به صورت عمده مسؤول گرمایش شهری است. ساکنان شهری نقش مهمی در رویارویی با چالشهای گرمایش شهری و پرداختن به اثر جزیره گرمایی شهری دارند. به عبارت دیگر، اقدامات جمعی تکتک ساکنان شهری تأثیر تجمعی بر گرمایش شهری دارد. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و مقایسه رفتارهای تعدیلی و سازشی انسانهای شهر اصفهان در مواجهه با جزایر گرمایی است.
مواد و روشها: برای جمعآوری اطلاعات از شهروندان، از روش اتفاقی- تصادفی استفاده شد و تعداد 100 فرد از جمعیت شهر اصفهان برای این مطالعه انتخاب شدند. از افراد شرکتکننده خواسته شد تا اطلاعات ادراک خود از تغییرات اقلیمی، میزان دسترسی به زیرساختهای شهری و همچنین رویکردهای فردی مواجهه با دمای بالای تابستان را بیان کنند. میزان نزدیکی به زیرساختهای شهری به خصوص شبکه حمل و نقل شهری و پارکهای سبز و همچنین رتبه اتخاذ دو دسته رفتارهای کاهشدهنده و سازگارشونده با دما در مقیاس لیکرت جمعآوری شد. پس از جمعآوری اطلاعات پرسشنامه و اطمینان از روایی و پایایی آن، آمار توصیفی اطلاعات برای تفسیر بهتر نتایج استفاده شد. از مدل رگرسیون خطی به منظور بررسی فاصله زمانی افراد از زیرساختهای شهری و رتبهی اتخاذ رفتارهای متناسب با آن استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که بیشترین تعداد افراد (29 نفر) در فاصله سنی بین 38 تا 48 سال قرار داشتند. متوسط زمان رسیدن به اولین ایستگاه اتوبوس و مترو برای افراد موردنظر برابر با 65/21 دقیقه و به اولین پارک شهری برابر با 35/20 دقیقه به دست آمد. از بین رتبههای به دست آمده قطع اتصال وسایل برقی که از آنها استفاده نمیگردد با متوسط 83/2 بالاترین عدد متوسط رتبه بین عوامل کاهشدهنده دما در بین ۱۰ سؤال این زمینه را به خود اختصاص داد. همچنین استفاده از لباسهای سازگار با دما مانند کلاه، پوشیدن لباسهای متناسب با دما و ماندن در خانه در ساعات بسیار گرم روز از جمله عواملی بودند که بالاترین رتبههای اختصاصیافته از عوامل سازگارشونده با دما را به خود اختصاص دادند. نتایج رگرسیون خطی نیز نشان داد که نزدیکی به زیرساختها به شکل معنیداری بر رتبههایی که شهروندان به رفتارهای انطباقی میدهند اثرگذار است.
بحث: بر اساس نتایج این مطالعه، عملکرد بهینه افراد و بهبود اتخاذ روشهای مقابله با دما در فصل تابستان به مجموعهای از رویکردها چه در سطح فرد چه در سطح طراحی خانه و المانهای مختلف آن و چه در زیرساختهای شهری که فرد با آن سروکار دارد نیاز است. اصفهان یکی از شهرهای خشک و نیمهخشک در مرکز ایران است که در سالهای اخیر با مشکلات متعدد محیطزیستی به خصوص کمبود آب و افزایش دما در فصول گرم مواجه بوده است. این امر موجب شده تا تلاشهای بیشماری برای افزایش تطابق با دما توسط گروههای اجتماعی و مدیریتی از بخش برنامهریزی شهری تا شهروندان صورت بگیرد. چنانچه فعالیتهای صحیحی در خصوص انطباق با دمای افزایشیافته شهر صورت بگیرد میتوان انتظار داشت تقابل با افزایش دما در سالهای آینده با کمترین هزینههای محیطزیستی پذیرد. گرچه، بدون توجه به ادراک و شناخت شهروندان از این پدیده و عدم تلاش برای بهبود آن این امر بسیار دشوار است.
برنامهریزی راهبردی کاهش هزینه اجتماعی آلودگی هوای شهر تهران ناشی از اتوبوسهای درون شهری
صفحه 21-40
https://doi.org/10.22034/envj.2024.409692.1304
سمانه عابدی، مهدی انیسی
چکیده مقدمه: شهر تهران به دلیل جمعیت زیاد، کمبود فضای سبز، بافت شهری نامناسب و تراکم ترافیک در ردیف آلودهترین شهرهای جهان محسوب میگردد. آلودگی هوای شهر تهران یکی از چالشهای اساسی بهداشتی و محیطزیستی است که میتواند عواقب جدی برای سلامت شهروندان و هزینههای اجتماعی آنها به همراه داشته باشد. در این میان اتوبوسهای درون شهری بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی حمل و نقل عمومی، نقش مهمی در جابجایی مسافران دارند، اما در عین حال، به دلیل سوختهای فسیلی و فناوریهای قدیمی، سهم عمدهای در انتشار آلایندهها بر عهده دارند. این انتشار آلودگی به نوبه خود منجر به پیامدهای منفی و هزینههای زیادی برای جامعه میشود. لذا در مطالعه حاضر ضمن تعیین ارزش خسارت محیطزیستی ناشی از انتشار آلاینده در پایانههای اتوبوسهای درون شهری تهران در سال 1399 بر اساس اطلاعات اخذ شده از سازمان حمل و نقل و ترافیک شهری شهرداری تهران، به تحلیل نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدهای اتوبوسهای درون شهری در انتشار آلایندههای محیطی با استفاده از الگوی سوات پرداخته شده است.
مواد و روش: تحقیق حاضر مبتنی بر روش رویکرد تحلیلی -توصیفی با استفاده از پژوهش میدانی و مطالعات کتابخانهای انجام شده است. بر این اساس ارزیابی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید سیستم و ارائه راهکارهای کاهش آلودگی در قالب تحلیل استراتژیک SWOT صورت پذیرفته است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از مصاحبه و تکمیل 60 پرسشنامه توسط خبرگان، کارشناسان و رانندگان مجموعه شش سامانه اصلی در شرکت اتوبوسرانی شهر تهران گردآوری گردید. روایی پرسشنامهها توسط 10 نفر از کارشناسان صاحب نظر و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ ( 89/=0 α) مورد تأیید واقع شده است.
نتایج: مطابق نتایج، هزینه اجتماعی آلایندگی در طول یک دوره سالانه ناشی از مصرف گازوئیل 43/829 میلیارد ریال برآورد گردیده که به محیطزیست تحمیل میشود. رقم مذکور بر اساس قیمت سایهای معادل آلاینده CO2 و بر مبنای قیمت سال 1399 درنظر گرفته شده است. همچنین نتایج نشان داد، مهمترین نقاط ضعف آلودگی حمل و نقل عمومی کلان شهر تهران به ترتیب به اثرات نامطلوب ازدحام بالای ترافیکی در ساعت اوج بر عملکرد سامانه حمل و نقل عمومی و خصوصی و همچنین استفاده زیاد از خودروی شخصی به ویژه خودروهای تک سرنشین در انجام سفرهای درون شهری اختصاص دارد. علاوه بر آن طبق نتایج مهمترین تهدیدها شامل ساختار چند هستهای کلان شهر تهران و وسعت زیاد محدوده شهری، موقعیت جغرافیایی شهر تهران و تغییرات آب و هوایی ناشی از ریزگردها میباشد. لازم به ذکر است، نمرات نهایی حاصل از تحلیل ماتریس عوامل داخلی (IFE) و ماتریس خارجی (EFE) به ترتیب برابر با 75/2 و 59/2 محاسبه شده است.
بحث: بر این اساس وضعیت راهکارهای مورد نظر برای کاهش آلودگی در موقعیت تهاجمی قرار دارد که بر مبنای آن میبایست از توانمندیها و پتانسیلهای موجود و از ترکیب نقاط قوت و فرصتهای پیشرو حداکثر بهرهمندی را به دست آورد. طبق نتایج احداث و توسعه سریع خطوط مترو، تعدد شبکههای بزرگراهی در شهر و اولویت مدیریت شهری جهت احداث و گسترش خطوط BRT در مناطق مختلف شهر، مهمترین نقاط قوت و همچنین وجود پتانسیل تولید قطعات مربوط به ناوگان اتوبوسرانی جهت توسعه آن در داخل کشور، اثرگذاری بالای رسانهها در تغییر دیدگاه ترافیکی شهروندان و امکان نظارت فنی بیشتر جهت استفاده بهینهتر از سوخت و کاهش مصرف آن، مهمترین فرصتها در کاهش آلودگی توسط ناوگان عمومی است.
معرفی و شناسایی کرمهای پرتار خانواده Nereididae در منطقه خلیجفارس (آبهای ساحلی استان بوشهر) و جایگاه آن در توسعه آبزیپروری
صفحه 41-54
https://doi.org/10.22034/envj.2024.463521.1384
مسلم شریفی نیا
چکیده مقدمه: ﻛﺮمﻫﺎی پرﺗﺎر خانواده نرئیدیده (Nereididae) به صورت گستردهای به عنوان غذای زنده برای تسریع رسیدگی جنسی و تولید گنادهای جنسی با کیفیت مولدین میگو استفاده میشوند. این غذای زنده در مقایسه با غذاهای تجاری به علت دارا بودن مقادیر بالای اسیدهای چرب غیر اشباع بلند زنجیره تأثیر بسزایی در فرآیند گامتوژنز میگوهای دریایی دارد و باعث افزایش تعداد تخمهای تولیدی و تخمگشایی در آنها میشود. پرورش گونههای بومی راه حل مناسبی برای تولید پایدار کرمهای پرتار میباشد. این نوع تولید میتواند نیازهای مختلفی را برآورده کند. مواد و روشها: مطالعه حاضر با هدف شناسایی و گزارش گونههای خانواده نرئیدیده در خلیج فارس و در محدوده آبهای استان بوشهر به مدت یک سال انجام شد. جمعآوری نمونههای پرتاران در هر ایستگاه با استفاده از نمونهبردار ون وین گرب (Van Veen Grab) انجام شد. در هر ایستگاه سه نمونه رسوب برای جداسازی و شناسایی پرتاران برداشت شد و نمونه رسوب بلافاصله به کمک الک 500 میکرون مستقر بر روی کشتی، با استفاده از آب دریا شستشو داده شدند. جهت شناسایی نمونهها، ابتدا کفزیان بزرگتر، با چشم غیر مسلح و ذره بین جداسازی گردید. نمونههای جداسازی شده با استفاده از استریومیکروسکوپ مجهز به دوربین تصویربرداری شده و با استفاده از کلیدهای مربوطه شناسایی شدند. نتایج: طبق نتایج بهدست آمده در مطالعه حاضر 6 گونه Perinereis heterodonta، P. nuntia ، Perinereis sp.، Ceratonereis sp.1، Ceratonereis sp.2 و Nicon sp. متعلق به سه جنس Perinereis، Ceratonereis و Nicon از خانوادهNereididae در خلیج فارس شناسایی شدند. بحث: با توجه به نقش حیاتی کرمهای پرتار در فرآیند تکثیر میگو، شناسایی و استفاده از گونههای بومی این خانواده میتواند به بهبود عملکرد مراکز تکثیر کمک کند و به دنبال آن، به منجر به توسعه پایدار صنعت آبزیپروری شود.
واکاوی و شناسایی تأثیرات به کارگیری گیاهان بومی در فضاهای سبز شهری
صفحه 55-68
https://doi.org/10.22034/envj.2024.455518.1373
افسانه یوسف پور دخانیه، داود وفاداری کمارعلیا
چکیده مقدمه: مناظر و فضاهای سبز شهری از مهمترین اجزای سیمای شهری محسوب میشوند و میتوانند در بهبود شرایط محیطی شهرها نقش قابلتوجهی را داشته باشند. اجزای موجود در فضاهای سبز شهری همچون گیاهان میتوانند این نقش مهم را در مناسبسازی شرایط شهرها به جهت زندگی شهروندان ایفا نمایند. بر همین اساس هدف از تحقیق حاضر واکاوی و شناسایی تأثیرات به کارگیری گیاهان بومی در فضاهای سبز شهری میباشد.
مواد و روشها: در راستای دستیابی به هدف تحقیق از منابع کتابخانهای به جهت نگارش مقدمه و مصاحبه از متخصصین امر در دو مرحله برای شناسایی تأثیرات گیاهان بومی بهره گرفته شد که جامعه آماری از 27 متخصص تشکیل گردید. در مصاحبه اول شاخصها به دست آمد سپس در مصاحبه دوم با تشکیل ماتریس بازیگر- هدف از متخصصان درخواست گردید به هر کدام از شاخصها از 4- تا 4 امتیاز دهند که در آن عدد 0 بدون نظر، عدد 4 بیشترین امتیاز و عدد 4- کمترین امتیاز را نشان میدهد. پس از جمعآوری پاسخهای داده شده، امتیازات اختصاص یافته به هر کدام از شاخصها از طرف متخصصان دارای یک زمینه تخصصی میانگینگیری شده و در ماتریس بازیگر- هدف نرم افزار مکتور وارد گردید. این فرآیند برای هر شش تخصص شرکت کننده (معماران منظر، مهندسان فضای سبز، مهندسان باغبانی، مهندسان محیطزیست، مهندسان گیاه پزشکی و گیاه شناسان) در تحقیق انجام گرفت تا ماتریس بازیگر- هدف نهایی به طور کامل تکمیل گردید. در ادامه تحلیلهای لازم بر روی ماتریس به دست آمده در نرم افزار مکتور انجام گرفت و نتایج نهایی حاصل شد. همچنین متون به دست آمده از مصاحبههای انجام شده واژه به واژه و سطر به سطر مورد بررسی قرار گرفته و ارتباط بین کدهای موجود در آنها کشف گردید، سپس این متون وارد نرم افزار اطلس تی آی شد و کوتیشنها و کدبندیهای مورد نظر انجام گرفته و ارتباط بین کدهای مستخرج شده از طریق ابزارهای موجود در نرم افزار تعریف گردید و در نهایت این ارتباطات به صورت مدل نهایی از نرم افزار استخراج شد.
نتایج: نتایج نشان میدهد اثرات بهبود کارکردهای فضاهای سبز شهری و کاهش مصرف آب با اهمیتترین و همگراترین تأثیرات میباشند و به این معنی است که استفاده از گیاهان بومی تأثیرات مهمی همچون صرفه جویی در مصرف آب را در پی دارد. همچنین آشنایی شهروندان با گیاهان بومی و کنترل بهتر سیلاب کم اهمیتترین تأثیرات در به کارگیری گیاهان بومی در فضاهای سبز شهری بودهاند که با کاشت گیاهان بومی در فضاهای سبز شهری شهروندان با ویژگیهای گیاهان مناطق خود آشنا شده و در نگهداری این گیاهان تلاش بیشتری را خواهند نمود همچنین رشد سریعتر این گیاهان به دلیل تطبیق سریع با محیط سبب میگردد که از شدت سیلابهای احتمالی در منطقه کم نمایند.
بحث: به طور کلی میتوان بیان نمود که برنامهریزان و طراحان شهری باید به تأثیرات کشت گیاهان بومی مطرح شده در تحقیق حاضر توجه ویژه داشته باشند تا با ایجاد منظر و فضای سبز شهری مطلوب بتوانند رضایت شهروندان را کسب نمایند و از پتانسیلهای منطقه مورد نظر همچون گیاهان بومی به نحو احسن استفاده کنند.
تهیه بایوچار و استفاده از آن برای حذف نیتروفنول از محیط آبی به روش جذب سطحی
صفحه 69-81
https://doi.org/10.22034/envj.2024.458685.1382
سیده بهاره عظیمی
چکیده مقدمه: استفاده از جاذبهای طبیعی در تصفیه پساب یکی از روشهای کارآمد بوده که با توجه به در دسترس بودن مواد اولیه، هزینه فرآیند نیز به مقدار قابل توجهی کاهش مییابد. ترکیبات مختلف آلی و معدنی طبیعی میتواند به عنوان جاذب در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. آلودگی منابع آبی با ترکیبات آروماتیک یکی از مشکلات محیطزیستی میباشد که امروزه مورد توجه محققین قرار گرفته است. به طور کلی ترکیبات فنولی و مشتقات آن به دلیل ماهیت سمی و جهشزا، اثرات مضری بر موجودات زنده حتی در غلظتهای پایین دارند. با توجه به مطالعات انجام شده در این حوزه روش جذب سطحی با استفاده از بایوچار میتواند گزینه مناسبی برای حذف ترکیبات آروماتیک از محیط آبی باشد.
مواد و روشها: در این مطالعه، با توجه به تولید مقدار زیاد زیستتوده در کشور ایران، استفاده از این ترکیبات در تهیه بایوچار به عنوان جاذب و کاربرد آن برای حذف نیتروفنول از آب مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور کاه و کلش فضای سبز شهری به عنوان زیستتوده مورد استفاده قرار گرفته است. برای تهیه بایوچار از یک سیستم آزمایشگاهی که برای این کار طراحی و ساخته شده است، استفاده شد. بایوچار توسط در دمای °C 350 تهیه شده و بعد از شستشو و خشک کردن به عنوان جاذب مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی خصوصیات کلی بایوچار تهیه شده، آنالیزهای بررسی مورفولوژی سطح توسط آنالیز SEM، ویژگی شیمیایی سطح توسط آنالیز FTIR، مقدار فلزات سنگین روش MOOPAM با استفاده از اسپکتروسکوپی جذب اتمی و برای بررسی مساحت سطح ویژه، آنالیز BET انجام شد. همچنین فرآیند به روش آماری با استفاده از روش CCD مدل و بهینهسازی شده است.
نتایج: بررسی مشخصات بایوچار تهیه شده نشان داد که بایوچار تهیه شده دارای ساختارهای با ابعاد نانو بوده که منجر به افزایش سطح تماس خواهد شد. بر اساس نتایج آنالیز سطح ویژه بایوچار، مقدار m2/g 42/0، حجم تخلخل cm3/g 04/0 متوسط قطر حفرهها nm 76/361 به دست آمد. همچنین آنالیز فلزات سنگین در بایوچار تولیدی، نشان داد که مقادیر فلزات اندازهگیری شده در کمتر از محدوده مجاز حضور فلزات سنگین در بایوچار بر اساس استاندارد IBI میباشد. بعد از طراحی آزمایش و انجام آزمایشهای مربوطه، تحلیل آماری روی نتایج انجام شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد که فرآیند با یک مدل درجه دوم به خوبی برازش شده و از دقت خوبی برخوردار میباشد. بر اساس پیشبینی مدل، این جاذب بعد از 60 دقیقه از انجام فرآیند توانایی حذف حدود 8/84 درصد از نیتروفنول با غلظت اولیه ppm 2/16، در 2/4 pH= با استفاده از 12/47 میلی گرم از جاذب در 100 میلیلیتر محلول را دارد. برای تأیید عملکرد صحیح مدل، فرآیند در شرایط بهینه به صورت تجربی بررسی شد که بازده حذف میانگین، مقدار 7/82% به دست آمد.
بحث: با توجه به نتایج به دست آمده بایوچار به عنوان یک ماده طبیعی قابلیت استفاده به عنوان جاذب برای حذف ترکیبات نیتروآروماتیک را دارد. استفاده از بایوچار در تصفیه پساب، از یکسو هدف تصفیه پساب را فرآهم کرده و از طرف دیگر منجر به مدیریت و استفاده بهینه از پسماندهای گیاهی شده است.
عوامل اثرگذار بر آلودگی با لحاظ پیچیدگی اقتصادی و ارتباط متقابل ریسک اقتصادی و سرمایهگذاری
صفحه 82-94
https://doi.org/10.22034/envj.2024.447779.1354
اشکان رحیمزاده
چکیده مقدمه: مطابق آمار بانک جهانی میزان انتشار دیاکسیدکربن در ایران، طی سی سال اخیر رشد 65/210 درصدی داشته است. در چنین شرایطی باید این وضعیت نامطلوب را در راستای استانداردهای محیط زیستی تغییر داده که طبعاً شناسایی عوامل مهم اثرگذار بر آلودگی ضرورت مییابد. هدف اصلی این تحقیق بررسی عواملی است که مطابق پیشینه به نظر میرسند، بر آلودگی تأثیرگذار باشند. با بهبود پیچیدگی اقتصادی، دانش بالاتر و پیشرفت فناوری میتواند منجر به فعالیتهای با آلایندگی کمتر شود. کاهش ریسک اقتصادی و بهتبع آن افزایش سرمایهگذاری درصورتیکه به دنبال آن کارا مورد استفاده قرار دادن نهادهها و استفاده از فناوری محیطزیستی رخ دهد، میتواند با غلبه بر اثر مقیاس آلودگی را کاهش دهد. قیمتهای بیشتر انرژی، فناوریهای انرژی اندوز و قیمتهای پایین انرژی، فناوریهایی با سهم بیشتر نهاده انرژی را بر بنگاهها تحمیل نموده که این بر محیطزیست اثرگذار است. تأثیر گسترش تجارت بر آلودگی، به برآیند اثرهای مقیاس، ترکیب و فنی بستگی دارد. ICT میتواند کارایی مصرف انرژی را با حرکت اقتصاد به سمت ساختار دانشبنیان، از طریق جانشینی اطلاعات بهجای انرژی تغییر داده و از این طریق بر آلودگی اثرگذار باشد. تراکم شهری میتواند با ایجاد صرفه مقیاس برای زیرساختهای عمومی شهری مصرف انرژی را کاهش داده، در حالی که عدم وجود زیرساختهای مناسب شهری تأثیر عکس دارد. اینکه FDI موجب افزایش مزیت نسبی در کدامین بخش تولیدی باشد، بر آلودگی اثرگذار است. همچنین فناوری پیشرفتهای که همراه با FDI وارد میشود، بر محیطزیست اثرگذار است.
مواد و روشها: متغیرهای توضیحی مدل پیچیدگی اقتصادی، ارتباط متقابل ریسک اقتصادی و سرمایهگذاری، ارتباط متقابل قیمت انرژی و شدت انرژی، آزادسازی تجاری، کاربران اینترنت، سرمایه سرانه، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و نرخ شهرنشینی و متغیر وابسته انتشار دیاکسیدکربن میباشد. اطلاعات متغیرها از بانک جهانی، وبسایت دانشگاه امآیتی و بانک اطلاعاتی راهنمای بینالمللی ریسک کشوری (ICRG) و ترازنامه انرژِی به دست آمده است. دوره مورد بررسی طی سالهای 2022-2000 بوده و در برآورد از روش ARDL و نرمافزار EViews 9 استفاده شده است.
نتایج: با افزایش متغیرهای پیچیدگی اقتصادی، ارتباط متقابل قیمت انرژی - شدت انرژی، کاربران اینترنت و سرمایهگذاری مستقیم خارجی میزان انتشار دیاکسیدکربن در هر دو بازه زمانی کوتاه مدت و بلند مدت کاهش مییابد. متغیرهای اثرات متقابل ریسک اقتصادی - سرمایهگذاری و سرمایه سرانه بر آلودگی تأثیر معنیداری در هر دو بازه زمانی ایجاد نکرده است. آزادسازی تجاری و شهرنشینی تأثیر منفی معنیداری بر کیفیت محیطزیست در کوتاهمدت و بلندمدت ایجاد نموده است.
بحث: بهبود پیچیدگی اقتصادی، غلبه اثر فنی و ساختاری بر اثر مقیاس را به همراه داشته و آلودگی را کاهش داده است. افزایش سرمایهگذاری در کشور توأم با کاهش ریسک اقتصادی هنوز به حدی نرسیده که بتواند از کانال رشد اقتصادی آلودگی را کاهش دهد. با افزایش قیمت انرژی انگیزهها در جهت افزایش کارایی انرژی قرار گرفته که درنتیجه آن آلودگی کاهش مییابد. در اثر افزایش صادرات ناشی از آزادسازی تجاری، استفاده از منابع و انرژی به صورت نامناسب بوده و در این راستا از قوانین و استانداردهای محیط زیستی نیز چشم پوشی شده است. گسترش شهرنشینی با گسترش فعالیتهای اقتصادی آلودگی را افزایش داده و در این راستا نتوانسته برای زیرساختهای عمومی شهری از طریق ایجاد صرفههای مقیاس کاهش شدت انرژی و آلودگی را به همراه داشته باشد. سرمایهگذاری مستقیم خارجی با امکان بهبود کارایی انرژی از طریق سرریز تکنولوژی از بنگاههای خارجی به بنگاههای داخلی آلودگی را کاهش میدهد.
تأثیر تغییر کاربری اراضی بر تنوع بزرگ بیمهرگان خاکزی در مناطق مرتعی و جنگلهای دستکاشت (پارک جنگلی لویزان تهران، ایران)
صفحه 95-109
https://doi.org/10.22034/envj.2024.454617.1369
مریم عظیمی بیدار، فراهم احمدزاده، خسرو پیری، اصغر عبدلی، ریحانه صابری پیروز
چکیده مقدمه: استفاده منطقی و حفاظت از اراضی مرتع طبیعی، با چارچوبهای قانونی با هدف تنظیم مدیریت مراتع و جلوگیری از تخریب زمین، به ویژه در کشورهای دارای مراتع وسیع، اهمیت دارد. تغییر کاربری مرتع به جنگلهای دستکاشت میتواند اثرات منفی متعددی بر ویژگیهای خاک و تنوع زیستی داشته باشد. همچنین تأثیرات قابل توجهی بر بیمهرگان دارد، که باعث تغییر در ساختار جوامع آنها و به دنبال آن تغییر در عملکرد زیستبوم میشود. با توجه به اهمیت بزرگ بیمهرگان خاکزی در عملکرد زیستبوم، حفظ تنوعزیستی و شبکههای غذایی، از طریق خدمات اکولوژیکی متنوع خود، از جمله گردهافشانی، سرکوب آفات و چرخه انرژی، وجود آنها ضروری است. کاهش بیمهرگان خاکزی میتواند منجر به اثرات منفی بر ساختار خاک، فرآیند تجزیه، نفوذ و تبادل گازها شود. این امر میتواند به تخریب زمین و کاهش کیفیت خدمات اکولوژیکی منجر شود. بنابراین، حفظ و ارتقاء بیمهرگان خاکزی از اهمیت بسزایی برخوردار است و نقش بسیار حیاتی در حفظ تعادل و پایداری زیستبوم دارد. هدف کلی این مطالعه بررسی اثرات تغییر کاربری بر بزرگ بیمهرگان خاکزی است. از این رو، در این پژوهش بزرگ بیمهرگان و ساختار جوامع آنها بین مرتع و جنگل دستکاشت مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه نمونهبرداری از پارک جنگلی لویزان تهران و مراتع اطراف آن در فصل بهار با استفاده از روش نمونهبرداری کوادرات انجام شد. در هر نوع رویشگاه، دو سایت انتخاب شد. هر سایت توسط شش کوادرات (5/0 متر × 5/0 متر) مورد بررسی قرار گرفت. در هر کوادرات، بزرگ بیمهرگان خاک از بستر و سطح خاک و همچنین عمق خاک (0-10 سانتیمتر) جمعآوری شدند. در مجموع، 446 نمونه جمعآوری و بر اساس صفات ریختی به 51 morphOTU در جنگل دست کاشت و 68 morphOTU در مرتع تفکیک شدند. به منظور مقایسه تنوع بین نواحی دست کاشت و مرتع شاخصهای غنا و تنوع زیستی شامل (شانون- وینر، مارگالف و یکنواختی) محاسبه شد. مشخصات فیزیکوشیمیایی خاک از جمله دانه بندی خاک (شن، سیلت، رس)، منیزیم، کلسیم، کربن آلی، نیتروژن کل، بیومس وpH اندازه گیری شد. سپس رابطهی این عوامل با حضور بزرگ بیمهرگان خاکزی ارزیابی شد.
نتایج: نتایج نشان داد که فراوانی بزرگ بیمهرگان خاکزی در مراتع بیشتر از جنگلهای دستکاشت بود. همچنین مقدار شاخصها شانون - وینر و یکنواختی برای آنها در ناحیه مرتع بیشتر از ناحیه جنگلهای دستکاشت است. علاوه براین تفاوت معنیدار بین شاخصهای تنوع و غنا بین این دو ناحیه وجود دارد. همچنین بررسی تنوع β نشان داد که Turnover بین دو ناحیه اتفاق افتاده است. نتایج آنالیز همبستگی کانونی بین گروههای اصلی تاکسونومیک و خواص فیزیکوشیمیایی نشان داد که متغییرهای متفاوتی در ناحیه مرتع و دستکاشت روی جوامع بزرگ بیمهرگان تأثیر داشتند.
بحث: همانطور که نتایج این مطالعه نشان داد، تغییر کاربری زمین از مراتع به جنگلهای دستکاشت میتواند به طور قابل توجهی بر تنوع زیستی و جوامع بزرگ بیمهرگان تأثیر بگذارد. در این راستا مطالعات متعدد نشان میدهد که تغییر کاربری اراضی میتواند منجر به تغییراتی در تراکم و غنای بزرگ بیمهرگان در طول زمان شود. به طوری که در کاربریهای متعدد، گونههای حساس به اختلال از دست میروند و با گونههای دیگر جایگزین میشوند. در این مطالعه نیز جایگزینی بین جوامع بیمهرگان خاکزی مشاهده شد. بررسیها همچنین نشان میدهد که چنین تغییرات کاربری زمین منجر به تغییرات قابل توجهی در ترکیبات جوامع بزرگ بیمهرگان میشود. روی هم رفته، میتوان نتیجه گرفت که جنگلهایی که مدت زمان زیادی کاشته شدهاند، علیرغم تغییرات مشاهده شده در ترکیب جوامع خود، زمان کافی برای بازیابی داشتهاند. از آنجایی که تغییر کاربری بهویژه در دهههای اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است، اطلاعات جامع در مورد تأثیر آشکار اختلالات انسانی بر موجودات زنده خاک برای پرداختن به مسائل حفاظتی ضروری است.
واکاوی روند تغییرپذیری زمانی و مکانی دهههای خشکسالی در ایران
صفحه 110-127
https://doi.org/10.22034/envj.2024.469645.1398
سید کرامت هاشمی عنا، سید قاسم قربانزاده زعفرانی
چکیده مقدمه: موقعیت جغرافیایی و سرزمینی ایران و دور بودن از منابع رطوبتی، این کشور را به کمربندی خشک و نیمه خشک تبدیل نموده است. وقوع خشکی و خشکسالی پدیدهی ذاتی سرزمین ایران بوده است. خشکسالی وضعیتی گذرا و برگشتپذیر از اقلیم است که بسیاری به اشتباه آن را واقعهای تصادفی و نادر میپندارند. این پدیده در تمامی مناطق اقلیمی میتواند رخ دهد به همین دلیل مشخصات آن در مناطق مختلف متفاوت است. در همین راستا هدف از این مطالعه بررسی پایش خشکسالیهای ایران و رفتار حاکم بر آنها در دهههای مختلف است.
مواد و روشها: این پژوهش با استفاده از روشهای آماری و کمی انجام شد. برای انجام این پژوهش دادههای بارش 411 ایستگاه سینوپتیک، 3303 بارانسنجی و 546 ایستگاه کلیماتولوژی، طی باز بلن دمدت 51 ساله1970 تا 2020 استخراج شده است. با استفاده از روشهای معتبر ارزیابی، بهترین روش میان یابی، کریجینگ تشخیص داده شد. همچنین شبکه یا ماتریسی برای هر نقشه بارش روزانه 4260×18628 انتخاب شد. بدین ترتیب تعداد 18628 نقشه روزانه با 30459 یاخته شکل گرفت. ارزش یاختهها برای نقشههای مذکور در مقیاس سالانه به صورت یک ماتریس 51× 30459 تشکیل شد. این ماتریس مبنای محاسبات بعدی قرار گرفت. بعد از تشکیل پایگاه دادهای برای محاسبه شاخص خشکسالی از معادلات آماری وابسته با الگوریتم شاخص SPEI استفاده شده است. نهایتاً برای 5 دوره مختلف نقشههای مربوط با استفاده از نرم افزار GIS به پهنههای تر و خشک تبدیل و تحلیل گردید. برای بررسی نوسان دورهها از آزمون تحلیل روند من- کندال استفاده شد.
نتایج: نتایج حاصل از وضعیت خشکسالی طی پنج دههی مختلف بیانگر این است که به جز در دهه سوم (1991 تا 2000) در سایر دهههای دیگر خشکسالی در اکثر مناطق ایران حاکم بوده است. از طرف دیگر به سمت دهههای اخیر منتهی به 2020 شدت خشکسالیها به ویژه در بخشهای زاگرس میانی که همواره بعد از ناحیه خزری جز مناطق پربارش ایران بوده است به شدت زیاد شده است. دورههای پنجم و چهارم به ترتیب خشکترین دورهها در بین دورههای مورد بررسی بودهاند. به عبارت دیگر در دهههای اخیر خشکسالیها در وسعت و نیز شدت بیشتری ظاهر شدهاند. بررسیها نشان داد که تمامی سطح کشور روند افزایشی خشکسالی را تجربه کرده است. این روند افزایشی در برخی نواحی مانند خوزستان شدیدتر بوده است. طولانیترین نوسانات (9 ساله) در بخشی از استانهای سیستان و بلوچستان و زنجان به وقوع میپیوندد و غالبترین نوسانات حاکم بر خشکسالیهای ایران از نوع کوتاه مدت 2 تا 4 ساله بوده است. این وضعیت میتواند برای ایران که قطب تولیدی کشاورزی ایران همواره در امتداد کوههای زاگرس است بسیار نگرانکننده است.
بحث: خشکسالی و درجه رخداد آن مربوط به پهنه خاصی از کشور نیست و به تناوب تمامی بخشهای کشور در معرض رخداد این پدیده تصادفی قرار خواهد گرفت. بنابراین در تمامی سطح کشور خشکسالیها روند افزایشی داشتهاند. کمترین روند افزایشی در قسمتهایی از مرکز و نواحی بیابانی، بخشی از سواحل جنوبی، بخشی از غرب، شمال غرب و نیز پهنههای کوچکی در شمال شرق دیده میشود. بالاترین روند افزایشی خشکسالیها نیز در جنوب غرب کشور در استان خوزستان به چشم میخورد. در جنوب غرب، غرب، شمال شرق، بخشی از مرکز و قسمتی از استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان نیز روند افزایشی 8/0 – 6/0 داشتهاند. 67/43 درصد از سطح کشور نیز روند 4/0 – 2/0 را تجربه میکند نتایج نهایی این مطالعه نشاندهندهی وجود روند افزایشی خشکسالیها در 60 درصد از مساحت کشور است.