دوره و شماره: دوره 9، شماره 86، زمستان 1403 
حیات وحش

تغییرات فصلی رابطه طول-وزن و برخی متغیرهای زیستی در ماهی Cyprinion watsoni (Day, 1872) رودخانه سرباز

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/envj.2024.476789.1412

محمد برهانی، محمدرضا رحمانی، محمد پرکی، باقر نظامی بلوچی

چکیده مقدمه: درک روابط طول- وزن می‌تواند در ارزیابی ساختار جمعیت آبزیان، به‌ویژه جهت تخمین زیست‌توده، سن و وزن با استفاده از طول، کمک شایانی نماید. در سال‌های اخیر به دلایل مختلف از جمله تخریب رودخانه‌ها، ایجاد سد، آلودگی مناطق تخم‌ریزی و صید غیرقانونی، فراوانی جمعیت ماهی‌ها به سبب کاهش احتمال بقاء و موفقیت تولیدمثلی دستخوش تغییرات بسیاری شده است؛ بنابراین کسب اطلاعات در خصوص رابطه طول-وزن، در کنار هم‌آوری و شاخص‌های گنادی به‌ویژه طی یک سال، نه‌تنها در برآورد مدل‌های ارزیابی ذخایر آبزیان بلکه در فهم جنبه‌های زیستی آن‌ها که نشانه‌ی پویایی پایدار جمعیتشان و سلامت بوم‌سازگان‌های آبی است، مؤثر می‌باشد.
مواد و روش‌ها: با توجه به داده‌های اندک موجود در خصوص ماهی شیدار (Cyprinion watsoni) به‌منظور درک نوسانات سالانه رابطه طول-وزن و برخی پارامترهای دیگر، 100 عدد ماهی C. watsoni در بازه زمانی اردیبهشت 1395 الی تیر 1396 با استفاده از تور ماهیگیری از رودخانه سرباز صید شد. در این پژوهش علاوه بر مطالعه فصلی رابطه طول-وزن، پارامترهای زیستی متعددی از جمله الگوی رشد، شاخص وضعیت، وزن گناد، قطر تخمک، هم‌آوری مطلق و نسبی به تفکیک هر فصل محاسبه شد. به منظور بدست آوردن ضرب تعیین و تخمین منحنی‌های مدل‌های آماری در رابطه طول-وزن برای هر فصل، از طول استاندراد و لگاریتم طبیعی آن استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد رابطه طول-وزن ماهی شیدار در سه فصل بهار، تابستان و زمستان بالای 93 درصد همبستگی دارد که این مقدار حاکی از همبستگی بالای این رابطه در این ماهی، طی فصول مختلف است. شاخص الگوی رشد برای این ماهی در رودخانه سرباز طی فصول مختلف متغیر و در پاییز 3، بهار 52/3، تابستان 09/3 و زمستان 5/3 می‌باشد. همچنین بررسی شاخص وضعیت و رسیدگی جنسی که روند تغییرات آن‌ها بر هم منطبق است، حاکی از آن می‌باشد که این شاخص‌ها به ترتیب طی تابستان و زمستان به کمترین و بیشترین حد خود می‌رسند. بیشترین تعداد تخمک برای C. watsoni در تابستان (3/3405) و کمترین تعداد در بهار (4/1647) ثبت شد. به همین دلیل بیشترین هم‌آوری مطلق در فصل تابستان محاسبه شد. در حالی که هم‌آوری نسبی از فصل بهار روند صعودی به خود می‌گیرد و در زمستان به بیشترین مقدار خود می‌رسد.
بحث: فارغ از نوسانات فصلی در کلیه شاخص‌های محاسبه شده، به نظر می‌رسد با توجه به مقادیر الگوی رشد (3 b≥)، می‌توان نتیجه گرفت با افزایش طول، گونه مورد مطالعه در منطقه نمونه‌برداری شده گردتر و سنگین‌تر می‌شود و گونه مذکور تحت شرایط زیستی (از جمله در دسترس بودن غذا، شرایط فیزیکوشیمیایی مناسب و آلوده نبودن رودخانه) مناسبی رشد می‌نماید. مقادیر دو شاخص وضعیت و رسیدگی جنسی نیز، نتیجه اخیر را تأیید می‌نمایند. شاخص وضعیت ماهی شیدار بین 03/0 تا 1 محاسبه شد که نشان از شرایط زیستی بین بسیار بد تا بد برای این ماهی در رودخانه سرباز است؛ با این وجود نتایج مربوط به شاخص هم‌آوری حاکی از وضعیت زیستی مناسب گونه در آن منطقه می‌باشد. تطبیق نوسانات شاخص رسیدگی جنسی با شاخص وضعیت در این پژوهش نمایانگر تأثیر تخم‌ریزی بر شاخص وضعیت است؛ بنابراین هنگام بررسی شاخص وضعیت باید زمان تخم‌ریزی مدنظر باشد. با توجه به نوسانات فصلی کلیه شاخص‌های مورد بررسی به دلیل تغییرات وزنی غدد جنسی و تأثیر آن بر وزن کل، به‌منظور جلوگیری از ایجاد اریب در داده‌ها و نهایتاً تحلیل آن‌ها، پیشنهاد می‌گردد از وزن نمونه با شکم تخلیه شده، استفاده گردد.

توسعه پایدار

بررسی رفتار سبز ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 15-26

https://doi.org/10.22034/envj.2024.482628.1422

زهرا اقائی دهنوی، سید نصراله سجادی، مهرزاد حمیدی، مهدی غفوری یزدی

چکیده مقدمه: در دنیای امروز، اهمیت مسائل محیط‌زیستی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. تغییرات اقلیمی، آلودگی محیط‌زیست، کاهش منابع طبیعی و تهدیدات محیط‌زیستی از جمله چالش‌هایی هستند که جوامع بشری با آن‌ها مواجه‌اند. در این میان، ورزشکاران به‌عنوان الگوهای اجتماعی و فرهنگی می‌توانند نقش مهمی در ارتقای آگاهی محیط‌زیستی و تشویق به رفتارهای سبز ایفا کنند. شهرت و تأثیرگذاری ورزشکاران به‌ویژه در سطح ملی می‌تواند عامل مهمی در ترویج این ارزش‌ها و رفتارهای سبز در بین طرفداران و جامعه ورزشی باشد. هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی رفتار سبز ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران بود.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر توصیفی و به لحاظ هدف کاربردی بود که گردآوری اطلاعات آن به‌صورت پیمایشی انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع کمی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل ورزشکاران تیم‌های ملی ایران بود که در بازه زمانی اسفند 1402 تا خرداد 1403 در اردوهای تیم ملی در تهران حضور داشته‌اند که بر اساس کسب اطلاعات از مراجع زیربط 420 نفر برآورد شدند. حجم نمونه نیز بر اساس جدول مورگان 201 ورزشکار محاسبه شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه اصلاح شده  Potteiger و همکاران (2017) استفاده شد. برای بررسی و تأیید روایی پرسشنامه نیز با از نظرات 15 عضو هیأت علمی از دانشکده‌های علوم ورزشی و تندرستی و محیط زیست و منابع طبیعی بهره گرفته شد. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ بررسی شد و مقدار آلفای به‌دست‌آمده 839/0 بود که نشان‌دهنده پایایی قابل قبول پرسشنامه است. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. برای بررسی طبیعی بودن توزیع داده‌ها از آزمون کولموگروف- اسمیزنوف و برای تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها از آزمون‌های تی تک نمونه‌ای، همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شد. با استفاده از آزمون تی تک نمونه‌ای، میزان آگاهی، نگرش و رفتار سبز ورزشکاران مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی ارتباط بین آگاهی، نگرش و رفتار سبز از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. درنهایت برای پیش‌بینی رفتار سبز بر اساس آگاهی و نگرش محیط‌زیستی نیز از رگرسیون خطی استفاده شد.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد وضعیت آگاهی، نگرش و رفتار محیط‌زیستی ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران بالاتر از حد مبنا (3) بوده است و بین آگاهی و نگرش محیط‌زیستی با رفتارسبز ورزشکاران منتخب تیم های ملی ج.ا.ا رابطه مثبت معنادار وجود دارد (p<0.001). از طرفی مؤلفه‌های آگاهی محیط‌زیستی (Beta=0.335) و نگرش محیط‌زیستی(Beta=0.232)  (R2=0.147, P<0.001) ارتباط معنادار و شرایط پیش‌بینی‌کنندگی برای رفتارسبز ورزشکاران منتخب تیم‌های ملی جمهوری اسلامی ایران را دارا بودند.
بحث: یافته‌های این تحقیق تأکید می‌کنند که آموزش و ترویج آگاهی‌های محیط‌زیستی در میان ورزشکاران می‌تواند به بهبود رفتارهای محیط‌زیستی آنان کمک کند و ارتقاء فرهنگ سبز در جامعه ورزشی را تسهیل نماید. بر این اساس پیشنهاد می‌شود با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت محیط زیست، چالش‌های محیط‌زیستی حال حاضر دنیا و نقش مؤثر ورزشکاران ملی بر جامعه و ورزش دوستان، سازمان‌های ورزشی و متولیان ورزش به توسعه آگاهی و نگرش محیط‌زیستی در بین ورزشکاران تیم‌های ملی توجه ویژه داشته باشند. برای این منظور در برنامه‌ریزی‌های آموزشی اقدام به طراحی دوره‌های آموزشی با مضامین آشنایی با رفتار سبز، محیط‌زیست و چالش‌های محیط‌زیستی، نقش ورزشکاران در توسعه رفتار سبز و ارتباط متقابل ورزش، ورزشکاران و رفتار سبز نمایند.

ارزیابی زیست محیطی

ارزیابی امنیت بوم‌شناختی و آسیب‌پذیری گردشگری در منطقه حفاظت شده حرا

صفحه 27-46

https://doi.org/10.22034/envj.2025.497629.1452

پروانه سبحانی، افشین دانه کار

چکیده مقدمه: مفهوم امنیت بوم‌شناختی گردشگری به توسعه هماهنگ گردشگری و محیط زیست برای توسعه پایدار اشاره دارد. این مفهوم متکی بر حفظ ظرفیت‌های بوم‌شناختی محیط است. به‌عبارت دیگر امنیت بوم‌شناختی وضعیتی از اکوسیستم تعریف می‌شود که ساختار و عملکرد آن برای حفاظت از زیستگاه و حمایت از فعالیت‌های زندگی انسانی، اقتصادی و اجتماعی، یکپارچه، سالم و پایدار باشد. امنیت بوم‌شناختی گردشگری یک چارچوب تحقیقاتی جدید و ابزار عملی را، برای تجزیه و تحلیل توسعه پایدار منطقه‌ای فراهم می‌کند. این امر توسعه گردشگری با کیفیت بالا را تسهیل کرده و  از اکوسیستم‌های طبیعی نیز محافظت می‌کند. بنابراین، امنیت بوم‌شناختی برای بررسی منابع زیستی در ارتباط با جامعه، اقتصاد و محیط زیست از نقش مهمی برخوردار ‏است و به‌ویژه در ارتباط با مناطق تحت حفاظت، می‌تواند اطلاعات حیاتی را برای حفظ زیستگاه‌ها و راهبردهای حفاظتی در این مناطق فراهم ‏نماید. هدف از این مطالعه ارزیابی بوم‌شناختی گردشگری بر اساس ایجاد چارچوبی از ‏محرکه‌ها و فشارهای ایجاد شده در منطقه حفاظت شده حرا می‌باشد.
مواد و روش‌ها: برای این منظور از مدل DPSIR (نیروی محرکه- فشار- وضعیت- تأثیر- پاسخ) برای ارزیابی‌ها استفاده شد و شاخص‌های مؤثر بر امنیت بوم‌شناختی ‏گردشگری در منطقه حفاظت شده حرا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.‏ در ابتدا، بر اساس اسناد و مطالعات پیشین و با توجه به نظرات متخصصان و کارشناسان فهرستی از شاخص‌های مؤثری که می‌تواند امنیت بوم‌شناختی گردشگری را تحت تأثیر قرار ‌دهند، تهیه شد. ‏جامعه آماری نظرسنجی از متخصصان و کارشناسان بر اساس جدول مورگان 25 نفربوده که از ‏بین اساتید دانشگاهی با تخصص گردشگری، مؤسسات و سازمان‌های گردشگری با حداقل پنج سال سابقه فعالیت و پژوهش در زمینه گردشگری به‌صورت مصاحبه حضوری و تکمیل هم‌زمان پرسشنامه صورت گرفت. همچنین تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق روش‌ بیش‌ترین فراوانی و میانگین‌گیری و وزن‌دهی نیز با استفاده از مدل ANP صورت گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که بیش‌ترین امنیت بوم‌شناختی گردشگری (344/0) در شرق جزیره خورخوران و غرب ‏زیستگاه سایه خوش به‌ویژه مناطق مرکزی جنگل‌های مانگرو قابل مشاهده است و در مقابل کم‌ترین میزان (277/0)، مربوط به ‏شمال و جنوب منطقه اطراف جزیره مردو، خمیر لشتقان و قشم ساحلی به دلیل گسترش فعالیت‌های مختلف انسانی می‌باشد. علاوه براین، نتایج طبقه‌بندی امنیت بوم‌شناختی گردشگری نشان داد که منطقه حفاظت شده حرا دارای 68/56 درصد ‏طبقه امن بوم‌شناختی گردشگری و 32/43 درصد طبقه ناامن می‌باشد. ارزیابی شاخص‌های مؤثر بر امنیت بوم‌شناختی گردشگری نیز حاکی از آن است که بیشترین امتیاز در بین "محرکه‌ها" مربوط به افزایش ساخت و سازها با مقدار 64/3، در بین "فشارها" شاخص برداشت بیش از حد از سرشاخه‌ها و تعلیف شترهای ‏سرگردان با مقدار 88/4، در بین شاخص‌های "وضعیت" سطح تراکم پوشش گیاهی با مقدار 22/3، در بین ضرایب "پاسخ‌ها" جلوگیری از سرشاخه‌زنی و تأمین علوفه برای تعلیف دام‌ها (به‌ویژه شتر) با مقدار 18/3 می‌باشد. مطابق نتایج، شاخص وضعیت در جنگل‌های مانگرو جزیره و تنگه خورخوران به دلیل محدودیت توسعه ‏فعالیت‌های انسانی کمترین مقدار را به خود ‏اختصاص داده است، درحالی‌که بیشترین شاخص وضعیت‏ در شمال، جنوب ‏منطقه و مراکز توسعه فعالیت‌های انسانی قابل ‏مشاهده است. همچنین بیشترین شاخص اثر مربوط به اطراف بنادر، اسکله‌های ‏تجاری و گردشگری، مناطق ساحلی و ‏مراکز توسعه گردشگری می‌باشد. براین اساس، در مناطقی که با توسعه فعالیت‌های انسانی همراه است، امنیت بوم‌شناختی کاهش یافته است و در راستای آن شاخص‌های "محرکه"، "فشار" و "اثر" نیز افزایش داشته است.
بحث: یافته‌ها نشان می‌دهد که بیشترین تهدیدات امنیت بوم‌شناختی گردشگری مربوط به فعالیت‌های انسانی کنترل ‏نشده و همچنین نظارت ناکافی بر توسعه و بهره‌برداری از بنادر و اسکله‌ها در منطقه است. بنابراین، کنترل این فشارها ‏و تهدیدات مستلزم برنامه‌ریزی و اجرای مدیریتی یکپارچه در سطح منطقه می‌باشد. نتایج این مطالعه ‏می‌تواند با ارائه گستره‌ای ‌از عوامل کلیدی و شاخص‌های مؤثر بر امنیت بوم‌شناختی گردشگری ‏در منطقه حفاظت شده حرا، به تصمیم‌گیران و برنامه‌ریزان ‏در تدوین برنامه‌ای مدیریتی و هم‌چنین اتخاذ اقداماتی راهبردی ‏در این منطقه کمک نماید.‏ تأکید بر آگاهی‌بخشی جوامع محلی، افزایش همکاری میان‌بخشی و استفاده از فناوری‌های نوین در پایش تهدیدات و توسعه پایدار گردشگری ‏می‌تواند منجر به حفاظت از اکوسیستم‌های طبیعی شود. همچنین نتایج این مطالعه، چارچوبی جامع برای برنامه‌ریزی‌های مدیریتی ‏و سیاست‌گذاری‌های محیط زیستی ارائه می‌دهد و می‌تواند به‌عنوان الگویی برای سنجش امنیت بوم‌شناختی و آسیب‌پذیری گردشگری در سایر مناطق باشد.

محیط زیست دریایی

ارزیابی تأثیر نانوذرات اکسید روی به عنوان ضدفولینگ دوستدار محیط‌زیست در رنگ اپوکسی بر قفس پرورش ماهی دریایی

صفحه 47-64

https://doi.org/10.22034/envj.2025.502369.1461

ساجده مزارعی، محسن صفائی، احمد همایی، زهرا قاسمی

چکیده مقدمه: فولینگ زیستی به فرآیند چسبیدن و رشد موجودات بر روی سطوح در آب‌های دریایی اطلاق می‌شود. این پدیده از مشکلات عمده صنایع دریایی مانند صنایع آبزی‌پروری محسوب می‌شود و بنابراین رنگ‌های ضد فولینگ برای مبارزه با موجودات فولینگ‌کننده توسعه یافتند. با توجه به تأثیرات منفی رنگ‌های سمی ضد فولینگ بر محیط زیست، توسعه رنگ‌های دوست‌دار محیط زیست به هدفی مهم برای محققان تبدیل شده است، یکی از رویکردهای نوآورانه برای حل این مشکل، استفاده از نانوذرات در تولید رنگ‌های دوستدار محیط زیست می‌باشد. تحقیق حاضر به تحلیل خواص ضد فولینگ نانوذرات اکسید روی در ترکیب رنگ اپوکسی اختصاص دارد.
مواد و روش‌ها: اثربخشی ضد فولینگ نانوذرات اکسید روی از طریق آزمایش‌های ضدباکتریایی به مدت 48 ساعت در غلظت‌های 400، 200، 100، 50، 25، 5/12، 25/6، 125/3 و 0 (شاهد) میلی‌گرم در لیتر و ضد جلبکی به مدت 72 ساعت در غلظت‌های 800، 400، 200، 100، 50، 25، 5/12، 25/6 و 0 (شاهد) میلی‌گرم در لیتر و همچنین بررسی اثر سمیت آن بر دو گونه زئوپلانکتون Amphibalanus amphitrite و Artemia salina  به مدت 72 ساعت در غلظت‌های 400، 200، 100، 50، 25، 5/12، 25/6 و 0 (شاهد) در آزمایشگاه ارزیابی و ثابت شد. عملکرد ضدفولینگ نانو ذرات اکسید روی با اضافه کردن  2%، 4% و 8% وزنی به رنگ رزین اپوکسی روی قطعات فایبرگلاس به مدت 90 روز در  قفس پرورش ماهی در محیط دریا ارزیابی شد.
نتایج: حداقل غلظت بازدارنده نانو ذرات اکسید روی در دو باکتری Staphylococcus aureus و Escherichia coli  به‌ترتیب برابر با 5/12 و 50 میلی‌گرم در لیتر تعیین شد. در آزمایش ضد جلبکی نانو ذرات اکسیدروی، غلظت مهارکنندگی میانی (IC50) برای جلبک Chaetoceros muelleri ، 58/83 میلی‌گرم در لیتر  و بیشترین درصد بازدارندگی متوسط رشد ویژه در غلظت 800 میلی‌گرم در لیتر برابر 87/83 درصد تعیین شد. نانوذرات اکسید روی حتی در کم ترین غلظت مورد آزمون نیز باعث ایجاد سمیت در ریزجلبک C. muelleri گردیدند. غلظت نیمه‌کشنده (LC50) نانو ذرات برای Amphibalanus amphitrite و Artemia salina به ترتیب 69/162 و 66/395 میلی گرم در لیتر بدست آمد. نتایج نشان داد کمترین وزن قطعات فایبر گلاس در روز 30، 60 و 90 مربوط به تیمار نانو ذرات اکسید روی  %8 بود که در هر سه دوره با تیمارهای شاهد تفاوت معنی‌داری نشان داد (05/0≥P).
بحث: خواص ضد باکتریایی نانو ذرات اکسید روی می‌تواند به دلیل گونه‌های فعال اکسیژن، تولید احتمالی رادیکال‌های آزاد و آزادسازی یون‌های فلزی باشد. نانو ذرات می‌توانند وارد دیواره سلولی جلبک شده و باعث آسیب ساختاری شوند که منجر به آزاد شدن محتویات سلولی و در نهایت مرگ سلولی می‌شود. اثر بخشی ضد فولینگ رنگ با افزایش میزان نانواکسید روی افزایش یافت. غلظت‌های بالا از نانوذرات ذرات اکسید روی مقادیر زیادی یون‌های روی را آزاد می‌کند. یون روی می‌تواند از غشای سلولی عبور کرده و گونه‌های اکسیژن  فعال تولید ‌کنند و منجر به آسیب به اجزای سلولی، اختلال در عملکرد سلولی و مرگ سلولی شود. کارایی بالای ضد فولینگ نانو ذرات اکسید روی می‌تواند یک راهکار مؤثر برای مقابله با فولینگ زیستی دریایی باشد.

توسعه پایدار

آینده پژوهی طراحی پارک‌های شهری با رویکرد شهر بیوفیلیک

صفحه 65-87

https://doi.org/10.22034/envj.2025.479139.1416

داود وفاداری کمارعلیا، یونس پوربیرامی هیر، محمد وفاداری کمارعلیا

چکیده مقدمه: مناظر شهری به ویژه پارک‌های شهری از مهم‌ترین فضاهای شهری در جهت ادغام شهرها با طبیعت محسوب می‌شوند. بر همین اساس هدف از پژوهش حاضر آینده پژوهی طراحی پارک‌های شهری با رویکرد شهر بیوفیلیک می‌باشد.
مواد و روش‌ها: برای جمع‌آوری داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای برای نگارش مقدمه و مصاحبه در دو مرحله در جهت دستیابی به بازیگران و اهداف بهره گرفته شد. در مصاحبه اول از متخصصین معرفی بازیگران اصلی و اهداف مهم مرتبط با هدف تحقیق درخواست گردید و در مرحله بعدی بعد از جمع‌آوری داده‌های مرتبط با بازیگران و اهداف تأثیرگذار بر هدف تحقیق، ماتریس‌های بازیگر- بازیگر و بازیگر- هدف تشکیل شده و سپس در قالب ورد در اختیار متخصصین قرار داده شد و از آن‌ها درخواست گردید ابتدا تأثیرات بازیگران بر روی یکدیگر را با شماره‌های 0،1،2،3،4 مشخص نمایند که در آن عدد صفر عدم تأثیر و عدد 4 بیشترین تأثیرگذاری را دارد و سپس میزان موافقت و مخالفت بازیگران با اهداف را از طریق شماره‌های 0،1،2،3،4، 1-،2-،3-،4- آشکار سازند که در آن عدد صفر بدون نظر، عدد 4 بیشترین موافقت و عدد 4- بیشترین مخالفت را نشان می‌دهد. بعد از وارد کردن نظرات متخصصین در نرم افزار مکتور تحلیل‌های مرتبط با موضوعات مورد نظر همچون تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین بازیگران و سایر موارد مورد نیاز انجام گرفت و نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر مورد استفاده گردید و در پایان مدل نهایی تحقیق از طریق نرم‌افزار اطلس تی آی استخراج شد.
نتایج: نتایج نشان داد که شوراهای اسلامی شهر و شهرداری‌ها تأثیرگذارترین و رقابت پذیرترین بازیگران و تنوع گیاهی، بهره‌گیری از ویژگی‌های آب، طراحی فضاهای تعامل با طبیعت، طراحی فضاهای موزه‌ای مرتبط با طبیعت، طراحی فضاهای آشنایی با گیاهان، توجه به طراحی مسیرهای سبز، رعایت سرانه منظر نرم نسبت به منظر سخت، طراحی ابنیه موجود در پارک بر اساس طبیعت، توجه به نظافت پارک‌ها، بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر، بهره‌گیری از ظرفیت گیاهان بومی، بهره‌گیری از رنگ‌های شاد، بهره گیری از مصالح طبیعت محور، طراحی ارگانیک و طبیعت گونه فضاها، توجه به حس بینایی در طراحی و وجود روشنایی مطلوب مهم‌ترین اهداف از جانب بازیگران می‌باشند.
بحث: به طور کلی می‌توان بیان کرد که تصمیمات گرفته شده توسط شوراهای اسلامی شهر و شهرداری‌ها بیشترین تأثیر را بر پیاده‌سازی رویکرد بیوفیلیک در طراحی پارک‌های شهری و همچنین عملکرد سایر بازیگران مرتبط با فرآیند مذکور دارند. بنابراین دو بازیگر ذکر شده باید تصمیمات تخصصی و منطبق با شرایط منطقه مورد نظر را در دستور کار خود قرار دهند و مصوبه‌ها و برنامه‌ریزی‌های تخصص محور را در اختیار سایر بازیگران قرار دهند تا این تصمیمات همچون پل ارتباطی و راهگشای عملکرد سایر بازیگران در اجرای نقش خود باشند. همچنین برنامه‌ریزان شهری، شهرسازان، مهندسان فضای سبز، معماران منظر و مهندسان طبیعت نیز به عنوان دیگر بازیگران در فرآیند پیاده‌سازی رویکرد بیوفیلیک در طراحی پارک‌های شهری باید ارتباط بین خود را تقویت نموده و تصمیمات هم راستایی را اتخاذ نمایند تا این تصمیمات مکمل یکدیگر شده و از ایجاد مانع و مشکلات جلوگیری گردد.

محیط زیست دریایی

تغییرات فصلی اجتماع پلانکتون‌ها در حوضچه‌های نمک پتروشیمی ماهشهر و خور اودله

صفحه 88-105

https://doi.org/10.22034/envj.2025.486244.1439

فرحناز کیان ارثی، کبری جلالی، مهرناز شیرمحمدی، محسن مزرعاوی، حسین هوشمند، جمیل بنی طرفی زادگان

چکیده مقدمه: فیتوپلانکتون‌ها به عنوان تولیدکنندگان اولیه در پایه شبکه‌های غذایی در اکوسیستم­‌های آبی قرار دارند. زئوپلانکتون‌های دریایی جز تولیدکنندگان ثانویه شبکه غذایی دریایی محسوب می‌شوند توزیع و پخش زئوپلانکتون‌ها بر پتانسیل رشد ماهیان منطقه به‌ویژه لارو آن‌ها تأثیر می‌گذارد. حساسیت پلانکتون‌ها به تغییرات جزئی محیط، آن‌ها را به اندیکاتورهای زیستی مناسبی تبدیل کرده که منعکس‌کننده شرایط سلامت اکوسیستم آبی می‌باشند. لارو میگو و ماهی در مرحله آبگیری حوضچه­های نمکی ماهشهر، از خور اودله به عنوان تنها منبع تأمین­کننده آب حوضچه­‌ها، از طریق پمپاژ به داخل حوضچه ها وارد می‌شوند و در شرایط سخت رشد می‌­کنند در نتیجه ارزیابی منظم جهت حفاظت از ساکنین این اکوسیستم آبی ضروری است. هدف از این مطالعه بررسی سلامت زیستی اکوسیستم حوضچه‌های نمک ماهشهر و خور اودله توسط شاخص کیفیت آب (WQS, Water Quality Score) و شاخص­های اکولوژیکی بر حسب جوامع پلانکتونی این اکوسیستم بود.
مواد و روش‌ها: نمونه‌برداری از 7 ایستگاه از خور اودله تا حوضچه­های نمک 1و 2 انجام گرفت. برداشت از آب جهت بررسی فیتوپلانکتون‌­ها و زئوپلانکتون­‌ها توسط تور پلانکتون­گیری، در چهار فصل از خرداد 1402 تا اردیبهشت 1403 انجام گرفت. عوامل فیزیکی شیمیایی شامل اکسیژن محلول، pH، فسفات، نیترات و اکسیژن خواهی بیوشیمایی جهت ارزیابی شاخص WQS سنجش شدند. بعضی عوامل فیزیکوشیمیایی از قبیل pH، دما و اکسیژن محلول در محل نمونه‌برداری با استفاده از دستگاه مولتی پارامتر پرتابل و شوری توسط دستگاه شوری­سنج اندازه‌گیری گردید. بقیه پارامترها توسط روش‌های استاندارد آزمایشی سنجیده شدند.
نتایج: در طی این تحقیق، با دور شدن از خور و پیشروی به سمت درون حوضچه‌ها فراوانی فیتوپلانکتون‌ها، شوری، نیترات و شاخص غالبیت روند افزایشی و فراوانی زئوپلانکتون­ها، فسفات، شاخص تنوع، غنای گونه­ایی و تراز­زیستی روند کاهشی را نشان داد. همچنین یک پیک زمستانی برای تراکم فیتو­پلانکتون­‌ها و به دنبال آن یک پیک بهاری برای تراکم زئوپلانکتون­‌ها مشاهده شد. در این مطالعه 51 گونه از 6 شاخه فیتوپلانکتونی و 17 گونه و 4 لارو از 2 شاخه زئوپلانکتونی شناسایی شد. میانگین فراوانی برای فیتوپلانکتون­‌ها 4229 سلول در لیتر و برای زئوپلانکتون‌­ها 10395 سلول در لیتر ثبت گردید.خانواده‌­های Bacillariaceae و Paracalanidae و همچنین مراحل لاروی (ناپلیوس و کوپه‌­پودا) گروه­های غالب را در منطقه به خود اختصاص داده بودند. طبق ارزیابی شاخص WQS رتبه 6/2 برای ایستگاه­‌های خور و حوضچه نمک شماره 1 و رتبه 4/3 برای ایستگاه‌­های درون حوضچه شماره 2 تعیین شد. مقادیر pH و اکسیژن محلول در طول دوره نمونه‌­برداری دارای امتیاز 5 (کیفیت خوب)، نیتروژن کل، فسفر کل و BOD5 در طول دوره مطالعه دارای امتیاز 1 (کیفیت پایین) بودند. در مجموع، ایستگاه­های خور ادوله و ابتدای حوضچه شماره 1 کیفیت پایین و ایستگاه­های انتهای حوضچه شماره 1 و درون حوضچه شماره 2 دارای کیفیت ضعیف از لحاظ کیفیت آب بوده اند. یک همبستگی مثبت بین فراوانی فیتوپلانکتون­‌ها با میزان شوری و نیترات مشاهده شد. درحالی که زئوپلانکتون‌­ها رابط معکوسی با این دو پارامتر نشان دادند.
بحث: طبق بررسی انجام شده با افزایش شوری و نیترات به سمت درون حوضچه­ها فراوانی فیتوپلانکتون‌ها افزایش درحالی که زئوپلانکتون­‌ها کاهش­‌یافته بودند که علت آن احتمالاً حساسیت زئوپلانکتون­‌ها به شوری و ایجاد فشاراسمزی بیش از حد توان آن‌ها بود که به دنبال آن با کاهش شکارچی و موجود بودن نیترات به عنوان منبع غذایی فیتوپلانکتون­‌ها ما شاهد رشد بیشتر فیتوپلانکتون­‌ها بودیم. همچنین با پیشروی به سمت حوضچه‌­ها به دلیل تبخیر شدید و شوری بالا تنوع گونه‌­ایی کاهش‌­یافته و گونه‌­های مقاوم جمعیت غالب را تشکیل داده بودند. از طرفی با توجه به نتایج شاخص WQS کیفیت آب منطقه پایین بود که می توان آن را به شرایط استرس­زا همچون تبخیر شدید نسبت داد. بنابراین در حوضچه‌ها جهت رفا شرایط زیست آبزیان ساکن این منطقه انجام پایش­‌های متوالی و شناسایی فاکتورهای استرس‌­زا و رفع آن‌ها ضروری می­‌باشد.

ارزیابی زیست محیطی

ارزیابی ریسک سلامت ناشی از فاضلاب شهرک صنعتی چرمشهر مشهد

صفحه 106-120

https://doi.org/10.22034/envj.2025.492282.1442

سمیه خجسته، آزاده کریمی

چکیده مقدمه: در طی چند دهه گذشته جوامع بشری مشاهده کرده‌اند که غلظت فلزات سنگین در محیط زیست به دلیل توسعه صنعتی، اکتشاف معادن، صنایع ذوب و گاهاً به دلیل انتشارات تصادفی افزایش یافته و سلامت انسان را به خطر انداخته است. شهرک‌های صنعتی از جمله مراکزی هستند که در صورت عدم نظارت کافی می‌توانند منجر به پراکندگی فلزات سنگین در محیط زیست و به خطر افتادن سلامت افراد ساکن در آن منطقه شوند.
مواد و روشها: در این تحقیق، به منظور بررسی مخاطرات محیط زیستی شهرک صنعتی چرمشهر به ارزیابی ریسک سلامت ناشی از مواجهه با فاضلاب این شهرک صنعتی پرداخته شد. بدین منظور، از نرم‌افزار تحت وب سیستم اطلاعات ارزیابی ریسک (RAIS) استفاده شد که احتمال خطرات سرطان‌زایی و غیر سرطانزایی ناشی از مواجهه با آلاینده‌های فاضلاب را برای گروه‌های مختلف محاسبه می‌کند. نمونه‌های فاضلاب اندازه‌گیری شده بین سال‌های 2004 تا 2019 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و پس از شناسایی آلاینده‌ها، خطرات غیرسرطان‌زایی و خطر سرطان‌زایی قرار گرفتن در معرض آلاینده‌ها ارزیابی گردید.
نتایج: بر اساس نمونه‌برداری از خروجی تصفیه خانه چرمشهر، در اکثر موارد خطر غیرسرطان‌زایی مواجهه با آلاینده‌های موجود در آب کمتر از 1 بوده، بنابراین خطر قابل توجهی برای ساکنین نسبت به آب‌های سطحی وجود ندارد. در یک مورد، خطر غیر سرطان‌زایی قرار گرفتن در معرض آلاینده‌ها در آب از مسیر دهانی در محدوده 1 > HQ > 1/0 بود، بنابراین خطرات احتمالی کم بود. در یک مورد دیگر، خطر غیرسرطانی قرار گرفتن در معرض این آلاینده در آب از راه خوراکی برای کودک در محدوده 1 > HQ > 1/0 بود، بنابراین خطرات بالقوه کم گزارش شد. بر اساس نتایج، این خطر به دلیل قرار گرفتن در معرض کروم شش ظرفیتی بود که به دلیل وجود صنایع چرم در فاضلاب یافت می‌شود. میزان خطر سرطان‌زایی از مسیرهای دهان و پوست در محدوده 5-10 > Risk > 10-6 و 4-10 > Risk > 10-5 بود. بنابراین احتمال سرطان‌زایی وجود دارد. خطر کل نیز در محدوده 4-10 < Risk و 4-10 > Risk > 10-5 بود، بنابراین خطر سرطان‌زایی کل قطعی یا محتمل است و در برخی موارد هیچ خطر شناخته شده‌ای وجود ندارد.
بحث: بررسی نتایج نشان می‌دهد که خطر سلامتی موجود به دلیل وجود کروم شش ظرفیتی و در برخی موارد نیکل است. بر اساس مطالعات پیشین گاهی اوقات کروم به ترکیبات پایدار با سمیت بالاتر در محیط طبیعی تبدیل می‌شود. بر اساس غلظت مربوط به مواد شیمیایی از جمله فلزات سنگین و بسته نرم‌افزاری ارزیابی ریسک محیط زیستی به ارزیابی ریسک یا در معرض قرارگیری گروه‌های مختلف افراد و تحت تأثیر قرار گرفتن سلامت آن‌ها در نتیجه غلظت‌های مواد شیمیایی منتج شده از فعالیت‌های صنعتی پرداخته شد. بررسی نتایج نشان می‌دهد که این خطر به دلیل وجود کروم شش ظرفیتی و در برخی موارد نیکل است. نتایج حاکی از آن است که احتمال خطرات غیر سرطان‌زا و خطرات سرطان‌زای قرار گرفتن در معرض کروم شش ظرفیتی و نیکل ممکن، محتمل و در برخی موارد قطعی است. بنابراین نظارت بر فرایند تصفیه‌خانه چرمشهر و پایش مقادیر آلاینده‌ها در فواصل زمانی مشخص ضروری است. سنجش دوره‌ای و مداوم آلاینده‌ها و ارزیابی ریسک ناشی از حضور آلاینده‌های کروم شش ظرفیتی و نیکل بر ماهی‌ها، سایر حیوانات و گیاهان منطقه می‌تواند در کنترل آلودگی‌های محیط زیستی، ارائه برنامه‌های پایش و تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای مفید واقع شوند.
 

مدیریت پسماند

بررسی امکان استخراج ترکیبات فنولی از ضایعات کشمش با هدف مدیریت پسماند ضایعات واحدهای فرآوری کشمش

صفحه 121-136

https://doi.org/10.22034/envj.2025.492847.1443

امیرعباس متین، بهاره عظیمی، حسین هاشم پور

چکیده مقدمه: انگور از عمده‌­ترین و پرتولیدترین محصولات کشاورزی در جهان به حساب می­‌آید. ایران در حال حاضر با داشتن بالغ بر ٢٥٢ هزار هکتار باغ انگور هفتمین تولیدکننده بزرگ انگور در دنیا به‌شمار می‌­آید. همچنین ایران، به‌علت داشتن زمین‌­های مستعد قابل کشت، از روزگاران قدیم به تنوع در ارقام انگور و تولید و صادرات انواع محصولات آن شناخته شده است. با توجه به اهمیت اقتصادی کشمش و انگور در اقتصاد ملی و استعدادهای بالقوه فراوان کشور برای ارتقاء کمی و کیفی این گروه از محصولات و با توجه به رقابت‌­های جهانی در زمینه بازار محصولات کشاورزی و پتانسیل بالای محصول کشمش برای صادرات لزوم تولید این محصول بر کسی پوشیده نیست. از عوامل مهم بقا در شرایط پررقابت امروزی، کاهش هزینه­‌های تولید و بازاریابی محصول است. انتخاب شیوه‌­های مناسب، می‌­تواند به شکل قابل ملاحظه­‌ای هزینه­‌ها را کاهش و قابلیت رقابت­‌پذیری تولیدکنندگان را افزایش دهد. وجود پسماندهای لاینفک در این صنعت، تولیدکنندگان را با چالش‌­هایی روبه­‌رو کرده است که اگر مدیریت پسماند و ضایعات حین فرآوری به کمک علم روز انجام گیرد نه تنها از جنبه دفع پسماندها بلکه از جنبه صرفه­‌جویی در انرژی و هزینه‌­ها کمک بزرگی به تولیدکنندگان می‌­شود. در حوزه کشمش ارزش افزوده فراورده­‌های جانبی ناشی از ضایعات، که هم‌­اکنون در کشورهای پیشرو حاصل می­‌شود، گاه با خود محصول برابری می­‌کند. ضایعات کشمش به روش­‌های مختلفی بازیافت و مورد استفاده قرار می­‌گیرد. یکی از ترکیبات با ارزش در انگور ترکیبات فنولی می‌­باشد که در صنایع مختلف مورد استفاده قرار می­‌گیرد. در این کار با هدف مدیریت پسماند واحدهای تولید کشمش، پتانسیل ضایعات مختلف کشمش در استخراج ترکیبات فنولی مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روش‌­ها: برای بررسی امکان استخراج ترکیبات فنولی از ضایعات کشمش واحدهای فرآوری کشمش در استان آذربایجان شرقی استفاده شده است. به این منظور ضایعات مختلف کشمش شامل، ضایعات پشت لیزر، پوچ، تراشه دم، ضایعات شکست و نارس در استخراج ترکیبات فنولی مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین اثر حلال­‌های مختلف شامل متانول، اتانول، آستون و ترکیب حلال­‌ها برای استخراج ترکیبات فنولی استفاده شده و پارامترهای بازده عصاره­‌گیری، فعالیت آنتی‌اکسیدانی و محتوای کل فنول برای ارزیابی و مقایسه فرآیند استفاده شده است. برای اندازه‌­گیری خاصیت آنتی‌اکسیدانی از روش مهار رادیکال­های آزاد DPPH و برای محاسبه محتوی فنول کل از روش واکنش معرف فولین استفاده شده است.
نتایج: نتایج نشان داد که همه ضایعات کشمش دارای ترکیبات فنولی با مقادیر مختلف می­‌باشند. مقدار فعالیت ضد اکسیدانی برای ضایعات نارس، شکست، تراشه دم، پوچ و لیزر به ترتیب برابر 16/23، 31/24، 19/26، 42/28 و 82/ 18 µg/ml  بدست آمد. همچنین مقدار محتوای کل فنول برای ضایعات نارس، شکست، تراشه دم، پوچ و لیزر به ترتیب برابر 421، 11/426، 86/387، 24/369 و 2/465 mg GAE/100 g  اندازه­گیری شد. در بین ضایعات کشمش، ضایعات پشت لیزر از لحاظ محتوی فنول و فعالیت ضد اکسیدانی بهترین وضیعت را دارد. همچنین بهترین حلال برای استخراج ترکیبات فنولی، متانول خالص می­باشد. ضایعات لیزر در حلال استخراجی متانول خالص دارای 2/468 میلی گرم در هر گرم از عصاره هم ارز گالیک اسید دارای محتوی فنولی می­‌باشد.
بحث: با توجه به نتایج می‌توان نتیجه گرفت که بهترین بازده تست آنتی اکسیدانی که در کمترین مقدار IC50 حاصل می­‌گردد، مربوط به ضایعات لیزر با غلظت 82/18 میکروگرم بر میلی لیتر می‌­باشد. به‌طور کلی نتایج نشان داد که ضایعات فراوری کشمش می‌­تواند به عنوان منبعی ارزان قیمت، برای استخراج ترکیبات فنولی مورد استفاده قرار گیرد.