دوره و شماره: دوره 10، شماره 87، بهار 1404 
مدیریت پسماند

شناسایی مناطق مستعد دفن و دپوی زباله در شهرستان کامیاران با اعمال مناطق ممنوعه

صفحه 1-15

https://doi.org/10.22034/envj.2025.500751.1458

حمید گنجائیان، مینا شاه جمالی، اعظم ابراهیمی، مرتضی اکبریان

چکیده مقدمه: شناسایی مناطق مستعد دفن و یا دپوی زباله برای مسؤولان و برنامه­ریزان بسیار حائز اهمیت است. مناطق مختلف تحت تأثیر وضعیت هیدرواقلیمی، زمین­شناسی و ژئومورفولوژی، پتانسیل­­های متفاوتی جهت ایجاد سایت­های دفن و یا دپوی زباله دارند. از جمله مناطقی که با محدودیت­های زیادی در این زمینه مواجه است، شهرستان کامیاران در استان کردستان است. شهرستان کامیاران تحت تأثیر وضعیت لیتولوژی و هیدرواقلیمی، دارای منابع کارستیک توسعه یافته است و با توجه به این‌که مناطق کارستیک حساسیت بالایی در برابر آلودگی دارند، بنابراین مکان­یابی سایت­های دفن و یا دپوی زباله در این شهرستان باید با حساسیت بالایی صورت گیرد. با توجه به حساسیت بالای شهرستان کامیاران در برابر آلودگی و همچنین با توجه به این‌که در این مورد مطالعات جامعی صورت نگرفته است، در این پژوهش بر مبنای پارامترهای طبیعی و انسانی، به شناسایی مناطق مستعد دفن و یا دپوی زباله در شهرستان کامیاران پرداخته شده است.
مواد و روش‌ها: بر مبنای مطالعات کتابخانه­ای، نظرات کارشناسان و وضعیت منطقه، 12 پارامتر وضعیت بارش، تراکم پوشش گیاهی، فاصله از گسل، لیتولوژی، فاصله از نقاط شهری، فاصله از نقاط روستایی، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده اصلی، ارتفاع، شیب، فاصله از ژئوسایت­ها و فاصله از سایت­های فرهنگی به­منظور شناسایی مناطق مستعد دفن یا دپوی زباله در شهرستان کامیاران انتخاب شده است. در مرحله دوم، با استفاده از روش وزن­دهی ضریب نسبی به پارامترها وزن داده شده است. در مرحله سوم، لایه­های اطلاعاتی وارد نرم­افزار IDRISI و نهایت با استفاده از روش ترکیب خطی وزن­دار (WLC) با هم ترکیب شده و نقشه نهایی مناطق مستعد دفن یا دپوی زباله در شهرستان کامیاران تهیه شده است.. در مرحله چهارم، لایه مناطق ممنوعه بر روی نقشه پهنه­­بندی شده اعمال شده است. لایه مناطق ممنوعه بر اساس مطالعات کتابخانه­ای، نظرات کارشناسان و وضعیت منطقه تهیه شده است. پس از تهیه لایه مناطق ممنوعه، لایه مناطق ممنوعه بر روی نقشه نهایی به‌دست آمده از مدل WLC اعمال شده است و در نهایت، نقشه نهایی مناطق مستعد دفن و یا دپوی زباله در شهرستان کامیاران تهیه شده است.
نتایج: در این پژوهش به­منظور شناسایی مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان کامیاران، از 12 پارامتر طبیعی و انسانی استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصله، فقط بخش­های کمی از مناطق میانی شهرستان کامیاران، مستعد دفن و یا دپوی زباله هستند. در واقع با توجه به تراکم ژئوسایت­ها و سایت­های فرهنگی، تراکم خطوط گسلی، نوع لیتولوژی و همچنین وضعیت هیدرولوژی، فقط بخش­های کمی از شهرستان کامیاران مناسب برای دفن و یا دپوی زباله است. با توجه به حساسیت بالای مناطق دفن و یا دپوی زباله، در این بخش بر مبنای مطالعات کتابخانه­ای، نظرات کارشناسان و همچنین وضعیت منطقه، مناطق ممنوعه دفن زباله در شهرستان کامیاران شناسایی شده است.
بحث: بر اساس نتایج حاصله، حدود 633 کیلومترمربع از وسعت شهرستان کامیاران که جزء حریم نقاط شهری، رودخانه­­ها و سدهای شهرستان است، به دلیل پتانسیل آسیب­پذیری بالایی که دارند، جزء مناطق ممنوعه شهرستان کامیاران به­منظور ایجاد سایت دفن زباله هستند. مجموع نتایج حاصله از ارزیابی پارامترها، اجرای مدل WLC و اعمال مناطق ممنوعه نشان داده است که فقط 148 کیلومترمربع از وسعت شهرستان کامیاران (معادل 2/7 درصد از کل وسعت شهرستان) که عمدتاً منطبق بر مناطق میانی شهرستان کامیاران است به دلیل دور بودن از مناطق ممنوعه، دور بودن از ژئوسایت‌­ها و سایت­‌ها فرهنگی و دور بودن از خطوط گسلی، مستعد دفن زباله هستند. بر مبنای نتایج بدست آمده از این تحقیق می­‌توان گفت که شهرستان کامیاران از نظر محیط‌زیستی دارای حساسیت بالایی است، بنابراین در برنامه­‌ریزی­‌های مختلف محیطی از جمله برنامه‌­ریزی برای دفن زباله، باید به پارامترهای محیطی و خصوصاً پارامترهای طبیعی این شهرستان توجه ویژه­ای شود.

مدیریت اکوسیستم‌ها

پهنه‌بندی و شناسایی عوامل مؤثر بر وقوع تخلفات تعلیف غیرمجاز دام در پارک ملی گلستان با استفاده از رگرسیون لجستیک

صفحه 16-36

https://doi.org/10.22034/envj.2024.476632.1411

میثم مددی، حمیدرضا رضایی، علیرضا محمدی، باقر نظامی بلوچی، مریم شهبازی

چکیده مقدمه: درک صحیح از محرک‌های رفتاری انسان، یک عنصر حیاتی برای حفاظت مؤثر از زیستگاه‌ها و مناطق تحت حفاظت است. تخلفات حوزه محیط‌زیست شامل طیف گسترده‌ای از رفتارها و اقدامات همچون تخریب زیستگاه، از بین‌بردن رستنی‌ها، قطع درختان، تعلیف دام، شکار و قاچاق حیات‌وحش، ماهیگیری، تخلیه انواع زباله، پساب و پسماند، استخراج معادن و غیره است. آگاهی از این تخلفات می‌تواند به مدیران کمک کند تا منابع را روی گروه‌هایی که کمترین سازگاری با قوانین حفاظتی را دارند متمرکز و راهکارهای حفاظتی مطلوب‌تری را ارائه دهند. پارک ملی گلستان با توجه به اهمیت حفاظتی در سطح ملی و منطقه‌ای، با تنوعی از تخلفات انسانی مواجه است که خسارات عدیده فیزیکی، اکولوژیکی و اقتصادی بر آن وارد می‌کنند. از این ‌رو، تعیین دقیق مناطق مستعد ارتکاب تخلفات، می‌تواند گامی مؤثر در تبیین و افزایش درک لزوم حفاظت از این منطقه برای مردم، سیاست‌گذاران حوزه محیط‌زیست و مسؤولان سیاسی و قضایی باشد. با توجه به پیچیدگی فرایند شناسایی و مکان‌یابی تخلفات تعلیف غیرمجاز دام و تأثیرگذاری عوامل مختلف زیستگاهی و انسانی بر وقوع آن، از مدل رگرسیون لجستیک به‌منظور پهنه‌بندی جرم در این منطقه استفاده شد. اجرای این روش یک رویکرد کمی برای اندازه‌گیری جرایم و شناسایی راه‌حل‌های عملی برای کاهش جرم در منطقه مورد مطالعه ارائه می‌دهد.
مواد و روش‌ها: پارک ملی گلستان اولین پارک ملی ایران است که از سال 1336 تحت حفاظت قرار دارد. به منظور پهنه‌بندی و شناسایی عوامل مؤثر بر وقوع تخلفات تعلیف غیرمجاز دام در پارک ملی گلستان از روش رگرسیون لجستیک در محیط نرم افزار TerrSet IDRISI بهره برده شد. رگرسیون لجستیک یکی از مدل‌های مناسب جهت اجرای پهنه‌بندی است که با استفاده از داده‌های موجود، یک معادله برای پیش‌بینی و بیان تغییرات متغیر وابسته، بر اساس متغیرهای مستقل ارائه می‌دهد. این روش از برآورد حداکثر احتمال برای یافتن بهترین عواملی که مدل را برازش می‌کنند، استفاده می‌کند. معادله رگرسیونی پیش‌بینی احتمال وقوع تخلف غیرمجاز دام در مرز پارک ملی گلستان، حاصل از مدل‌سازی رگرسیون لجستیک با استفاده از متغیرهای مستقل فیزیوگرافی، پوشش گیاهی و انسانی است.
نتایج: نتایج حاصل از اجرای مدل و معادله رگرسیونی پیش‌بینی احتمال وقوع تخلف تعلیف غیرمجاز دام در داخل پارک ملی گلستان نشان داد که مؤثرترین عامل در احتمال وقوع تخلف، فاصله از جاده با ضریب 679/5- است. ارتفاع با ضریب 192/4، زبری با ضریب 051/4، فاصله از چشمه‌ها با ضریب 34/2- در درجات بعدی اهمیت قرار دارند. عامل جهت با ضریب 0015 /0 به‌عنوان کم‌اثرترین متغیر مستقل تعیین گردیده است. ضرایب لایه‌های شیب، فاصله از جاده، فاصله از پاسگاه‌های محیط‌بانی، فاصله از منابع آبی (رودخانه و چشمه)، منفی به‌دست‌آمده است که بیانگر کاهش احتمال وقوع تخلف با افزایش فاصله از متغیرها است. مقادیر شاخص Pseudo R2 برابر 2402/0، شاخص ROC برابر با 8916/0 و شاخص Chi Square نیز برابر 8447 /8493 به دست آمده است که برازش قابل‌قبول مدل را تأیید و نشان‌دهنده دقت بسیار خوب و بالای اجرای مدل و وجود رابطه قوی با مقادیر احتمال حاصل از مدل رگرسیون لجستیک است. حذف تک به تکی هر یک از متغیرهای مستقل و انجام مقایسه حساسیت‌سنجی با استفاده از شاخص‌های آماری، تأیید کننده متغیر مستقل فاصله از جاده، به‌عنوان مهم‌ترین عامل تأثیرگذار بر وقوع تخلفات چرای غیرمجاز دام بوده‌اند.
بحث: نتایج حاصل از اجرای مدل رگرسیون لجستیک، بهترین تابع برازش را جهت توصیف ارتباط بین عوامل تأثیرگذار بر انجام تخلفات تعلیف غیرمجاز دام و نیز پیش‌بینی وقوع آن ارائه داد. بر این ‌اساس، تقریباً تمام مناطق پیرامونی پارک ملی گلستان که دارای جاده‌های دسترسی هستند، مستعد حضور دامداران غیرمجاز هستند. عواملی مهمی همچون کمبود نیروهای اجرایی، نبود پاسگاه‌های حفاظتی کافی و عدم فعالیت کامل برخی پاسگاه‌های موجود نیز در تشدید بروز تخلفات چرای غیرمجاز دام بسیار اثرگذار است. از طرفی به علت عدم تعیین حریم برای مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط‌زیست و تنها اتکا به مرز پیرامونی مناطق حفاظت شده به‌عنوان مرز رسمی، موجب گردیده است که دامداران غیرمجاز نیز با شناسایی زیستگاه‌های مطلوب حاشیه جاده‌های پیرامونی پارک ملی گلستان، اقدام به ورود به پارک ملی گلستان و چرای غیرمجاز دام نمایند. از این ‌رو، با شناسایی کانون‌های تخلف و افزایش کارایی گشت‌زنی در این مناطق، می‌توان تا حد زیادی از وقوع تخلفات دام غیرمجاز جلوگیری نمود و با احیا عرصه‌های تخریب یافته، به بهبود کیفیت اکوسیستم کمک کرد.

ارزیابی زیست محیطی

رابطه خصوصیات مورفولوژیک با همپوشانی آشیان اکولوژیک در ماهیان سفید رودخانه‌ای نمک (Squalius namak) در رودخانه جاجرود

صفحه 37-59

https://doi.org/10.22034/envj.2025.505077.1466

حامد شعبانلو، هادی پورباقر، سهیل ایگدری

چکیده مقدمه: میزان همپوشانی در آشیان‌های اکولوژیکی می‌تواند میزان اشتراک منابع و رقابت بین گونه‌ای بالقوه را نشان دهد. شدت یا تأثیر اشتراک منابع و رقابت نیز ممکن است تا حدی به فراوانی گونه‌ها، به ویژه در وضعیت محدودیت منابع مرتبط باشد. در این راستا تغییرات سازگاری در ریخت می‌تواند تفاوت‌هایی در عملکرد گونه‌ها ایجاد نماید که در نهایت منجربه تغییراتی در استفاده از منابع شود. ویژگی‌های مورفولوژیکی مانند شکل بدن، قرارگیری باله‌ها و جهت ‌دهان در ماهی‌ها به گونه‌ای تکامل یافته است که با زیستگاه‌های خاص آنها سازگار باشد. ماهی سفید رودخانه‌ای Squalius یا Chub جنسی از خانواده کپورماهیان است که اخیراً شناسایی شده و در نتیجه مطالعات کمی روی آن صورت گرفته است. لذا اطلاعات حاصل از این پژوهش می‌تواند به درک فرایندهای اکولوژیکی و چگونگی واکنش ماهی سفید رودخانه‌ای نمک (Squalius namak) به چالش‌های محیطی با مقایسه الگوهای مختلف در صفات مورفولوژیکی و اکولوژیکی کمک کند.
مواد و روش‌ها: از رودخانه جاجرود تعداد 103 ماهی سفید رودخانه‌ای نمک (S.namak) نمونه‌برداری شد. به منظور تعیین آشیان اکولوژیک از 9 متغیر محیطی استفاده شد. برای مطالعات ریخت‌سنجی از نمونه‌ها عکس‌برداری شد. با استفاده از نرم‌افزار 2TpsDig بر روی تصاویر دوبُعدی تعداد 13 لندمارک تعریف شدند. در روش ریخت‌سنجی سنتی تعداد 17 صفت اندازشی بر روی تصاویر تهیه شده با استفاده از نرم‌افزار ImageJ اندازه‌گیری شدند. ابتدا با استفاده از داده‌های حاصل از مورفومتری سنتی (طول کل، طول چنگالی و...) و خوشه‌بندی k-میانگین اقدام به گروه‌بندی ماهیان بر اساس سایز شد. روش مورد استفاده برای همپوشانی آشیان اکولوژیک، استفاده از منحنی‌های مطلوبیت زیستگاه بود. برای محاسبه‌ی منحنی‌های مطلوبیت زیستگاه از روشی ناپارامتری به نام هموارسازی هسته‌ای برای ترسیم رابطه بین هر متغیر محیطی و تعداد ماهی در هر ایستگاه استفاده شد. با استفاده از آنالیز مؤلفه‌های اصلی PCA))، داده‌های حاصل از مورفومتری هندسی و سنتی به صورت یک نمره درآمدند. در نهایت با رگرسیون خطی رابطه بین نمرات ایستگاه‌ها و میانگین اختلاف همپوشانی‌های آشیان اکولوژیک و نمرات بررسی شد.
نتایج: قطر سنگ بیشترین رابطه‌ی مثبت معنی‌دار را با طول پیش باله پشتی و طول پیش باله سینه‌ای و بیشترین رابطه‌ی منفی معنی‌دار را با طول پس باله پشتی، طول ساقه دمی و طول پس چشمی (length Postorbital) نشان داد. EC و TDS به ترتیب بیشترین رابطه‌ی مثبت معنی‌دار را با طول چنگالی، قطر چشم و طول پوزه نشان دادند. براساس الگوهای جابه‌جایی لندمارک‌ها بیشترین تفاوت، مربوط به جایگاه لندمارک‌های مستقر در نیمه‌ی خلفی بدن بود، هرچند نوک پوزه نیز تغییرپذیری بالایی نشان داد. منحنی‌های همپوشانی آشیان اکولوژیک بالاترین همپوشانی را برای سرعت جریان آب نشان دادند. TDS و EC کمترین میزان همپوشانی را نشان دادند. بر اساس نتایج می‌توان استدلال کرد که هرچه ماهیان این گونه کوچکتر باشند عامگرا‌تر بوده و در ترجیح زیستگاهی غیرتخصصی می‌باشند اما با افزایش سایز شاهد تخصص‌گرایی و در نتیجه افزایش همپوشانی در آشیان اکولوژیک مطلوب و احتمالاً رقابت بین ماهیان این گونه خواهیم بود.
بحث: دو گروه مورد مطالعه در این گونه در رودخانه جاجرود از طریق ترجیح زیستگاه و بهره‌برداری از منابع، رقابت درون گونه‌ای را کاهش داده‌اند. اگرچه در برخی از پارامترها همپوشانی بالایی مشاهده شد، اما به طور کلی همپوشانی آشیان الکولوژیک بین گروهای مختلف این ماهیان در حد متوسطی قرار داشت و این اکوسیستم با در اختیار قرار دادن زیستگاه ترجیحی گونه‌ها تا حد زیادی رقابت را کاهش داده است. برای مطالعات آتی پیشنهاد می‌شود تا میزان دسترسی به غذا و تأثیر پارامترهای فیزیکوشیمیایی آب بر حضور غذای مطلوب گروه‌های سایزی ماهیان این گونه و تأثیر پارامترهای محیطی زیستگاه بر ماهیان در فصول مختلف مورد بحث قرار گیرد.

اقتصاد محیط زیست

تأثیر وابستگی به منابع طبیعی و جهانی‌شدن اقتصادی بر پایداری محیط‌زیستی در ایران در چارچوب منحنی محیط‌زیستی کوزنتس N-شکل

صفحه 60-77

https://doi.org/10.22034/envj.2025.444793.1346

ابوالقاسم گل‌خندان

چکیده مقدمه: کیفیت محیط‌زیست و عوامل تعیین‌کننده آن یکی از مهم‌ترین مباحث مطرح در حوزه اقتصاد محیط‌زیست می‌باشد. وابستگی اقتصاد ایران به رانت منابع طبیعی و توجه به این نکته که کشور ایران در مسیر توسعه‌یافتگی و آزادسازی تجاری گام بر می‌دارد، بررسی تأثیر رانت منابع طبیعی، جهانی‌شدن اقتصادی و رشد اقتصادی را بر کیفیت محیط‌زیست در ایران مهم جلوه می‌دهد. از طرفی منحنی محیط‌زیستی کوزنتس (EKC) کلاسیک معتقد است که رابطه بین رشد اقتصادی و تخریب محیط‌زیست به‌‌شکل U معکوس می‌باشد. در مطالعات جدیدتر با توجه به نقدهای وارده بر EKC کلاسیک، عوامل مؤثر بر تخریب محیط‌زیست با استفاده از معادله درجه سوم و در چارچوب فرم N-شکل EKC مورد آزمون قرار گرفته است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر وابستگی به منابع طبیعی و جهانی‌شدن اقتصادی بر تخریب محیط‌زیست در ایران در چارچوب منحنی محیط‌زیستی کوزنتس N-شکل می‌باشد.
مواد و روشها: مدل مطالعه توصیفی-تحلیلی و کاربردی حاضر با استفاده از داده‌های سری زمانی سال‌های 2021-1990 طراحی شده و در بر گیرنده متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه (به‌عنوان شاخص رشد اقتصادی)، مربع و مکعب تولید ناخالص داخلی سرانه، سهم رانت منابع طبیعی از GDP (به‌عنوان شاخص وابستگی به منابع طبیعی)، بعد اقتصادی شاخص جهانی‌شدن KOF و دو شاخص تخریب محیط‌زیست (میزان انتشار گاز CO2 و ردپای اکولوژیک) است. داده‌های مورداستفاده از پایگاه‌های داده‌ای شاخص‌های توسعه جهانی متعلق به بانک جهانی، مؤسسه اقتصادی KOF و شبکه ردپای جهانی گردآوری شدند. در این مطالعه با استفاده از آزمون هم‌انباشتگی یوهانسن- یوسیلیوس، رابطه بلندمدت بین متغیرها مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در نهایت با بهره‌گیری از مدل تصحیح خطای برداری (VECM) به برآورد ضرایب بلندمدت و کوتاه‌مدت متغیرها پرداخته شده است. تحلیل داده‌ها نیز  به کمک نرم افزار Eviews12.0 انجام شد.
نتایج: برآورد مدل به روش VECM نشان می‌دهد که در بلندمدت اثر رشد اقتصادی، مربع و مکعب آن بر هر دو شاخص تخریب محیط‌زیست معنادار و به‌ترتیب مثبت، منفی و مثبت است که تأییدکننده فرضیه EKC به شکل N می‌باشد. بر اساس سایر نتایج، اثر بلندمدت وابستگی به منابع طبیعی و جهانی‌شدن اقتصادی بر هر دو شاخص تخریب محیط‌زیست، معنادار و به‌ترتیب مثبت و منفی است. با یک درصد افزایش در سهم رانت منابع طبیعی از GDP، انتشار CO2 و ردپای اکولوژیکی به‌ترتیب حدود 18/0 و 16/0 درصد، افزایش و با یک درصد افزایش در بعد جهانی‌شدن KOF، انتشار CO2 و ردپای اکولوژیکی به‌ترتیب حدود 49/0 و 54/0 درصد، کاهش می‌یابد. همچنین، ضریب تصحیح خطا حدود 22/0- تا 25/0- برآورد شده و در بازه زمانی کوتاه‌مدت تنها جهانی‌شدن اقتصادی اثر معنادار بر شاخص‌های تخریب محیط‌زیست داشته است.
بحث: دست‌یابی به نرخ‌ رشد اقتصادی بالاتر در آینده نزدیک می‌تواند با گذر از نقطه بازگشت دوم منحنی EKC به تخریب محیط‌زیست بیانجامد. لذا باید تلاش شود تا رشد اقتصادی بالاتر که مستلزم استفاده از انرژی بیشتر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تولید است، با ایجاد و تقویت انرژی‌های پاک صورت بگیرد. همچنین، دولت بایستی اقدامات و سیاست‌های کنترلی لازم را برای حفظ و جلوگیری از بهره‌برداری بیش از حد از منابع طبیعی اتخاذ کند و بخشی از درآمدهای حاصل از فروش منابع طبیعی را با ایجاد صندوق‌های سبز به سرمایه‏‌گذاری در تکنولوژی‏های مناسب و سازگار با محیط‌زیست اختصاص دهد. علاوه بر این، با تأیید فرضیه مدیریت جهانی محیط‌زیست که نشان می‌دهد جهانی‌شدن اقتصادی، تقاضای محیط‌زیستی را کاهش می‌دهد، حرکت به‌سمت یک اقتصاد باز می‌تواند به بهبود کیفیت محیط‌زیست در ایران کمک کند.

تغییر اقلیم

بررسی میزان و گستردگی تغییرات اقلیمی در مناطق مختلف ایران

صفحه 78-96

https://doi.org/10.22034/envj.2025.500584.1457

بهزاد رایگانی، سوسن براتی، محمدرضا فرزانه، فرهاد حسینی طایفه، عابد ترابی نیا

چکیده مقدمه: تغییر اقلیم به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های محیط‌زیستی در قرن 21 شناخته می‌شود که اثرات گسترده‌ای بر اکوسیستم‌ها، منابع طبیعی و زندگی انسان‌ها دارد. افزایش غلظت گازهای گلخانه‌ای، به‌ویژه دی‌اکسیدکربن، باعث تغییراتی نظیر افزایش دما، تغییر الگوهای بارش، کاهش منابع آبی و افزایش شدت خشکسالی‌ها شده است. ایران، به دلیل اقلیم خشک و نیمه‌خشک خود، بیش از بسیاری از کشورها در معرض این تغییرات قرار دارد. تحلیل دقیق شدت و گستردگی تغییرات اقلیمی و اثرات آن بر منابع طبیعی، به‌ویژه پوشش گیاهی، برای برنامه‌ریزی و مدیریت پایدار منابع ضروری است. هدف این مطالعه، ارزیابی تغییرات اقلیمی ایران طی سال‌های 1958 تا 2021 و بررسی ارتباط آن با تغییرات پوشش گیاهی طبیعی کشور است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش در دو فاز اصلی انجام شد. در فاز نخست، داده‌های پایگاه تراکلایمت برای تحلیل تغییرات اقلیمی ایران مورد استفاده قرار گرفت. این داده‌ها شامل پارامترهایی نظیر دمای کمینه، دمای بیشینه، بارش تجمعی، رواناب، تبخیر و تعرق واقعی، تبخیر و تعرق مرجع، کمبود آب اقلیمی و شاخص خشکسالی پالمر بودند که برای کل کشور به‌صورت سالیانه تحلیل شدند. به‌منظور شناسایی روندهای آماری معنی‌دار، از تحلیل‌های همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شد و نقشه‌های تغییرات اقلیمی تهیه گردید. سپس، با استفاده از روش ترکیب وزنی خطی (WLC) مبتنی بر منطق فازی، شدت تغییر اقلیم در کشور بر اساس سه پارامتر اصلی (دمای کمینه، دمای بیشینه و بارش) محاسبه و نقشه‌سازی شد. در فاز دوم، تغییرات پوشش گیاهی طبیعی کشور با استفاده از شاخص NDVI و تصاویر ماهواره‌ای سنجنده مودیس تحلیل شد. ابتدا مناطق دارای پوشش گیاهی طبیعی مشخص گردید و سپس روند تغییرات سالیانه پوشش گیاهی به‌صورت معنی‌دار و غیرمعنی‌دار بررسی شد. ارتباط میان تغییرات اقلیمی و تخریب پوشش گیاهی نیز با تحلیل همبستگی پیرسون ارزیابی و نقشه‌های مرتبط تهیه شد.
نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که تغییرات اقلیمی در کشور به وضوح مشهود است، اما شدت و گستردگی این تغییرات در مناطق مختلف یکنواخت نیست. مناطق شمال غرب، غرب، زاگرس و شمال شرق بیشترین شدت تغییرات را تجربه کرده‌اند. در این مناطق، دمای کمینه و بیشینه سالیانه به ترتیب بیش از 2 تا 3 درجه سانتی‌گراد افزایش یافته و بارش تجمعی سالیانه در برخی نواحی بیش از 100 میلی‌متر کاهش نشان داده است. همچنین، کمبود آب اقلیمی در مناطق مرکزی و شرقی کشور به‌طور معنی‌داری افزایش یافته و موجب کاهش شدید پوشش گیاهی در این مناطق شده است. استان‌های گیلان، اردبیل و گلستان، علاوه بر کاهش بارش، شاهد تهدید جدی تالاب‌های دائمی خود هستند. بررسی تغییرات پوشش گیاهی نشان داد که کاهش بارش و افزایش دما، به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک، نقش مهمی در روند نزولی پوشش گیاهی داشته است. این تأثیرات در زمین‌های بایر و بوته‌زارهای نیمه‌خشک کشور مشهودتر است.
بحث: این مطالعه تأیید می‌کند که ایران با تغییرات اقلیمی قابل‌توجهی در دهه‌های اخیر مواجه بوده که اثرات مخرب آن بر منابع طبیعی و اکوسیستم‌های کشور مشهود است. افزایش دما، کاهش بارش، و تشدید کمبود آب اقلیمی، چالش‌های بزرگی برای پایداری منابع طبیعی ایجاد کرده‌اند. نتایج این پژوهش بر ضرورت تدوین سیاست‌های جامع و اجرای برنامه‌های ملی برای کاهش اثرات تغییر اقلیم، مدیریت منابع آب، و حفاظت از اکوسیستم‌های آسیب‌پذیر تأکید دارد. علاوه بر این، پایش مستمر تغییرات اقلیمی و تحلیل اثرات آن بر منابع طبیعی برای اتخاذ تصمیمات مؤثر ضروری است.

حقوق محیط زیست

تحریم‌های اقتصادی و پیامدهای محیط‌زیستی در ایران: تحلیل مسؤولیت بین‌المللی از منظر حقوق بین‌الملل محیط‌زیست

صفحه 97-113

https://doi.org/10.22034/envj.2025.470427.1399

سجاد رنجبر دافچاهی، علی مشهدی

چکیده مقدمه: تحریم‌های اقتصادی به‌عنوان ابزاری سیاسی و اقتصادی، تأثیرات گسترده‌ای بر محیط‌زیست، به‌ویژه در کشورهایی با زیرساخت‌های محیط‌زیستی شکننده مانند ایران، دارند. این تحریم‌ها، به‌واسطة محدودکردن دسترسی به فناوری‌های پیشرفته و تجهیزات صنعتی مدرن، بر عملکرد بخش‌های مختلف محیط‌زیستی تأثیر گذاشته و منجر به تشدید مشکلات محیط‌زیستی شده‌اند. پیامدهای ناشی از این تحریم‌ها شامل تخریب منابع طبیعی، افزایش آلودگی‌های هوا و آب، و کاهش بهره‌وری انرژی است. بررسی علمی و حقوقی این اثرات در زمینه حقوق بین‌الملل محیط‌زیست ضروری است، چرا که تعهدات کشورهای تحریم‌کننده در قبال تأثیرات فرامرزی و محیط‌زیستی این اقدامات همچنان یک مسئله بحث‌برانگیز است. این پژوهش به بررسی علمی و حقوقی اثرات تحریم‌ها بر محیط‌زیست ایران می‌پردازد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش از رویکرد تحلیل محتوا برای بررسی تأثیرات محیط‌زیستی تحریم‌های اقتصادی استفاده کرده است. داده‌های مورداستفاده شامل گزارش‌های رسمی داخلی و بین‌المللی، مقالات علمی و تحلیل اسناد حقوق بین‌الملل محیط‌زیست بوده است. روش پژوهش به طور خاص بر ارزیابی اصول کلیدی حقوق بین‌الملل، شامل "اصل عدم ضرر"، "مسؤولیت مشترک اما متفاوت" و "توسعه پایدار" متمرکز بوده است. داده‌های میدانی از طریق بررسی عملکرد بخش‌های انرژی، حمل‌ونقل، و منابع طبیعی در طول دوره تحریم‌ها جمع‌آوری و تحلیل شدند. علاوه بر این، مقایسه‌ای بین شاخص‌های محیط‌زیستی ایران و کشورهای مشابه از نظر اقتصادی و جغرافیایی انجام شده است.
نتایج: یافته‌ها نشان می‌دهد که تحریم‌های اقتصادی اثرات گسترده‌ای بر محیط‌زیست ایران داشته‌اند. در بخش انرژی، محدودیت دسترسی به فناوری‌های پیشرفته و تجهیزات مدرن، منجر به تولید سوخت‌های باکیفیت پایین و افزایش انتشار آلاینده‌ها شده است. این وضعیت در شهرهای بزرگ مانند تهران، موجب افزایش آلودگی هوا، کاهش کیفیت زندگی، و افزایش بیماری‌های تنفسی شده است. همچنین، فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل عمومی و عدم توانایی در جایگزینی وسایل نقلیه قدیمی، به تشدید آلودگی و کاهش بهره‌وری انرژی منجر شده است. در بخش کشاورزی، تحریم‌ها با محدودکردن دسترسی به کودها و سموم باکیفیت، موجب استفاده از مواد شیمیایی غیراستاندارد شده‌اند که این امر به تخریب خاک، کاهش حاصلخیزی زمین و آلودگی منابع آبی انجامیده است. تخریب تالاب‌ها، به‌ویژه تالاب‌های هامون و میانکاله، به دلیل توقف پروژه‌های احیای محیط‌زیستی، منجر به افزایش پدیده گردوغبار و کاهش تنوع زیستی در منطقه شده است. علاوه بر این، کاهش بودجه‌های محیط‌زیستی و اولویت یافتن مسائل اقتصادی بر پروژه‌های محیط‌زیستی، باعث تعلیق بسیاری از طرح‌های احیای اکوسیستم‌ها شده است. تحریم‌ها همچنین مانع جدی برای همکاری‌های بین‌المللی در زمینه انتقال فناوری‌های سبز و دانش فنی بوده‌اند. این محدودیت‌ها نه‌تنها توانایی ایران را در کاهش آلودگی و مدیریت پایدار منابع طبیعی تضعیف کرده، بلکه تعاملات علمی و تحقیقاتی با نهادهای بین‌المللی را نیز محدود کرده است. علاوه بر این، فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها باعث کاهش توانایی ایران در اجرای تعهدات بین‌المللی محیط‌زیستی شده است.
بحث: تحریم‌های اقتصادی علاوه بر اثرات اقتصادی و سیاسی، پیامدهای محیط‌زیستی قابل‌توجهی داشته‌اند که نیازمند بررسی و بازنگری در سیاست‌های تحریمی است. این تحریم‌ها اصول بنیادین حقوق بین‌الملل محیط‌زیست را نقض کرده و تأثیرات فرامرزی مانند افزایش آلودگی هوا و تخریب زیستگاه‌های مشترک با کشورهای همسایه را به همراه داشته‌اند. کشورهای تحریم‌کننده، بر اساس تعهدات بین‌المللی، باید نسبت به جبران خسارات محیط‌زیستی ناشی از تحریم‌ها اقدام کرده و از طریق انتقال فناوری‌های سبز و حمایت از پروژه‌های محیط‌زیستی، نقش فعالی در کاهش اثرات منفی ایفا کنند. ایجاد مکانیسم‌های بین‌المللی برای نظارت بر تأثیرات محیط‌زیستی تحریم‌ها و تقویت همکاری‌های محیط‌زیستی، گامی اساسی برای حفظ توسعه پایدار و کاهش اثرات مخرب تحریم‌ها خواهد بود.

توسعه پایدار

ارزیابی امکان جایگزینی مغزی غیرچوبی در ساخت پانل ساندویچی چوبی با هدف کاهش مصرف منابع چوبی، حفظ محیط‌زیست و سلامت انسان

صفحه 114-126

https://doi.org/10.22034/envj.2025.501413.1460

پانته‌آ عمرانی، حسین رنگ‌آور، افشین رحمتی طولارود پائین

چکیده مقدمه: با توجه به افزایش جمعیت جهان و به دنبال آن افزایش تقاضای چوب و فراورده‌های چوبی، هزینه بالای چوب، محدودیت منابع جنگلی، آسیب‌های وارده به جنگل‌ها، محیطزیست و سلامت انسان‌ها، امروزه ایجاد راهکارهایی برای تأمین نیازهای جوامع بشری با هدف ایجاد توسعه پایدار، کاهش مصرف منابع جنگلی و حفظ محیط‌زیست برای سلامت انسان‌ها، بسیار مهم است. بنابراین در این پژوهش، امکان جایگزینی و استفاده از فوم پلی‌اتیلن شبکه‌ای سازگار با محیط‌زیست، عاری از گازهای مضر و نیز قابل بازیافت، در ساخت پانل ساندویچی چوبی (فراورده مرکب چوبی پرکاربرد در صنایع مختلف مانند چوب و مبلمان، ساختمان و غیره) مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‌ها: این مطالعه، از نوع تجربی و در مقیاس آزمایشگاهی انجام شد. پانل‌های ساندویچی آزمونی از سه نوع تخته فیبر با جرم مخصوص متوسط و ضخامت 3 میلی‌متر (با روکش طبیعی راش، روکش مصنوعی ملامینه و بدون روکش) به‌عنوان رویه و از فوم پلی‌اتیلن شبکه‌ای با ضخامت 30 میلی‌متر و جرم مخصوص‌
 30 کیلوگرم بر متر مربع، به‌عنوان مغزی ساخته شدند (با استفاده از چسب پلی‌ونیل استات). سپس ویژگی‌های مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته، مقاومت فشاری، مقاومت به ضربه و نیز جذب آب 2 و 24 ساعت نمونه‌ها اندازه‌گیری شدند. نتایج با آزمون ANOVA تحلیل شد.
نتایج: نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر نوع روکش رویه بر ویژگی‌های مکانیکی (مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته، مقاومت فشاری عمود بر سطح) و ویژگی‌های فیزیکی (جذب آب 2 و 24 ساعت بعد از غوطه‌وری در آب) پانل‌های ساندویچی ساخته‌شده در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار است، ولی اثر نوع روکش رویه بر مقاومت به ضربه معنی‌دار نیست. نتایج نشان داد استفاده از تخته فیبر با روکش طبیعی در رویه پانل ساندویچی، بیشترین مقاومت‌های مکانیکی را ایجاد کرده است. همچنین نتایج نشان داد کاربرد تخته فیبر دارای روکش مصنوعی ملامینه، درصد جذب آب 2 و 24 ساعت پانل ساندویچی ساخته‌شده را کاهش می‌دهد.
بحث: نتایج نشان داد ساخت پانل ساندویچی با فوم پلی‌اتیلن شبکه‌ای امکان‌پذیر است. این فوم، سازگار با محیط‌زیست و عاری از گازهای مضر است. بنابراین امکان ساخت پانل ساندویچی با ویژگی دوستدار محیط‌زیست را فراهم می‌کند. ساخت پانل‌های ساندویچی با مغزی‌های غیرچوبی مانند فوم پلی‌اتیلن شبکه‌ای، با کاهش نیاز به منابع چوبی یا جنگلی که در کشور ایران و جهان کم هستند، سبب ایجاد توسعه پایدار، حفظ منابع جنگلی، حفظ محیط‌زیست و سلامت انسان‌ها و نیز کاهش مشکلات تأمین مواد اولیه صنایع چوب و مبلمان و فراورده‌های مرکب چوبی شده است. همچنین ازلحاظ اقتصادی مقرون‌به‌صرفه است. ازطرف دیگر با توجه به خواص فیزیکی و مکانیکی بسیار زیاد فوم پلی‌اتیلن شبکه‌ای، استفاده از آن در مغزی پانل ساندویچی چوبی، کارایی‌های بسیار متنوعی برای پانل‌های ساندویچی ساخته‌شده ایجاد می‌کند. خواص مختلف فوم پلی‌اتیلن شبکه‌ای مانند: مقاومت حرارتی (در مقابل گرما و سرما)، مقاومت شیمیایی، مقاومت در برابر رشد قارچ‌ها و حشرات، سمی نبودن، پایداری ابعادی مناسب، عایق رطوبت و صوت، سازگاری با محیط‌زیست و عاری بودن از گازهای مضر، نصب سریع و آسان و سهولت در حمل‌ و ‌نقل باعث کاربردهای بسیار آن در صنایع مختلف شده است؛ این کاربردها عبارت‌اند از: صنایع ساختمان (عایق کف، دیوار، سقف سوله، درزبندی پنجره‌ها و غیره)، خودرو، لوازم خانگی، بسته‌بندی، مبلمان (مبل‌ها و سرویس اتاق خواب) و غیره. فوم پلی‌اتیلن شبکه‌ای علاوه‌بر کاربردهای مذکور می‌تواند در ساخت پانل‌های ساندویچی مورد استفاده به‌عنوان دیوارجداکننده فضاهای داخلی، درهای داخلی ساختمان، درهای کمد دیواری، پوشش دیوارهای مشترک داخلی و غیره استفاده شود.

آموزش محیط زیست

تبیین تأثیر فرهنگ سازمانی سبز و اقدامات مدیریت منابع انسانی سبز بر عملکرد محیط زیستی کارکنان با نقش میانجی نوآوری سبز

صفحه 127-147

https://doi.org/10.22034/envj.2025.503795.1463

سارا محمدی، فرج الله رحیمی، مهدیه داستین

چکیده مقدمه: در دهه‌های اخیر نگرانی در مورد محیط طبیعی به یک موضوع بحرانی تبدیل شده است. بخش صنعت به عنوان یک بخش کلیدی و مؤثر در چرخه اقتصادی کشور نیز از فشارهای اجتماعی و نهادی مرتبط با مسائل محیط‌زیستی مجزا نمانده است. از این‌رو، سازمان‌های دوستدار محیط زیست به دنبال یافتن شیوه‌ها و تکنیک‌هایی برای کاهش اثرات محیط‌زیستی علاوه بر مقابله با مسائل اقتصادی می‌باشند. هدف اکثر شرکت‌های دوستدار محیط زیست حذف ضایعات و پسماندهای آلاینده و به طبع آن افزایش بازدهی شرکت می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی‌تأثیر فرهنگ سازمانی سبز و مدیریت منابع انسانی سبز بر عملکرد محیط زیستی کارکنان با نقش میانجی نوآوری سبز صورت گرفت.
مواد و روش­‌ها: این پژوهش برحسب هدف و ماهیت، یک مطالعه کمی و کاربردی، براساس نحوه گرد‌آوری داده‌ها از نوع پژوهش‌­های توصیفی همبستگی و از نظر افق زمانی پژوهشی مقطعی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش، کلیة کارکنان شرکت فولاد خوزستان می‌باشند که از میان آن‌ها، تعداد 368  نفر به­عنوان نمونه به روش نمونه­‌گیری تصادفی ساده انتخاب و در نظر گرفته شد. گردآوری داده‌­ها به روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه­‌های استاندارد صورت گرفت. روایی صوری و محتوایی داده­‌ها توسط اساتید و خبرگان و پایایی آن­‌ها نیز با استفاده از آلفای کرونباخ، مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار Smart PLS نسخه 3,3,3 استفاده شده است.
نتایج: یافته‌های پژوهش نشان داد که اقدامات مدیریت منابع انسانی و فرهنگ سازمانی سبز بر نوآوری سبز و عملکرد محیط زیستی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین تأثیر مثبت اقدامات مدیریت منابع انسانی سبز بر فرهنگ سازمانی سبز و نوآوری سبز بر عملکرد محیط زیستی به­‌طور معناداری تأیید گردید. نتایج همچنین نشان داد نوآوری سبز به­‌عنوان میانجی در رابطه بین اقدامات مدیریت منابع انسانی و فرهنگ سازمانی سبز با عملکرد محیط­‌زیستی کارکنان، نقشی کلیدی ایفا می‌کند.
بحث: با توجه به اهمیت و ضرورت پایداری، شناخت عوامل مؤثر بر محیط زیست، می‌­تواند منجر به بهبود و ارتقاء عملکرد محیط زیستی و پایداری شود. توجه مدیران به اقدامات منابع انسانی سبز، فرهنگ سازمانی و نوآوری سبز در این راستا یاری­‌دهنده است. با آموزش و اقدامات منابع انسانی، می‌توان فرایندهای مدیریت سبز را تسهیل نموده و قابلیت‌های بنیادی را از طریق بسط، تعمیق و تسهیم دانش سبز، ایجاد باور و رهنمودهای لازم در منابع انسانی شکل داد. مدیران با اﺟﺮای ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﻣﺤﻴﻄ‌زیستی از ﻃﺮﻳﻖ استخدام کارکنان حامی محیط زیست، ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﭘﺎداش ﺳﺒﺰ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی ﻛﺎرﻛﻨﺎن از ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزش ﺳﺒﺰ، ﺷﺮاﻳﻂ را ﺑﺮای اﻳﺠﺎد و ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺳـﺒﺰ ﻓـﺮاﻫﻢ ﻧﻤﻮده ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ در ﺑﺴﺘﺮ فرﻫﻨﮕﻲ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺴﺘﻤﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮد محیط‌زیستی دﺳﺖ ﻳﺎﺑﻨﺪ. ارتقاء فرهنگ سبز باعث می‌­شود مواد اولیه‌ای برای تولید کالا و خدمات انتخاب شوند که حداقل آلودگی محیط‌زیستی را به همراه داشته باشد. با ترویج فرهنگ پایداری و ادغام شیوه‌های دوستدار محیط زیست در استراتژی‌های منابع انسانی، سازمان‌ها می‌توانند به نتایج محیط‌زیستی بهتری دست یابند و در عین حال، قابلیت‌های اقتصادی خود را حفظ کنند.